X
تبلیغات
درمورد سیریک میباشد - صبر

سه شنبه 11 اردیبهشت1386

صبر

صبر

 

یکی از اخلاق اساسي وپایه

 

صبر يكي از اساسي‌ترين خصلت های اخلاقی دين حنيفمان واز اخلاق اساسي وپایه است.

در دل زندگی تمام بشريت رسوخ  كرده وريشه دوانيده است.

گاهی اوقات بعضي ازجوانان می‌آيند وبه من می‌گويند: من دچار فلان معصيت شده ام چه كاركنم؟ من در جواب می‌گويم: صبركن وواز اين جواب من چندان خوشش نمی‌آيد وگمان می‌كند جوابي كه به وداده ام فقط يك كلام نظري است.

ديگري می‌گويد: من سعي می‌كنم برای اداي نمازصبح، زود بيدار شوم ولي نمی‌توانم ، پس چه بكنم؟ من می‌گويم: صبركن وعكس العمل او!

به‌راستي كه معناي حقيقي صبر از بين رفته وكلمه ی «صبر» برای بسياري از ما فقط «يك كلمه ي نظري» است.

ولي چه كسي از ما آن را روشی عملی برای حل هر مشكلی وبرای هر هدفي می‌بيند؟!

صبر كليد هستی!

به همراه من اندكی در مخلوقات خدا بيانديش، به جنين در شكم مادر ومراحلش بنگر.

جنین يكباره بزرگ نمی‌شود؛ به دانه بنگر كه به تدريج رشد می‌كند.

به طلوع وغروب تدريجي خورشيد نگاه كن.

خوب، آيا نمی‌بيني كه خداوند تبارك وتعالي آسمان‌ها وزمین را در شش روز آفريده است وحال آنكه ذات اقدسش می توانست در يك روز يا حتي در يك چشم بهم زدن آن را بيآفريند!

امّا خداوند تبارک وتعالی با افرینش آسمان ها وزمین در شش روز خواست تا بدانیم که همه چیز در این دنیا بر اساس تدرج استوار است وصبر تنها یک اخلاق انسانی نیست، بلکه کلید جهان هستی می باشد.

سبحان الله! تمام دنيا بر پايه صبر وتدرج استوار است.

 

همه چيز در زندگی ما به صبر نيازمند است.

 

اگر می‌خواهي در زندگی عمليت پيشرفت كني، چاره ای نداري جز اينكه صبر كنی و16 سال تحصيل را پشت سر بگذاري .

اگر می‌خواهي از امر خداوند اطاعت كني، چاره ای جز صبر وملازمت بر اطاعت وعبادت نداری.

اگر می‌خواهي گناهان ومعصيت ها راترك كني، چاره ای جز صبر واراده اي قوي نداری؛ بايد صبر كنی.

حالا ديدی كه چطور وتا چه اندازه صبر در زندگی ما ريشه دوانيده است.

به همین دليل دانشمندان می‌گويند : «كمال دنيا ودين به صبر بستگي دارد»

سبحان الله: آيا شجاعتي بدون صبر وجود دارد؟ ويا آبادي يك شهر وساختن كانال هاي آب وسدها و.. بدون صبر امكان پذير است؟ آيا بدون صبر می‌توان به پدر ومادر نيكي كرد؟ آيا بدون صبر رشد اقتصادي صورت خواهد پذيرفت ؟

آيا می‌تواني خواندن اين كتاب وتطبيق عملی آن را بدون صبر انجام دهي؟

 

بدون آن بشريت نابود خواهد شد!

 

تصور كن! بدون صبر چه می شود؟!

چیزی که باعث می‌شود زناكار مرتكب این فاحشه شود اين است كه وصبر نكرد تا ازدواج كند.

همچنين معتاد به مواد مخدر؛ چه چيزي ورا به انجام چنين عملي وا داشته است؟

وبر مصيبتي كه بر ونازل شده بود صبر نكرد، يا در اوقات فراغتش صبر را پيشه نكرد واز آن به نحواحسن استفاده ننمود.

من الآن احساس تورا درك می‌كنم. حالا اهمیت اين خلق را فهمیده ای! چرا  كه بدون آن حرمت محرمات شكسته خواهد شد وبدون ان بشريت نابود می‌گردد.

در واقع هرگونه تكاملی در دين ودنيا وابسته  به  صبراست وهرگونه نقصان در آن دونيز به صبر بستگي دارد.

زود باش بجنب وآن را صراحتا اعلام كن.

«از امروز هرگز اين گناه را انجام نخواهم داد وصبر را پیشه خواهم ساخت وخداوند با من است ومرا ياري خواهد داد.

 

تشبيهي كه معنا را واضح وبر آن تاكيد می‌نمايد

 

علما می‌گويند: نفس (روح) مركب بنده است كه ورا به بهشت يا به جهنم می‌برد وافسار آن صبر است، وچه کار می کنی اگر افسار را رها ساختی وآن را آزاد گذاشتی، نفس تورا به هر جا كه می خواهد می‌برد.

چه می‌كنی اگر روزی سوار اتومبيلت شدی وبا سرعت 100 کیلومتر در ساعت به رانندگی پرداختی سپس متوجه ‌شدی كه ماشين ترمز ندارد!

حال چه رسد به زماني كه می‌داني انتهاي راه يا بهشت است يا دوزخ؟!

ترمز هايت صبر هستند، آيا بدون ترمز می‌تواني حركت كني؟

 

صبر در لغت

 

كلمه‌ي صبر در لغت به معنای حبس یا منع است.

من صابر هستم يعني من نفسم را حبس می‌كنم، من مانع نفسم می‌شوم.

نفسم را درفرمانبری حبس می‌كنم يعني: بر انجام طاعات مداومت می‌ورزم.

نفسم را در برابر معاصي حبس می‌كنم يعنی در گناهان ومعصيت ها را می‌بندم.

آيا دوست نداری كه اين جمله را به زبان بياوری؟! ما شاءالله، از همان بار اول متوجه اصل مطلب شدي .

پروردگارا مرا بر باز داشتن وحبس نفسم از انجام فلان عمل وفلان عمل ياری بنما.

اللهم آمین

 

تصور كن «90»  بار !

 

كلمه‌ی صبر در قر‎آن بيش از 90 بار ذكر شده، در حالی كه هيچ خلق وخوي ديگري به اين اندازه تكرار نشده است.

يا الله ! اين كلمه در قرآن بيش از صدق وامانت آمده است، چقدر اين خلق با ارزش ومهم می‌باشد؟!

اي كساني كه به راستگويي خود را آراسته‌ايد خدا به شما جزاي خير بدهد! اي كساني كه خود را به خلق وخوی امانت داردی مزين ساخته‌ايد خدا به شما جزاي خير بدهد! اي كساني كه احسان وتواضع را جزئي از اخلاق نيكووحسنه‌ي خود قرارداده‌ايد، خداوند به شما هم جزاي خير بدهد!

آيا وقت آن نرسيده كه صبر را نيز به اخلاق نيكوي خود بيفزايد؟ آيا ارزش آن را ندارد كه خود را به آن آراسته سازيد ؟!

اين خلق در قرآن بيش از هر خلق وخوي ديگر ذكر شده است. ديگر بيش از اين چه بگويم!؟!

آيا دوست داري كه درمعيت الله  باشي؟!

واینک تورا به تدبير وتعمق در كلام خدا فرا می‌خوانم، آن را به گونه‌اي بخوان گويي كه بر تونازل  شده است.

برای روحت فضای ایمانی  خاصي ترتيب بده تا به وسيله‌ي اين فيض ايماني خوشبخت شوي.

توصيه‌ي من در هنگام خواندن آیات قرآن، این است كه آن را با صدای آهسته ی زبان وصداي بلند قلبت بخواني.

آيا حاضري؟ پس شروع کن.

خداوند متعال می‌فر مايد:

(استعينوا بالصبر والصلاة إن الله مع الصبرين)، [البقرة:153].

«از صبر ونماز (در برابر سختی ها) کمک بگیرید، به راستی که خدا با صابران است.»

زود باش، در هر امري در زندگیت از صبر ونماز ياري بجو. از نفست می‌ترسي كه در دام گناهان بيافتد؟ بايد صبركني ونماز بخواني. بر فرمانبرداری از خدا صبركن. توچه كسی غير از خدا را داري؟

اکنون حالت چطور است؟ آيا شيريني را حس می‌كني؟ من می‌ترسم؛ اما اگر شرينيش را نچشيدي لااقل استفاده از آن را ازدست نده. می‌شنوم كه می‌‌‌‌‌‌گويي: منظورت صبر است؟

بله، صبر كن وشيرينيش را خواهي چشيد. آيا دوست نداري كه در معيت الله باشي؟

(إن الله مع صابرين)، [الأنفال: 46].

«به راستی که خدا با صابران است».

 

مژده بده اي صبر كننده !

 

خداوند عزوجل می‌فرمايد:

‍‍(ولنبلونكم بشيء من الخوف والجوع  ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشر الصابرين)، [البقرة: 155].

«وقطعاً شما را با برخی از (امور همچون) ترس وگرسنگی وزیان مالی وجانی وکمبود میوه ها، آزمایش می کنیم ومژده بده به صابران». 

كيست كه صابران وبردباران را بشارت می‌دهد؟  خداست، آيا به آن انديشيده‌ای؟ خدا با توچه خواهد كرد؟

هرگز فراموش نكن. گفتيم كه  قرآن را به گونه‌اي بخوان که گويي بر تونازل شده است.

بار ديگرآيه را بخوان. حالا نظرت چيست؟!

پس بايد صبر را پيشه كنی ومژده بده.

 

اين به آن در ... «بدون حساب»

 

حال از صمیم قلب از تومی‌خو‌اهم كه برای شنيدن اين آيه آماده شوی. واي به حالت اگر از معاني ومفاهيم آن غفلت ورزي.

خداوند متعال می‌فرمايد:

(إنما يوفي الصابرون أجرهم بغير حساب)، [الزمر: 10].

«قطعاً به صابران اجر وپاداششان به تمام وکمال وبدون حساب داده می شود».

بگوببینم آيا زمیني داشتی كه از بي‌آبي نزديك بود بمیرد، سپس خداوند تبارك وتعالي آبي پر‌بركت فرو ‌فرستاد، در آن هنگام نتيجه چه خواهد بود؟ توگويي كه قلب توبسان آن زمین واين آيه به منزله‌ي  باران است.

در تفسير اين آيه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌گويند: نيكي‌ها بدون حساب بر سر آنها ريخته می‌شود، اما چرا فقط صابران؟

زيرا آنها در برابر مصيبت‌هايي كه خداوند در دنيا بر آنان فروفرستاد، صبر كردند، لب به کلمه ای که حاکی از نارضايتي، درماندگی وناراحتی باشد نگشوده وبه قضا وقدرش در دنيا راضي شدند، خداوند نيز در آخرت آنها را محاسبه نکرد، بدين سبب تنها عملي كه اجر وپاداش نا‌معلوم دارد صبر است، مثلاً ثواب اعمال نيك ده برابر است وانفاق تا هفتصد برابر بالا می رود ولي صبر بي‌ اندازه ونامحدود می‌باشد.

