تبليغاتX
درمورد سیریک میباشد

شنبه 29 اردیبهشت1386

دو صد گفته چون نيم کردار نيست!

دو صد گفته چون نيم کردار نيست!

سيداحمد هاشمي

در حدود پنجاه سال پيش در جايي در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت، و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سالم در 21:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 17 اردیبهشت1386

آينده اسلام … بسمت پيشرفت يا بسمت پسرفت؟

سید احمد هاشمی

http://khour.ir/kankash/archives/48

بسياري از ما وقتي به اوضاع واحوال کنوني مسلمانان نگاه مي کنيم، بخاطر اوضاع اسفباري که مسلمانان در گوشه وکنار جهان از آن رنج مي برند، دچار يأس و نا اميدي مي شويم، ودر نهايت نتيجه گيري مي کنيم که مسلمانان در سراشيبي سقوط قرار گرفته، وسير قهقرايي را طي مي کنند، وتا روز قيامت به همين منوال خواهند ماند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سالم در 18:57 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 اردیبهشت1386

عكسهاي ازسيربك

نوشته شده توسط سالم در 15:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 11 اردیبهشت1386

شيوع ايدز درسراسر جهان

شيوع ايدز درسراسر جهان

شيوع ايدز درسراسر جهان

بقلم : عبد الدائم الكحيل
خطر ايدز در سراسر جهان نگرانيهاى زيادي را ايجاد كرده است، سازمان بهداشت جهانى تخمين زده است كه حدود 15 مليون انسان در سراسر جهان ممكن است به فيروس ايدز مبتلا باشند، بنا براين ممكن است كه تعداد مبتلايان به ايدز بيشتر از اين مقدار باشد:
فقدان مكانيسم آزمايشى در كشورهاى در حال توسعه.
ـ عدم توانيى در شناسايى فيروس در اوايل مبتلا به عفونت در دوره تشكيل انتى بادى آن.
ـ هزينه انجام آزمايش
ـ ترس از اعلام نتايج آزمايش
ـ گزارشهاى آمارى ناقص( بخصوص در كشورها در حال توسعه)
تعداد مبتلايان به مرض ايدز وتعداد بيماران مبتلا به اين مرض در اروپا، نمونه مشابه آمريكا را دارد ودرهردوى اين مناطق انتظار مى رود كه از تعداد اين افراد كاسته شود.
ايدز به احتمال زياد از آفريقا منشأ گرفته است واين قاره شاهد شديد ترين اين مرض مى باشد. در بعض از مناطق آفريقا، حدود نيمى از افراد به مرض ايدز دچار هستند.همانند آفريقا، در آسيا وامريكاى جنوبى نيز شاهد افزايش پايدارى در تعداد مبتلايان به ايدز هستيم.
آمار ايدز در جهان
ـ مبتلايان به ايدز در سال 2006م 50 ميليون.
ـ تعدادي افرادى كه به تازه گى درسال 2006 م به فيروس مبتلا شده اند
5 ميليون
ـ ميزان مرگ ومير به علت ايدز در سال 2006 م 4 ميليون
ـ ويروس ايدز مبتلا شده اند 5 ميليون 
ـ تعداد كلى مرگ ومير به علت ايدز از ابتداى پيدايش اين بيمارى تا سال 2006 ميليون .
تعداد افراد جديد كه آلوده شده به ايدز در طي سال 2006م
آفريقا ........................................ سى ميليون
آسيا وپاسيفيك ................................ يك ميليون وهشصد هزىر
اروپا شرقي وآسيا مركزى .................. سه ميليون
امريكا لاتين ................................. دو مليون
خاور ميانه وشمال آفريقا .................... يك ميليون
كشورهاى پيشرفته وبا اقتصاد عالى .......... تقريبايك ميليون
نحوه انتقال مرض ايدز
دانشمندان توانسته اند ايدز را در خون، ترشحات مهبل، شير پستان مادر مايعات ريه ورشته هاى مغزى شناسايى نمايند تمام اين مايعات مى توانند حاوى ويروس باشند، اما هيچ مدركى وجود ندارد كه ثابت نمايد تمام اين موارد نى توانند باعث انتقال بيمارى شوند. در حال حاضر دانشمندان عقيده دارند كه ايدز از سه راه انتقال مى يابد:
1ـ تماس باخون آلوده
2ـ انجان فعاليت جنسى با يك فرد آلاوده به ويروس
3ـ تماس بين مادر وجنين يا نوزادش
انتقال از طريق خون:
اتقال ويروس او طريق خون به روشهاى زير انجام مى شود.
ـ استفاده مشترك از سوزنها آلوده در معتاد ان تزريفى
ـ ايجاد آلودگى از طريق زخم ها
ـ انتقال خون يا محصولات خون در شفاخانه ( بيمار ستان)
انتقال ويروس از طريق فعاليت جنسي، آسانترين راه انتقال ايدز مى باشد؟
اين انتقال به روشهاى زير انجام گردد.
ـ حدود نيمي از موارد جديد بيمارى ايدز در آمريكا در مردان همجنس بازيده مى شود.
ـ در بيشتر موارد، انتقال عفونت از مردان آلوده به زنان غير آلوده صورت مى گيرد، گرجه ممكن است عكس اين قضيه نيز اتفاق بيفتد.
انتقال از مادر به كودك:
يك مادر آلوده مى تواند عفونت ايدز را در حين حاملگى به جنين منتقل كند يا در هنگام ولادت از طريق تماس خونى، نوزادش را آلوده نمايد بعد از ولادت نيز ممكن است ايدز را از طريق شير آلوده به نوزادش منتقل سازد.
جلوگيرى در مرحله اول:
از آنجايى كه هنوز هيچ واكسنى براى جلوگيرى از مبتلا به عفونت ايدز كشف نشده وهيچ معالجه اى براى ايدز ايجاد نشده است، جلوگيرى در مرحله اول شامل تمام مواردى مى باشد كه براى ارتقاء بهداشتى وجلوگيرى او مبتلا به عفونت ايدز صورت مى گيرد.
روشهاى رايج جلو گيرى در مرحله اول عبارتند از:
ـ آموزش بهداشتى عمومى
ـ ارتقاء فعالتهاى بهداشتى
ـ اطلاع رسانى در باره روشهاى جلو گيرى از بار دارى
ـ در دسترس بودن وسايل حفاظتى مثل كاندوم اقدامات خاصى كه براى جلوگيرى او عفونت ايدز بايد انجام شود عبارتند از: خود دارى از فعاليت جنسى يا افراد آلوده به ايدز. ـ خود دارى از فعاليتهاى جنسى مضر مثل ارتباط جنسى از طريق مقعد (زيرا ممكن است، باعث آسيب به رشته هاى بدن شود)،
عدم استفاده از مواد مخدر تزريقى عدم استفاده از وسايل شخصى ديگران مثل مسواك، تيغ يا ساير وسايلى كه ممكن است حاوى خون يل ترشحات بدن باشند.
انجام آزمايش آنتى بادى ايدز در هنگامى كه قصد حامله شدن وجود دارد. اكثر موارد انتقال ايدز در هنگام كار در موسسات طبى، بهداشتى رخ مى دهد، بطوريكه در پرستاران، تكنسين ها وداكتران اين احتمال بيشتر وجود دارد. در اينجاچند روش جلوگيرى از ايدز براى پرستاران وساير افرادى كه به مسلك طبى مشغول هستند آورده شده است
ـ هميشه احتياط هاى استاندارد را بكار بريد
ـ دستها را بطور مرتب بشوئيد .
تمام وسايل تيز وبرنده را با احتياط برداريد.
ـ از محفظه هاى مقاومى كه براى وسايل تيزيكبار براى استفاده ساخته شده اند استفاده نمائيد.
هيچگاه چو باره ا. اقچام به گذاشتن در پوش سوزن نكنيد.
ـ براى جلو گيرى از انجام تنفس دهان به دهان در مواقع ضرورى، هميشه وسايل تنفس مصنوعى رؤا در دسترس داشته باشيد، يك بار مواجه شدن باخون آلوده به ايدز تقريباً يك در 300 احتمال منجر شدن به عفونت ايدز را دارد.
جلوگيرى در مرحله دؤم:
براى جلو گيرى در مرحله دؤم او ايدز هدف ما شنا سايى بيماران در مراحل اوليه مبتلا به عفونت ممكن است به كاهش شدت بيمار كمك نمايد. ، اقدامات راجى كه در مرحله دوم براى جلوگيرى انجام مى گردد شامل فعاليتهاى بيمار يابى وآموزش در باره شناسايى علايم بيمار مى بشد.
ارزيابى بيماران مبتلابه ايدز:
ارزيابى بيماران مبتلا به ايدز نى تواند بسيار مشكل ، اولاً بخاطر اينكه تشخيص عفونت ايدز در افراد ممكن است دشوار باشد، زيرا ويروس داراى يك دوره طولانى پنهان مى باشد. آزمايشها ممكن است به مدت چندين ماه وجود ويروس را در بدن نشان ندهند. بعلاوه علايم ونشانه هاى اوليه عفونت ايدز غلب با يك آنفلو آنزاى ساده اشتباه گرفته مى شوند.
دوره پنجره :
در صورتى كه آنتى بادى در مقابل عفونت ايدز هنوز در بدن تشكيل نشده باشد ، آزمايش ايدزيى نتيجه خواهد بود به مدت زمانى كه عفونت ايدز در بدن وجود دارد اماهنوز آنتى بادى هاى آن ايجاد نشده اند، اصطلاحاً دوره پنجره (window period ) گته مى شود وممكن است چندين روز يا چندين ماه طول بكشد اين مدت در بيشتر موارد، كمتر از سه ماه طول مى كشد اما در بعضى مواقع نيز مى تواند مدت بيشترى باشد ولى معمولا ازشش ماه كمتر باشد.

