تبليغاتX
درمورد سیریک میباشد

دوشنبه 2 اردیبهشت1387

آیات قرآن الگوی سعدی در بكارگیری تلمیح های ادبی است
بهره گیری از تلمیح های ادبی و اشاره مستقیم و غیر مستقیم به آیات و مفاهیم قرآنی از ویژگی های قلم سعدی است.
بهره گیری از تلمیح های ادبی و اشاره مستقیم و غیر مستقیم به آیات و مفاهیم قرآنی از ویژگی های قلم سعدی است.
توجه سعدی به آیات قرآن، بهره گیری از نوعی حکمت شرعی و نبوی است، در دیدگاه وی تاکید بر این است که انسان باید شكرگزار خالق باشد، از پلیدی‌ها دوری كند و باید برای آراستگی به مكارم اخلاق و فضایل اخلاقی تلاش کند. در واقع الگوی اصلی سعدی در آثارش قرآن است.
اول اردیبهشت، روز گرامیداشت سعدی، فرصتی است که نگاهی به کاربرد آیات قرآن در آثار سعدی داشته باشیم. به اذعان کارشناسان ادبی، اشعار سعدی به حكمت یونانی و یا حكمت ابن‌سینایی شبیه نیست و نباید انتظار داشت كه در آن از مباحث هستی‌شناختی و شناخت‌شناسی آن‌طور كه در حكمت و فلسفه متعارف یونانی بحث می‌شود، مباحثی یافت شود.
خداشناسی و انسان‌شناسی را دو مبحث اصلی مورد توجه در آثار سعدی است و در پی آن به انسان‌پروری و انسان‌دوستی توجه داشته است. در تحقیق آثار سعدی باید همه آثار او را مد‌نظر قرار داد و مطالعه كرد. نمی‌‌توان با مطالعه یكی از آثار به بررسی شخصیت وی و تفكر و اندیشه‌اش پرداخت و دیدگاه درستی اتخاذ كرد، ضمن اینكه باید آثارش را در متن حوادث زمانه او شعری در ایران مطالعه كرد.
سعدی در طرح فلسفه اخلاق خودش بیش از هرجا از قرآن الهام گرفته است. وی سال‌ها در مركز علم آن زمان جهان اسلام یعنی نظامیه بغداد كه ورود هر‌گونه اندیشه فلسفی یونانی به آن ممنوع بوده است، درس خوانده است.
اصول اخلاقی سعدی بر شش اصل استوار است، نخست "هدف از علم اخلاقی" است كه هدف از آن نوعی آرامش درونی و رضایت خاطر خود آدمی است، دوم "مصلحت اجتماعی"، سوم "عقل" است كه مبنای داوری در موارد اخلاقی عقل است، چهارم "عرف"، پنجم "سنت" كه ریشه در گذشته دارد و ششم "زمان".
سعدی معتقد است كه در تثبیت و بسط اخلاقی كه بر مبنای این اصول بنا شده است، نخست باید "امیر و حاكم" اصلاح شود، مرحله دوم، افزایش قدرت علمی و استفاده از ابزار فقها، علما و قضات است، مرحله سوم، "قدرت دیوانی"، مرحله چهارم "قدرت نظامی"، مرحله پنجم، قدرت تبلیغی شاعران، قصه‌گویان و واعظان است.
حكایت‌ها از گلستان سعدی به تلمیحات قرآنی آن اشاره و معانی برخی از واژگان را توضیح داده است. پرودگار، ترجمه "رب" از صفات الهی است و بیش از ۶۹۷ بار در قرآن مجید آمده است، "حی" نیز از صفات خداوند به معنی زنده كه ۱۹ مرتبه در قرآن مجید آمده و "توانا" ترجمه "قادر و قدیر" است كه هر دو از صفات الهی هستند، اولی ۱۰ مرتبه و دومی ۳۹ مرتبه بار در قرآن مجید یاد شده است. استفاده از نام های پروردگار و صفات حضرت حق در آثار سعدی در موارد متعدد دیده می شود.
تأثیرپذیری سعدی از قرآن در اولین سطرهای گلستان در حیث فرم و شکل اثر ادبی، محتوا و معنا آشکار است و دیدگاه قرآنی در آثار وی نفوذ دارد.
سعدی از آیات قرآن در زمینه مدح و ستایش خداوند، آموزش نکات اخلاقی و اسلام نتیجه های کاربردی در زندگی بهره گرفته است.
عوامل موثر بر آثار سعدی را علاوه بر فضای اسلامی قرن ششم و تحصیل سعدی در مدرسه علمیه بغداد، بهره مندی وی از محضر استادان قرآنی می توان دانست. بیشتر استادان سعدی در مدارس دینی از علمای بزرگ قرآنی بودند و نوع تفکر امام محمد غزالی (وفات ۵۵۰ هجری قمری) و شاگردان وی و تفاسیر و تعالی قرآنی آن ها مورد استفاده سعدی بوده است. همچنین ابن جوزی استاد قرآن دیگری بود که در مبنای تربیتی و ادبی آثار سعدی تأثیرگذار بود.
نحوه تکوین شخصیت، زمانه، استادان سه رکن اصلی است که نشان می دهد چرا سعدی در آثارش به قرآن توجه ویژه داشته است. مسیر سعدی در بلاد اسلامی نگاه خاصی را در وی به وجود آورد تا در نهایت حاصل آموخته ها و تجارب خود را در سال ۶۵۵ هجری قمری در بوستان و ۵۶ در گلستان عنوان كرد و حاصل تلاش های وی با جانمایه دینی شکل گرفت. در بسیاری از بخش های گلستان اشاره مستقیم به متن آیه نشده اما مفاهیم قرآنی است و در پایان حکایت یا متن آیه را ذکر می کند. مثلا در مقدمه گلستان مفاهیم حمد و ستایش، تقرب، پروردگار و عجر انسان ذکر می شود و در پایان آیه ۱۳ سوره مبارکه سبا می آید: "اعملوا آل داود شکرا و قلیلا من عبدی اشکور"
اساس تأثیرپذیری سعدی از قرآن استعمال مستقیم نیست بلکه بنیاد آموزه های قرآن را در آفرینش فضای اشعار و حکایت ها به کار می گیرد و بیان هنری سعدی بیش از هر چیز مدیون قرآن است. نوع جمله بندی ها، تمایل به سجع و فاصله و حتی آهنگ حملات وی مشابه قرآن است.
تسلط سعدی بر آیات و احادیث عامل دیگری رویکرد قرآنی آثار سعدی است. بیش از ۱۲۰۰ مورد در آثار سعدی به داستان های مختلف قرآنی اشاره شده است و بیشترین استفاده از داستان سلیمان و یوسف است. چون داستان امکان تعبیرپذیری، فضاسازی و جذابیت دارد و به همین دلیل مورد توجه سعدی قرار گرفته است.
در اندیشه سعدی فرهنگ مدارا با همنوعان و حتی مخالفان وجود دارد که این امر در آیات قرآنی ریشه دارد و مورد تأکید در سیره نبوی هم بوده است.
بررسی دقیق معانی کلمات دیباچه گلستان سعدی ما را به آیات مختلف قرآن رهنمون می کند. عبارت "منت خدای را عزوجل" اشاره به آیه "یمنون علیک ان اسلموا" سوره حجرات آیه ۱۷ دارد. سعدی می گوید: منت فقط مخصوص خداوند عزوجل است و خود صفت عزوجل هم از عزیز مهر جلیل گرفته شده است.
عبارت "به شکر اندرش مزید نعمت" اشاره به "لئن شکرتم لازیدنكم" سوره ابراهیم آیه ۷ دارد. هر کس شکر کند، خدا نعمت هایش را زیاد می کند و هر کس کفر ورزد، خدا نعمت های او را می گیرد.
همچنین سعدی تأکید می کند که هر آنچه دارید از ساده ترین کار نفس کشیدن همه متعلق به خداست و مهمترین نعمت حق به انسان، دم و بازدم است. حقیقت معنویت اسلامی در غزلیات سعدی یافت می شود که خدا را بنیان همه زیبایی های هستی می داند. معارف قرآنی به صورت هنری در غزلیات است.

