دوشنبه 28 آبان1386
عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین

دمي با حکیم فرزانه , عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین
هر روز که آفتاب بر می آید یک روز ز عمر ما بسر می آید
هر صبح که نقد عمر ما میدزدد دزدیست که با مشعل در می آید
روزگار دهشتناک خیام فیلسوف
خیام بدون تردید یکی از دانشمندان , فیلسوفان و ستاره شناسان بزرگ ایران و جهان است که جهان امروز پس از حدود 900 سال هنوز از بزرگی او سخنهای بسیاری گفته است و نامش در تمامی کشورهای جهان شنیده می شود . خیام همدوره نظام الملک و حسن صباح بود . او در ریاضیات نجوم و فلسفه از همه روزگار خود بالاتر بود . همروزگاران وی , اور را امام , حجه الحق , فیلسوف عالم , سید الحکما المشرق و المغرب , دستور و . . . نامیده بودند . متاسفانه برخی افراد که با عقاید بزرگ وی مشکل دارند وی را با لقب شاعر خطاب میکنند . در حالیکه رباعیات وی آخرین برگ زرین ( ریاضیات - نجوم - فلسفه - عرفان و . . . ) زندگی اش است و اینکه وی برای بکار بردن اندیشه و فلسفه نیک زندگی کردن از رباعیات شیرین و زیبای خود بهره برده است . علم ریاضیات و نجوم وی زبان زد روزگار بوده است و نامیدن وی با لقب شاعر نشان از کوته نگری برخی از ما ایرانیان دارد . او زمانی لب بر سخن گشود که بزرگان اسلامی جرات سخن گفتن نداشتند و افراد برجسته اسلامی مانند : شهاب الدین سهروردی و عین القضاه همدانی برای ابراز عقیده خود که تنها کمی با عقاید مسلمانان مقدس نما متفاوت بوده است تکه تکه میشوند و یا به آتش کشیده میشدند . حتی امام محمد غزالی نیز همزمان با خیام بود که او نیز از بزرگان اسلام به حساب می آید و کتابهای مفیدی در تکمیل و گسترش قوانین اسلامی نگاشته است . با اینحال چندین بار کتابهای امام محمد غزالی در بلاد غرب بدلیل کفر به اسلام به آتش کشیده میشود و وی را کافر مینامند . امام غزالی بر این باور بود که اگر شخصی یهودی بوده است تنها به این دلیل است که در خانواده ای یهودی به دنیا آمده است و اگر کسی مسلمان است به همین دلیل است . پس دین او ارزشی ندارد . پس زمانی دین او ارزش پیدا میکند که او عقاید خانواده و آموزش های آنان را بکنار گذارد و خود شخصا برای انتخاب دین نیک تلاش و پژوهش کند و بهترین را از دید خود انتخاب نماید . برای بیان این سخنان او را کافر نامیدند . یک قرن پیش از خیام منصور حلاج که از اندیشمندان ایرانی بود به دار آویخته شد و بدنش تکه تکه گردید . قبل از وی بابک خرمدین سردار بزرگ ایرانی توسط خلیفه عباسی تکه تکه شد و بعد از وی مازیار که از خاندان اصیل ایرانی بود توسط تازیان تکه تکه گردید و دهها نمونه دیگر . با این تفاصیل از فضای وحشت و غارت گری و تقدس ویرانگر و عقب افتاده گی های فکری اعراب در ایران فیلسوف ایرانی که خود را عاری از هرگونه عرب گرایی و دین نمایی ظاهری میداند زبانزد روزگار خود میشود و این تنها به آن دلیل است که متانت - زندگی ساده - خداباوری - دوری از هرزگی و زندگی مملو از علم و دانش را برای خود بر می گزیند . او بگفته تاریخ نگاران کمی عصبی , گوشه گیر و آرام بوده است . میتوان دلیل این اخلاق او را در این سخن برنارد شاو دید :
از برناردشاو پرسیدند چرا از جمع دوری میکنی و خلوت و سکوت را برگزیده ای ؟ وی پاسخ داد از معاشرت با مردمان نافهم رنج میربم
خیام شاید چنین بوده است و از مردمانی که زندگی را تنها در تفکرات کودکانه و واپس گرا میدیده اند به تنگ آمده بود و دوری از اجتماع را گزیده بود . خیام در سال 517 هجری قمری بعد از گذشت حدود هفتاد و اندی سال از عمر پربرکتش بدرسود حیات گفت .