نوشته شده توسط سالم در 11:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 11 اردیبهشت1386

خلقت شتر

خلقت شتر

بقلم فراس نور الحق
قال تعالى : (أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ {17} وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ {18} وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ {19} وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ {20} فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ{21} لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ {22}[ الغاشية ].

آيا آنان به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده است؟!  وبه آسمان نگاه نميى كنند كه چگونه بر افراشته شده است؟! وبه كوهها نمى نگرند كه چگونه نصب وپا برجاى شده اند؟! وبه زمين نگرند كه چگونه پهن وگسترانيده شده است؟! تو پند بده ويا آورى كن چرا كه تو تنها پند دهنده وياد آورى كننده اى وبس ، تو بر آنان چيره ومسلّط نيستى.

خانواده شتر يكي از كوچكترين خانواده‌ها در ميان جانوران مي‌باشد. بجزشتر دوكوهانه وچهر كوهانه چهار نوع ديگر از اين خانواده وجود دارد .خلقت شتر يك شكل عجيب كه داراى سر واسرار مى باشد .

گـوشـهـای : گـوشـهـای آن کـوچکـ و پـوشـيـده از مـوهـای پـرپـشـت و بهم چسبيده است، که باعث می شود شن و ماسه داخل گوش آن نروند.
سوراخ بينی: پـوسـته مـخاطی سوراخ بينی آن سطح خيلی پهنی دارند که راه نفوذ برای شن و ماسه به داخل بينی باقی نمی گذارند، ولی نم و رطوبت لازمه هـوای تـنـفـس را از هـوا می
 مکند و جذب می کنند.
پلك چشم:

مژه های آن خيلی پرپشت و کيپ همديگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـريـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.
پاهاى شتر:
پاهاى شتر طبعيتا دراز بوده واز تناسق خوبى برخوردا مى باشد كه باعث بلند نگاه داشتن جسمش مى باشد تا كه  از غبار وآلودگى زمين در امان بماند .
كف پاى شتر:
کف پهن پای آن با يک قشر شاخه ای مجهز شده که باعث می شـود پای آن در شن و مـاسـه فـرو نرود. وپارا در مـقـابل ماسـه هـای تيز و گرم نيز محافـظـت می کند.
معده:
روده آن سلولهای جذب آب دارد. اين سـلـولـهـا قـسـمـت زيـادی از آب مـصـرف شـده مـوجود در غذای روده را جذب می کنند و برای بدن نگه می دارند. (به اين خاطر سرگين آن خيلی خشک است).