خوشا به سعادت كسي كه اين آيه قلبش را شكافت!          ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌       ‍‍‍

خوشا به سعادتش! بعد از اين كه اين آيه در قلب ورسوخ كرده وشيريني صبر را چشيده است.

 

آيا صبر می‌كني تا خداوند تورا دوست بدارد؟!

 

(والله يحب الصبرين)، [آل عمران: 146].

«وخداوند صابران را دوست می دارد».

بعد از تلاوت اين آيه آيا صبر می كني يا نه؟                         

آيا صبر می‌كني ودست از سيگار كشيدن  بر‌می‌داري تا خدا تورا دوست بدارد يا نه؟  آيا صبر می‌كني وچشمت را از نامحرم فرومی‌نهي تا در عوض خداوند تورا دوست داشته باشد يا نه؟ آيا بر ارتكاب حرام صبر می‌كني و از انجام آن خودداري می‌ورزي تا خدا تورا دوست بدارد يا نه؟ آيا بر والدينت صبر می کنی تا مورد محبت الهي قرار بگيري يا نه؟ آيا صبر می‌كني وبا سعي وتلاش تحصيل را پشت سر می گذاري تا در عوض خدا وند تورا دوست بدارد يا نه؟

هيچ كس جز آن كه طعم اين سخنان را چشيده است این را درك نمی‌كند.

 

پيشوايي در دنيا ودين از آن كيست؟!

 

خداوند متعال چنين می‌فرمايد :

(وجعلنا منهم أئمة يهدون بأمرنا لما صبروا وكانوا بآيتنا يوقنون )، [السجدة: 24].

«واز میان بنی اسرائیل پیشوایانی را پدیدار کردیم که به فرمان ما (مردمان را) راهنمایی می نمودند، بدانگاه که بنی اسرائیل (بر تحمل سختی ها) صبر وشکیبایی ورزیدند وبه آیات ما ایمان کامل پیدا کردند».

اين مرحله ای از مراحل بني اسرائيل بود، اما شاهد در اينجا اين است كه خداوند تبارك وتعالي پیشوایی ورهبري دنيا ودين را به دوچيز ربط داده است:

1ـ صبر.

2ـ يقين.

يا الله! امت ضایع شده‌ي اسلام، امت پاره پاره واز هم گسسته ی اسلام چطور می تواند سرور امت‌ها باشد؟

اولاً : با صبر، صبر بر توليد، صبر بر بهبود سازي اوضاع كشور، صبر بر تربيت افراد آگاه ومتعادل، صبر بر تأسيس خانواده‌اي محكم واستوار.

دوماً : يقين به خدا

 

كارهاي بر گزيده وماندگار

 

خداوند متعال می‌فر مايد :

(ولمن صبر وغفر انّ ذلك لمن عزم الامور)،‏ [الشوری: 43].

«کسی که (در برابر ظلم دیگران) صبر کند و(با وجود قدرت، از ستمگر) در گذرد وببخشد (ولی بداند که این عمل باعث گستاخی ستمگر نمی گردد، این کار او) از زمره ی کارهای برگزیده وماندگار است.»

سبحان الله! كارهاي بر گزيده وماندگار. با شكيبايي و ‌بخشش.

بعد از این آيا صبر می‌كني؟ می‌گويي: منظورت چيست؟

منظورم اين است كه معيت خداوند با صابران است، محبت خدا از آن صابران است، مژده وبشارت خدا برای صابران است وامامت ورهبری دنيا ودين از آنِ صا بران است وهنوز فرصت داري، ولي خواهش می‌كنم صبر كن.

 

فاصبر (صبر کن) با صيغه‌ي امر

 

خداوند تبارك وتعالي می‌فرمايد :

(فاصبر كما صبرأولوا العزم من الرسل)، [الاحقاف :35 ].

«پس (در برابر اذیت وآزار کافران) صبر کن، آن گونه که پیغمبران اولوا العزم صبر کرده اند».

وهمچنين می‌فرمايد:

(يا أيها الذين آمنوا اصبروا وصابروا  ورابطوا واتقوا الله لعلكم تفلحون)؟ [آل عمران:200].

«ای کسانی که ایمان آورده اید! (در برابر شدائد وناملایمات) صبر وشکیبایی ورزید و(در مقابل دشمنان) صبر وپایداری کنید و(از مرزهای مملکت خویش) مراقبت به عمل آورید واز (خشم) خدا بپرهیزید، تا اینکه رستگار شوید».

اندکی تأمل کن. تأكيدهاي مكرر وتند قرآن، پيامبر ـ صلي الله عليه وسلم ـ ومؤمنين را به صبر فرا می خواند.

پس «صبر كن»، «صبر كن»، «صبر كن»

آيا اين سخن، تئوری است؟ پناه بر خدا! بلكه سخنی كاملاً عملي است.

سپس اگر گرفتار گناه ومعصيتی هستي به خودت بگو: صبر كن. ودست از آن گناه بردار.

در اينجا صراحت بعد از اشارت آمده است، ما می‌خواستيم با اشاره، خوش خبري صبر وپاداشي را كه به صابران تعلق می‌گيرد به توتبريك بگويیم ، اما اگر فايده‌اي نداشت، چاره‌اي جز صراحت نداريم. صيغه‌ي امر به کار برده شد، صبر كن، نظرت چيست؟

 

از آن به دور باشد!

 

از جمله موارد نامطلوب در اسلام كه خداوند آن را دوست ندارد، ضعف اراده وضعف صبر است، مثلاً خواهري می‌گويد:

من مدتي است که باحجاب شدم ومی دانم که آن را رها خواهم كرد «راستش را بخواهي صبر من ضعيف است.»

ولي من شما  را اينگونه نمی‌بينم، چون نظرم درباره ی شما خوب است واحساس می‌كنم از اينگونه ضعف ها در شما به چشم نمی‌خورد ولا ازكي علي الله احد.

چرا كه صبر وشكيبايي شما ـ به خواست خداوند ـ قوي است واراده‌ي شما كوه‌ها را به لرزه درمی‌آورد.

 

توصيه‌اي به تو

 

 هنگامی‌كه داستاني از داستان‌هاي پيامبران را در قرآن كريم می‌خوانی، به تونصيحتي می‌كنم.

توصيه‌ي من اين است كه در سطر آخر  قصه تفکر وتأمل كني. چون در اين چند سطر اخير چکیده وپند واندرز را خواهي  يافت. در سوره‌ي هود در قصه‌ي حضرت نوح  ودر سطر آخر قصه، خداوند تبارك  وتعالي چنين می‌فرمايد:

 (فاصبر إن العاقبة للمتقين)، [هود: 49 ].

«صبر کن. به راستی که سرانجام (با صابران و) از آن پرهیزگاران است».

سبحان الله! قصه‌ي حضرت نوح در اين جمله خلاصه شده:

(فاصبر إن العاقبة للمتقين)

خداوند متعال اين قصه را برای رسول اكرم e نقل می‌كند تا ونيز صبر وبردباري نموده وبداند كه پيروزي در دنيا وآ خرت از آن صابران است.

آيا می‌تواني از امروز قرآن را اين چنين تلاوت كني؟ اراده ي قويت را به ياد داشته باش.

 

بدان که پيروزي به همراه صبر است

 

بیا واز اين معناي زيبا سير آب شو. خداي متعال به ما می‌آموزد كه پيروزي مسلمانان جز با صبر وشكيبايي امكان پذير نيست وكسي كه بر حق صبر كند، پيروز خواهد شد.

خداوند متعال برخورد طالوت وجالوت، رويارويي دولشكر مؤمن با فرماندهي طالوت ولشكر كافر با فرماندهي جالوت را در سوره ی بقره توصیف می کند ودر پايان داستان چنين می‌فرمايد:

(قال الذين يظنون أنهم ملاقوا الله كم من فئة قليلة غلبت ف‍ئة كثيرة باذن الله والله مع الصابرين * ولما برزوا لجالوت وجنوده  قالوا ربنا أفرغ علينا صبراً  وثبت أقدامنا وانصرنا علي القوم الكافرين * فهزموهم)، [البقرة:249-251].

«آنان که یقین داشتندکه با خدای خویش ملاقات خواهند کرد گفتند: چه بسیارند گروه های اندکی که به فرمان خدا بر گروه های فراوانی چیره شده اند وخداوند با صابران است * وهنگامی که در برابر جالوت وسپاهیان وقرار گرفتند (ولشکریان فراون وساز وبرگ جنگی ایشان را دیدند) گفتند: پروردگارا! (بر دل هایمان آب) صبر وشکیبایی بریز وگام هایمان را ثابت واستوار بدار وما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان * سپس آنان را شکست دادند».

آيا از كلام خداوند سير آب نشدي!

بار ديگر به جايگاه این دوكلمه‌ «الصابرين» و«صبراً» نگا ه كن:

(ربنا أفرغ علينا صبراً وثبت أقدامنا وانصرنا علي القوم الكافرين)

«پروردگارا! (بر دل هایمان آب) صبر وشکیبایی بریز وگام هایمان را استوار بدار وما را بر کافران پیروز بگردان.»

بلافاصله آيه‌ي بعدي می‌فرماید:

(فهزموهم).

«سپس آنان را شکست دادند.»

چه ارتباط قوي  وتنگاتنگی! به درستي  كه پيروزي به همراه صبر واستقامت است.

به خدا قسم كه اين قرآن تأثير فراواني در قلب ها دارد، ولي...!

دعاي همیشگيت این باشد:

(ربنا أفرغ علينا صبراً  وثبت أقدامنا وانصرنا علي القوم الكافرين).

 

یک شرط در مقابل شرط دیگر

 

خداوند در سوره‌ي انفال می‌فرمايد:

(إن يكن منكم عشرون صابرون يغلبوا مائتين)، [الانفال: 65].

«هر گاه بیست نفر صبور از شما باشند بر دویست نفر غلبه می کنند».

سبحان الله! اگر شرط شما پيروزي  است، شرط  خداوند  سبحا ن صبر  وبردباري است.

آيا بر اجتناب از گناهان صبر می‌كني؟ آيا بر مداومت بر طاعت وفرمانبرداری صبر می‌ورزي؟ آيا در درس خواندن استقامت می‌ورزي؟ آيا بر نيكي به پدر ومادر صبرمی‌نمايي؟ آيا بر آراستن به خلق صبر حريص هستي؟ آ‎يا؟

توهرگز شرطي را نمی‌بندي مگر اينكه شرط ديگري بعد از آن وجود دارد.