شرح زير درباره خيامي بقلم ميرزا محمدخان قزويني آمده است:
خواجه امام عمرخيامي ابوالفتح بن ابراهيم الخيامي او الخيام النيسابوري از مشاهير حکماء و رياضيين اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجري و يکي از مفاخر بزرگ ايران است ولي شهرت فوق العادهاي که در بلاد شرق و در اين اواخر در اروپا و آمريکا بهم رسانيده همانا بيشتر يا فقط بواسطه رباعيات حکمت آميزي است که دراوقات فراغت تفريح خاطر را اين دانشمند مي سرود و ساير فضائل ومناقب او در تحت الشعاع شعر مستور مانده است. با توجه به تحقيقات جامع پروفسور ادوارد براون معلوم ميگردد که اولا لقب او در غالب کتب عربي که متضمن ترجمه حال اوست و همچنين در صدر رساله جبرو مقابله او خيامي است با ياء نسبت و در غالب کتب فارسي و در رباعيات خود او هميشه خيام بدون ياء نسبت آمده پس هر دو شکل صحيح است و صحت هرکدام باعث بطلان ديگري نيست و اختلاف تعبير برحسب اختلاف زبان عربي و فارسي است. ثانيا کتبي که در آنها ذکري ازعمرخيامي شده است خواه متضمن ترجمه حال او بوده يا فقط اشاره اي بنام او شده باشد برحسب ترتيب زماني از قرار ذيل است: قديمی ترين کتابي که ذکري از عمرخيام نموده چهارمقاله عروضي سمرقندي معاصر خيام بوده و در سنه 506. ق در بلخ ( از شهرهای خراسان بزرگ که امروزه در افغانستان است ) در مجلس انس بخدمت او رسيده است و در سنه 530 ه . ق. در نيشابور قبر او را زيارت کرده و دو حکايت را که در باب عمرخيامي ذکر ميکند اصح و اقدم مآخذ ترجمه حال اوست. بعد از چهارمقاله اقدم مواضعي که نامي ازعمرخيامي در آن برده شده است در اشعار خاقاني شرواني است که به اصح اقوال در سنه 595 ه . ق. وفات يافته است در يکي از قصايد خود گويد:
زان عقل بدو گفت که اي عمرعثمان هم عمر خيامي و هم عمر خطاب
يعني در علم هم داراي اولين مرتبهاي مانند عمرخيامي و هم در عدل صاحب برترين درجه چون عمربن خطاب. بعد از اشعار خاقاني شيخ نجم الدين ابوبکر رازي معروف به دايه در کتاب مرصادالعباد که بسنه 620 ه . ق تاليف شده است بتقريبي ذکري از عمر خيامي نموده و عين عبارتش اين است: .. معلوم که روح پاک علوي و روحاني را درصورت خاک سفلي ظلماني کشيدن چه حکمت بود و باز مفارقت دادن وقطع تعلق روح از قالب کردن و خرابي صورت چراست و باز در حشرقالب را نشرکردن و کسوت روح ساختن سبب چيست آنکه از زمره اولئک کلا انعام بل هم اضل بيرون آيد و بمرتبه انساني رسد و از حجاب غفلت يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عنالآخرة غافلون خلاص يابد وقدم بذوق و شوق در راه سلوک نهد و آن بيچاره فلسفي و دهري وطبايعي که از اين هر دو مقام محرومند و سرگشته و گمگشته تا يکي رااز فضلاء که بنزد ايشان بفضل و حکمت و کياست و معرفت مشهور است و آن عمرخيامي است از غايت حيرت اين بيت مي بايد گفت:
در دايرهاي کآمدن و رفتن ماست آنرا نه بدايت نه نهايت پيداست
کس مينزند دمي درين عالم راست کاين آمدن از کجا و رفتن بکجاست.
دارنده چو ترکيب طبايع آراست باز از چه قبل فکند اندر کم و کاست
گر زشت آمد پس اين صور عيب کراست ور نيک آمد خرابي از بهر چراست.
خیام و تجزیه و تحلیل آیات قرآنی
حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری در تمامی نوشته هایش بر این نکته مهم اشاره کرده است که زندگی و دنیا بر هیچ کس باقی نیست و منش و کردار ایرانی بر این است که این روزگار سپنج ( زودگذر ) را به درستی و راستی و انسانیت سپری کنیم . خیام با اینکه از اندیشمندان بزرگ جهان محسوب می شود و بر یگانگی خداوند بزرگ تاکید دارد ولی هرگز در آثار خود از روش دینگرایان افراطی روزگار خود پیروی نمیکند و بسیار دگراندیش تر از روزگار خود سخن میگوید . با این حال او به گفته علی ابن زید بیهقی حتی در بررسی آیات قرانی چیره گی خواصی داشت به طوری که روزی در مجلس عبدالرزاق فردی سوالی درباره یکی از آیات قرآنی نمود و تنها خیام ساعتها آن را موشکافی و بررسی نمود که سپس همگان از بزرگی فکر او تحسینهای بسیاری داشتند به طوری که گفتند : خداوند امثال شما دانشمندان را زیاد کند و جهان را از وجود امامی مانند خیام خالی ندارد . با اینکه حوزه علمی خیام ریاضیات و فلسفه است ولی او در موضوعات مختلف حتی اسلامی اطلاعات وسیعی داشت است .
خیام از دید بزرگان ایرانی و جهان
ارنست رنان : خیام نمونه برجسته آزاد اندیشی آریاییها بوده است . او پیوسته میکوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر اعراب رها کند .
عمادالدین کاتب قزوینی در کتاب خریده القصر که مربوط به شعارای اسلامی است و 55 سال بعد از مرگ خیام نوشته شده است ( 570 هجری ) می گوید : عمر خیام در عصر خود بی مانند بود و در علم نجوم و حکمت ضرب المثل زمان .
ابوالحسن بیهقی : خیام مسلط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات بود .
زمخشری دانشمند معروف : خیام را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نامیده است .
قفطی در تاریخ الحکما در قرن ششم میگوید : امام خراسان ( خیام ) و علامه دوران بر دانش یونان مسلط بود و باید در سیاست مدنی از او پیروی کرد . او خداشناسی را در اجتناب از شهوات جسمی میدانست . که این امر مستلزم تزکیه نفس است .
عروضی سمرقندی در زمستان 508 سلطان کس بفرستاد تا خیام را بیاورند تا درباره رفتن شکار سلطان نظر بدهد و هوا را بررسی نماید . در جای دیگر خلیفه بغداد برای جنگ با دشمنان از حاکم سلجوقی کمک میخواهد و او منجمان را احضار میکند که نظر دهند ولی نظر آنان منفی بود و حاکم خشمگین شد . منجمان گفتند اگر باور ندارید از امام خیام نظر بخواهید نظر ما نظر اوست .