نوشته شده توسط سالم در 22:20 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 10 بهمن1386

خبرمهم

خبر مهم :

 

سایت سیریک به این آدرس تعغیرکرد .

 

سیریکی

نوشته شده توسط سالم در 22:36 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1 دی1386

گزارش تصويري از زائران خانه خدا در سال 1953

گزارش تصويري از زائران خانه خدا در سال 1953
تصاویر دیدنی قدیمی از مسجد الحرام ، رمی جمرات، عیدقربان، صحرای عرفات، بندرگاه و فرودگاه در نیم قرن پیش
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط سالم در 10:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 27 آذر1386

تبریک عید قربان

img/daneshnameh_up/3/34/Make1q.jpg

عیدقربان را به همه مسلمانان جهان تبریک عرض میکنیم

نوشته شده توسط سالم در 17:2 |  لینک ثابت   • 

جمعه 23 آذر1386

شجره مباركه ( زيتون)

درخت زيتون  به عنوان شجره مبارکه در قران کريم هفت بار ذکر شده است, ونبی پاک صلی الله عله وسلم در باره زيتون فرمودند:" روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد ." و اين بحث را با آیات مبارکه و احاديثی از پيامبراكرم صلی الله عله وسلم , مزين می کنيم., ودر اخير اقوال دانشمندان را ذکر کرده از پيشرفت دانش معلومات زيادی برايتان بيان خواهيم کرد.واين درخت مصدر طرقی اقتصاد بسيار از کشورها شده است .

اولا : زيتون در قرآن کريم: خداى متعال مى فرمايد: (وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ)[1]. واو کسی است که آسمان آب فرو ميفرستد, وما به وسيلۀ آن آب, همۀ رستنيها را ميرويانيم واز رستنيها سبزينه بيرون ميآوريم, واز آن سبزينه, دانه های تنگاتنگ يکديگر, واز شگوفه های درخت خرما خوشه های آويزان نزديک بهم ودر دسترس, باغهای انگور وزيتون وانار پديد ميسازيم که همگون ويا غير همگونند. بنگريد به ميوۀ نارس ورسيدۀ يکايک آنها, آنگاه که ميوه دادند. بيگمان در اين نشانه ها ودلايل است برای کسانی که ايمان ميآورند." ( سوره انعام آيه 99)

خداى متعال مى فرمايد : (وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِين)[2].او كسیاست كه باغهاى معروش ( باغهايى كه درختانش روى داربست‏ها قرار دارد)، و باغهاى غيرمعروش ( باغهايى كه نياز به داربست ندارد) را آفريد; همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند; و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند; (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مى‏باشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداونداسراف کننده گان را دوست نمی دارد! (سوره انعام أيه 141 ) خداوند مي فرمايد : (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)[3] خدا روشنگر آسمانها وزمين است نور خدا, به چاچراغی ميماند که در آن چراغی باشد وآن چراغ در حبابی قرار گيرد, حباب در خشانی که انگار ستارۀ فروزان است, واين چراغ افروخته شود از درخت پر برکت زيتونی که نه شرقی ونه غربی است انگار روغن آن بدونتماس با آتش دارد شعله ور ميشود, نوری است بر فراز نوری! خدا هر که را بخواهد به نور خود رهنمود ميکند . خداوند برای مردمان مثلها ميزند, وخداوند آگاه از هر چيزی است.    (سوره نور آيه 35)

شرح كلمات:

ينعه : رسيده

كمشكاة : چراغ دان, قنديل, چلچراغ.

كوكب دري: فروزان چون درٌ.

لا شرقية ولا غربية : اين درخت نه در قسمت شرقی باغ است که خورشيد بروی او افتد ونه در قسمت غربی.در سلول گياهی کيسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـيل نامـيـده می شود. کلروفـيل به معنی «ماده سبز گياهی و سبزينه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (يعنی همان چيزيکه در آيه مطرح شده است). اين ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشيد را جذب می کند ( Long day plnts)و به انرژی شيمائی تـبـديـل می کند. ريشه های گياه آب و مواد معدنی را از خـاک می مکـنـد کـه بـطـرف بـرگـها رسـانـده می شـوند و بـرگـهـا نيز از هوا دی اکسيد می گيرند، بعد خَـضِر (يعـنی کـلـروفـيلها)،  مواد غـذائی مورد نياز درخت را توليد می کنند که به سراسر آن صادر می شـود و بدنه درخت و مــيــوه و ثــمــر آن را درست می کـند.درخت زيتون تک درختی است در سرزمين باز وبلندی که از هر سو آفتاب بدان ميتابد. خداوند پاک می فرمايد: (وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ {1} وَطُورِ سِينِينَ {2} وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ)[4].  قسم به تين و زيتون.و سوگند به طورسينين. و سوگند به اين شهر امن و امان. مراد به تین وزيتون اصلی نبات مقصود نمی باشد , بلکه منبت آنها مقصود است .ونيز خداوند پاک می فرمايد: (يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون)[5].خداوند بوسيله آن زراعت وزيتون وخرما وانگور وهمه ميوه ها را برای شما ميروياند, بيگمان در اين نشانه روشنی استبرای کسانی که بينديشند.  ونيز خدای متعال می فرمايد: (ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا {26} فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا {27} وَعِنَبًا وَقَضْبًا {28} وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا {29} وَحَدَائِقَ غُلْبًا {30} وَفَاكِهَةً وَأَبًّا {31} مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ)[6] سپس زمين را می شگافيم واز هم باز ميکنيم, در آن  دانه ها را می رويانيم ورَز ها وگياهان خوردنی را, ودرختان زيتون وخرما را , وباغهای پر درخت وانبوه را, وميوه وچراگاه را برای استفاده وبهره مندی شما وچهارپايان شما. (سوره عبس آيه 26 – 32)

خداوند پاک می فرمايد :(وشجرة تخرج من طور سيناء..): و درختي كه از طور سينا مي رويد و از آن روغن و غذايي براي خورندگان فراهم مي گردد.     ( سوره مومنون آيه 20) 

شرح الکلمات:

شجرة : درخت زيتون

تنبت بالدهن: توليد روغني ونان خورشي ميکند

صبغ للآكلين:نان خورشی

مراد همان روغن است .