چه كسي به شرطش پايبند تر است؟ تويا خدا؟! حاشا لله .

وعده‌ی فرد آزاده ديني است برگردنش، پس آيا به من قول می‌دهي كه صبر  را پیشه سازی؟

 

چرا نبي اكرم e اين سخنان را برگزيد؟!

 

اکنون بيایید تا با احاديث پيامبر كه از صبر وشكيبايي سخن می‌گويد زندگی كنيم. رسول خداe می‌فرمايد:

«الصبر ضياء».[1]

«صبر روشنايي است.»

يك بار ديگر حديث را بخوان. در آن بيانديش. می‌شنونم كه می‌گويي: «من این حديث را می‌دانم، بارها آن را خوانده‌ام.»  من می‌گويم كه كار خوبي كرده‌اي ولي چرا پيامبر  eكلمه‌ي «ضياء» به معنايي «روشنايي» را انتخاب كرده است؟

چه می‌شد اگر حديث چنين بود: «صبر قوّت است» يا «صبر برهان است» يا «صبر عز واراده است».

پيامبر خدا  eكلمه «روشنايي» را برگزيد، زيرا بحران‌هاي  دنيا، ظلمت وتاريكي اند. مثلاً: از دست دادن مادر، پدر ويا عضوي از اعضاي بدن. همه‌ي اين‌ها ظلمت وتاريكي اند كه مانع از بينايي انسان می‌شوند، اندوه وغصه‌هايي هستند كه به سر حد تاريكي می‌رسد، گناهان نيز تاریکی اند  وچه چيزي تاريكي را از بین می برد؟ البته روشنايي؛اما اين روشنايي چگونه در میان تاريكي‌ها می آید؟!

سخنان رسول خداe  جامع‌ترين سخنان است:

«صبر روشنايي است».

بفهم  واجرا كن.

                                                              

عجب بخششی!

 

پيامبر اكرم e می‌فرمايد:

«ما أعطي أحد من عطاءٍ خيرَ وأوسع من الصبر»[2].

  «به هيچ كس عطا  وبخششي بهتر  و واسع‌تر از صبر داده نشده است.»

آيا پيامبر اکرم e را تصديق می‌كني؟ در جواب می‌گويي: البته كه تصديق می‌كنم، آيا اين هم پرسيدن دارد؟! اما زبان حالت گوياي چيز ديگري است! زبان حالت می‌گويد: «بهترين چيزي كه دارم ماشين آخرين سيستم است»، «فلان  وفلان املاك است » و«من در فلان جا كار می‌كنم.»

به خدا قسم بزرگترين بخشش وبهترين دارائيت صبر است.

صبر وبردباري بهترين بخشش است. آن هم چه بخششي!

 

شگفتا از كار مؤمن!

 

پيامبر خداe می‌فرمايد:

«عجباً لأمر المؤمن إن أمره كله خير له وليس ذلك لأحد إلا المؤمن، إن أصابته ضراء صبر فكان خيراً  له وإن أصابه سراء شكر فكان خيراً  له»[3].

«شگفتا از كار مؤمن که همه كارهايش به خير ونفعش است واين جز برای شخص مؤمن نيست، اگر در تنگنا  وسختي گرفتار شود صبر وبردباري می‌كند كه به خیر ونفع اوست واگر خير ونيكي به ورسد شكر می‌كند كه باز هم به خیر ونفع اوست.»

کلمه ی «مؤمن» چه كلمه‌ي زيبايي است! دل را باز، نفس را خوشبخت وقلب را به تپش می‌اندازد.

در هنگام نعمت ورا در حال سجده  وشكر به درگاه خدا، در هنگام مصيبت وبلا صبور ومتوكل ومرتبط به خدا می‌يابي. «واين امر جز برای مؤمن نيست».

به خدا قسم شيريني اين معاني را جز كسي كه آن را چشيده وطعم آن را می‌داند، درك نمی‌كند.   

می‌بينيم كه سرت را تكان می‌دهي. واقعاً كسي كه بچشد، بشناسد وكسي كه بشناسد برمی‌گزيند.

 

توگويي برای اولين بار است كه آن را می‌خواني!

 

اين هم يك معناي زيباي ديگر

كلمه‌ي «‌صبور‌» يكي از نام هاي حسناي خداوند می‌باشد، آيا تاكنون بدان انديشيده‌اي؟

اگر صبر هيچ انعام وشرفی نداشت جز آنكه از اسماء الله الحسني باشد، كافي‌ بود، ما خود را به اين خلق آراسته می‌سازيم، زيرا از اسماء الله الحسني می‌باشد.

اين احساس، نيازمند قلبي است آكنده از محبت الهي.

«صبور» در مرتبه‌اي بالاتر از «صابر» و«صبّار» قرار دارد.

صبور: كسي است كه حالش بر صبر استوار است ولي اين صبر قابل مقايسه با صبر بشر نيست، صبري ‌است سزاوار جلال وعظمت ذات اقدس الهی.

(ليس كمثله شي‌ء)، [الشوری: 11].

«هیچ چیزی همانند خدا نیست».

 

آيا از خدا شرم نمی‌كني!

 

اين حديث را بخوان وبدان كه اگر از آن متأثر نشدي پس در قلبت مشکلی هست!

پيامبر اكرم e می‌فرمايد:

«‌لا أحد اصبر علي أذي يسمعه من الله- عز‌وجل- إنه يشرك به ويجعل له الولد، ثم يعافيهم  ويرزقهم»[4].

«هيچ كسي به اندازه‌ي خدا بر آزار واذيتي كه نسبت به ومی‌شود صبور نيست، چرا كه به وشرك ورزيده می‌شود وبرای وفرزند قرار داده می‌شود، سپس وآنها را می‌بخشد وبه آنها رزق وروزي ارزانی می کند.»

از تومی‌خواهم كه به اين حديث خوب فكر كني و بگويي: سبحان الله (پاك  ومنزهي                                                                                                                                       اي خدا).

  ببين، با وجود قدرت خداوند بر بشر كه تقریباً به 5/6 مليارد نفر می‌رسد.

چند درصد خدا را عبادت می‌كنند؟ چند درصد به ياد ومی‌باشند؟ در مقابل چند درصد از فرمانش سرپيچي می‌نمايند؟

در بعضي از شب‌های سال تمام بشريت غرق در معصيت وگناهند جز كساني كه خدا به آنان رحم كرده است وبا وجود اين خدا صبر می‌كند وبه آنان مهلت می‌دهد.

آيا تواز خدا خجالت نمی‌كشي؟ توكه بر مادر شوهرت صبر نداري وورا تحمل  نمی‌كني چون او وتوكه بر همكارت صبر نمی‌كني زيرا و...

آيا اين صحبت‌ها در شما هيچ تأثیري نداشت؟

«پروردگارا قلبي پاك، تمیز، زنده وپيوند خورده با خود به ما عطا كن.»

 

سبحانك يا الله ! 

 

«هيچ روزي نيست مگر اينكه دريا از پروردگارش اجازه می‌خواهد كه: پروردگارا!  اجازه بده تا فرزند آدم را غرق كنم، زيرا وروزيت را خورد وديگري  را عبادت كرد. كوه‌ها می‌گويند:  پروردگارا!  اجازه بده تا بر فرزند آدم فروريزم، زيرا وروزيت را خورد وديگري را عبادت نمود وزمین می‌گويد:  پروردگارا! اجازه بده تا فرزند آدم را ببلعم، زيرا  وي روزيت را خورد وديگري را عبادت كرد وخداوند تبارك وتعالي می‌گويد: آنها را به حال خود بگذاريد، اگر شما آنها را می‌آفريديد، به آنها رحم می‌كرديد.»    

مخلوقات خدا اين نا فرماني وناسپاسي را تحمل نكردند ولي به صبر خدا نگاه كن،  ببين خدا چطور با ما رفتار می‌كند.

آيا می‌خواهي به صفات الهي آراسته شوي يا

«پروردگارا! ما را در زمره‌ي صابران قرار بده.»

 

آيا اين با عقل جور در می‌آيد ؟!

 

علما می‌گويند: «صبر نصف ايمان است.»

سبحان الله! چطور ممكن است؟ هنگامی‌كه سبب شناخته شود!

ايمان؛ انجام طاعات وترك گناهان است.

 زندگی تويا مجموعه‌اي از نعمت‌هاست كه به توارزاني داشته می‌شود ويا بلا ومصيبت‌هايي كه بر تونازل می‌شود.

اگر نعمتي بر توفروفرستاده شود خدا را شكر می‌كني  واگر مصيبتي برتونازل شود صبر وشكيبايي را درپيش می‌گيري.

پس در واقع صبر نيمی ‌از ايمان است.

نيمه اول: شكر ونيمه دوم: صبر است.

به همین ‌دليل مؤمن  در خوبي وخوشي با شكر بندگي می‌كند ودر سختي ومشقت با صبر.

خداوند متعال می‌فرمايد:

(إن في ذلك لآيات لكل صبارٍ شكور)، [لقمان:31].

«قطعاً در این (گشت وگذار کشتی ها در گستره ی دریاها) نشانه های بزرگی است برای کسانی که بس صابر وشکیبا وبسیار سپاسگذار باشند».

خداوند هر دورا (صبر وشکر) در يك آيه در كنار يكديگرآورده است، چرا كه ايمان با وجود هر دوي آنها تكامل می‌يابد، نظرت چيست؟ طعم خاصي را احساس می‌كني، اين طور نيست؟!

 

وقتي سر قطع شد چه انتظاري داري؟!

 

سبحان الله! توگويي كه ايمان تنه‌ است كه سرش صبر است وتصور كن چه اتفاقي می‌افتد وقتي كه سر از تن جدا شود.

هنگامی‌كه دنبال لذّتي از لذت‌ها يا شهوتي از شهوت ها هستی، هر كاري را بخواهی انجام خواهي داد «اينجاست كه سر قطع شده است»، پس توصبر وبر دباري نداري.

حالا متوجه اهمیت وارزش صبر شدي !  به همین سبب كسي كه صبر ندارد ايمان هم ندارد.

بله، اگر سر قطع شود انسان می‌میرد وصبر هم به منزله‌ي سر است، پس حدس می‌زني كه ايمان كجاست؟!

 

پس صبر جمیل ونيكورا پیشه ساز، حالا دانستي پس اجرا کن!

 

بعد از آنكه اهمیت صبر را دانستيم شيوه‌ي مطلوب آن چيست؟

خداوند متعال می فرماید:

«فاصبرصبراًجمیلاً»، [المعارج:5]

«صبر جمیل وزیبا (بدون جزع وفزع ویأس ونومیدی وناشکری وناسپاسی) داشته باش.»

حضرت يعقوب كه اين معنا را به خوبي فهمید چنين می‌گويد:

(فصبرجمیل)، [يوسف: 18]

«پس کار من صبر جمیل وزیبا(بدون جزع وفزع ویأس ونومیدی وناشکری وناسپاسی)  است.»