اتمام التتمه : فیلسوف حجه الحق عمر بن ابراهیمی خیام از تمام حکمای خراسان بالاتر و پرمایه تر و در ریاضیات بر همگان فزونی داشت . روزی درباره معذوتین ( آیات قرانی ) از خیام سوال شد و او ساعتها درباره اش بحث نمود به طوری که همگان شگفت زده شدند .
محقق روسی یوگنی برتلس در مقدمه کتابش درباره خیام میگوید : برهمگان واضح است که خیام ریاضی دان و فیلسوف ایرانی در روزگار خود با چه دشواریهایی روبرو بوده است . حتی مورخین شریعت اسلامی تفکرات او را مارهای زهر آگین و گزنده شریعت اسلام میدانستند . به نظر میرسد خیام در جلسات علمی اش سروده هایی جنجالی میگفته است که آنها از ترس حاکم شرع دهان به دهان آنرا چرخانده اند و امروز به ما رسیده است .
معتبرترین اسنادی که درباره خیام نوشته اند عبارت است از : مرصاد العباد - تاریخ جهانگشایی جوینی - تاریخ گزیده - نزه المجالس - مونس الاحرار و . . .
خیام و دین
فیلسوف ایرانی را میتوان بسیار فراتر از دین و قواعد اسلامی روزگار خود دانست . او به درجه ای از انسانیت , کمال , علم , عرفان و خداباوری رسیده بود که بسیاری از ندیده های هستی را در این دنیا به چشم حقیقت دید . هدف از دین کمال انسانیت و خرد و دانش است و خیام به آن درجه از عرفان و بزرگی رسیده بود که فراتر از آن می اندیشید . از دیگر آثار به جای مانده از خیام کتاب نوروزنامه است که به دین نیاکانش در دوره ایران باستان اشاره های بسیاری شده است و احترام خاصی برای پیامبر ایران باستان قائل می شود و همچنین جشنهای ایرانی ( فروردینگان - خردادگان - مهرگان - سده - نوروز و . . . ) را با چیرگی تمام زنده میکند و برای نسلهای آینده ایران تشریح میکند . عقیده خرد گرایی و بهره بری از عقل عمر خیام بدون شک از اساتید خود یعنی محمد ابن زکریای رازی و ابن سینا گرفته شده بود . خیام نیز بارها از عقاید دین گرایانی که مذهب را وسیله ای برای سرکوب انسانهای دیگر میکردند انتقاد میکند :
می میخورم و مخالفان از چپ و راست گویند مخور باده که دین را اعداست
چون دانستم می عدو دین است والله بخورم خون عدو را که رواست
ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بده کدام خونخوار تریم
خیام که کوزه در سبو کرد آخر کار همه عاشقان نکو کرد آخر
افسار نماز و پوزه بند روزه از گردن این خران فرو کرد آخر
گویند مخور "می" که به شعبان نه رواست نه نیز رجب که آن مه خاص خداست
شعبان و رجب مه خدایست و رسول "می" در رمضان خوریم که آن خواصه ماست
تو غره بدانی که می نخوری صد کار کنی که می غلام است آنرا
تا توانی خدمت رندان کن بنیاد نماز و روزه ویران کن
بشنو سخن راست ز خیام عمر می خور و ره زن و احسان کن
تا چند زنم بروی دریاها خشت بیزا شدم ز بت پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود ؟ که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت ؟
ما با می و معشوق و شما دیر و کنشت ما اهل جحیمیم ( جهنم ) و شما اهل بهشت
تقصیر من از روز ازل چیست ؟ بگو نقاش چنین بلوح تقدیر نوشت
رباعیات خیام در جهان
گفتار فلسفی این بزرگ مرد ایرانی در جهان امروز به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است و در بسیاری از دانشگاه معتبر جهان کتب وی تدریس می شود . به راستی جهان به این پیر خرد ایرانی میبالد .
پرفسور آرتور کریستن سن از میان 1213 رباعی موجود در کتابخانه های جهانی بریتانیا - ملی پاریس - برلن - لنین گراد اکسفرد و کلکته و نسخه های خطی مونس الاحرار که ننسوب به خیام فیلسوف است تنها 121 رباعی را متعلق به خیام میداند .
مرحوم صادق هدایت نیز در سال 1313 دست به تحقیقات وسیعی درباره خیام زد . وی رباعیات اصلی را با مدارک جمع آوری نمود و چاپ کرد .
مرحوم فروغی نیز در سال 1320 کارهای بسیار مفید برای انتخاب رباعیات حقیقی خیام انجام داد و به چاپ رساند .
تا سال 1960 نیز بیش از 3000 کتاب و رساله درباره خیام نوشته شده است .
آقای مینویی مقالات به چاپ رسیده شده درباره خیام را تا سال 1929 بیش از 1500 مقاله میداند که فقط در آمریکا شمالی و اروپا چاپ شده است . که امروزه هزاران برابر این آمار است .
منظومه فیتز جرالد ( 1875 ) که توسط این فرد انگلیسی جمع آوری شد را میتوان نخستین اثر جهانی از خیام دانست که تبلیغ وسیعی در جهان توسط منظومه او انجام شد .
استاد سعید نفیسی پس از تحقیقات وسیعی درباره خیام گفت رباعیات خیام تا سال 1925 :
سي و دو بار انگليسي - شانزده بار فرانسوي - يازده بار اردو - دوازده بار آلماني - چهار بار روسي - چهار بار ترکي - پنج بار ايتاليايي - هشت بار عربي و چند بار به ارمني و سوئدي و دانمارکي ترجمه شد و تا امرزو ثابت شده است که رباعياتش به تمام زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است . رباعیات جهانی خیام نام و فرهنگ ایران را برای ابدیت زنده نگه داشته است . تندیس این بزرگ مرد ایرانی , اسطوره مشرق زمین در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب گردیده است و حسین فخیمی مسئول ساخت این تندیس شده بود . هر ساله در 28 اردیبهشت ماه یاد و گرامیداشت او در نیشابور برقرار میگردد و مردم بسیاری از شهرهای گوناگون بر مزار پاک این فیلسوف , عارف و ستاره شناس بزرگ ایرانی گردهم می آیند . یادش گرامی . روحش شاد .