 

 

 

معنای علمی:

بعد از اين که تمام آيه های قران کريم را ذکر نموديم , می به سراغ بحث علمی بيبينم که دانشمندان در اي باره چه می گويند. ااکثری دانشمندان می گويند که روغن زيتون سرشار از انواع ويتامين ها است و داراي فسفر و گوگرد و كلسيم و آهن و پتاسيم و منگنز است داروهايي كه از روغن زيتون و سير تهيه مي شوند براي انواع دردهاي رماتيسمي مفيد است. سنگهاي كيسه صفرا به وسيله خوردن روغن زيتون از بين مي روند. همه گياهان ماده سبز درست می کنند که آن بنوبه خود دانه و ثمر درست می کـند: نخل، انگور، زيتون و انار ترکيبات مشترک زيادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند: ثمر نخل و انگور و انار و زيتون ضمن اينکه هـمانـنـد نـمـائی نمی کـنـنـد تـرکـيـبـات مـشـتـرک زيادی دارند. از جـمـلـه: هـمـه آنها روغن، آب، پروتئين، مـواد معدنی و مواد قـندی دارند

ـ درخت زيتون:شجره مباركه است .

ـ  درخت زيتون:توليد روغني ونان خورشي ميکند.

 ثانْا: زيتون در سنت نبوی صلی الله عليه وسلم :

در حديثي ازابی اسيد مي خوانيم:" روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد كه از درخت مباركي است."ااين حديث را ترمذی واحمد وامام حاکم روايت کرده است) زيتون در اين حديث مراد از روغن آن است ,شجره مباركه درخت زيتون را می گويند. حضرت عايشه می گويد  نبی صلی الله عليه وسلم وقتی که ميخواست احرام برای حج بيپوشد, غسل ميکرد , وسر مبارک را بخطمی وصابونک غسل می داد, وسرش را چرب می کرد".

ابن عباس رضي الله عنه می فرمايد: روغن زيتون مانند كره و روغن ذرت يك چربي است.اين روغن يكي از دو روغني است كه از ميوه‌ استخراج مي‌‌گردد و بدون عمليات اضاٿي قابل مصرٿ مي باشد وروغن زيتون را در چرب کردن ودباغت دادن وهم چون مواد سوخت نيز استفاده می شود , وهيچ چيز در آن بی فايد نمی باشد.

ابن سينا می گويد: زيتون درخت بزرگ می باشد, که در بعضی کشورهای حوض متوسط می رويد واز آن روغن استخراج می کنند... داکتر صبری در کتاب خويش( غذا ودواء) می گويد: زیتون در سابق کشت می شد ومردمان قديم از زيتون استفادۀ زيادی می کردند. داکتر حسان شمسی باشا از الدوس هکسلی نقل می کند ومی گويد اگر نقاش می بودم چند سال را در نقاشی درخت زيتون سپری می نمودم.

زيتون وعلوم جديد: درخت زيتون ( Olea Tree) از مجموعه ای درختان کهن واز خانواده (Family :Oleaceae) بوده و در جهان کهنتابع (Order:Cantortae) واز رتبه گياهان دانه داردر مملکت گياهان می باشد.

شکل ظاهری زيتون:

درخت زیتون از راههای مختلفی تکثیر می‌‌شود اما معمولاً روش قلمه زدن یا خوابانیدن شاخه ارجح می‌‌باشند ؛ این درخت در خاکهای مساعد به آسانی درخت بید ریشه می‌‌کند و زمانیکه قطع می‌‌شوند مکنده‌ها رااز ریشه جدا می‌‌کند.شاخه‌های مختلف این درخت را به اندازه‌های چند اینچی برش می‌‌دهند و بصورت نسبتاً عمیقی در زمینهای کود داده شده که می‌‌کارند ؛ قطعات کوچک‌تررا گاهی اوقات بطور افقی داخل شیارهای کم عمقی قرار می‌‌دهند که اگر با چند اینچ خاک پوشیده شوند به سرعت جوامهایی شبسه مکنده روی آنها ظاهر می‌‌شود. وارتفاع آن  بیش از 15 متر می‌‌رسد. درختان زیتون حتی زمانیکه بدون هرس رشد آزادانه دارند دارای رشد بسیار آهسته‌ای هستند اما هنگامیکه امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا می‌کنند گاهی اوقات قطر تنه آنها به میزان چشمگیری افزایش می‌‌یابد.

ارزش غذایی و درمانی روغنزيتون:

روغن زيتون دارای رشته خواصی است که ضد اکسيدان بودن از آنجمله است ولی اين که بگوييم روغن زيتون اثر دارويی دارد, وروغن آن متکون از( Fatty Acids) والجليسرول ( Glycerol).می باشد.

وجدول پاين را نظر کنيد:

لكل 100جرام از زيتون:

      1.     بروتينات 1.5گرام

2       روغن 13.5گرام

       3     مواد شيْرني دار 4گرام

      4.        بوتاسيوم 91 ملی گرام

      5.        كالسيوم 61ملی گرام

      6.        مگنسيوم 22ملی گرام

      7.        فوسفور 17ملی گرام

      8.        آهن 1ملی گرام

      9.        مس22ملی گرام

   10.      ألياف 4.4 گرام

   11.      كاروتين 180 ميكروگرام

   12.      ويتامين أ300واحد

روغن زيتون بعد از تحليل:

1. اسيد أولييك Oleic Acid 

2. اسيد بالمتيك Palmitic Acid 

3. اسيد ينولييكLinoleic Acid 

4. اسيد استياريك stearic Acid 

5. اسيد ميرستيكMyrisitic Acid 

تحليلى خيلى مهم كه صاحب كتاب انجام داده است:

1.روغن كتان ( linseed Oil)

2.روغن فول سودانى ( Peanut Oil)

3.  روغن سمسم ( Sesame Oil)

4. روغن ىانه پنبه ( Cotton Seed Oil)

5.روغن فول صويا( Soyabean Oil)

6.روغن زيتون ( Olive Oil)

فوائد روغن زيتون:

حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو می باشد.

حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطرا ابتلا به سرطان می شود.

حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است.

دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن های دیگر بیشتر است و حتی می توان آن را فریز کرد.

زیتون نقرس و رماتیسم را درمان می‌کند ، برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخم‌های عفونی است. شیرابه‌ای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح می‌شود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید،‌مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی ازسوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می‌کند. کمپرس پوست در موارد آفتاب زدگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام می‌شود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده،‌مژه و ابرو را تقویت می‌کند. این درحالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف می‌سازد و موهای سپید شده را سیاه می‌نماید. چند قطره روغن زیتون سریعا خارش و سوزش چشم و پلک راتسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت می‌کند. ونبی صلی الله عليه وسلم چه خوب فرمودند: روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد"

اهمیت اقتصادی زيتون:

در عصر حاضر این میوه کستردگی فراوانی در جهان پیدا کرده است و اگرچه ناحیه مدیترانه که خواستگاه آن است همچنان تولید کننده عمده زیتون می‌‌باشد، این درخت اکنون در نواحی بسیار زیادی که برای توزیع کنندگان اولیه آن ناشناخته است با موفقیت کشت می‌‌گردد. پرورش زیتون خصوصیت اصلی کشاورزی آمیخته مدیترانه می‌‌باشد وبه علت مناسبت روغن زیتون به‌عنوان محصولی صادراتی، نقش زیادی در توسعه اقتصادی کشورهای خاور ميانهايفا کرده است

نوشته شده توسط سالم در 23:11 |  لینک ثابت   • 

جمعه 23 آذر1386

سعادت واقعی

سعادت واقعی

نویسنده : عبد الله البلوي

ای بنده خدا .. همانا سعادت واقعی لحظه ای است که در مقابل پروردگارت ایستاده .. کتاب او را بخوانی .. در آیات او تدبر نمایی ، از ترس او به گریه بیافتی  .. بر اثر پشیمانی اشک از چشمانت سرازیر شوند و در این عملت  فقط رضایت خداوند مد نظرت باشد .. با تفکر و تأمل در مقابل این فرموده ی خداوند عز و جل قرار بگیری که می فرماید : { تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا وطمعا ومما رزقناهم ينفقون }  پهلوهایشان از بسترها بدور می شود (و خواب شیرین را ترک گفته و به عبادت پروردگارشان می پردازند و ) پروردگار خود را با بیم و امید به فریاد می خوانند ، و از چیزهایی که بدیشان داده ایم می بخشند .