صبر جمیل وزیبا چیست؟

كلمه‌ي جمیل چه معنایی را به صبر اضافه نموده؟

صبرجمیل ونيكوصبري است بدون بي قراري وبي‌تابي، بدون نگراني، بدون دشواري وبدون اعتراض وشكايت.

صبر با زبان وبا قلب، نه آن طور كه امروز می‌بينيم! شخصي را می‌بيني كه با زبان ابراز رضایت می کند ولي قلبش می‌گويد: خدايا چرا؟

پس كسي كه زبان وقلبش يكي باشد صابر است «صبر جمیل وزیبا».

می‌بيني كه نشانه‌هاي رضايت در صورتش آشكار است، بدور از عبوسي وناخشنودي، توگويي كه به هيچ مصيبتي دچار نشده است.

البته اين با به درد آمدن قلب واشك ريختن چشم هيچ منافاتي ندارد چون ما بشر هستيم.

معناي ديگري هم برای «صبر جمیل» هست وآن صبر ايجابي است. منظورم اين است كه مثلاً: جواني توانايي ازدواج را ندارد پس بر اجتناب از عمل حرام صبر می‌كند وآن را انجام نمی‌دهد وچشما‌نش را می‌پوشا‌ند ولي بیکار است وکاری ندارد. پس اين صبر جمیل ونيكونيست، بلكه صبر منفي است. چرا كه صبر نيكويعني اينكه واقعاً صبر كني وتمام سعي وتلاش را به كار گيري تا ايجابي ومثبت باشد.

در خانه‌ات می نشینی ومی‌گويي: من صابرم. بلكه حركت كن، كار کن ودر کنارش صبر را پیشه ساز. بسياري از شما را می‌بينيم كه صبر نيكوداريد، اينطور نيست ؟! 

 

انوع صبر

 

ما از نقطه ای به نقطه ای ديگر منتقل شديم،  چون صبر واهمیت آن را دانستيم، صبر در قرآن وحدیث شریف را دیدیم واينكه صبور يكي از نام‌هاي الهي است وهمچنين ارتباط تنگاتنگ صبر با ايمان را ملاحظه نموديم وشكل صحيح ودرست صبر را كه همان «صبر جمیل ونيكو» است، شناختيم.

آيا می داني كه خداوند چگونه «اصحاب غار» را نجات داد؟ چه ارتباطي بين اين مسأ‌له با صبر وجود دارد؟

خداوند ياران غار را به وسيله‌ي دعا ووساطت اعمال صالح وخالصشان نجات داد.

پس اگر موضوع صبر را تا اينجا به درستي فهمیده باشي، تخته سنگ كمی‌كنار می رود!

آيا منظور را فهمیدي؟! بشتاب تا به بخش دوم برويم وصبر را پيشه ساز وبسان ياران غار مخلص باش!

 

انوع صبر

 

1ـ صبر بر اجتناب ازگناهان.

2ـ صبر در برابر بلاها ومصيبت‌ها.

3ـ صبر بر انجام طاعات وعبادات.

 

چه كسي بهترین ماست؟!

 

گروهي از مردم را می‌بيني كه در هنگام بلا ومصيبت صبورونيرومند هستند، ولي در برابر معصيت وگناه صبر وشکیبایی ندارند، ازطرفي گروه ديگري را ملاحظه می‌كني كه درطاعات وعبادات مثل شب زنده داري وروزه صابراند اما در برابر گناه صبر ندارند. این عبادت گرِ فرمانبردار در مقابل معصيت، مقاومت نمی‌كند، كه نمونه‌ي بسيار عجيبي است ولي نمونه‌ي بعدي شگفت‌انگيز‌تر می‌باشد:  فرد بسيارخوش اخلاقي است ولي آيا نمازصبح را می‌خواند؟! ممكن نيست كه چنين چيزي اتقاق بيفتدآيا اين طور نيست؟

می‌بينم كه صورتت سرخ شده است، معذرت می‌خواهم منظوري نداشتم.

ولي چه کسی بهترین ماست؟ كسي كه اين سه خصوصيت وخصلت را در خود جمع كند.

 در مقابل بلا ومصیبت صبركند، بر ادای طاعات وعبادات صبر ‌نمايد وبر پرهیز معصيت‌ها وگناهان صبر نمايد.

به اين ترتيب صبر تكمیل شد، پس نصف ايمان نيز كامل گشت.

عجب مقام ومنزلتي است، حالا فهمیدي چه كسي بهترین  ماست؟!

 

 یک سؤال ویک جواب

 

كدام يك بهتر است؟!‌

 

حالا اين سؤال جالب را از تومی‌پرسم، ولي مبادا مثل دانش آموزی باشی که قبل از تفکر پیرامون سؤال دزدکی به جواب می نگرد. 

سؤال اول: كدام يك بهتر است: صبر در برابر بلا ومصيبت يا صبر وشكيبايي بر انجام طاعات عبادات یا صبر بر ارتكاب گناهان ومعصيت ها؟ در رابطه با اين سوال كمی ‌بيانديش وسعي كن تا جواب را بيابي.

جواب: صبر بر انجام طاعات وعبادات وخودداري ازگناهان بهتراست، ولی چطوری؟! صبردرمقابل بلا ومصيبت‌ها بسيار بزرگ است، چرا كه بلا ومصيبت‌ها گاهي بسيار شديد ودشوار‌اند! اما صبر در برابرآنها صبري است اجباري ولي صبر در مداومت بر انجام طاعات وعبادات وهمچنين صبر بر اجتناب از ارتكاب معاصي، صبري است اختياري.

ملاحظه: دانشجويي كه آخرسال امتیاز می آورد، دانشجويي است كه دراثناء درس ودر هنگام مطالعه ومرور به تنهايي به سؤالات پاسخ می‌دهد سپس با نگاه به جواب از درستي آن تأكيد حاصل می‌نمايد.

 

كدامیك كامل تر است؟!

 

اين هم يك سؤال آسان. چون يك سؤال تطبيقي است.

س2: كدام يك كامل تر است: صبر حضرت يوسف ـ علیه السلام ـ در زندان ودر برابر زن عزیز مصر یا صبر حضرت ایوب در برابر مصیبت هایی که به بدن، مال وفرزندانش وارد شد؟

ج2: بالطبع صبر حضرت یوسف، چون حضرت یوسف با اراده ی خودش به زندان رفت.

می بینم که این سؤال نیرویی معنوی به توداد، چرا که جوابت درست است.

ولی می ترسم از فرصت استفاده کرده باشی وبدون اینکه شخصاً درباره ی جواب فکر کنی، به جواب ها نگاه کرده باشی.

 

کدام یک بهتر وکامل تر است؟!  

 

این هم یک سؤال ساده ی دیگر چون یک سؤال تطیبقی است.

س3: کدام یک بهتر وکامل تر است: صبر حضرت یوسف در آزمایش صبر یا در آزمایش زندان؟

 ج 3: صبر در آزمايش زندان، علي رغم اينكه در زندان افراد ديگري هستند، اما حضرت يوسف با اراده‌ي خودش وارد آنجا شد، اما افتادن در چاه بر خلاف میل وخواسته‌ اش بود، اگر چه در چاه عذاب   كشيد ودرد شديدي را متحمل گشت.

ولي مقام وي در زندان نسبت به افتادن در چاه بالاتر بود چرا كه آن حضرت از ارتكاب معصيت سرباز زد وبه زندان رفت وصبر وبردباري نمود.

اين بار با شايستگي ثابت كردي كه دانش‌آموز نجيبي هستي!

 

کدام یک جایگاه بالاتری دارد؟

 

دانستيم كه جایگاه صبر در انجام طاعات وخودداري از ارتكاب گناهان بالاتر از صبر در مقابل بلايا ومصيبت‌ها دارد.

تومی‌داني كه در امتحان سؤال‌هايي  برای فلان دانش‌آموز وسؤالات ديگري برای فلان دانش‌آموز وسؤالات ديگري برای فلان دا نش‌آموز می‌باشد واين سؤال برای تواست.

س4: جایگاه کدام یک بالاتر است: صبر بر انجام طاعات يا صبر بر خودداری از ارتكاب گناهان؟

خوب به سؤال فكر كن وسعي كن جواب بدهي.

بعد از اينكه جواب دادي اعتماد به نفست را از دست نده چون علما در اين باره اختلاف دارند.

ج4: علما در جواب اين سؤال اختلاف دارند وآراء مختلفي را ارائه داده اند ولي در پايان به اين معناي لطيف ونغز رسيدند وآن اينكه صبر بر انجام طاعات از صبر برخودداري از ارتكاب گناهان از جایگاه ‌بالاتری برخوردار است.

اينكه براطاعت خدا صبركني وبرآن مداومت ورزي، منزلتي بالاتر ازخودداري وحفظ نفس از ارتكاب معاصي دارد، چرا؟

به همراه من توجه كن، اين به معنی دعوت به ارتكاب گناه نيست، ولي مقصود را بفهم.

1‌- خداوند متعال ما را برای عبادت وشناخت ذات اقدسش آفريده است، پس علت وجود ما همین است وعبادت خدا وشناختش با طاعات تحقق می‌يابد.

2- خداوند تبارك وتعالي پاداش حسنه را ده برابرآن قرار داده اما جزاي گناه وكار زشت فقط به مثل آن می‌باشد، پس حسنه در نزد خدا محبوب‌تر است.

3- اگر طاعات انسان وگناهان ودر روز قيامت با هم مساوي باشد در نهايت به كجا می‌رود؟      

ما نمی‌خواهيم  به جای خدا حکم کنيم، اما ذات پاكش می‌فرمايد:

«سبقت رحمتي غضبي»[5].

«رحمتم از غضبم پيشي گرفته است.»

اين‌ها دلايلي بودند كه علما برای بيان برتري صبر بر انجام طاعات نسبت به صبر بر خودداري از ارتكاب معاصي در نظر گرفته‌اند.

  

اين هم ترتيب درست:

 

1- صبر برانجام طاعات.

2- صبر بر اجتناب گناهان.

3- صبر وبردباري درمقابل بلاها ومصيبت ها.

می‌بينيم كه صفحه‌هاي قبلي را بررسي می‌كني تا ترتيب قبلي را ببيني.

اين بيداري را به توتبريك می‌گويم، به خدا قسم كه اين از نتايج صبر است.

بعضي‌ها حالا دارند صفحات را زير ورومی‌كنند، حالامتوجه شدند!

 مقربين درگاه خداوند درجات بسيار بزرگي دارند اما سابقون .. هيهات وهيهات!

 ابتدا با صبر واستقامت درمقابل بلاها ومصيبت‌ها شروع می‌كنيم دوم به صبر وبردباري بر اجتناب گناهان می‌پردازيم وبا صبر ومداومت در انجام طاعات وعبادات به اين موضوع خاتمه می‌دهيم.