سنگ آرامگه عمر خیام در نیشابور خراسان - کل مقبره باشکوه این بزرگ مرد تاریخ به فرمان رضا شاه ساخته شد . آرامگاه بزرگان دیگری همچون عطار عارف نامدار و کمال الملک نیز در کنار آرامگاه خیام می باشد .

در عکس شبیه سازی شده بالا پروژه افلاک نما خیام دیده می شود . به همت مردم و دولت , بزرگ ترین پایگاه ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف در حال ساخت است . بیشتر هزینه این طرح بزرگ را یک ایرانی نیکوکار بر عهده گرفته است . این حرکت بزرگ به پاس گرامی داشت حکیم فرزانه در حال انجام است تا یادش برای ابد گرامی داشته شود . که تا کنون حدود نیمی از این پروژه اجرا شده است . در عکس زیر مرحله ساخت آن در سال 86 دیده می شود .
دوشنبه 28 آبان1386
فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری
| آفرین جانآفرین پاک را | آن که جان بخشید و ایمان خاک را |

فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری
گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایه یی بودم ز اول بر زمین افتاده خوار راست کان خورشید پیدا گشت نایپدا شدم
ز آمدن بس بی نشان و از شدن بس بی خبر گویا یک دم برآمدم که آمدم من یا شدم
نه مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم
در ره عشقش قدم درنه اگر با دانشی لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم
چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت این عجایب بین که چون بینای نابینا شدم
خاک فرقم اگر یک ذره دارم آگهی تا کجاست آنجا که من سرگشته دل آنجا شدم
چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم
فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری در ردیف بزرگترین عرفای جهان محسوب می شود . وی الگوی مولانا جلال الدین محمد بلخی می باشد . عطار در قرن ششم و هفتم هجری زندگی بزرگ منشانه خویش را در ایران زمین سپری نمود . در ابتدای زندگی شغل عطاری را که از پدر به ارث برده بود پیشه کرد . بزرگان نوشته اند که وی روزی در مسیر کار خویش با پیرمردی سالخورده برخورد کرد . پیرمرد که درویش مسلک بود , از عطار مقداری غذا درخواست کرد . عطار مقداری غذا به وی داد . درویش طعام را خورد و باردیگر از عطار مقداری دیگر خواست . باردیگر عطار طعامی به وی داد . درویش طعام را خورد و از عطار مقداری دیگر خواست . عطار خشمگین شد و به پیرمرد گفت : تو با این شکم پرستی ات چگونه می خواهی جان بدهی ؟ درویش لبخندی به عطار زد و گفت راحت تر از آنچه که بیاندیشی . عطار لحظه اندیشه کرد و پیر مرد را تنها گذاشت . پس از کمتر از چند دقیقه , صدای هیاهویی به گوش عطار رسید . عطار وقتی به محل صدا رسید با چشمانی حیرت زده پیرمرد را دید , در حالی که عبایش را به رویش انداخته است , از دنیا رفته است . این واقعه شگفت انگیز را نقطه عطف زندگی عارفانه محمد بن ابراهیم نیشابوری یکی از بزرگ ترین عرفای جهان دانسته اند . پیرامون بزرگ منشی و سلوک او این نکته کافی است که مولانا و دیگر عرفای بزرگ جهان خود را در برابر عطار کوچک می دانسته اند .
چندی بعد وی در خدمت مجد الدین بغدادی شاگرد نجم الدین کبری به کسب مقامات و دانش پرداخت و بعد از سفرهایی که کرد در همان زادگاه خویش در سال 627 هجری برابر با 1229 میلادی درگذشت . در ایران همه ساله 25 اردیبهشت ماه مراسم گرامیداشت این بزرگ مرد ایرانی است . عطار با کلامی گرم - دلنشین - همراه با عشقی سوزان سخنان خود را بیان کرده است . عطار به داشتن آثار متعدد در میان عرفا مشهور است . وی درون خانقاها و زندگی دراویش را به سبکی زیبا برای مردم بیان کرده است . دیوان قصائد و غزلها و ترانه های او پر است از معانی دقیق عرفان و خصوصا با غزلهای او تکاملی خاص و قابل توجه در غزلهای عرفانی ملاحظه میگردد . غیر از دیوان مفصل عطار مثنویهای متعدد او مانند اسرار نامه - الهی نامه - مصیبت نامه - وصیت نامه - منطق الطیر - بلبل نامه - شتر نامه - مختار نامه - خسرو نامه - مظهر العجایب - لسان الغیب - مفتاح الفتوح و . . . باقی است . همه این نوشتارهای به نحوی بسیار زیبا عرفان را بیان کرده اند . ولی شاهکار همه این ها منطق الطیر است . منطق الطیر منظومه ای است بالغ بر 4600 بیت . در این کتاب بحث بر سر پرنده ای داستانی به نام سیمرغ است . داستانی تخیلی ولی بر پایه اساس زندگی انسان نوشته شده است . سیمرغ همان حضرت حق است . از میان پرندگان هدهد نقش راهنمای آنان را برعهده میگرد . هدهد نقش پیر مرشد را دارا می باشد . هریک به دلیل وابستگی