درازى گردن آن :
خداوند در قران كريم به شتر اهميت زياد داده است بخاطر اينكه، در نزد عربها اين يك حيوان خيلى محبوب بود ، شتر كه گردن دراز دارد تاكه بتواند گياهان دشت وصحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد، ونيز از درختهاى بلند استفاده نمايد ودرازى گردن شتر وى در وقت از زمين خيستن برايش كمك ميكند . واين خود در حقيقتيك نوع سرى مى باشد كه خداوند در آن خلق نموده است .تکـيه گاهـهای وی در حالت نشستن (يعنی زانوها، آرنجها، وسينه) از قـشـر کلفـتِ پوستِ مرده تشکـيل شده است. اين قـشـر گرما را خنثی می کند و باعث می شود بدن آن زخم نشود مقاومت آن در مقابل حرارت درجه حرارت بدن وی می تواند خـيـلـی تغـيـيـر کـند ضمن اينکه
 از پستانداران است.حرارت بدن وی بين 34 تا 41 درجه در تغيير است. وقتی دما بالا برود دمای بدن وی نيز بالا می رود، اين امر باعـث می شـودکـه تـا دمـای مـشـخصی نيازی به عرق کردن برای خنک کردن خود نداشته باشد. و در مصرف آب خود صرفه جوئی کند. داخـل دهـان آن از پوست سفـت و سخـت پـوشـيـده شـده کـه باعـث می شود بتواند گياهان دشت و صحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و زخمی نشود کوهان آن محل ذخيره انرژی است. ضمن اينکه چربی آن قشری برای مقابله با گرما نيز هست.
سطح کمر آن باريک است. که باعث می شود تابش گرم و سوزان نيم روزی
خورشيد، فقط به قسمت کمی از بدن وی بطور مـؤثر بـتابـد. و در شرايط تابش قبل از نيم روز يا بعد از آن که خورشيد مايل می تابد، اگـر مـجـبـور باشد در آفـتـاب باشـد، رو به خـورشيد و يا پـشـت به خـورشيد زمين گير می
شود. که اين نيز بنوبه خود باعث می شود تابش مؤثر خـورشيد فقط سوزان را خـنـثی می کند. به اين ترتيب شتر می تواند گرمائی که خيلی از حيوانات ديگر را می کشد تحمل کند.کليه های وی قسمت زيادی از آبهای مصرف شده را دوباره پس می گيرند، (به اين خاطر ادرار آن غليظ  ومحكم است). پوست پـشـمی آن باريک و نرم است. هم گرما را خنثی می کند و هم بدن را خنک می کند. از لحاظ در بسيارى از كشورها پشم شتر با قيمت عالى
به فروش مى رسد، كه از آن خيمه ويا فرشهاى مظبوط مى سازند تاكه درجه حرارت را كم كند .
وقـتی ادرار می کند، دم خود را می جنباند تا ادرار به پـاهـا پاشيده شود. به اين شکل با خيس و مرطوب کردن خود به خنک شدن خود کمک میکند. شکم وی خيلی بزرگ است. می تواند تا 200 ليتر آب بنوشد. علاوه

پاهاى شتر طبعيتا دراز بوده واز تناسق  خيلى محكم برخوردا مى باشد


بر آن مجراها و منابع ذخيره آب نيز دارد. که هنگام آب خوردن آنها را نيز پر می کند. مجرای خون وی در اعماق  بدن قـرار نگرفـته بـلکه زير پوست گردن وپاها و پهـلـوهـا قرار گرفته است. اين باعث می شود که گرمای بدن را بيشتر به سطح بدن منتقل کند. و سـرخ رگـهـا حتی در شـرايـطـی که تقـريـباً بی آب باشند و در وضعيت تقريبی معادل يک دويست هزارم حجم واقعی خود، باز هم می توانند اکسيژن را به نقـاط مختـلف بدن منتقل کنند. شتر در واقع به حساب دشت و صحرا پرداخته شده است. يعنی برای گرما، کـمـبـود آب، شـن و مـاسـه. کـسـانی می گـويـند دليلی برای وجود خدا نمیبينند. قرآن آنها را به مطالعه پديده های طبيعی مراجعه می دهـد. انـتـخـاب شتر از ميان ساير حيوانات برای مطالعه، به اين معنی است که وی چيزهای خاصی دارد. بر اساس شـناختی کـه ما امروزه از بافت بـيـولـوژيکی شـتـر داريـم نـيز در


واقع همينطور هم هست، و می بينيم که در ساختار آفرينش شتر مغز و انـديـشـه و حساب و کتاب خوابيده است، كه اسرار آن را خالق آن ميداند.
در حالـيکـه در گذشته مردم فکر می کردند که تحمل شتر زياد است نه اينکه چيز خاصی در آن می ديدند.
اهميت شتر در مورد امن غذائى در سالهاى 1984و 1985، قاره افريقا مواجه خشك سالى شد، ودر نتيجه بسيارى از مواشى آن مناطق به هلاكت

مژه های خيلی پرپشم دارد

رسيدند. ولكن شترها باقى ماندند، ونيز مردمان كه مصدر رزق شان شتر بود از اين قحط وخشك سالى جان به سلامت بردند. بر اساس تحقيقات

منتشر شده از سوی متخصصان سازمان جهانی بهداشت، با توجه به خواص مفيد فرآورده های شتر، چندين ميليون مشتری بالقوه در جهان عرب و ده ها ميليون نفر ديگر در اروپا، آمريکا و آفريقا، باعث می شود که توليد و صدور اين فرآورده ها بازاری پر رونق را ايجاد کند.در بعضى مناطق جهان شتر
به عنوان وسيله ای حمل و نقل بوده وبراى وارد وتصدير مواد غذائى بوده در بدله اى ماشين استخدام مى شود اين  سبب شد كه مردمان افريقا شروع به تبيت شتر پرداختند ؛ تاكه بتوانند در

مقابل چنين حوادث مقاومت كنند.
سفينه صحراء
شترداری به درازای تاريخ زندگی عربها در شنزارهای گرم و خشک جزيره عربستان و صحراهای شمال و شرق آفريقاست . آنها در مسير تاريخ از گوشت شترها خورده اند، از پشم و پوست آنها استفاده کرده اند و در جنگ ها و در مسير راهها به راندن شترها پرداخته اند. سؤال اينجاست كه شتراها چرا در مقايسه با ساير حيوانات اهلی و با توجه به

شتر كه گردن دراز دارد تاكه بتواند گياهان را از شاخهاى درختها بخورد

خاصيتهای مفيد شتر، اين حيوان در تمام نقاط جهان، از جمله در اورپا، کمتر  مورد توجه بوده است؟! علاوه بر اين، مردمان آن مناطق می گويند که کشف نفت در کشورهای عرب حاشيه خليج که ثروتمند شدن مردم اين مناطق را به دنبال داشته، انگيزه پرورش شتر در اين مناطق (به عنوان يکی از مناطق اصلی پرورش شتر) را تضعيف کرده است.

آنها می گويند با سرازير شدن خودروهای قدرتمند بيابانگرد به اين مناطق، شتر حتی به عنوان وسيله ای برای حمل و نقل نيز، جايگاه خود را از دست داده است. با تمام اين اوصاف، عده زيادی در خاورميانه به شترداری به عنوان يک سنت نگاه می کنند و سعی می کنند به آن ادامه دهند. مسابقه شتر رانى که از سرگرمی های جذاب ثروتمندان و اميرزادگان عرب است همه ساله پر رونق تر از پيش در چند کشور عربی برگزار می شود. پس از اينکه اين

مسابقات به دليل استفاده از خردسالان برای شتر، دوانی مورد انتقاد جامعه جهانی قرار گرفت، دست اندرکاران مسابقات شتر دوانی، از روبات بجای سوارکار استفاده کردند.
شير شتر
ممکن است بعنوان تازه ترين اغذيه مقوی وارد بازار شود و قفسه مغازه های فروشنده مواد غذايی سالم را پر کند.
سازمان ملل خواستار فروش شير شتر به غرب شده است. اين شير سرشار از ويتامين ب وسي است و
۱۰برابر شير گاو آهن دارد. شير شتر که کمی شورتر از شير معمولی است بطور گسترده ای در جهان عرب مصرف می شود و برای توليد پنير بسيار مناسب است. برخی از مهمترين پخش کنندگان مواد غذايی برای فروش اين محصول