 ودر لحظات تفکر در ملکوت خداوند زندگی کنی هنگامی که این فرموده ی خداوند را تکرار می نمایی :{ الذين يذكرون الله قياما وقعوداً وعلى جنوبهم ويتفكرون في خلق السموات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النار}  کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلویشان افتاده یاد می کنند و در باره آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و می گویند : پروردگارا!! این ( دستگاه شگفت کائنات ) را بیهوده و عبث نیافریده ای ؛ تو منزه و پاکی  پس ما را از عذاب آتش محفوظ بدار .

سعادت و خوشبختی واقعی : هنگامی است که سرخود را در برابر خداوند خم نموده و برای او به رکوع وسجده می افتی .. و در نعمتهای او ما بین گفتن سبحان ربي العظيم وسبحان ربي الأعلى از حالتی به حالتی دیگر منقلب می شوی .. عجب چه سعادت و لحظاتی ایمانی و شکوهمند .. در آن حالت سجده درخواستت را از خدای پاک و بلند مرتبه می نمایی  و به او تقرب می جویی و در مقابلش خود را ذلیل نشان می دهی و با دعا و نیایش  در مقابل او تضرع و زاری می کنی .. ودر سجده ات فرموده ی نبی و حبیبت حضرت  محمد صلى الله عليه وسلم را به یاد میاوری و می گویی : يا مقلب القلوب والأبصار ثبت قلبي على دينك " ای تغییر دهنده ی قلبها و چشمها قلبم را بر دینت ثابت بگردان .

ودرطلبت از خداوند ، اصرار ورزیده و در همین جایگاهت بسیار از او طلب نمایی و از او  بخواهی که تو را بر این نعمت بزرگ ثابت قدم بگرداند ؛ نعمتی که عبارت است از هدایت ، صحت و نعمت قرار گرفتن در مقابل او ، و در هنگام فارغ شدن از اداء این عبادت در تاریکی شب و وحشت مکان و انس با خداوند عز و جل سعادت حقیقی را می یابی ؛ و لذت ایمان را لمس می نمایی و سپس  عظمت وبزرگی کسی که در مقابل او ایستاده ای را درک می کنی ، قسم به خدا این همان ثمره و نتیجه ای است که به خاطر آن آفریده شده ایم و در پناه روشنایی آن در آینده از ما سؤال می شود و مورد محاسبه قرار خواهیم گرفت ، اگر دوست داری این فرموده ی خداوند را بخوان که می فرماید : { وما خلقت الجن والأنس إلا ليعبدون * ما أريد منهم من رزق وما أريد أن يطعمون * إن الله هو الرزاق ذو القوة المتين }  من پریها و انسانها را جز برای پرستش خود نیافریده ام ، من از آنان  نه در خواست هیچگونه رزق و روزی می کنم ، و نه می خواهم که مرا خوراک دهند .

 تنها خدا روزی رسان و صاحب قدرت و نیرومند است و بس .

 و به فرمایش پیامبرت حضرت محمَّد صلى الله عليه وسلم گوش دهید : انس رضي الله عنه گفت : از رسول خدا ( صلى الله عليه وسلم ) شنیدم که می فرمود : ( قال الله تعالى : يا بن آدم إنك ما دعوتني ورجوتني غفرت لك على ما كان منك ولا أبالي ، يا بن لآدم لو بلغت ذنوبك عنان السماء ، ثم استغفرتني ، غفرت لك ، يا بن آدم إنك لو أتيتني بقراب الأرض خطايا ، ثم لقيتني لا تشرك بي شيئا ، لأتيتك بقرابها مغفرة)رواه الترمذي وقال حديث حسن.

خداوند متعال فرموده است : ای بنی آدم به رغم گناهانی که مرتک شده ای مادامیکه مرا فراخوانی و به غفرانم امیدوار باشی ، گناهانت را می آمرزم و به آنها اهمیت نمی دهم  . ای بنی آدم اگر حجم گناهانت به ابر آسمان هم برسد ، مادامیکه پشیمان شوی و از من طلب بخشش نمایی ، تو را می بخشم ؛ ای بنی آدم ! اگر پر از زمین هم گناه بکنی اما پس از آن مرا در حالتی ملاقات نمایی که هیچ شریکی برایم قرار نداده باشی ، من نیز با مغفرتی پر از زمین به سراغت خواهم آمد .

کدام یک از ما چنین بنده ای است ؟ خداوندا من و برادرانم را از کسانی حساب کن که هرگاه نصیحت کرده می شوند ، نصیحت را می پذیرند و هرگاه یاد آوری می شوند به یاد می آورند و هرگاه سخنی گفتند به آن عمل می نمایند .. خداوندا من و برادرانم را مایه خیر مسلمانان  قرار  ده .. خداوندا از ما بپذیر .  

وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين

برگرداننده: خالد ایوبی نیا

منبع: مدرسه علوم ديني صلاح الدين ايوبي ارومية

نوشته شده توسط سالم در 23:4 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 8 آذر1386