های مادی زندگی روزمره خویش از سفر به جایگاه حضرت حق در میمانند . در میان راه به دلیل دشواری های بسیار ( موانع بزرگی که در زندگی انسان وجود دارد ) و تمثیل به داستان شیخ صنعان در طلب - سیمرغ پای در راه رسیدن به بارگاه حضرت حق می شود . سیمرغ راهی گذر از هفت وادی عرفان و سلوک یعنی طلب - عشق - معرفت - استغنا - توحید - حیرت - فقر و فنا می شود و بسیاری دیگر از پرندگان تا چند مرحله نخست بیشتر نمی توانند وارد شوند و از ادامه راه باز می مانند . در همه مرغان با بال و پری شکسته و درمانده باقی میماند که نتوانستند هفت مرحله را بگذرانند . در آنجا به عجز و ناتوانی و حقارت خویش در برابر سیمرغ اعتراف میکنند . این منظومه شاهکاری عرفانی محسوب می شود که زندگی انسانها را با زندگی پرندگان نمایش می دهد . مقام و منزلت عطار در حدی است که صائب تبریزی و مولانا که خود یکی از سه عارفان بزرگ ایران زمین به حساب می آید درباره عطار چنین گفته اند :
صائب تبریزی :
میتوانم خاک پای عارف رومی شدن در سخن هرچند عطار و سنایی نیستم
خواهد رسید رتبه صائب به مولوی گر مولوی به رتبه عطار می رسد
مولانا :
|
هفت شهر عشق راعطار گشت |
|
ماهنوز اندر خم یک کوچهایم |
من کی ام اندر جهان سر گشته ای در میان خاک و خون آغشته ای
در ریای خود منافق پیشه ای در نفاق خود ز حد بگذشته ای
شهر گردی خودنمایی رهزنی مفلسی بی پا و سر سرگشته ای
در ازل گویی قلم رندم نبشت کاشکی هرگز قلم ننوشته ای
یک سر سوزن ندیدم روی دوست پس چرا گم کرده ام سر رشته ای
برهمی جوید دلم ناکشته تخم کاشکی یک تخم هرگز کشته ای
کیست عطار این سخن را هیچکش با دلی خاکی به خون بسرشته ای
.................................
تا ما سر ننگ و نام داریم بر دل غم تو حرام داریم
تو فارغ و ما در اشتیاقت بیچارگی تمام داریم
ز اندیشه آنکه فارغی تو اندیشه بر دوام داریم
گه دست ز جان خود بشوییم گه دست به سوی جام داریم
گه زهد و نماز پیش گیریم گه میکده را مقام داریم
گه بر سر درد درد ریزیم گه بر سر کام کام داریم
ما با تو کدام نوع ورزیم وز هر توعی کدام داریم
از تو به گزاف وصل جوییم یارب طعمی چه خام داریم
عطار چو فارغ است از نام ما گفته او به نام داریم
.................................
هفت شهر عشق عطار نیشابوری
مراحل 7 گانه عرفان ایرانی که ریشه در آئین کهن میترائیزم باستانی دارد
گفت ما را هفت وادی در ره است چون گذشتی هفت وادی،درگه است
وا نیامد در جهان زین راه کس نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار وادی عشق است از آن پس ، بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت گر بود یک قطره قلزم گرددت
وادی اول: طلب
ملک اینجا بایدت انداختن ملک اینجا بایدت درباختن
در میان خونت باید آمدن وز همه بیرونت باید آمدن
چون نماند هیچ معلومت به دست دل بباید پاک کردن از هرچه هست
چون دل تو پاک گردد از صفات تافتن گیرد ز حضرت نور ذات
وادی دوم: عشق
کس درین وادی بجز آتش مباد وان که آتش نیست عیشش خوش مباد
عاشق آن باشد که چون آتش بود گرم رو و سوزنده و سرکش بود
عاقبت اندیش نبود یک زمان درکشد خوش خوش بر آتش صد جهان
وادی سوم: معرفت
چون بتابد آفتاب معرفت از سپهر این ره عالی صفت
هر یکی بینا شود بر قدر خویش بازیابد در حقیقت صدر خویش
سر ذراتش همه روشن شود گلخن دنیا بر او گلشن شود
مغز بیند از درون نه پوست او خود نبیند ذره ای جز دوست او
وادی چهارم: استغنا
هفت دریا یک شَمَر اینجا بود هفت اخگر یک شرر اینجا بود
هشت جنت نیز اینجا مرده ای است هفت دوزخ همچون یخ افسرده ای است
وادی پنجم: توحید
رویها چون زین بیابان درکنند جمله سر از یک گریبان برکنند
گر بسی بینی عدد، گر اندکی آن یکی باشد درین ره در یکی
چون بسی باشد یک اندر یک مدام آن یک اندر یک ، یکی باشد تمام
وادی ششم: حیرت
مرد حیران چون رسد این جایگاه در تحیر ماند و گم کرده راه
گر بدو گویند"مستی یا نه ای؟ نیستی گویی که هستی یا نه ای؟
در میانی یا برونی از میان؟ برکناری یا نهانی یا عیان؟
فانیی یا باقیی یا هردویی؟ یا نه ای هردو ، تویی یا نه تویی؟"
گوید:"اصلا می ندانم چیز من وان "ندانم" هم ندانم نیز من
عاشقم اما ندانم بر کیم نه مسلمانم نه کافر پس چیم
لیکن از عشقم ندارم آگهی هم دلی پر عشق دارم هم تهی"
وادی هفتم: فقر و فنا
بعد از این وادی فقر است و فنا کی بود اینجا سخن گفتن روا
عین وادی فراموشی بود گنگی و کری و بیهوشی بود
...................................................................................................................