در بريتانيا ابراز علاقه کرده اند. علاوه بر مواد معدنی و ويتامين، تحقيقات نشان داده که پادتن های موجود در شير شتر ممکن است برای غلبه بر بيماری هايی نظير سرطان، ايدز، آلزايمر و هپاتيت ث مفيد واقع شوند. در همين حال تحقيقات برای يافتن نقش آن در کاهش تاثير ديابت و بيماری های قلبی نيز ادامه دارد. سازمان خوار و بار جهانی، بازوی اغذيه سازمان ملل متحد، از

فرهنگنوشيدن  شير شتر در کشورهای  عربی به چشم ديده مى شود

توليدکنندگان خواسته تا فروش اين محصول به غرب را آغاز کنند. اين سازمان اميد دارد گروه های کمک کننده و سرمايه گذاران به توسعه اين بازار کمک کنند. يکی از مسئولان اين سازمان می گويد: "استعداد اين محصول عظيم است. شير، پول است".
يکی از مشکلات در ارتباط با اين محصول که هنوز حل نشده باقی مانده ناسازگاری آن با دمای بسيار بالاست و بايد برای افزايش زمان مصرف آن فعاليت های بيشتری صورت گيرد. بعضى علماى بهداشتى گفتند "شير شتر می تواند افزوده مفيدی

برای رژيم های غذايی باشد چرا که دارای کلسيم و ويتامن ب است و از چربی کمتری نسبت به شير معمولی گاو برخوردار است". "با اين حال اين شير گران تر از شير گاو است و مزه ای دارد که ممکن است برخی از مردم از آن خوششان نيايد.(أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ) آيا آنان به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده است؟! خلقت شتر يك نوع معجزه اى بوده كه خداوند
متعال بنا بر عظمت خويش آفريده است تاكه منكرين حق رجوع از ضلالت شان برگردند.از نگاه شكل همچون يك شىء غريب مى باشد كه بيننده آن در تعجب مى أفتد.
المراجع :
كتاب رحيق العلم والإيمان  الدكتور أحمد فؤاد باشا .
مقالة للكاتب التركي بروفيسور هارون يحيى .

نوشته شده توسط سالم در 11:22 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 11 اردیبهشت1386

ازدواج های اجباری ومخاطر آن

ازدواج های اجباری ومخاطر آن

ازدواج های اجباری يکی از پر مخاطر ترين پرابلم های اجتماعی است که مردمان بعضی کشورهای اسلامی در اين گرداب مرگبار دست وپا ميزنند. بی ترديد چنين ازدواج ها از مهمترين عوامل انحطاط خانوادگی بوده که در دراز ندت يا کوتاه مدت شيرازه زندگی خانوادگی را از هم پاشيده, سر انجام زندگی جوانان وخانواده ها را دچار بد بختی می سازد, که در اين نويشته برادران مسلمان را آگاه ميسازم به اشکال ازدواج های اجباری:

1 ـ ازدواج هايی نا متجانس: منظورم ازدواج هايی است که در آن تفاوت عمر ميان دختر وداماد در نظر گرفته نمی شود. من از اين قبيل ازدواج ها را  در اطراف واکناف بعضی کشورهای اسلامی بسيار سراغ دارم: برخی دختران ويا خواهران خود را به جبرو واکراه به عقد کسانی در آورده اند که عمر آنها ( داماد) از هفتاد تجاوز کرده در حاليکه دختر 16 يا 18 سال از بهار عمر خود را پشت سر گذاشته وبس که ولی امر دختر صرف بخاطر ثروتمند بودن, او را به دامادی قبول نموده, احساس ومشاعر دختر را ناديده گرفته او را درچاه آتش می اندازد. متأسفانه شيخ ها هم در بدل چنين پولی به اين نوع عقد ها علامت صحيح می گذارند!.استاد مصطفی سباعی در کتاب خود : ( زن ميان فقه وقانون) وشيخ علی طنطاوی در بعضی مقالات خويش در مورد چنين ازدواج ها می گويند( يجوز قضاءً ويحرم ديانةً)يعنی از نظر قضائی وقانونی اشکالی ندارد ولی از نظر ديانت اهداف ومقاصد يکه در وراء ازدواج نهفته است حرام است.بارز ترين اهداف شرعی ازدواج که سکون نفس, مودت, عشق ومحبت است در اين نوع ازدواجها تحقق نمی پذيرد. گذشته از آن مصالح عليای مجتمع را به مخاطره می افگند. خدواند متعال می فرمايد: ( ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها وجعل بْنكم مودة ورحمة) دوشيزگان مظلوم در حاليکه 16 سال بهار عمر خود را گذرانده اند ودارد تازه گلهای شان شگوفه می کند به عقد پدر بزرگانشان در می آیند. آيا اين جفا در حق دختران واهانت به ارزشهای انسانی نيست؟ همه ميدانيم که مقصد ازدواج تنها لقمه طعام وياپارچۀ لباس نيست بل اسراريست که در گهر عشق ومحبت جوتنه ميزند.
نمايندگان زن در مجلس بلوچستان پاکستان
 

ـ ازدواج خونبها ( در بدل ديت یا جزيه آن ) در ميان بعضی از کشورهای شرقی دختر دادن در بدل خونبها( يعنی ديت) ورثۀ مقتول رواج دارد تا بدينصورت ورثۀ مقتول از اجرای قصاص صرف نظر کنند. خونبها قرار دادن دختران پديده ای است شوم که هيچ اصل شرعی ندارد وبرانگيزندۀ نگرانی است .زيرا خانواده شوهر بسوی دختر به ديده قاتل نگريسته, مورد اهانتش قرار می دهند. سر انجام گل های آرزويش در غم وشکنجه پر پر می شود.واز طرف ديگر ازدواجی که منتج به ظلم وبربريت شود از نگاه شريعت اسلام حرام قرار داده شده است.