 

نوع اول: شكيبايي در برابر بلاها ومصیبت‌ها

 

صبر در برابر مرگ

 

صبر وشكيبايي در برابر مصيبت‌ها مثال‌هاي بسيار دارد، چون آزمايش‌ها متعدد وفراوانند.

مثلاً‌ همه به مصيبت مرگ دچار می‌شوند ويا بيماري‌هايي كه اول وآخر ندارند يا فقر يا مردودی فرزندان در مدرسه يا مشكلات زناشویی.

 پس مرگ، امراض، فقر، شكست، مشكلات زناشویی و ازجمله بلاهاي بسياري می‌باشند كه ما به برخي از آنها اشاره خواهيم كرد وبا صبر در برابر مرگ آغاز می‌كنيم: آیا مرگ بزرگترين بلا ومصیبت، خصوصاً برای زنان نیست؟ چرا كه زن در از دست دادن عزيزانش بيشتر از مردان درد ورنج می‌كشد.

به ياد داشته باش،  ما در مرحله‌ي دوم هستيم  تا صخره تكان بخورد، پس ذهنت را متمركز كن وفكرت را پراكنده وآشفته مساز واز اين فيض استقبال بنما.‌

 

مانعی میان ووآتش بود

 

زنان به نزد رسول خداe آمدند وگفتند: اي رسول خدا!در مورد شما مردان بر ما غلبه كرده‌اند، پس روزی را هم برای ما در نظر بگير، رسول خدا  eفرمود: بله، پس آن حضرت به نزدشان رفت وبرای آنها موعظه  نمود وبا ايشان صحبت كرد، گوشه‌اي از فرمایشاتش چنین بود:

«ما منكن من امرأة تقدم بين يديها من ولدها ثلاثة (أي يموت لها ثلاثة أولاد في حياتها) إلا كانوا لها حجاباً من النار».

«هر زني كه سه تا از فرزندانش را در زندگی خود تقدیم کند (يعني سه تا از فرزندانش در حيا‌تش بمیرند) برای ومانع وحجابي در برابر آتش می شوند.»

 زني گفت: همچنین دوفرزند اي رسول خدا؟ ايشان فرمود: «واثنين[6]» «همچنین دوتا»

سبحان الله! كسي كه دويا سه فرزند از فرزندان وی در حياتش فوت كنند پاداشش آن است كه آنها میان ووآتش حايل می‌شوند.

تومی‌گویی :كسي كه دستانش درآب است مانند كسي نيست كه دستانش درآتش است بله، حرف شما درست است اما آيا با چنين پاداشي صبر نمی‌كني.؟!

 

خانه حمد برای تواست ای صابر

 

اين حديث تقديم به پدرها ومادرها. نبي اكرم  eمی‌فرمايد:

«اذا مات ولد العبد، قال الله لملائكته: أقبضتم ولد عبدي! فيقولون: نعم، فيقول: قبضتم ثمرة فؤاده! فيقولون: نعم، فيقول: ماذا قال عبدي؟ فيقولون: حمدك واسترجع. فيقول الله ـ عزوجل ـ ابنوا لعبدي بيتاً‌ في الجنة وسموه بيت الحمد»[7].

 «هنگامی‌كه فرزند بنده‌اي می‌میرد، خداوند از فرشتگانش می پرسد: آيا فرزند بنده‌ام را قبض روح نموديد؟ فرشتگان می‌گويند: بله، پس خداوند می پرسد: میوه‌ي قلبش را چيديد؟ می‌گويند: بله، خداوند می فرماید: بنده‌ام چه گفت؟ می‌گويند: حمد تورا به جا آورد و(إنا لله وإنا اليه راجعون) گفت، خداوند عز وجل می‌ فرمايد: برای بنده ام در بهشت خانه‌اي بسازيد وآن را خانه‌ي"حمد" بنامید.»

اين جمله را يك بار ديگر بخوان، «میوه‌ي قلبش را چيديد» وبه نرمی كلام بنگر وتأمل كن، جاي آن كجاست؟ در مصيبت، عجب دلالتی.

 در هنگام مرگ فرزند وقتی حمد سپاس خداي را گفتي و( إنا لله وإنا إليه راجعون) را تلاوت نمودي، پس خانه‌ي حمد گواراي وجودت باد.

برخي گمان می‌كنند كه اين‌ها احساسات ضد ونقيضي هستند، ولي اين احساسات  را كسي جز مؤمن صابر وشكيبا درك نمی‌كند.

 

بهشت از آن كيست؟!

 

به اين حديث كه همگي ما را مورد خطاب قرار داده است توجه كن. پيامبر اكرمe می‌فرمايد:

«ما لعبدي المؤمن عندي جزاءً إذا قبضت صفيه من أهل الدنيا ثم احتسب إلا الجنة»[8].

«پاداش بنده‌ ی مؤمنم چیزی جز بهشت نيست وقتی كه عزيز‌ترين کسش را در دنيا بگیرم ووبه خاطر اجر وثواب صبر کرد.»

در كلمه‌ي «صفي»، (دوست صمیمی) كه به صورت نكره ذكر شده است تا بر عموم دلالت داشته باشد، بيانديش.

پس هر انساني كه در دنيا ورا دوست می داري، اعم از برادر، خواهر، پدر، مادر، خويشاوند، دوست، استاد، از دنیا رفت وسپس توبه خاطر خدا صبر نمودي پس بهشت از آن توست. «پروردگارا! ما را از زمره‌ي صابران قرار بده.» 

خداوند در مقابل صبر تودر مرگ عزيزانت تورا به بهشت خواهد برد، پس حالا صبر می‌كني يا نه؟ 

 

قلم از نوشتن آن سر باز میزند!

 

با مرور اين سه حديث، درمی يابي كسي كه بر از دست دادن عزيزانش صبر وپايداری كند به «بهشت، خانه‌ي حمد، حجاب ومانعي در برابر آتش» دست می يابد، اين پاداش صبر است. 

دلم می‌گويد: خوشا به سعادت كسي كه پسرش، برادرش ويا دوستش فوت كرده است، چرا كه وی دستش را می‌گيرد وورا به همراه خود به بهشت می‌برد.

می‌شنوم كه می‌گوييد: «خدا بد ندهد»، «بلا از ما به دور»!

منظورم اين نيست، به همین خاطر قلمم از نوشتن سر باز زد.

ولي حساسيت قلب مؤمن منظورم را درک کرد.

 

در هنگام بيماري

 

به سراغ آزمایش ديگري می‌رويم، آزمایش بيماري ومرض. عده‌اي از مردم از ناراحتي‌هاي كليه رنج می‌ برند وعده‌اي از ناراحتي‌هاي سينه يا ناراحتي‌هاي تنفسي ورواني ويا بيماري‌هاي ديگر. خدا بلا را از شما دور كند.

مرض هم آزمايش سخت ديگري است كه به صبر نيكواحتياج دارد، اينطور نيست؟!

اين حديث را بخوان ولي قبل از خواندن آن توصيه می‌كنم نيتت را تجديد كن.

سپس ايمانت را تجدید نما وسعي كن یک جوايماني برای خودت ترتیب دهي.

 

چگونه به اين مقام دست يافت؟!

 

از عطاء بن رباح روايت شده است كه ‌گفت: ابن عباس به من گفت: آيا می‌خواهي زني از زنان بهشت را به تونشان بدهم. گفتم: ‌بله، ‌گفت: آن زن سياه پوست است. وبه نزد رسول خد اe آمد وگفت: ‌اي رسول خدا! من به مرض صرع مبتلا هستم وهنگامی‌كه صرع به سراغم  می‌آيد، ‌کشف عورت می کنم، پس برای من دعا كن، ‌پيامبرفرمود:

«إن شئت صبرت ولك الجنة وإن شئت دعوت الله أن يعافيك».

«اگر می‌خواهي صبركن تا در مقابل بهشت از آن توباشد ‌واگر می‌خواهی از خدا می خواهم تا تورا شفا دهد.»

زن گفت: صبر می کنم سپس افزود: من کشف عورت می کنم، از خدا بخواه تا کشف عورت نکنم، پیامبر اکرم e برایش دعا فرمود واز به بعد وقتی صرع به سراغش می آمد کشف عورت نمی کرد[9].

به این کلمات نگاه کن: «زن سیاه»، «اگر می خواهی صبر کن»، «وصبر می کنم» در آنها کمی تأمل کن، گمان می کنم که می گویی، چه ضرر بزرگی که در آن زمان زندگی نکردیم. تصور کن اگر پیامبر می گفت: «تواز بهشتیان هستی» احساست چگونه بود؟ این اشاره ی لطیفی از توست ولی در کلمات بیاندیش وملاحظه کن وقتی زن فهمید که در مقابل صبر بهشت است، چه گفت.

اگر توبه جای ومی بودی جوابت چه بود؟! (خوب فکر کن وعجله نکن!)

همچنین توای خواهر گرامی به حیاء آن زن توجه کن.

ودر هنگام صرع کشف عورت می کند، نظرت در مورد کسی که به اراده ی خویش چنین کاری می کند چیست؟

به خدا قسم درس وعبرت های بسیاری را می توان از آن  زن سیاه پوست آموخت که صبر بزرگترین درس بود.

 

به توای که بهترین عزیزت را از دست داده ای

 

خداوند سبحان در حدیث قدسی می فرماید:

«إذا ابتلیت عبدی بحبیبتیه ـ أی عینیه ـ فصبر، عوضته منهما الجنة»[10].

«اگر بنده ام را در مورد دومحبوبه اش ـ یعنی چشمانش ـ مورد آزمایش قرار دهم ووصبر کرد، در عوض آنها بهشت را به ومی دهم».

نظرت در باره ی این توصیف چیست: دومحبوبه اش

چشم ها محبوب ترین اعضای بدن انسان هستند، به این احساس ایمانی توجه کن، احساس می کنی که از دست دادن بینایی آزمایشی است در قالب رحمت، بله، آن آزمایش است وبه واسطه ی آن مورد رحمت قرار خواهی گرفت.

ولی کجاست کسی که صبر کند؟!

 

تصور کن؛ تب باعث آمرزش گناهان می شود!

 

جابر بن عبد الله روایت می کند که: رسول خدا  eبر ام سائب وارد شد وفرمود:

«مالک یا أم سائب تزفزفین؟» فقالت: الحمی لا بارک الله فیها، فقال: «لا تسبی الحمی فإنها تذهب خطایا بنی آدم کما یذهب الکیر خبث الحدید»[11].

 «چرا می لرزی وآه وناله می کنی ای ام سائب؟» ودر جواب گفت: به خاطر تب است، خدا برکتش ندهد. پیامبر فرمود:«به تب ناسزا مگوچرا که وبسان کوره ای که ناخالصی های آهن را می زداید، گناهان وخطایای بنی آدم را از بین می برد.»