جايگاه و نقش استراتژيك خاورميانه

نويسنده: مرضيه - كاظمي

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

جايگاه و نقش استراتژيك خاورميانه را باتوجه به گفته هاي «بورديس فون لوهازن»، ژنرال بازنشسته ارتش اتريش، بهتر مي توان درك كرد. او اعتقاد دارد كه خاورميانه مركز دنياي قديم است. مركزي كه در دل آن، منطقه خليج فارس قرار دارد و به منزله «مركز مركز» شناخته مي شود. در اين منطقه فقط مسئله نفت نيست كه حائز اهميت است، بلكه اگر به اطلس جهاني نگاهي داشته باشيم، متوجه مي شويم كه در هيچ جاي ديگر، اقيانوس ها تا بدين حد در آفريقا و اوراسيا رخنه نكرده اند، اقيانوس هند با دو بازوي خود در دو منطقه «درياي سرخ و خليج فارس» و همچنين اقيانوس اطلس از راه «مديترانه و درياي سياه» در اين منطقه رسوخ كرده اند. ميان دو اقيانوس كه به يك اندازه از سواحل آفريقا و آسيا فاصله دارند، سرزمين باستاني اور (ur) در مصب رودخانه هاي دجله و فرات قرار گرفته است. اين منطقه كه همان «مركز مركز» را تشكيل مي دهد و بدان اشاره كرديم، از هرجهت حساس ترين نقطه دنياي قديم است. هرگونه آشفتگي كه براثر عوامل بيروني در اين منطقه پديد آيد، پيامدهائي براي دو قاره اروپا و آفريقا خواهد داشت. يعني تحولاتي كه در اين منطقه ايجاد مي شود مانند سنگي است كه در درياچه ايي مي افتد و ما امواج آن را در تمام سطح درياچه شاهد هستيم. از آن هنگام كه آمريكايي ها به زور ناوهاي جنگي خود در سال 1845 بنادر ژاپن را گشودند. سياست ايالات متحده بر اين پايه بوده كه سرپل هائي در سواحل دنياي قديم ايجاد كند. به همين دليل آنها در سال 1898 به فيليپين، در سال 1945 به ژاپن و آنگاه به كره جنوبي و ويتنام نفوذ كردند. البته اين سرپل ها معمولاً سرزمين هايي را دربر مي گرفت كه داراي سطح بالائي از توسعه بود، ليكن اين نواحي همواره در كناره هاي اوراسيا قرار داشت. كناره هاي اقيانوس هند و خليج فارس دقيقاً در اين منطقه حساس يعني در محل تلاقي محورهاي بزرگ ارتباطي زميني، كه خاور دور را به آفريقا و اروپا و هند متصل مي سازد، قرار دارد. در كرانه هاي خليج فارس، جهان اسلام به دو نيمه تقسيم مي شود، نيمه غربي كه به سمت باختر تا اقيانوس اطلس گسترش يافته و نيمه هند و ايراني كه از كوهستان هاي ايران شروع ميشود و با گذر از پاكستان و بنگلادش تا اندونزي و فيليپين پيش مي رود. بنابراين، هر قدرتي كه در اينجا استقرار يابد، به صرف همين واقعيت، مي تواند نه تنها پشتيبان يا تهديدي همه جانبه براي كشورهاي خاورميانه، بلكه در وراي آن خطري براي اروپا، شبه قاره هند و آفريقا به شمار آيد. وانگهي، چنين امري مي تواند پيش طرح تكوين جبهه سومي را در برابر قدرت نظامي روسيه تشكيل دهد و خطوط جبهه كشور ايالات متحده آمريكا را كه در تركيه مي باشد، در برابر روسيه تقويت كند و بر كشورهاي مصر، سوريه، ايران و نيز اروپا و ژاپن- عمدتاً ازطريق نفت- فشار وارد سازد. باتوجه به اينكه بين 7 ماده معدني 70% انرژي در قرن 21 از نفت تأمين مي شود و همانطور كه هم اكنون و در آينده اي نزديك مي بينيم در اين دوره كشورهاي قدرتمند به جاي توجه محض به ژئوپولتيك عمدتاً به ژئواكونوميك روي آورده و سعي مي كنند به مناطق حساس جهان به جاي توجهات سياسي- نظامي، نگرشي سياسي- اقتصادي داشته باشند.

براي اينكه انرژي از محل توليد صحيح و سالم به محل مصرف برسد تأمين امنيت اين منطقه بسيار حائز اهميت است. اين امنيت معمولاً تحميلي مي باشد همانطور كه در سال هاي اخير شاهد برقراري آن در خاور نزديك به بهانه هاي مختلف توسط ابرقدرتها بوده ايم. آنها سعي بر اين دارند كه اين امنيت رابه نفع خودشان يعني صدور نفت با قيمت بسيار ارزان و بدون وجود مانع بر سر راه صدور آن بطور مداوم و پي در پي ايجاد كنند، كه اين براي كشورهاي دارنده نفت زياد خوشايند نبوده و همين امر است كه در قرن 21 ما شاهد نزاعهاي فراوان بين دارندگان انرژي و ابرقدرت ها هستيم.

با اينكه حوزه خليج فارس هنوز بزرگترين منبع انرژي را در خود جاي داده است، ليكن با گشايش حوزه بزرگ خزر بر روي جهان، از اتكاي انحصاري بسياري از كشورهاي مصرف كننده عمده انرژي به نفت خليج فارس كاسته شد، كه اين امر براي كشورهاي مصرف كننده بسيار جدي خواهد بود. ولي نكته مهم اين است كه ذخاير نفت و گاز خزر محصور در خشكي بوده و به عبارتي كشورهاي توليد كنندگان انرژي در اطراف درياي خزر از بازارهاي مصرفشان به لحاظ جغرافيايي جدا افتاده اند. در گذشته تنها راه انتقال نفت حوزه خزر، خطوط لوله اي بود كه از روسيه عبور مي كرد كه با فروپاشي شوروي سابق، انتقال انرژي در كشورهاي تازه استقلال يافته با توجه به عدم تمايل آنها به وابستگي به روسيه شكل حادي را به خود گرفته است و آنها سعي در ايجاد مسيري براي عبور و رسيدن به درياهاي آزاد را دارند. اينكه كدام مسير بهتر است و چه كشوري شرايط مساعدتري را براي عبور لوله هاي نفتي دارد، در اين دوره از زمان مسئله اي بسيار مهم و حياتي است، به طوري كه اصطلاح سياست خط لوله و ديپلماسي خطوط انتقال و ايجاد نقشه اي به نام نقشه لوله هاي نفتي، اصطلاحي رايج در ادبيات سياسي شده است. با به وجود آمدن جمهوري هاي تازه استقلال يافته آسياي مركزي و قفقاز، اين حدس در ميان عده اي بوجود آمد كه ايران اهميت گذشته خود را به دليل عقب كشيده شدن مرزهاي شوروي سابق از دست داده است، ولي برخي ديگر يك پيش بيني بسيار متفاوت رادارند و آن اين است كه با استقلال كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز، دامنه ژئوپولتيك ايران در شمال گسترش پيدا كرده و قرار گرفتن بين دو منطقه نفت خيز خزر- آسياي مركزي و خليج فارس و مسئله انتقال انرژي، اهميت ايران را دو چندان كرده است، به طوري كه ناديده گرفتن اين كشور در نظام آينده جهاني امري غيرممكن خواهد بود و اينجاست كه به ياد زماني مي افتيم كه ايران داراي موقعيت گذرگاهي (جاده ابريشم و ادويه) بود و اين موقعيت تأثيرات فراواني را در امنيت داخلي و خارجي ايران ايجاد مي كرده است. وجود اين موقعيت گذرگاهي، كه به گفته بسياري از كارشناسان، ارزانترين، كوتاه ترين و مناسبترين مسير براي انتقال منابع انرژي حوزه درياي خزر مي باشد و قرار گرفتن در نقطه اي نفت خيز و بسيار حساس از خليج فارس در خاورميانه با همان موضوع قابل توجه مركز مركز و همچنين داشتن 7/89 ميليارد بشكه ذخيره نفتي، كه جزء بزرگترين حوزه هاي ذخاير اثبات شده دنيا مي باشد و افزودن حداقل 12% سهم گاز جهان و توجه و تأكيد به اين نكته كه اكنون در عصر جهاني شدن كه پايه اقتصاد جهاني بر محور انرژي مي گردد، هر كشوري كه داراي نفت باشد يا در مسير عبور لوله هاي نفتي باشد داراي مقام ويژه اي در عرصه سياست و اقتصاد جهاني مي باشد، همه اين موضوعات عواملي هستند كه تأثير عمده اي بر امنيت جمهوري اسلامي ايران مي توانند داشته باشند.