ج ـ از دواج بخاطر آخذ موقعيت سياسی واجتماعی ...دوست داران جاه ومال با در نظر داشت شرايط کنونی عالم ثالث در آن ستم بی عدالتی وجود داردهيچ نهاد قانونی بخاطر دفاع وتأمين حقوق دختران وجود ندارد . هستند, پدران وبرادرانی که دختران ويا خواهران خود را قربانی هوا وهوس خود می کنند, چون از طريق ديگری نتوانستند به اهداف خود نايل آیند به دختر يا خواهر دادن( جبراً) به پول داران يا ارباب های قدرت , خويشاوندان رهبر حتد نوکران شان می خواهند أخذ موقعيت کنند. بناءً با زور دختران خود را در قيد نکاح لفراد مذکور در می آورند که در نتيجه به خود کشی , فرار, قتل شوهر وغيره تن می دهند ويا در خانۀ جهنمی شوهر می سوزند, خود سوزي زنان دربعضی کشورهای ازدست ستم واسارتهاي تحميلي چنان ابعاد گسترده اي به خود گرفته است که بعضی ازموسسه هایحقوقی اين را بزرگ ترين خطر دانستند.اين را بايد بدانيم, وقتيکه زنان ومردان ناخوان باشند، آنها وسيعاً فکرکرده نمي توانند، ازاينروآنها نمي توانند مشکلات شان را حل بکنند. آنها تصميم مي گيرند که خود را بسوزانند ويا اينکه شوهران شان تصميم مي گيرند تا زنان خود رابسوزانند. ازدواجهاي اجباري که زنان جوان را به مردان سالمندي مي دهند که اکثراً دوسه زن ديگرنيزداشته اند ، ويا ازدواجهايي که به خاطرحل مناقشات ميان خانواده ها صورت مي گيرند ويا بعضاً هنگامي خسرها تقاضاي نامشروعي ازعروسان شان مي داشته باشندف کاررا به چنين اقدام هولناک وکشنده مي کشاند.اين نوع اعمال نه تنها جايگاه در شرع اسلام ندارد بل مخالف تمام سنن وارزشهای انسانی به شمار می رود.

.

ازدواج نذرانه:يا سبحانه الله چقدر جهالت است که بعضی ها به اساس خلوص وارداتی که به قطب, پير, يا شیخ طريقه, ابدال دارند دختران را نذرانه قرار داده به عقد  آنهائی در می آورند که خورشيد عمر شان در حال غروب است.چون پدر نذر کرده است دختر نبايد سر کشی کند بحکم اينکه از فرمان پدر سر پيچی کردن جرم وبی باکی تلقی می شود! آری, وفا به عهد ونذر, کاری است پسنده؛ اما نه سلب حريت ها وپايمال کردن ارزشهای انسانی. اين نوع ازدواج شکلا ومضموناً مخالف شرع است. قربانی اين پديده های شوم ازدواج اجباری تنها دختران نيستند بلکه پسران هم هستند, زيرا برخی از پدران ومادران پسر خود را تهديد می کنند که اگر فرزندشان با فلان دختر ازدواج نکند از طرف پدر عاق ومادر شير سفيدش را برای وی نخواهد بخشي؛ در حالی که اسلام نمی خواهد بنای ازدواج را به الزام واجبار بناکند. زن بايد محبوب باشد, اساس کانون خانواده را محبت رقم بزند. تقاضای محبت وعلاقه اجبار والزام نيست. روحيه حاکم بر جامۀ  ما مسلمانان بايد به اتخاب پدر ومادر جامعۀ عمل پيپوشند يک روحيه کلاسيک و سنتد. آنها يی که انتخاب پدر ومادر را برای او لادشان مصلحت تلقی ميکنند اين يک امر مسلم نيست؛ چون پدران ومادران زيادی وجود دارند که جگر گوشه ها شانرا قربانی مقاصد خود کرده اند. می پذيريم که پدر ومادر بحکم عاطفه دوست دارند اولادشان را حتباشند؛ اما مهمتر از آن بايد در نظر داشت که پدر ومادر به چه ارزشهايی ارج می نهند وانديشه وافکار شان از کجا تراوش مي کند. آنها يی که به ولايت مطلق  اوليا به اساس " لا نکاح الا بولي" باور دارند به حطا رفته اند علماء ودر رأس شان حضرت أبو حنيفه رحمت الله عليه وعلماء معاصر ولايت ولی , ولايت اختيار ميدانند نه ولايت اجبار؛ زيرا ولايت بالغ وعاقل در روشنائی مصلحت شان ورضايت شان ثابت ميشود.بناء ولايت اوليای: معتوه, ابله, احمق, سفيه وماديت پرست مورد سوال قرار ميگرد. بنا بر آن پسران ودختران, در چارچوب ارزش های اسلامی, ميتوانند شريک زندگی خود را خود انتخاب کنند. وبه اساس ارزش های انسانی پابه عرصۀ مسؤليت گذاشته خانواده تشکيل دهند. برخی هم " لانکاح الا بولي" را هم مختص ميدانند که در صورت بلوغ برايشان نکاح نيز ثابت ميشود.آرزومندم که اوليای امورتصاميم شانرا در رابطه به ايجاد خانواده, به اساس تعاليم  والای اسلام ودر روشنايی اهداف ومقاصد شرع, طرح ريزی کنند تا جگرگوشه ها يشان در فضای آگنده از سعادت ونيک بختی, در تکامل جامعه اسلامی کوشا, فعال وبارسالت نقش ارزنده ايفا کنند.

نوشته شده توسط سالم در 11:10 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 11 اردیبهشت1386

صبر

بخش صبر

 

مقدمه

 

الحمد  لله الذي ارسل رسوله بالهدی ودين الحق ليظهره علي الدين كله وجعل فيه اسوة حسنه لمن كان يرجوالله واليوم الاخر، احمده حمدا لايحصي علی كرمه وآلائه مادامت الأرض قائمة تحت سمائه وصلی الله علی سيدنا محمد وعلی آله عدد كمال الله وكما يليق بكماله.

امّا بعد

بعد از نشر دومین کتابم با عنوان «اخلاق  مؤمن» وبه خاطر اهمیتي كه اخلاق در زندگی مؤمن دارد كه اين حدیث گهربار رسول خدا e: «من برای تکمیل ارزش های اخلاقی مبعوث شدم» مؤيد آن است، با سومین‌ کتاب با عنوان «صبر وذوق » اين موضوع را دنبال كردم، صبر وذوق هم جزء اخلاق اسلامی‌ به شمار می‌روند وبه مواردي كتاب «اخلاق مؤمن» اضافه می شوند تا صفات متمايزي را كه اسلام ومسلمانان از آنها برخوردارند محكم‌تر واستوارتر ساخته تا با پيروي از بهترين خلق خداe با خود صادق وروراست باشند.

 من در این کتاب شیوه ی محاوره ای ساده ام را به كار بردم، شیوه ای كه خواننده را به تحرک وواکنش وا می دارد وگاهی عقلش را مخاطب قرارمی‌دهم وگاهي قلبش را به حركت وا می‌دارم وبارها وبارها ورا بر بلند همتي وتطبيق عملي اخلاق، تشويق می‌نمايم.

 وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علي سيد المرسلين،  راجين من الله سبحانه وتعالی ان يتقبل منا عملنا هذا خالصاً لوجهه الكريم  ويجعله في میزان حسناتنا يوم الدين.