اکنون احساست را درک می کنم. نظرت نسبت به بیماری عوض شد. حق داری.

تپش قلب: بعد از خواندن این حدیث واحساس ودرک معانی آن در هنگام بیماری خودت را اینگونه می یابی که درد می کشی واز شدت بیماری گریه می کنی، ولی در درونت احساس لذت می نمایی، چون صبر طعم لذت بخشی دارد واحساس ثواب لذت بزرگتر وبزرگتری داراست، درد بر توفشار می آورد وتواز ثواب بردن وبخشش گناهانت لذت می بری، آیا تا به حال چنین احساسی داشتی؟!

می گویند زن نوحه سرای بچه مرده مثل زن نوحه سرای مزد بگیر نیست.

 

سخن ابن مسعود چه تأثیری در تودارد؟!

 

ابن مسعود جمله ی مشهوری دارد، ومی گوید:

«در مقابل بلاها ومصیبت ها برای انسان حسنات نوشته نمی شود».

می گویند: «ما اندوهگین شدیم» (آیا احساس توهم همین است.)

آنها معتقد بودند که حسنات ونیکی ها به وسیله ی بلا ومصیبت ها زیاد می شود. ابن مسعود به آنها گفت: «مصیبت ها وحوادث ناگوار بدی ها را می بخشد»، می گویند: پس خوشحال شدیم.

حالا احساست چیست؟

تصور کن مصیبت ها وسختی هایی که بر انسان فروفرستاده می شود از مرگ گرفته تا بیماری یا مشکلات دیگر، گناهان را می بخشاید واین جز برای مؤمن صابر وشکیبا نیست.

 

سخنی از قلب

 

زید بن مسیره تابعی  سخن بسیار زیبایی می گوید:

«بنده به بیماری مبتلا می گردد در حالی که هیچ خیر وثوابی ندارد، پس در حالی که درد می کشد خداوند در قلبش ندا می دهد، ای بنده بازگرد، شاید چشمانش به امید رحمت الهی اشکبار شود ودر نتیجه طاهر وپاک از گناه از بیماریش بیرون می گردد.»

واقعاً که آنچه از دل برآید بر دل نشیند، اینها سخنانی هستند که نه تنها بر دل نشسته بلکه از شدت شیرینی وراستیش چشم را به گریه انداخت ونفس را صاف وزلال نمود.

سفارش: این سخنان را ابتدا بفهم، سپس آنها را حفظ کرده وبه هر کس که می بینی ابلاغ نما وکاری بکن که از صمیم قلب باشد.

 

رسول خداe بر توآسان می گیرد

 

پیامبر اکرمe  در یکی از جنگ ها مجروح شد. انگشت آن حضرت به شدت زخمی گشته بود. پیامبر به انگشتش نگاه کرد وگفت:

«هل أنت إلا أصبع دمیتِ وفی سبیل الله ما لقیتِ»[12].

«آیا توانگشتی بیش هستی که زخمی وخونی شده ای وآنچه دیده ای در راه خدا دیده ای.»

سبحان الله! دیدن خون وخونریزی از زخم باعث ناراحتی ونگرانی انسان می شود، ولی پیامبر خدا را ببین چطور برایت آسان می کند.

به همین سبب پیامبر در دعای شخص مریض فرمود:

«لابأس، طهوراً إن شاء الله»[13].

«اشکالی ندارد، پاک کننده ی گناهان است ان شاء الله.»

این سنت است که هنگام عیادت مریض این جمله را بگویی، چرا که بیماریش پاک کننده ی گناهان است.

 

ای بزرگواران، برخیزید!

 

یکی از انواع دیگر صبر بر بلاها ومصیبت ها، صبر در برابر آزار واذیت مردم است. صبر در برابر زن همسایه که زخم زبان می زند، صبر بر مادر شوهر اگر تند بود، صبر در برابر همسر... شکیبا باش وتحمل کن. حرف تند پدرت را تحمل کن. آیا می توانی انواع واقسام آزار واذیت ها را تحمل کنی وصبر را پیشه سازی خصوصاً از جانب کسی که از توبدش می آید یا با تودشمنی دارد؟ رسول خدا  eمی فرماید:

«إذا اجمع الله الخلائق یوم القیامة نادی منادٍ: لیقیم أهل الفضل، فیقومون وهم قلیل فیسیرون سراعاً إلی الجنة فتستوقفهم الملائکة فتقول لهم: من أنتم؟ فیقولون: نحن أهل الفضل. فیقولون لهم: وما فضلکم؟ قالوا: کنا إذا ظلمنا صبرنا، وإذا سیئ إلینا غفرنا وإذا جهل علینا حلمنا فتقول لهم الملائکة: ادخلوا الجنة فنعم أجر العاملین».

«هنگامی که خداوند در روز قیامت همه ی مخلوقاتش را گرد هم جمع می کند، ندا دهنده ای صدا می زند: بزرگوران برخیزند، آنها که عده ی کمی هستند بلند می شوند وبه سرعت به طرف بهشت می روند، در این هنگام فرشتگان آنها را متوقف می سازند ومی پرسند: شما کی هستید؟ می گویند: ما بزرگوران واهل فضل هستیم، آنها می گویند: فضل وبزرگواری شما چیست؟ آنها می گویند: اگر به ما ظلم می شد صبر می کردیم واگر به ما بدی می شد می بخشیدیم واگر جاهلانه با ما برخورد می شد ونادیده گرفته می شدیم حلم را پیشه می ساختیم ، فرشتگان به آنها می گویند: وارد بهشت شوید وچه پاداش بسیار خوبی است برای عمل کنندگان.»

حالا نظرت چیست؟ آیا صبر می کنی یا جواب اذیت را با اذیت می دهی.

(ولمن صبر وغفر إن ذلک لمن عزم الأمور)، [الشوری: 43]

««کسی که (در برابر ظلم دیگران) صبر کند و(با وجود قدرت، از ستمگر) در گذرد وببخشد (ولی بداند که این عمل باعث گستاخی ستمگر نمی گردد، این کار او) از زمره ی کارهای برگزیده وماندگار است.»

 

 

خدا برادرم موسی را بیامرزد!

 

ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ  می گوید:

در جنگ حنین پیامبر خدا e در تقسیم غنائم عده ای را بر دیگران ترجیح داد. به گروهی از اشراف عرب مقدار زیادی از غنائم بخشید ودر آن روز آنها را بر دیگران ترجیح داد، در این هنگام مردی گفت: به خدا قسم که در این تقسیم عدل رعایت نشده ورضای خدا مد نظر نبوده است. من گفتم: به خدا قسم این را به رسول خدا می گویم. من به نزد آن حضرت رفتم وورا از آنچه آن مرد گفته بود مطلع ساختم. رنگ رخسار پیامبر دگرگون وقرمز شد (تصور کن اگر چنین اتفاقی برای توپیش بیاید وبه توظلم شود وتهمت زده شود وخون در رگهایت به جوش آید تا جایی که رنگ چهره ات تغییر کند، جواب توچه خواهد بود؟ گوش کن ویاد بگیر) سپس فرمود:

« فمن یعدل إذا لم یعدل الله ورسوله؟»

«پس چه کسی عدل را رعایت می کند اگر خدا ورسولش عدل را رعایت نکنند.»

سپس افزود:

«یرحم الله موسی، قد أوذی بأکثر من هذا فصبر»

«خداوند موسی را بیامرزد، وبیشتر از اینها مورد آزار واذیت قرار گرفت وصبر کرد.»

من با خود گفتم: دوباره حرفی را به و(پیامبر) نمی رسانم[14].

پس اگر می خواهید صبر را بیاموزید، به پیامبر اقتدا کنید واگر می خواهید بردباری وصبر را در برابر آزار واذیت مردم یاد بگیرید این آیه را بفهمید:

(وجعلنا بعضکم لبعض فتنة أتصبرون وکان ربک بصیراً)، [الفرقان: 20]

«ما برخی از شما را وسیله ی امتحان برخی دیگر کرده ایم (اغنیا را با فقرا، تندرستان را با بیماران، پیغمبران را با کافران ومشرکان وبر عکس می آزمائیم) آیا صبر وشکیبایی می ورزید؟ (تا از عهده ی امتحان الهی بدر آیید وپاداش بزرگ ورا دریافت نمایید) وخدای توبینا است.»

 

اختصار بعد از تفصیل!

 

بعد از این همه تفصیل پیرامون صبر در برابر بلایا، از مرگ گرفته تا بیماری وآزار واذیت، اینک موضوع را به صورت کلی بیان می کنیم، صبر در برابر هر چیزی که دامنگیر انسان می شود. رسول اکرم eمی فرماید:

«ما یصیب المسلم من نصب ولا وصب ولا هم ولا حزن ولا أذی ولا غم حتی الشوکة یشاکها إلا کفر الله بها من خطایاه»[15].

«هیچ چیزی به مسلمان نمی رسد از خستگی گرفته تا بیماری، غم، اندوه، آزار، غصه وحتی آن خاری که به پایش می خلد، مگر اینکه خداوند به وسیله ی آن خطایا وگناهان ورا می بخشد.»

شرح حدیث: "النصب" به معنای خستگی است مثلاً بعد از مسابقه ی فوتبال احساس خستگی می کنی واین خستگی گناهانت را پاک می کند (البته به شرط اینکه نیتت فقط برای خدا باشد پس با نیتِ داشتن بدنی سالم وقوی ورزش کن) و«والمؤمن القوی خیر وأحب إلی الله من المؤمن الضعیف وفی کل خیر».«مؤمن قوی ونیرومند در نزد خدا بهتر ودوست داشتنی تر از مؤمن ضعیف است ودر هر دوخیر است».

کلمه ی "وصب" یعنی مریضی، بیماری وکلمه ی "هم" به معنای اندوه ودل تنگی.

در اینجا "نصب" آسیب بدنی و"هم" و"حزن" آسیب روحی می باشد.

و"أذی" یعنی آزار واذیت از جانب دیگران و"غم" که شامل همه ی اینها است. آیا بعد از همه ی اینها آزار واذیت دیگری هم وجود دارد؟

حتی خار کوچکی که به پای ومی خلد، خداوند به وسیله ی آن گناهان ومعصیت های مؤمن را می بخشاید.

می بینم که می گویی: در گذشته خیلی چیزها را اشتباه فهمیده ام.

حالا وقت آن رسیده که آنها را درست وصحیح بفهمی ولی خاطر نشان می کنم که این امر جز برای مؤمن نیست.

زود باش در ایمانت تجدید نظر کن چون من تورا از مؤمنان به حساب می آورم.

 

اگر شنونده ات زنده بود صدایت را می شنید، ولی ...!

 

می بینم که از این تیتر شگفت زده شدی ولی منظور من زندگی فیزیکی نیست بلکه زنده بودن قلب ودل است، قلبی که تمام آنچه گفتم در آن تأثیری نگذاشته وآنها را نفهمیده  واراده را بر صبر راسخ ننموده است، به چنین شخصی چه بگویم؟!