با تبديل شدن ايران به گذرگاه انرژي حوزه درياي خزر و پيامدهاي سياسي و اقتصادي كه از اين بابت نصيب ايران مي شود، ميتوان جايگاه ايران را به عنوان يك قدرت منطقه اي ثبت كرده و حتي آنرا به يك قدرت فرامنطقه اي تبديل كرد. در ايران با همه تلاش هايي كه بعد از انقلاب در جهت كم كردن وابستگي كشور به اقتصاد نفتي براي ايجاد امنيت سياسي و اقتصادي صورت گرفته، هنوز انرژي حرف اول را زده و تمام اركان اقتصادي- سياسي و حتي امنيتي كشور به نوعي وابسته به نفت هستند. متأسفانه با ذكر اين نكته كه حدود 80% درآمدهاي ارزي و 40% عايدات دولت ايران از محل درآمدهاي نفتي تأمين مي شود و اين وابستگي شديد باعث شده كه ثبات اقتصادي - سياسي كشور دچار چالش گردد و با مقوله انرژي پيوندي عميق بخورد.

اگر به ريشه ها و دلايل كودتاي 28 مرداد 1332 بنگريم متوجه خواهيم شد كه حتي مشروعيت سياسي حاكمان و شكست حكومت ها با مقوله انرژي پيوند خورده و اين امر به ما گوشزد مي كند كه در جهت ثبات اقتصادي و سياسي و امنيتي بايد تلاش شود و از وابستگي نفت كاسته و به درآمدهاي باثبات تري روي آوريم. با توجه به مطالب ذكر شده، چنين برداشت مي شود نفت كه مي بايست صرفاً يك مقوله اقتصادي باشد، چگونه به عنوان ابزار و اهرم فشار درآمده و از سياسي ترين موضوعات شناخته شود. چنانچه كوچكترين تغيير و تحولات انرژي در دنيا به جاي درج در صفحات اقتصادي، در صفحات سياسي روزنامه ها با تيتر درشت عنوان مي گردد.

به هر حال در اين دوره تحولات و دگرگوني ها، شرايط جديدي را در نظام هاي بين المللي ايجاد كرده كه از آن به عنوان «دوران گذار» ياد مي كنند، يعني دوراني كه هيچ ثبات و دوامي در روابط بين دولت ها و عرصه بين المللي وجود ندارد.

بنابراين، براي دور ماندن از اين تهديدات و چالشهاي بين المللي و ايجاد آمادگي براي ورود به بازارهاي جهاني قرن بيست و يك، درك شرايط به وجود آمده در عرصه بين المللي و پيش بيني تحولات آن و همچنين استفاده مطلوب از انرژي چه در جهت استخراج و چه در جهت انتقال آن، امري انكارناپذير است، تا براساس آن، با در نظر گرفتن امكانات جغرافيايي و توانائي هاي بالقوه سياسي- نظامي، اقتصادي و انساني ايران كه داشتن منابع غني انرژي در رأس آنها قرار مي گيرد، برنامه ريزي دقيق و اصولي براي آمادگي پذيرفتن نقش و مسئوليت در نظام سياسي آينده صورت گيرد، به طوري كه كمترين تهديدات متوجه منافع ملي گشته و سود عادلانه اي از مشاركت در سيستم بين المللي نصيب ايران گردد و زمينه ثبات اقتصادي و بالطبع ثبات سياسي و امنيتي را براي كشور فراهم سازد.
نوشته شده توسط سالم در 9:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه 3 آذر1386

فلسفه سياسي چيست؟

 

فلسفه سياسي چيست؟

طرح پرسش دربارة سياست به معناي قرار گرفتن در چارچوب فلسفه سياسي به منزلة رشته‌اي فني و علمي نيست. فلسفه سياسي برخلاف فيزيک هسته‌اي يا زيست‌شناسي مولکولي رشته‌اي تخصصي نيست، زيرا فضاي بسته‌اي نيست که در آن فيلسوفان فقط با يکديگر به گفتگو در مورد فلسفه بنشينند. بي شک چنين گفتگويي ميان شهروندان يک جامعه شکل مي‌گيرد و در قالب مفاهيمي فکري به صورت فلسفه سياسي درمي‌آيد. ولي فلسفه سياسي داراي ويژگي است که از بدو پيدايش آن در يونان باستان تا کنون وجود داشته. اين ويژگي در پرسش در مورد چرا و چگونگي زندگي انسان‌ها در جامعة سياسي است. اين پرسش مهم از همان زمان با پرسش محوري ديگري همراه بوده و آن طرح مسئله «بهترين نوع زندگي اجتماعي» يا به عبارت ديگر طرح پرسش «بهترين رژيم سياسي» است. شايد به همين دليل، پرسش دربارة قدرت و استمرار آن در تاريخ از پرسش‌هاي کليدي فلسفه سياسي محسوب مي‌شود. همچنين يکي از مسائل مهم فلسفه سياسي همواره اين است که اين قدرت چه نهادهايي را با خود به همراه دارد، يعني در چه قالب مدني‌اي شکل مي‌گيرد. يکي از نهادها «قانون» است که از ديدگاه فلسفه سياسي جداي از جوهر سياست نيست. همچنين براي فلسفه سياسي طرح پرسش بنيادي «سياست» با طرح رابطة ميان فضاي عمومي و فضاي خصوصي (عدم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سالم در 8:46 |  لینک ثابت   • 

شنبه 3 آذر1386

نجوا کنندگان جنگ در عراق چه می گذرد؟

می خواهم که تمامی جهان بدانند چه چیزی بطور واقعی در عراق می گذرد. بعنوان شهروند چگونه می توان در یک منطقه جنگی زندگی نمود. از ماه مه 2007 محمد دندان پزشک 25 ساله عراقی در وبلاگش در باره اوضاع خیابانها بغداد گزارش می دهد. او هم چون تمامی وبلاگ نویسان عراق تحت نامی مستعار برای امنیت خویش می نویسد.

در حالیکه  دفترچه های خاطرات الکترونیکی  و یا وبلاگ ها در کشور ما  خود را با مسائل بی خطر روزانه  مشغول می کنند و جوانان از این وبلاگ ها غالبا بعنوان مشغولیتی زیبا استفاده می کنند، در مناطق جنگی ای چون عراق از این وبلاگ ها بعنوان یک نوع جدید گزارش دهی و همچنین بعنوان یک نوع خبرنگاری شهروندی سانسور نشده دست اول استفاده می شود. تم های اصلی وبلاگ ها: ادامه زندگی در ایام جنگ، زندگی روزمره تحت اشغال، رویا ها و تصورات یاسی، ترس ها، امیدها، وقایع دوران فرار می باشند. در حال حاضر 265 وبلاگ در عراق وجود دارد که 147 آن فعالند. بسیاری از این وبلاگ ها از درون عراق می باشند و بخشی در تبعید اداره می شوند.

مشهورترین وبلاگ های جهان همزمان همچنین همانهائی هستند که از اولین ساعت آغاز جنگ به وجود آمدند:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سالم در 8:41 |  لینک ثابت   • 

شنبه 3 آذر1386

متن سخنراني نلسون ماندلا در تظاهرات سوتو[1]

(13 فوريه 1990)

 

 

رفقا، دوستان، مردم سوتو، به نام مبارزه‌ي قهرمانانه خلق آفريقاي جنوبي، كه هدف آن برقراري عدالت و آزادي براي تمام مردم كشور است، به شما درود مي‌فرستم.

با درود به اليور تامبو[2]، كه با رهبري كنگره‌ي آفريقا، اين سازمان و اميدهاي خلق ما را به مهم‌ترين نيروي سياسي و پرشورترين آرمان ميهن تبديل كرده است.