برادرتان: عمروخالد

2/ رجب/1423 هـ.ق             


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سالم در 11:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 9 اردیبهشت1386

دروس دعوی واخلاقی از زندگی مورچه

 

 دروس دعوی واخلاقی از زندگی مورچه

   نویسنده : عادل حیدری   

صفحات قرآن را يكي پس از ديگري ورق مي‌زنم اما به سوره‌اي مي‌رسم كه در ضمن قرائت آن سئوالي بس شگفت‌انگيز ريسمان تفكراتم را به خود جلب مي‌كند آري سوره نمل است اما چرا نمل؟ در سوره‌اي كه تنها در يك آيه‌اش سخن از مورچه است چرا بايد اسم سوره نمل (مورچه )نهاده شود؟ اما پس از اندكي تفكر زماني كه به وقايع مي‌نگرم و يا صفحات كتب را ورق مي‌زنم ناخود‌ آگاه اين آيه بر لبانم جاري مي‌شود كه ربنا ما خلقت هذا باطلاً موجودي بسيار ريز نقش كه شايد فراوان زير دست و پاي ما له و لورده شده اما از اندك نظر و تاملي به حقيقت و زندگي وي غافل بوده‌ايم حيوان ريز نقشي كه مي‌توان او را به عنوان يكي از معلمين انسانها ياد كرد كه سراسر زندگي‌اش مملو از دروسي است كه همه انسانها بر وجه عام و دعوتگران الهي بر وجه خاص بايد از اين موجود ريزنقش درس‌هاي بزرگ بياموزند لذا بر آن شدم مهمترين درسهايي كه مي‌توان از مورچه گرفت را بر اوراق مرقوم دارم شايد فائد دعوتگران دين الهي افتد. صبحگاهان در جهت كسب روزي از خانه به در زده و نهايت سعي و تلاشش را به كار مي‌بندد تا لقمه‌اي بيابد و فرزندانش را سير نمايد و در اين مسير چه بسا جان خود را نيز فدا كند اما چيزي دهشت‌انگيز كه در اين موجود ديده مي‌شود توكل اين حيوان به خداوند و صبر و تحمل در مقابل شدائد و سختي‌ها مي‌باشد/ گاهي اوقات يك مورچه با تحمل سختي‌ها و مشكلات فراواني از يك ساختمان چند طبقه بالا مي‌رود اما به اسباب مختلفي از بالا سقوط مي‌كند و تمام زحمت‌هايش به هدر مي‌روند اما خسته نمي‌شود ويأس و نااميدي بر درونش رخنه نمي‌كند بلكه بار ديگر همان راه را در پي گرفته و از صفر شروع مي‌كند و اگر در اين مسير بارها و بارها بيفتد بار ديگر از بدايت شروع مي‌كند دروسي كه اين واقعه مي‌توان گرفت اين است كه شخص دعوتگر زماني كه در مسير دعوت گام مي‌نهد ابتداء بايد به خداوند توكل كند و چنانچه در اين مسير با سختي‌ها و مصائب و مشكلاتي مواجه شد بر آنها صبر پيشه كند. امكان دارد شخص داعي از مسيري كه سالها با مشقات و مشاكل فراواني گذر كرده سقوط كند نه سقوط مكاني بلكه سقوط مكانتي. و تمامي زحمات چندين و چند ساله وي توسط انسانهاي جاهل و نادان هدر شوند. اما جاي نااميدي نيست آري بايد بسان اين مورچه كه چگونه در محقق ساختن اهداف خود نااميد نمي‌شود نبايد مأيوس شد. از تصويري كه خداوند در سوره نمل بيان مي‌كند انگشت حيرت به دندان مي‌گزم و در صنع خداوند متعجبم از آن مورچه كوچك.