بزرگان ایران پیرامون عطار چنین سروده اند :
مولانا جلال الدین محمد بلخی
من آن مولاي رومي ام که از نطقم شکر ريزد وليکن در سخن گفتن غلام شيخ عطارم.
آنچه گفتم از حقيقت اي عزيز آن شنيدستم هم از عطار نيز
عطار شيخ ما و سنائيست پيشرو ما از پس سنائي و عطار آمديم.
شيخ شبستري
مرا از شاعري خود عار نايد که در صد قرن يک عطار نايد
سلمان ساوجي
روز خاور گو سيه شو کآفتاب خاوري رفت تا صبح قيامت خاوران عطار شد؟
کمال خجندي
يار چون بشنيد گفتارت کمال گفت حق گوئي تو چون عطار ما
عبدالرحمان جامي
بوي مشک گفته عطار عالم را گرفت خواجه مزکوم است از آن منکر شود عطار را
نعمةالله ولي
گمان کج مبر بشنو ز عطار هر آن کو در خدا گم شد خدا نيست
خواجه ابوالوفاي خوارزمي
از صورت و نقش بگذر اسرار بجو ميراث رسول و نقد اخيار بجو
در قصه و معرکه چه معجون گيري رو داروي درد را ز عطار بجو
کاتبي نشابوري
گر چو عطار از گلستان نشابورم وليک خار صحراي نشابورم من و عطارگل
کمالالدين حسين خوارزمي
خاموشي به ز درس و تکرار مرا تجريد به از خلوت و ادوار مرا
کشاف و هدايه هر که خواهد او را يک بيت ز گفتههاي عطار مرا
اميرحسيني
از دم عطار گشتم زنده دل پاک کردم همچو گل قالب ز گل
سيد محمد نوربخش
آن را که به درگاه خدا يار بود ايمن ز عذاب دوزخ و نار بود
تاج سر سروران عالم گردد گر خاک ره حضرت عطار بود
قاسم انوار
از اين شربت که قاسم کرد ترکيب مگر در کلبه عطار باشد
نسيمي
آن کتابي که پر ز اسرار است منطق الطير شيخ عطار است
پنجشنبه 24 آبان1386
تاثير پوشش اسلامی بر نوع پوشش زنان اروپائی
تاثير پوشش اسلامی بر نوع پوشش زنان اروپائی
{ تاثير پوشش اسلامی بر نوع پوشش زنان اروپائی{


به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از Islam Online ، زنان مسلمان در اروپا نوع پوشش خود را بر اساس موازين دين اسلام برمیگزينند، اما نكته جالب توجه اين است كه اين نوع پوشش بر روی سبك پوشش ديگر زنان اروپايی نيز تاثير گذاشته است.
حتی در كشوری مانند فرانسه كه حجاب را در مدارس و دانشگاه ها ممنوع كرده است، زنان محدوديتی برای استفاده از مد اسلامی در پوشش خود ندارند.
بسياری از توليدكنندگان و فروشگاههای لباس در پاريس و شهرهای ديگر اروپا از جمله شركت مشهور هنس و موريتز در سوئد، در توليد و عرضه لباسهای خود از طرح های اسلامی استفاده میكنند
ماهيكا كه يك مسلمان 24 ساله و مقيم شهر پاريس است، در اين باره میگويد: در حال حاضر بسياری از توليدكنندگان و فروشگاههای لباس در پاريس و شهرهای ديگر اروپا از جمله شركت مشهور هنس و موريتز در سوئد، در توليد و عرضه لباسهای خود از طرح های اسلامی استفاده میكنند.
اسلگازی گروم يكی از فروشندگان لباس در اروپا كه در فروشگاهش لباس و روسریهای با رنگ روشن به چشم میخورد، میگويد: در سال جاری لباسهای منجوقدوزی شده طرح اسلامی در بين لباسهای ديگر از محبوبيت بيشتری برخوردار بودهاند.
در حال حاضر نسل زنان جوان مسلمان در اروپا با نوع پوشش خود كه تركيبی از يك پيراهن بلند و شلوار و بلوز زنانه است، بر روی صنعت توليد لباس در اروپا تاثير عميقی گذاشتهاند.
سوزانا كاوالی مسئول توسعه محصولات شركت ايتاليايی القدس میگويد: فقط مسلمانان نيستند كه از لباسهای توليدی اين شركت استفاده میكنند، بلكه لباسهای توليدی ما در بين غير مسلمانان نبز محبوبيت دارد.
شركت القدس لباسهايی را برای راحتی مسلمانان در هنگام نماز خواندن توليد میكند كه اين لباسها به دليل راحت بودن مورد توجه غيرمسلمانان نيز قرار گرفته است.
بسياری از زنان مسلمان كه به اروپا مهاجرت كردهاند، با ورود به اروپا فرهنگ اين قاره را تحت تاثير قرار دادهاند
بشره سيد، مسلمان بيست ساله كه در روتردام هلند زندگی میكند،از زندگی در هلند به دليل اين كه در اين كشور محدوديتی برای نوع پوشش وجود ندارد، راضی است. وی میگويد: شما میتوانيد در اين شهر هر نوع پوششی را مشاهده كنيد.
وی با تاكيد بر اين عقيده خود كه مد و مذهب بايد در كنار يكديگر رشد كنند، میگويد: در واقع در اين جا به دليل تاثيری كه پوشش اسلامی بر روی نوع پوشش اروپاييان گذاشته است، هيچ محدوديتی برای لباس پوشيدن زنان مسلمان وجود ندارد.