ولی منظور من تونیستی زیرا من در چشمانت برق عزم واراده ی پایبندی به صبر را می بینم ودر مقابل این عزم واراده، این هدیه را به توتقدیم می نمایم.

رسول اکرم e می فرمايد:

«لاﻴزال البلاء بالمؤمن والمؤمنة فی جسده وماله وولده حتی يلقی الله وما عليه خطيئة»[16].

«بلا ومصیبت همچنان در بدن، مال وفرزند مرد وزن مؤمن است تا این که بدون هیچ گناهی به دیدار خداوند برود.»

نظرت در باره ی این هدیه چیست؟ آیا می خواهی پاسخ هدیه را بهتر از آن بدهی؟

می گویی: بله.

من به تومی گویم: پس صبر وبردباری را پیشه کن که به دیدار خدا بروی وهیچ گناهی نداشته باشی.

 

خدایا ما را جزوآنان قرار مده!

 

می بینم که خیلی مشتاقی بدانی آنها که هستند. آنها دشمنان خدایند. آنها مردمانی هستند که خداوند بر آنان غضب کرده ونه تنها ایشان را مورد فتنه وآزمایش قرار نمی دهد، بلکه نعمت هایش را به آنها ارزانی داشته تا وقتی که آنها را گرفتار سازد دیگر رهایشان نمی سازد:

(حتی إذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتة فإذا هم مبلسون)، [الأنعام: 44]

«تا آنگاه که به آنچه به آنان داده شد شاد ومسرور گشتند ما به ناگاه آنان را گرفتار (عذاب) ساختیم وآنان مأیوس ومتحیر ماندند.»

مبادا اشتباه بفهمی وبگویی: «خدایا ما را به فتنه وآزمایش بیانداز» بلکه همیشه از خدا سلامتی وعافیت دین ودنیا را بخواه.

 

چه کسانی از همه بیشتر مورد ابتلا وآزمایش قرار می گیرند؟!

 

از پیامبرe پرسیدند: چه کسانی از همه بیشتر به آزمایش وابتلا می افتند؟ پیامبر فرمود:

«أشد الناس بلاءاً الأنبیاء ثم الأمثل فالأمثل، فیبتلی الرجل علی قدر دینه، فإن کان دینه صلباً زید فی ابتلاءه وإن کان فی دینه رقة یبتلی علی قدر دینه»[17].

«پیامبران از همه بیشتر در آزمایش وابتلا می افتند، سپس برترین وبرترین وهر فرد به اندازه ی دینش مورد آزمایش قرار می گیرد، اگر دینش محکم بود آزمایشش سخت تر می شود واگر در دینش نرمی بود به اندازه ی دینش آزمایش می شود.»

تنها تونیستی که مورد آزمایش وابتلا قرار گرفته است، پیامبران نیز به گونه ای به آزمایش وابتلا افتادند وآزمایش وابتلائشان از همه سخت تر وشدیدتر بود وآنها صبر کردند. این جمله را  بار دیگر بخوان: «هر شخص به اندازه ی دینش آزمایش می شود» فکر کنم از حالا به بعد به قضای الهی راضی می شوی وصبر نیکورا در پیش می گیری.

 

حکمت آزمایش وابتلا چیست؟

 

برخی می پرسند: چرا خداوند ما را به مصیبت ها وسختی ها دچار می گرداند؟ حکمت آزمایش وابتلا چیست؟

قبل از دانستن حکمت از تومی خواهم که این سخنان را خوب بفهمی.

از نشانه های ایمان قوی وراسخ برخی از صحابه این بود که اگر حجاب وپرده از اسرار کنار می رفت هیچ تأثیری در یقینشان نداشت. آیا توبه دانستن حکمت آزمایشات وابتلاءات برای افزایش معرفت  وشناخت نیاز داری یا به مقصود رسیده ای!

عاقلان را اشاره ای کافیست!

 

اول: افزایش درجه ها

 

خداوند ما را آزمایش می کند تا درجات ما را بالا ببرد «پس اگر دینش قرص ومحکم بود آزمایش بیشتر می شود.»

تصور کنید هنگامی که در روز قیامت بدون سختی ها ومصیبت ها به دیدار خداوند برویم. دست خالی وفقیر خواهیم بود. نکند گمان کنید که حسنات وکردار نیکمان برای رفتن به بهشت کافی است!

بلکه مصیبت به سراغت می آید ویک هفته یا یک ماه بر توفشار می آورد، گاهی اوقات به یک سال یا دوسال هم می رسد، پس بدان که در بهشت از جایگاه بزرگی برخورداری وچنین بلاها ومصیبت هایی راه دست یابی ات به چنین درجاتی است

 

دوم: مشخص شدن درجه ها

 

یکی دیگر از حکمت های الهی در آزمایش وابتلا مشخص شدن درجه هاست. خداوند متعال می فرماید:

(أم حسبتم أن تدخلوا الجنة ولما یعلم الله الذین جاهدوا منکم  ویعلم الصابرین)، [آل عمران: 142]

«آیا پنداشته اید که شما (تنها با ادعای ایمان) به بهشت در خواهید آمد بدون آنکه خداوند کسانی از شما را مشخص سازد که به تلاش وپیکار برخواسته اند وبدون آنکه خدا صابران را(که رنج ها وسختی ها آنان را پاکیزه وآبدیده کرده است) متمایز گرداند.»

ونیز می فرماید:

(ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما أنتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطیب وما کان الله لیطلعکم علی الغیب)، [آل عمران: 179]

«(سنت) خدا بر این نبوده است که مؤمنان را به همان صورتی که شما هستید (مؤمن با منافق آمیزه ی یکدیگر شده است ومسلمانان از نامسلمانان جد ا نگشته است) به حال خود واگذارد. بلکه خداوند ( با محک سختی ها ودشواری ها وفراز ها ونشیب ها) ناپاک را از پاک جدا می سازد و(همچنین سنت) بر این نبوده است که شما را بر غیب مطلع سازد».

چه حکمتی! تا مردم را از هم جدا ساخته ونیکوکاران را از کسانی که از شرمندگی سر به زیر افکنده اند تشخیص دهد.

 

سوم: تا دچار کبر وغرور نشوی

 

 این یکی از حکمت های بزرگ است، تصور کن اگر همه چیز درست ومرتب باشد وزندگی ما آرام باشد چه اتفاقی برای انسان می افتد؟ توخودت را بهتر از هر انسان دیگری می شناسی!

در نهایت گرفتار کبر وغرور خواهی شد. اینطور نیست؟ پس زندگی آرام، به دور از دغدغه ها وکدورت ها، نعمت، سعادت ومنفعت است (این دقیقاً همان چیزی است که برای اهل باطل رخ می دهد)

اینجاست که احساس کبر، غرور، گردن کشی در مقابل خدا وعدم احتیاج به ذات مقدسش به انسان دست می دهد. به همین سبب خداوند ما را آزمایش می کند، پس ما به سوی وباز می گردیم ودر مقابلش اظهار ذلت وخواری می نمایم وابراز نیاز می کنیم، پس آزمایش وابتلا برای ما رحمت است.

 چه مفاهیم زیبایی! فقط قلب های نرم قادر به احساس آن هستند.

 

چهارم: تا مشتاق بهشت شوی

 

یکی دیگر از حکمت ها این است که تا تلخی دنیا را نچشی مشتاق بهشت نمی شوی! وقتی که دنیا را راحت ببینی چطور می شود مشتاق وشیفته ی بهشت شوی؟! البته معنایش این نیست که از دنیا بدت بیاید. «نه، بلکه تمام تلاشت را بکن وبساز وآباد نما.»

اما تومشتاق بهشت هستی. پس خداوند تلخی ومرارت این دنیا را به تومی چشاند تا لذت وشیرینی بهشت را آرزوکنی.

 

پنجم: تا خدا را از یاد نبری

 

یکی دیگر از حکمت ها این است که سختی ها وابتلاءات تورا به یاد خداوند که صاحب همه ی نعمت هاست می اندازد، پس مصیبت باعث تشکر از خدا در مقابل نعمت هایش می شود وباعث راضی شدن به قضا وقدرش می گردد.

به این ترتیب توهرگز ورا فراموش نمی کنی.

 

ششم: تا بدانی که خداوند قوی ونیرومند است.

 

از حکمت های خداوند در ابتلا وآزمایش، این است که خداوند با آزمایش قدرتش را به تونشان می دهد وصفت قدرت ورحمت الهی زمانی که تورا از سختی ومصیبت نجات می دهد، آشکار می گردد.

خداوند تورا به مصیبتی گرفتار می سازد، پس توبه وپناه می بری وودستت را گرفته ویاریت می دهد وتومی فهمی که وقادر است، قوی است ورحیم است.

 

هفتم: چون خداوند تورا دوست دارد

 

پیامبر اکرم e می فرماید:

«إن الله إذا أحب قوماً ابتلاهم».

«هرگاه خداوند قوم وملتی را دوست بدارد آنها را آزمایش می کند.»

از جمله حکمت های نهفته در ابتلاء  آن است که خداوند تورا ای بنده ی مؤمن، طاهر، ناب، باتقوا وگمنام دوست دارد.

واقعاً که ختام وپایانش مسک می باشد.

 

الگوهایی از صابران

 

صبر ایوب

 

پیامبر خدا ایوب ـ علیه السلام ـ 80 سال زندگی کرد ودر این مدت صاحب چهارده پسر ودختر شد. وکاملاً سالم بود وهمه ی مردم ورا دوست داشتند سپس خواست ومشیئت خدا بر این قرار می گیرد که بعد از این همه نعمت، همه ی فرزندانش بمیرند وبه بیماری سختی مبتلا گردد تا آنجا که توان حرکت نداشت وزمین گیر شد واعضای بدنش یکی پس از دیگری از بدنش جدا می گشت. مردم از وترسیدند واز وفرار کردند. ای خدا! این چه آزمایشی است، لا حول ولا قوة إلا بالله. جز همسر باوفا وصبورش کسی با ونماند (خواهرم از همسر حضرت ایوب یاد بگیر، زیرا زن هایی هستند که با تغییر موقعیت واوضاع همسرشان، تغییر می کنند وشوهرانشان را ترک کرده وصبر نمی کنند). این وضعیت 18 سال طول کشید. چطور ممکن است؟ چه کسی چنین وضعی را تحمل می کند؟ تا جایی که همسرش همه ی مال وثروتش را مصرف نمود ودیگر چیزی برای خوردن در خانه ی حضرت ایوب نماند؛ پس همسرش دست به کار شد ودر خانه ی مردم کار می کرد.

ببین، مجموعه ای از آزمایش ها وابتلاءات، همچنین همسر پیامبر خدا در خانه های مردم کار می کند تا لقمه ای غذا برای شوهر زمین گیرش بیاورد.