مورچگان همه در سعي و تلاشند اما ناگهان احساس خطر مي‌شود. آري سليمان و لشكريانش نزديك مي‌شوند ناگهان دعوتگري مبارز و مهربان ندا مي‌زند: ]يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لا يحطمنكم سليمان و جنوده و هم لا يشعرون[ اي ملت مورچگان به لانه‌هايتان بشتابيد تا مبادا سليمان و لشكريانش شما را له و لورده كنند زيرا آنان از شما بي‌خبرند. اين فريادي است كه از اعماق درون اين مورچه‌ بيرون مي‌آيد فريادي آكنده از شفقت و دلسوزي نسبت به هم نوعان زيرا اين حيوان را ياراي آن نيست كه ببيند هم نوعش در زير چكمه‌هاي اغيار له و لورده مي‌شود لذا در پي اطلاع آنان بر مي‌آيد و از خطري كه آنها را تهديد مي‌كند آنها را مطلع مي‌كند امروزه شخص داعي در مقابل چالشها و تهديداتي كه مسلماناني از روي ناداني و بي‌خبري و يا اغيار و دشمنان اسلام به وسيله آن مبادي ارزشي و اخلاقي وجسمي ما را نشانه گرفته‌اند سكوت كرده‌اند چرا؟ آيا ارزش ما كمتر از آن مورچه‌اي است كه براي همنوعانش دلسوزي مي‌كند. يك دعوتگر زماني كه احساس مي‌كند خطري هم نوعش را تهديد مي‌كند نبايد كنج عزلت گزيند و سكوت اختيار كند بلكه بايد در جهت راهنمايي مسلمين و اطلاع آنها و ياري رساندن به آنان بكوشد. اما بدينجا قضيه ختم نمي‌شود چيزي ديگر جلب توجه مي‌كند آن هم طرز برخورد و ادب اين مورچه است ]وهم لايشعرون[ اي ملت مورچگان مبادا گمان ببريد كه سليمان و لشكريانش از روي تعمد و قصد بر شما حمله‌ور مي‌شوند اينگونه نيست بلكه حقيقت اين است كه آنها از شما بي‌خبرند. ادب و احترام در سخنان اين دعوتگر موج مي‌زند و جالب اينجاست كه علامه ابن قيم در كتاب مفتاح دار السعاده مي‌گويد در اين آيه كه خداوند از زبان مورچه نقل مي‌كند10 اسلوب ازاساليب خطابي نهفته شده است 1- ندا 2- تنبيه 3- تسميه 4- امر 5- نص 6- تحذير 7- تخصيص 8- تفهيم 9- تعميم 10- اعتذار كه به صورت مختصر جامع و كامل مقصود خود را به ديگران مي‌رساند. درسي كه از اين واقعه مي‌گيريم اين است كه يك شخص دعوتگر در تعامل با ديگران بايد عذر طلب باشد زماني كه گفته مي‌شود «التمس لاخيك عذراً» بيانگر همين واقعه است يك داعي نبايد كه به محض مشاهده اشتباه به توبيخ و سرزنش مدعوين بپردازد چه بسا در لشكر سليمان كساني پيدا مي‌شدند كه از روي تعمد بر روي اين مورچگان پا بنهند اما مورچه‌ با كمال ادب و بزرگواري مي‌گويد ]و هم لايشعرون[ حتماً احساس نمي‌كنند و انسان با شايدها و شايدهاي ديگر برادر مسلمانش را معذور بداند. و از ديگر دروسي كه يك انسان بايد از زندگاني مورچه بياموزد قناعت بي‌اندازه اين حيوان مي‌باشد زماني كه مورچه دانه‌اي را يافت آن را به چهار قسمت تقسيم نموده و در انبار ذخيره مي‌كند و به هنگام نياز تنها به مقدار نيازش آنها را از انبار بيرون مي‌آورد و بقيه به عنوان ذخيره در همان محل باقي مي‌گذارد تا اينكه در روز مبادا نيازهايش را برطرف كند. درست همان كاري كه حضرت يوسفu مردم مصر را به آن دستور داد كه در مصرف غذا قناعت كنند و به مقدار نياز از آن برگيرند و بقيه را در انبارها ذخيره نمايند تا در سالهاي قحطي از لحاظ تغذيه با مشكل روبه‌رو نشوند يك انسان در مسير زندگي بايد قناعت را سرلوحه زندگي‌اش قرار دهد به مانند مورچگان از وسايل معيشتي بيش از اندازه مصرف نكند و به فكر آينده باشد. و از ديگر صفتهاي اين حيوان كه باعث شگفت و دهشت انسانها مي‌شود اهميت دادن به صداقت و بد پنداشتن دروغ ودروغگويي است. علامه ابن قيم در كتاب مفتاح دار السعاده از يكي از عارفان نقل مي‌كند كه ايشان مي‌گويد: روزي مورچه‌اي را ديدم كه خود را به تكه‌اي از يك ملخ نزديك كرد و خواست آن را بلند كند اما به تنهايي قادر به اين كار نبود لذا از آنجا رفت و پس از مدتي مشاهده نمودم كه با گروهي به سمت ملخ مي‌آيند زماني كه مورچه‌ها را را مشاهده كردم ملخ را از زمين برداشتم و مورچگان هنگامي كه به جايگاه ملخ رسيدند چيزي را نيافتند و برگشتند. پس از رفتن آنها بار ديگر ملخ را در همان مكان قرار دادم و باز همان مورچه آمد و نتوانست آن را بلندكند و برگشت و گروهي را همراه خود آورد اما باز هم من ملخ را بلند كردم و مورچه‌ها دست خالي برگشتند بار ديگر ملخ را در همان مكان قرار دادم و باز مورچه آمد و نتوانست آن را بلند كند و برگشت و براي بار سوم مورچه‌ها آمدند و باز من ملخ را برداشتم. براي بار سوم كه مورچه‌ها چيزي را نيافتند گرداگرد و حول آن مورچه حلقه زده و او را محاصره كردند همگي به طرف او حمله برده و او را تكه تكه كردند. اين داستاني است كه علامه ابن قيم به نقل از يكي از عارفين در كتابش مفتاح دار السعاده ذكر مي‌كند درست است كه مورچه اين داستان بي‌گناه كشته شد اما چيزي جاي شگفتي دارد و قابل اهميت است اين واقعيت است كه مورچگان به صداقت و راستگوي اهميت مي‌دهند و از دروغ و دروغگويي متنفرند و درس ديگري كه از اين داستان مي‌گيريم حلم و بردباري اين مورچه‌ها است كه براي بار اول و دوم آن مورچه را مجازات نكردند بلكه به وي مهلت دادند تا بلكه بي‌گناهي‌اش را اثبات كند گرچه خود سخنان مورچه را شنيده و چيزي را نيافته بودند اما از مجازات آن مورچه سرباز زدند زيرا شايد ملخي وجود داشته باشد و آنها اشتباه كرده باشند اما براي مرتبه سوم كه چيزي را نيافتند گمان بردند كه آن مورچه به آنها دروغ مي‌گويد لذا او را تكه تكه كردند در اين خصوص مي‌آموزيم كه انسان‌ نسبت قضايايي كه ما حول آنها اتفاق مي‌افتد نبايد عجولانه بر كرسي حكم بنشيند و قضاوت كنند بلكه حلم و بردباري را سرلوحه كارشان قرار دهند و به اشخاص بيگناه مهلت دهند تا بي‌گناهي خويش را به اثبات برسانند. و دروس ديگري كه از زندگاني مورچه مي‌گيريم تضرع و زاري وي به درگاه خداوند مي‌باشد دار القطني و حاكم از ابو هريرهt روايت مي‌كند كه پيامبرe فرمودند: «مورچه را به قتل نرسانيد زيرا روزي سليمان براي طلب باران خارج شد ناگهان مورچه‌اي را ديد كه بر پشت خوابيده و دستانش را به آسمان بلند كرده و مي‌گويد بار الها ما آفريده‌اي از آفريده‌هاي تو مي‌باشيم كه بي‌نياز از فضل و رحمت تو نيستم خداوندا ما را به سبب گناهان بندگان گناهكارت مؤاخذه مكن و باراني بر ما فرو فرست، كه درختاني براي ما بروياند و ما از ثمره آنها براي خود غذاهايي بر چينيم زماني كه حضرت سليمان اين دعاي مورچه را شنيد به لشكرش فرمود برگرديد زيرا همين دعا براي شما كفايت شد و آب داده شديد به وسيله كسي غير از خودتان» مورچه‌ها هميشه تسبيح خدا را مي‌گويند در صحيح بخاري حديثي وجود دارد كه ابوهريره از پيامبرe روايت مي‌كند كه مورچه‌اي پيامبري از پيامبران خدا را نيش زد سپس آن پيامبر امر كرد تا روستاي مورچگان را آتش بزنند پس از اين واقعه خداوند به آن پيامبر وحي نمود كه به خاطر نيش مورچه‌اي امتي از امتها كه خداوند را تسبيح و تقديس مي‌كردند به آتش كشاندي.