بشره به همراه پنج نفر از دوستان خود ازماه آوريل مجلهای را با موضوع مد و لباس در هلند به زبانهای هلندی، فرانسوی و انگليسی منتشر می كنند. موضوع اين مجله انواع مدهای مورد علاقه زنان مسلمان است.
اين افراد همچنين نمايشگاه مد و پوشش اسلامی را در شهر روتردام برگزار كردند، كه در آن لباسهايی با سبك پوشش اسلامی به نمايش گذاشته شد.
منبع : نوگرا
چهارشنبه 23 آبان1386
لطف حق
پروین اعتصامی
مادر موسی چو موسی را به نیل
در فکند از گفته ی رب جلیل
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت کای فرزند خرد بیگناه
ادامه مطلب
چهارشنبه 23 آبان1386
برنامههای آموزشی-تـفـریـحـی ایام فراغت فراگیران(کودکان و نوجوانان)
|
|
نویسنده: عبدالباسط دانشآموز _ بوکان
انتظارمیرود پس از اجرای برنامههای ذیل، فراگیران به تواناییهای عملی قابل توجّه، دست پیدا کرده باشند:
قرائت و حفظ قــرآن کریم:
1) کودکان ابتدایی زیر 9 سال حداقل روانخوانی یک جزء از قرآن را نزد یکی از والدین خود فراگرفته باشند.
2) کودکان ابتدایی بالای 9 سال حداقل روانخوانی دو جزء از قرآن را نزد یکی از والدین خود فراگرفته باشند.
3) نوجوانان دورهی راهنمایی حداقل به توانایی روانخوانی و حفظ نصف یک جزء از قرآن با سرپرستی و مربیگری والدین خویش رسیده باشند.
4) نوجوانان مقطع دبیرستان حداقل به توانایی قرائت صحیح (تجوید) و حفظ یک جزء از قرآن با سرپرستی
و مربیگری والدین خویش رسیده باشند.
ورزش و فعالیتهای جسمی:
- کودکان و نوجوانان به همراه والدین خویش هرهفته حداقل 4 بـار(درشبانهروز حداکثر یکبار )به مدت 15دقیقه دویده ( در جا یا در طی یک مسیر) و 20 حرکت ورزشی تکراری (نرمش) را انجام دهند.
تمرین مهارت ارتباطی سالم درخانواده:
- تمام اعضای خانواده که سنّ و فهم آنان اقتضا میکند حداقل یکبار درهفته برای مدت 12 ساعت در اوقات بیداری و به شکـل ممتد مثلاً درطول یک روز و ترجیحاً روزی را که در کنار هم هستند، از هـر نـوع کنش و واکنش غیرمنطقی و خشمناک (اگرچه به هزینهی شکستن غرورشان باشد) در مـقـابل هـمدیگر اجتناب نمایند و رفتار غیرمنطقی سایرین را به احسن وجه (ادفع باللّتی هی أحسن)پاسخ دهند.
تمرین نمازجماعت:
1) والدین به همراه فرزندانشان ( 10 سال به بالا ) حداقل هر هفته دو نمازصبح را در اوّل وقت آن به جماعت درمنزل اداء نموده و پس از آن به مدت یک ربع به دعا و تلاوت قرآن بپردازند.
2) پدرخانواده حداقل هرماه یک هفتهی کامل به جز در موارد عـذر جماعت، در تـمامـی نمازهای جماعت مسجد محل و یا سایر مساجد حاضرشده و حداقل در سـه نماز جماعت فرزند بالای 10 سال خـود را برای نمازجماعت همراه ببرد.
تمرین استفادهی صحیح از وقت:
1) افـراد خـانـواده، خـود را ملزم نمایند در طول هفته حداقل یک شب قبل ازساعت 23 و دو شب قبـل از ساعت24 بخوابند.
2) تمامی اعضای خانواده، بالاتر از10 سال درطول هفته حداقل یک شب قبل از خواب فهرست برنامههایی را که قرار است در طول روز آینده انجام دهـند،روی یک بـرگ کاغذ بطـور واضح بنویسند و فـردای آن روز بر اساس اولویت نوشته شده، نسبت به اجرای آن اقدام نمایند.
مطالعه درجهت تقویت توان علمی خود در موضوع تربیت فرزندان:
- هرکدام از والدین با همکاری هم حداقل دو فصل ازیک کتاب را درموضوع تربیت فرزندان به خوبی مطالعه نموده و خلاصهی آن را در5 صفحه تایپ شده و بر روی دیسکت تهیه نمایند.
تمرین ایجاد پیوند اجتماعی با اقوام (صلهی ارحام )
1) تمامی اعضای خانواده هر هفته حداقل دو بار به شکل حضوری و درصورت عدم امکان به صورت تلفنی، به والدین ادای احترام نموده و با ایشان گفتگو نمایند.
2 ) هرکدام از کودکان و نوجوانان بالای 10 سال با کمک والدین فهرستی ازحداقل 15 خانواده از اقوام را بـا ذکر نام سرپرست، تعـداد افـراد خانـواده و ذکر نـام افراد همجنس و همسال خود درآن خانـوادههـا(درصورت وجود) را تهیه و با اولویتبندی آن از پدر و مادرشان بخواهند؛ صرف نظر از سوابق آمد و رفت بـا آن خانوادهها، هر هفتـه یکی از آنها را به منزل دعوت و یا از منزل یکی از آنها دیدن نمایند.