با درود به اعضا و مبارزان كنگره ملي آفريقا كه تمام هستي خود را در راه عشق به ميهن و خلق ما فدا كردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سالم در 8:36 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 28 آبان1386

عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری - فیلسوف - منجم - ریاضی دان - عالم فرهیخته - دانشمند ایرانی

دمي با حکیم فرزانه , عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین

      هر روز که آفتاب بر می آید                       یک روز ز عمر ما بسر می آید

هر صبح که نقد عمر ما میدزدد                   دزدیست که با مشعل در می آید

رباعيات جهانی عمر خیام

روزگار دهشتناک خیام فیلسوف

خیام بدون تردید یکی از دانشمندان ,  فیلسوفان و ستاره شناسان بزرگ ایران و جهان است که جهان امروز پس از حدود 900 سال هنوز از بزرگی او سخنهای بسیاری گفته است و نامش در تمامی کشورهای جهان شنیده می شود . خیام همدوره نظام الملک و حسن صباح بود . او در ریاضیات نجوم و فلسفه از همه روزگار خود بالاتر بود . همروزگاران وی , اور را امام , حجه الحق , فیلسوف عالم , سید الحکما المشرق و المغرب , دستور و . . . نامیده بودند . متاسفانه برخی افراد که با عقاید بزرگ وی مشکل دارند وی را با لقب شاعر خطاب میکنند . در حالیکه رباعیات وی آخرین برگ زرین ( ریاضیات - نجوم - فلسفه - عرفان و . . . ) زندگی اش است و اینکه وی برای بکار بردن اندیشه و فلسفه نیک زندگی کردن از رباعیات شیرین و زیبای خود بهره برده است . علم ریاضیات و نجوم وی زبان زد روزگار بوده است و نامیدن وی با لقب شاعر نشان از کوته نگری برخی از ما ایرانیان دارد . او زمانی لب بر سخن گشود که بزرگان اسلامی جرات سخن گفتن نداشتند و افراد برجسته اسلامی مانند : شهاب الدین سهروردی و عین القضاه همدانی برای ابراز عقیده خود که تنها کمی با عقاید مسلمانان مقدس نما متفاوت بوده است تکه تکه میشوند و یا به آتش کشیده میشدند . حتی امام محمد غزالی نیز همزمان با خیام بود که او نیز از بزرگان اسلام به حساب می آید و کتابهای مفیدی در تکمیل و گسترش قوانین اسلامی نگاشته است . با اینحال چندین بار کتابهای امام محمد غزالی در بلاد غرب بدلیل کفر به اسلام به آتش کشیده میشود و وی را کافر مینامند . امام غزالی بر این باور بود که اگر شخصی یهودی بوده است تنها به این دلیل است که در خانواده ای یهودی به دنیا آمده است و اگر کسی مسلمان است به همین دلیل است . پس دین او ارزشی ندارد . پس زمانی دین او ارزش پیدا میکند که او عقاید خانواده و آموزش های آنان را بکنار گذارد و خود شخصا برای انتخاب دین نیک تلاش و پژوهش کند و بهترین را از دید خود انتخاب نماید . برای بیان این سخنان او را کافر نامیدند . یک قرن پیش از خیام منصور حلاج که از اندیشمندان ایرانی بود به دار آویخته شد و بدنش تکه تکه گردید . قبل از وی بابک خرمدین سردار بزرگ ایرانی توسط خلیفه عباسی تکه تکه شد و بعد از وی مازیار که از خاندان اصیل ایرانی بود توسط تازیان تکه تکه گردید و دهها نمونه دیگر . با این تفاصیل از فضای وحشت و غارت گری و تقدس ویرانگر و عقب افتاده گی های فکری اعراب در ایران فیلسوف ایرانی که خود را عاری از هرگونه عرب گرایی و دین نمایی ظاهری میداند زبانزد روزگار خود میشود و این تنها به آن دلیل است که متانت - زندگی ساده - خداباوری - دوری از هرزگی و زندگی مملو از علم و دانش را برای خود بر می گزیند . او بگفته تاریخ نگاران کمی عصبی , گوشه گیر و آرام بوده است . میتوان دلیل این اخلاق او را در این سخن برنارد شاو دید :

از برناردشاو پرسیدند چرا از جمع دوری میکنی و خلوت و سکوت را برگزیده ای ؟ وی پاسخ داد از معاشرت با مردمان نافهم رنج میربم

خیام شاید چنین بوده است و از مردمانی که زندگی را تنها در تفکرات کودکانه و واپس گرا میدیده اند به تنگ آمده بود و دوری از اجتماع را گزیده بود . خیام در سال 517 هجری قمری بعد از گذشت حدود هفتاد و اندی سال از عمر پربرکتش بدرسود حیات گفت .

  آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری - این بنا به فرمان رضا شاه بزرگ ساخته شد و فرهیختگان و بزرگان ایران در ساخت آن همکاری گسترده ای نمودند


شرح زير درباره خيامي بقلم ميرزا محمدخان قزويني آمده است:
خواجه امام عمرخيامي ابوالفتح بن ابراهيم الخيامي او الخيام النيسابوري از مشاهير حکماء و رياضيين اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجري و يکي از مفاخر بزرگ ايران است ولي شهرت فوق العادهاي که در بلاد شرق و در اين اواخر در اروپا و آمريکا بهم رسانيده همانا بيشتر يا فقط بواسطه رباعيات حکمت آميزي است که دراوقات فراغت تفريح خاطر را اين دانشمند مي سرود و ساير فضائل ومناقب او در تحت الشعاع شعر مستور مانده است. با توجه به تحقيقات جامع پروفسور ادوارد براون معلوم ميگردد که اولا لقب او در غالب کتب عربي که متضمن ترجمه حال اوست و همچنين در صدر رساله جبرو مقابله او خيامي است با ياء نسبت و در غالب کتب فارسي و در رباعيات خود او هميشه خيام بدون ياء نسبت آمده پس هر دو شکل صحيح است و صحت هرکدام باعث بطلان ديگري نيست و اختلاف تعبير برحسب اختلاف زبان عربي و فارسي است. ثانيا کتبي که در آنها ذکري ازعمرخيامي شده است خواه متضمن ترجمه حال او بوده يا فقط اشاره اي بنام او شده باشد برحسب ترتيب زماني از قرار ذيل است: قديمی ترين کتابي که ذکري از عمرخيام نموده چهارمقاله عروضي سمرقندي معاصر خيام بوده و در سنه 506. ق در بلخ ( از شهرهای خراسان بزرگ که امروزه در افغانستان است ) در مجلس انس بخدمت او رسيده است و در سنه 530 ه . ق. در نيشابور قبر او را زيارت کرده و دو حکايت را که در باب عمرخيامي ذکر ميکند اصح و اقدم مآخذ ترجمه حال اوست. بعد از چهارمقاله اقدم مواضعي که نامي ازعمرخيامي در آن برده شده است در اشعار خاقاني شرواني است که به اصح اقوال در سنه 595 ه . ق. وفات يافته است در يکي از قصايد خود گويد:

زان عقل بدو گفت که اي عمرعثمان                   هم عمر خيامي و هم عمر خطاب

يعني در علم هم داراي اولين مرتبهاي مانند عمرخيامي و هم در عدل صاحب برترين درجه چون عمربن خطاب. بعد از اشعار خاقاني شيخ نجم الدين ابوبکر رازي معروف به دايه در کتاب مرصادالعباد که بسنه 620 ه . ق تاليف شده است بتقريبي ذکري از عمر خيامي نموده و عين عبارتش اين است: .. معلوم که روح پاک علوي و روحاني را درصورت خاک سفلي ظلماني کشيدن چه حکمت بود و باز مفارقت دادن وقطع تعلق روح از قالب کردن و خرابي صورت چراست و باز در حشرقالب را نشرکردن و کسوت روح ساختن سبب چيست آنکه از زمره اولئک کلا انعام بل هم اضل بيرون آيد و بمرتبه انساني رسد و از حجاب غفلت يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عنالآخرة غافلون خلاص يابد وقدم بذوق و شوق در راه سلوک نهد و آن بيچاره فلسفي و دهري وطبايعي که از اين هر دو مقام محرومند و سرگشته و گمگشته تا يکي رااز فضلاء که بنزد ايشان بفضل و حکمت و کياست و معرفت مشهور است و آن عمرخيامي است از غايت حيرت اين بيت مي بايد گفت:

در دايرهاي کآمدن و رفتن ماست                      آنرا نه بدايت نه نهايت پيداست
کس مينزند دمي درين عالم راست                      کاين آمدن از کجا و رفتن بکجاست.