و از صفتهاي ديگر مورچه‌ شكر نعمتهاي خداوند مي‌باشد كه گفته شده مورچه‌اي كه با سليمان برخورد كرد به مورچه‌هاي ديگر گفت به لانه‌هايشان بروند كه مبادا شكوه و جلال و عظمت سليمان و لشكريانش آنها را به فتنه بيندازد و سبب شود كه ناسپاسي نعمتهاي خداوند را بكنند و از ديگر صفات مورچه دعاي خير نمودن به دعوتگران و راهنمايان مي‌باشد درحديثي وجود دارد كه پيامبرe در فضيلت شخص عالم مي‌فرمايد : همانا خداوند و فرشتگان و اهل آسمان‌ها و زمين‌ها. حتي مورچه‌ در لانه‌اش و ماهي در دريا براي معلمي كه انسان را به سوي خير راهنمائي مي‌كند دعاي خير مي‌نمايند و درس ديگر كه از اين حيوان ريز نقش مي‌توان گرفت پايبند بودن به نظم و مقررات مي‌باشد سيد قطب در تفسير في ظلال مي‌گويد: هر يك از مورچگان با نظم و نظام شگفتي به انجام وظيفه مشغول است انسان‌ها غالباً نمي‌توانند نظم و نظام همسان آنها را داشته باشند و از آنها تقليد و پيروي نمايند با وجود اينكه به انسان فهم مترقي و درك متعالي داده شده است و از شگفتي‌هاي ديگر كه در اين موجود ضعيف وجود دارد و هر انساني بايد از آن درس بگيرد تعامل و همكاري در مسير بر طرف كردن مشكلات و نيازهاي يكديگر مي‌باشد. هنگامي كه مورچه‌اي چوب يا دانه و يا چيزي ديگر را يافت كه قادر به حمل آن نبود و جماعت و گروهي از مورچه‌ها را ديد كه از كنارش مي‌گذرند از آنها تقاضاي كمك مي‌كند و آنان نيز بدون هيچ بهانه‌اي و بدون گريز از اين كار با صميميت كامل او را در حمل آن شيء و رساندن به خانه‌اش ياري مي‌كنند همه انسانها و خصوصاً دعوتگران بايد در مسير پيشرفت دعوت اينگونه عمل كنند و با طيب خاطر و صميميت بي‌پايان يكديگر را در انجام دادن مسايل مهم زندگي و فائق آمدن بر مشكلات ياري رسانند. و درس ديگري كه از اين حيوان مي‌گيريم انس گرفتن اين حيوان با بسياري از حيوانات غير از خودش مي‌باشد كه به ما مي‌آموزد كه نسبت به يكديگر مانوس باشيم استاد سعيد حوي در تفسيرش مي‌نويسد انواع مختلفي از مورچه‌ها و حشرات كوچك ديگري در يك مكان زندگي مي‌كنند و مورچه‌ها در لانه‌هايشان با حشرات كوچك فراواني انس مي‌گيرند بيش از 2000 نوع از حشرات مختلف يافته شده كه در لانه‌هاي مورچگان زندگي مي‌كنند كه در انس گرفتن به حيوانات مختلف حتي از انسانها نيز پيشي گرفته‌اند. واز ديگر مسائلي كه سعيد حوي در مورد مورچه ذكر مي‌كند اهميت دادن آن به نظافت و بهداشت است ايشان مي‌گويند كه مورچه روزانه بيش از 20 مرتبه به نظافت بدن و جسمش مي‌پردازد. در پايان اين را ذكر مي‌كنم كه براي بيان شرف مورچه اين حديث بسنده مي‌كند در سيره ابن هشام در مبحث غزوه حنين حديثي از جبير بن مطعمt روايت شده كه ايشان مي‌فرمايد: قبل از اينكه مسلمانان در معركه حنين شكست بخورند هنگامي دو گروه مشغول به جنگ بودند ناگهان يك چيز سياه رنگي از آسمان فرو آمد و ميان ما گروه مشركين قرار گرفت زماني كه به آنها ‌نگريستيم دريافتيم كه مورچه‌هاي سياهي مي‌باشند كه دشت را پر كرده‌اند شكي نداشتم كه آنها فرشتگان الهي مي‌باشند كه براي شكست دشمنان آمده بودند.

نوشته شده توسط سالم در 11:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه 8 اردیبهشت1386

تذكروضع حال

نــدانـم کجــا ديـدهام ايـن روايـت
                                         و يــا از کـه بشـنيـدهام ايـن حکايـت
     يکـي از بـزرگـان اصحـاب يـثــرب
                                         کـه مـيداشت جمعـي بـه زيـر حمايت
     بـه هنـگـام نـزع روان وقـت مـردن
                                         همـي خواسـت او از يـکايـک رضـايت
     تـمـام قبـيـله رضـا گشــتـه از وي
                                         رضـايـت گـرفت او بـــه حـد کفايـت
     بـه نـاگـه بيـاد آمـدش اشـتـري را
                                         کـه مـرکـوب او بـوده اسـت از بدايـت
     به کوه و به دشت و به صحرا و هامون
                                         کشيـده است بارش بــدون شـکايـت
     زده خيـزرانش همـي سخـت بر سر
                                         همــي ره نـــورديـده بـا او به غايـت
     فرامـوش کـرده رضـايت بخـواهـد
                                         ببـنـدد دهـــان شـتـر از سـعـايـت
     بفـرمـود اشـتر نمـودنـد حـاضـر
                                         کشيـدش بسـر دست و لطف عـنايت
     بـه او گفـت کاي اشتر سـالخـورده
                                         تو عمـري بکـردي به من بـس رعايت
     سـواري به مـن دادهاي از جـوانـي
                                         به کـوه و بـه دشت و به شهر ولايـت
     بسي صدمهها بر تو از من رسيـده
                                         به حدي که شد لنگ از آن دستوپايت
     ز من باش راضي در اين وقت آخـر
                                         تـو بگــذر ز تقصيـر من بـا رضـايت
     زبـان شـتر بـاز شـد بهـر پاسـخ
                                         بـه لطــف خــدا کـرد او نغـز آيـت
     رضا هستم از هر چه کردي تو بر من
                                         چـو بـودي مـرا صـاحبي بـا درايـت
     خوراندي به من بهترين خار صحرا
                                         به آبـم نمـودي ز زمــزم سقـايــت
    
ولـي نيسـتم راضي از يک گناهت
                                         چـو بـود آن گنـاه تو بر مـن جنايـت
     تو ميبستي افسار من بر دم خـر
                                        
کـه ره را نـمـايـد به من خـر هدايت
     شتر ميرود زير هر بـار سنگيـن
                                         ولـي سـخت باشـد بر او بينهـايــت
     که افسار او را کشد يـک الاغـي
                                         رود زيــر بــار خــري بـيکفـايـت
     سرودم من اين قصه نظم شايد
                                         بمـانـد ز مـن يـادگــار اين حکايت
     بـداننـد درد دل اشـتــران را
                                         همــي سـاربــانـان بـا عزم و رايت
     نبـندند بنـد جمـل بر دم خـر
                                         کـه شـاعـر نگـويد لغـز بـا کنـايت
                                                 «يا حق»
نوشته شده توسط سالم در 12:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 2 اردیبهشت1386

نوشته شده توسط سالم در 14:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 2 اردیبهشت1386

عكس

نوشته شده توسط سالم در 12:39 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 2 اردیبهشت1386

عكس متحرك جالب

نوشته شده توسط سالم در 12:33 |  لینک ثابت   •