تمرین همکاری درتربیت فرزندان وتبادل محبت میان والدین:
- والدین هر هفته حداقل یک بار و هر بار حداقل به مدت نیم ساعت درطـول شبانهروز و در شرایـط مناسب مناسب روحی و جسمی بـدون حضور فرزندان ضمن ابـراز محبت و صمیمیت نسبت به هم، برای شنیدن سخنان طرف مقابل اعلام آمادگی نموده،در خـصـوص وضعیت فـرزند یا فرزندان و مشکلات آنها درطـی هفتهی گذشته تبادل نظرنموده؛ سپس نسبت به هماهنگی و برنـامهریزی برای حداقل هـفتهی آیندهی آنها، اقدام نمایند.
تمرین احساس مسئولیت اجتماعی و همنوع دوستی:
- هرکدام از والدین به همراه فرزندان 10 سال و بالاتر خود، حداقل یکبار از مراکز خیریهی ارائهی خدمات، نظیرخانهی سالمندان، مراکز و جمعیتهای مشابه دیدار نـمـوده و از آنها بخواهند تـا گزارش آن را در حداقل یک صفحه A4 بنویسند.
تمرین تفریح همراه خانواده:
1) والدین به همراه فرزندان و یا سایراعضای خانواده درطول هفته، حداقل یکبار به تماشای برنامهای جذّاب و مفید تلویزیونی ( ماهواره، سیدی و تلویزیون ) جز اخبار و سخنرانی که طول آن از 30دقیقه کمتر نباشد اقدام نموده، با اجتناب از هرگونه پیشداوری در خاتمه هرکدام که توانایی نظـر دادن را دارند، حداقل 3 دقیقه درخصوص برنامهی مذکور بحث نموده و یکی از والدین نسبت بـه جمعبندی مطالب در 5 دقیقه اقدام نماید.
2) والدین به همراه فرزندان درطول هفته حداقل بـه مدت 30دقیقه یک برنامهی تفریحی خارج از منزل را ترتیب دهند. این برنامه میتواند حداقل شامل قدم زدن در خیابان، پارک، کـوه، کنار رودخانه و یا سایر برنامههای تفریحی باشد.
تمرین مهارت مدیریت خانواده و قبول مسئولیت:
- والدین به همراه تمامی فرزندان نوجوان خود( افراد 10سال به بالای خانواده ) در ابتدای هرماه مالـی جلسهای یک ساعته برگزار و نسبت به برنامهریزی بازپرداخت دیون، خرید منزل و سایرهزینههای ضروری و لازم طی آن ماه اقدام نمایند.
تمرین شناخت نوجوانان از والدین و سایر افراد خانواده:
- هرکدام از نوجوانان (بالای 10 سال ) گزارشی از وضعیت شغلی پدر و مادر و شیوهی ادارهی خانواده را در 5 صفحه A4 بنویسند.
برنامه های عملی و قابل اجرا:
1)انجام نمازجماعت با زن و فرزندان در خانه در بعضی مواقع و در صورت امکان انتقال این مهم به مسجد محل.
2) تمرین روخوانی و حفظ قرآن با خانواده با حداقل 2 جزء تشکیل حلقهی قرآنی خانوادگی و قرائت و ترجمهی مختصر آن.
3) انجام فعالیتهای ورزشی خانوادگی بطور مرتّب.
4) انجام اردوهای جمعی خانوادگی.
5) ایجاد خانوادهی مربّی شامل پدر و مادر مربی و حمایت جمعی از آنها.
6) برگزاری اردوهای تفریحی کودکان و نوجوانان بویژه طی تابستان آینده.
7) بیشتر برنامه جهت اجرا به والدین وخود خانواده ها واگذار شوند و تنها درصورت عدم توانایی آنها از سایر مربیان بهره گرفته شود.
8) واردکردن فرزندانمان به عرصهی فعالیتهای اجتماعی در حدّ توان و سپردن مسئولیت به آنها بویژه فعالیتهای مختلف دینی، علمی، هنری و فرهنگی در سطح مساجد محل با داشتن نظارت غیرمستقیم و حفظ استقلال آنها.
9) برگزاری دورههای آموزش خانواده با تأکید بر:
الف)لحاظ کردن فرزندان و نگرش آنها در برنامهریزی تربیتی (آنها را از نگاه آنها ببینیم ).
ب)در مسائل تربیتی تنها مسائل صرفاً دینی را بعنوان موضوع تربیت در برنامه قرار نداده و سایر مسائل اجتماعی، ورزشی، مهارتی و... نیز لحاظ گردند.
ج) آموزش و انتقال مهارتهای صحیح ارتباط میان والدین با هم و میان والدین و فرزندانشان.
10) از تواناییهای کودکان و نوجوانان بزرگترجهت کار با کودکان کوچکتر یا سایر نوجوانان استفاده شود مثلاً: نقّاشی، ورزش، زبان و...
11) برگزاری دورههای آموزش قبل از ازدواج برای نوجوانان جهت انتقال دانش و مهارتهای لازم زندگی زناشویی.
12) استفاده ازآموزشگاهها و باشگاههای مختلف سطح شهر جهت پرکردن سالم اوقات فراغت فرزندانمان با داشتن سه شرط: اخلاق، دانش و مهارت.
13) ترتیب دادن برنامههای تفریحی برای افراد خانواده توسط پدر خانواده مانند: رفتن به کنار رود، کوه، اماکن دیدنی، پارک و...
14) ترتیب دادن برنامه های منظم و گردشی آمد و رفت خانوادهها با هم برای استفاده از الگوهای رفتاری مثبت همدیگر و ایجاد دوستی میان فرزندانمان.
15) اصلاح و تغییر رفتار والدین در تعامل با همدیگر، بستگان، همسایهها، دوستان و محیط کار، و اجتناب از غیبت و بدگویی و منفینگری درتحلیل وضعیت هرکدام از موارد ذکرشده و دیدن نقاط مثبت و قوت، برای الگوبرداری فرزندانمان