دارنده چو ترکيب طبايع آراست                  باز از چه قبل فکند اندر کم و کاست
گر زشت آمد پس اين صور عيب کراست                  ور نيک آمد خرابي از بهر چراست.

خیام و تجزیه و تحلیل آیات قرآنی

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری در تمامی نوشته هایش بر این نکته مهم اشاره کرده است که زندگی و دنیا بر هیچ کس باقی نیست و منش و کردار ایرانی بر این است که این روزگار سپنج ( زودگذر ) را به درستی و راستی و انسانیت سپری کنیم . خیام با اینکه از اندیشمندان بزرگ جهان محسوب می شود و بر یگانگی خداوند بزرگ تاکید دارد ولی هرگز در آثار خود از روش دینگرایان افراطی روزگار خود پیروی نمیکند و بسیار دگراندیش تر از روزگار خود سخن میگوید . با این حال او به گفته علی ابن زید بیهقی حتی در بررسی آیات قرانی چیره گی خواصی داشت به طوری که روزی در مجلس عبدالرزاق فردی سوالی درباره یکی از آیات قرآنی نمود و تنها خیام ساعتها آن را موشکافی و بررسی نمود که سپس همگان از بزرگی فکر او تحسینهای بسیاری داشتند به طوری که گفتند : خداوند امثال شما دانشمندان را زیاد کند و جهان را از وجود امامی مانند خیام خالی ندارد . با اینکه حوزه علمی خیام ریاضیات و فلسفه است ولی او در موضوعات مختلف حتی اسلامی اطلاعات وسیعی داشت است .

 

خیام از دید بزرگان ایرانی و جهان

ارنست رنان : خیام نمونه برجسته آزاد اندیشی آریاییها بوده است . او پیوسته میکوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر اعراب رها کند .

عمادالدین کاتب قزوینی در کتاب خریده القصر که مربوط به شعارای اسلامی است و 55 سال بعد از مرگ خیام نوشته شده است ( 570 هجری ) می گوید : عمر خیام در عصر خود بی مانند بود و در علم نجوم و حکمت ضرب المثل زمان .

ابوالحسن بیهقی : خیام مسلط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات بود .

زمخشری دانشمند معروف : خیام را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نامیده است .

قفطی در تاریخ الحکما در قرن ششم میگوید : امام خراسان ( خیام ) و علامه دوران بر دانش یونان مسلط بود و باید در سیاست مدنی از او پیروی کرد . او خداشناسی را در اجتناب از شهوات جسمی میدانست . که این امر مستلزم تزکیه نفس است .

عروضی سمرقندی در زمستان 508 سلطان کس بفرستاد تا خیام را بیاورند تا درباره رفتن شکار سلطان نظر بدهد و هوا را بررسی نماید . در جای دیگر خلیفه بغداد برای جنگ با دشمنان از حاکم سلجوقی کمک میخواهد و او منجمان را احضار میکند که نظر دهند ولی نظر آنان منفی بود و حاکم خشمگین شد . منجمان گفتند اگر باور ندارید از امام خیام نظر بخواهید نظر ما نظر اوست .

اتمام التتمه : فیلسوف حجه الحق عمر بن ابراهیمی خیام از تمام حکمای خراسان بالاتر و پرمایه تر و در ریاضیات بر همگان فزونی داشت . روزی درباره معذوتین ( آیات قرانی ) از خیام سوال شد و او ساعتها درباره اش بحث نمود به طوری که همگان شگفت زده شدند .

محقق روسی یوگنی برتلس در مقدمه کتابش درباره خیام میگوید : برهمگان واضح است که خیام ریاضی دان و فیلسوف ایرانی در روزگار خود با چه دشواریهایی روبرو بوده است . حتی مورخین شریعت اسلامی تفکرات او را مارهای زهر آگین و گزنده شریعت اسلام میدانستند . به نظر میرسد خیام در جلسات علمی اش سروده هایی جنجالی میگفته است که آنها از ترس حاکم شرع دهان به دهان آنرا چرخانده اند و امروز به ما رسیده است .

معتبرترین اسنادی که درباره خیام نوشته اند عبارت است از : مرصاد العباد - تاریخ جهانگشایی جوینی - تاریخ گزیده - نزه المجالس - مونس الاحرار و . . .

 

خیام و دین

فیلسوف ایرانی را میتوان بسیار فراتر از دین و قواعد اسلامی روزگار خود دانست . او به درجه ای از انسانیت ,  کمال , علم , عرفان و خداباوری رسیده بود که  بسیاری از ندیده های هستی را در این دنیا به چشم حقیقت دید . هدف از دین کمال انسانیت و خرد و دانش است و خیام به آن درجه از عرفان و بزرگی رسیده بود که فراتر از آن می اندیشید . از دیگر آثار به جای مانده از خیام کتاب نوروزنامه است که به دین نیاکانش در دوره ایران باستان اشاره های بسیاری شده است و احترام خاصی برای پیامبر ایران باستان قائل می شود و همچنین جشنهای ایرانی ( فروردینگان - خردادگان - مهرگان - سده - نوروز و . . . ) را با چیرگی تمام زنده میکند و برای نسلهای آینده ایران تشریح میکند . عقیده خرد گرایی و بهره بری از عقل عمر خیام بدون شک از اساتید خود یعنی محمد ابن زکریای رازی و ابن سینا گرفته شده بود . خیام نیز بارها از عقاید دین گرایانی که مذهب را وسیله ای برای سرکوب انسانهای دیگر میکردند انتقاد میکند :

 

می میخورم و مخالفان از چپ و راست                    گویند مخور باده که دین را اعداست

چون دانستم می عدو دین است                   والله بخورم خون عدو را که رواست

 

 ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم                    با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان                     انصاف بده کدام خونخوار تریم

 

خیام که کوزه در سبو کرد آخر                 کار همه عاشقان نکو کرد آخر

افسار نماز و پوزه بند روزه                   از گردن این خران فرو کرد آخر

 

گویند مخور "می" که به شعبان نه رواست                        نه نیز رجب که آن مه خاص خداست

شعبان و رجب مه خدایست و رسول                             "می" در رمضان خوریم که آن خواصه ماست

 

تو غره بدانی که می نخوری                       صد کار کنی که می غلام است آنرا

 

تا توانی خدمت رندان کن              بنیاد نماز و روزه ویران کن

بشنو سخن راست ز خیام عمر                   می خور و ره زن و احسان کن