این اوضاع همچنان ادامه داشت تا اینکه همسرش گفت: آیا دعا نمی کنی تا خدا شفایت دهد، حضرت ایوب گفت: خداوند 80 سال نعمت هایش را به من ارزانی داشت، من هم 80 سال صبر می کنم وبعد از آن به درگاهش دعا می نماید! حضرت ایوب آن قدر صبر کرد تا همسرش مجبور شد گیسوان بافته شده اش را بفروشد! هنگامی که حضرت ایوب از موضوع مطلع شد به درگاه خدا دعا نمود.

آیا وگفت: خدایا من 18 سال صبر کردم؟ آیا گفت: چرا این همه مصیبت ای خدا؟ وگفت:

(أنی مسنی الضر وأنت أرحم الرحمین)، [الأنبیاء: 83]

«(عاجزانه گفت: پروردگارا!) بیماری به من روی آورده است وتومهربان ترین مهربانانی». 

وجواب خداوند این بود:

(ونجینه من الغم)، [الأنبیاء: 88]

«وما وی را از غم رها کردیم».

 (وءاتینه أهله ومثلهم معهم)، [الأنبیاء: 84].

«و(به جای) اولاد (واموالی که از دست داده بود) دوچندان بدودادیم».

در روایت ها آمده است که: وشفا یافت وصاحب 28 فرزند شد (ومثلهم معهم) وخداوند در مال وثروتش برکت بخشید وسلامتیش را به وبازگرداند.

سبحان الله! نمونه ی عجیبی در صبر. به همین خاطر بعد از هزاران سال خداوند مثال حضرت ایوب را در صبر بازگومی نماید. خداوند متعال می فرماید:

(إنا وجدناه صابراً نعم العبد إنه أواب)، [ص: 44].

«ما ایوب را صابر یافتیم. چه بنده ی خوبی بود! وبسیار توبه واستغفار سر می داد».

صبر وبردباری را از حضرت ایوب ـ علیه السلام ـ بیاموز. فکر نکن که هدف از این قصه لب به دندان گزیدن واحساس نظری وبدون عمل است.

حالا آیا بر مرگ عزیز از دست رفته صبر نمی کنی؟ آیا بر مصیبت صبر نمی نمایی؟ آیا در برابر مشکلی که برای ماشینت پیش آمده بردباری نمی ورزی؟ بر خود آسان بگیر چون این مصیب کجا ومصیبت های حضرت ایوب کجا؟

 

صبر توکجا وصبر حضرت یوسف کجا!

 

حال به این الگوتوجه کن وببین حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ به چه آزمایشات وابتلاءاتی دچار شده است، از دست دادن خانواده گرفته تا دوری از وطن وزندگی در دیار غربت به مدت 20 سال، کینه ی برادران وآزمایش افتادن در چاه وگرفتار شدن در دام بردگی، وپس از اینکه کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم بود، برده وخدمتکار شد. همچنین آزمایش زن فرعون و9 سال زندان ودر پایان آزمایش، مال وثروت وجایگاه اجتماعی.

هر یک از این ابتلاءات برای از بین بردن یک انسان کافی است، خصوصاً آزمایش چاه که قرآن این چنین آن را به تصویر می کشد: "ته چاه".

سپس آزمایش زن فرعون واینکه وچطور حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را به انجام فحشا فرا خواند.

با وجود این حضرت یوسف در برابر همه ی این ابتلاءات صبر کرد وخداوند نیز ورا نجات داد.

به چند بلا ومصیبت دچار گشته ای ومثل حضرت یوسف شکیبایی وبردباری نمودی؟!

 

کسی که خداوند ورا دوست بدارد من هم ورا دوست می دارم!

 

این هم الگویی دیگر، یکی از یاران پیامبر اکرم e (چون زمانی که تورا به صبر در برابر فتنه ها فرا خواندم همانگونه که حضرت یوسف صبر نمود، جوابت این بود که حضرت یوسف پیامبر بود ومن انسانی عادی بیش نیستم!).

این صحابی عمران بن حصین t است که به بیماری شدیدی که موجب زمین گیر شدنش شد، مبتلا گشت. سال های طولانی به همین منوال سپری شد، مرد م به عیادتش می آمدند وبه حالش گریه می کردند ووبه آنها نگاه می کرد واین جمله ی زیبا را می گفت: «آنچه را که خدا دوست بدارد من هم دوست می دارم.»

نظرت در باره ی این الگوچیست؟ می شنوم که می گویی: وصحابی بود ولی من یک انسان عادیم.

 

شیرینی ثواب، تلخی درد ها را از یادم برد!

 

داستان حضرت یوسف را خواندی وآزمایش های فراوانی که آن حضرت به آن دچار شده بود را دیدی وگفتی: وپیامبر است!

در باره ی عمران بن حصین t گفتی که وصحابی است!

معذرت می خواهم، مثل اینکه تأثیری در تونداشتند، پس این نمونه را ببین.

دست زنی قطع شد. (خدایا! تصور کن چه دردی دارد) هنگامی که دستش قطع شد خندید! به وگفتند: مگر درد نداری؟ گفت: شیرینی ثواب، تلخی درد را از من ربود.  

حالا چه می گویی؟ وفقط یک زن است!

 

این دیگر چه صبری است؟!

 

از جمله افرادی که آزموده شدند ام سلیم وشوهرش بودند، خداوند به آنها پسری بخشید، اما پسر به بیماری شدیدی مبتلا شد. این فرزند در قلب پدر ومادرش بسیار عزیز بود. شبانگاه پسر مرد ومادرش ـ این زن مؤمن صبور ـ نخواست که قلب شوهرش غمگین شود، پس این غم ورنج را به تنهایی تحمل کرد. وقتی شوهرش آمد پرسید: پسر در چه حالی است؟ همسرش جواب داد: آرام گرفته است (پدر گمان برد که پسرش خوابیده است در حالی که منظور همسرش این بود که مرده واز درد راحت شده است) شوهر گفت: الحمد لله.

زن برخواست وخود را به بهترین وجه آراست وشب را با هم سپری کردند، وقتی صبح شد زن گفت: اگر امانتی از همسایه ی ما نزدمان باشد آیا باید آن را برگردانیم؟ مرد جواب داد: بله، وگفت: واگر مدت زیادی از آن گذشته باشد، چه؟ گفت: در این صورت حتماً باید آن را بازگردانیم. زن گفت: پس به خاطر خدا صبر کن، چرا که وامانتش را پس گرفت.

این چه صبر واستقامتی است؟! آیا می توانی اینگونه صبر کنی؟ آیا می توانی چنین شکیبایی کنی ای خواهر؟

سعی کنید، خدا با شماست.

 

شروط صبر در برابر سختی ها ومصیبت ها

 

شرط اول: صبر باید در برخورد نخست باشد

 

این نخستین شرط صبر در برابر سختی هاست. به محض شنیدن خبر صبر می کنی، به محض گرفتار آمدن به مصیبت صبر را پیشه می سازی.

فبینما کان النبی e عند المقابر فإذا امرأة تبکی عند قبر وتنوح ... فقال لها النبی e:«یا أمة الله اتقی الله واصبری»، فقالت: إلیک عنی فإنک لم تصب بمصیبتی، ولم تعرفه. فقیل لها إنه النبی e فأتت باب النبی e فلم تجد عنده بوابین فقالت: لم أعرفک! فقال: «إنما الصبر عند الصدمة الأولی»[18]

هنگامی که پیامبر اکرم e در قبرستان بود، زنی را دید که در کنار قبری نشسته وگریه ونوحه سرایی می کند. پیامبر اکرم e به وگفت: «ای بنده ی خدا، از خدا بترس وصبر را پیشه ساز». آن زن پیامبر خدا e را نشناخت وگفت: رهایم کن، توکه به مصیبت من گرفتار نشده ای. سپس به وگفتند: آن شخص رسول خدا بود. پس به درخانه ی پیامبر آمد، هیچ دربانی آنجا نبود، به پیامبر گفت: من تورا نشناختم، پیامبر فرمود: «صبر باید در برخورد اول باشد.»

پس اگر می خواهید که ثواب کامل را به دست آورید، باید در اولین برخورد صبر کنید، هنگامی که از مصیبت مطلع شدید صبر کنید.

بدان که سختی ها بسان کوه ها بر قلب انسان سنگینی می کند، کلمه ی صبر کلمه ی آسان وراحتی نیست، ولی فراموش نکنید که:

(إنما یوفی الصبرون أجرهم بغیر حساب)، [الزمر: 10]

«قطعاً به صابران اجر وپاداششان به تمام وکمال وبدون حساب داده می شود».

 

 شرط دوم: این دعا را حفظ کنید!

 

شرط دوم از شروط صبر در برابر سختی ها وابتلاءات این است که در هنگام گرفتاری به بلا بگویی:

(إنا لله وإنا إلیه راجعون)، [البقرة: 156]

«ما از آن خداییم وبه سوی وباز می گردیم».

«اللهم أجرنی فی مصیبتی واخلفنی خیراً منها»[19].

«پروردگارا! پاداش مرا در مصیبتم بده وبهتر از آن را نصیبم بگردان.»

این دعا را حفظ کن وگمان مبر که این دعا را فقط در مصیبت مرگ می گویند بلکه در هر بلا  ومصیبت گفته می شود وبدان که خداوند متعال بهتر از آن را نصیبت خواهد نمود. باور نمی کنی؟! پس این قصه را بخوان.

 

دعایی که تأثیری جادویی دارد!

 

آیا همسر ام سلمه را می شناسی؟

وشهید بدری (که در غزوه ی بدر شرکت نموده) سرور ما ابوسلمه می باشد. ما می دانیم کسی که در غزوه ی بدر شرکت کرده است از شرف ومنزلتی بزرگ برخوردار است، چون خداوند آنان را بخشیده است چنانکه پیامبر اکرم e فرمود:

«لعل الله اطلع علی أهل بدر فقال: اعملوا ما شئتم فقد غفرت لکم»[20].

«خداوند بر اهل بدر آگاه است. پس فرمود: هر چقدر می خواهید (کار نیک) انجام دهید چرا که من شما را بخشیده ام.»

هنگامی که ابوسلمه شهید شد، ام سلمه این دعا را خواند:

(إنا لله وإنا إلیه راجعون)

«اللهم اجرنی فی مصیبتی واخلفنی خیراً منها».

سپس نشست وبه فکر فرورفت وبا خود گفت: چه کسی از ابوسلمه بهتراست. وصحابی است که در جنگ بدر شرکت نموده ودر آن شهید شده است. سپس پیامبر که از ابوسلمه بهتر است با وازدواج نمود.

می بینم که حالا تصمیم داری دعا را حفظ کنی. آن را حفظ کن ودر جای خودش تکرار کن تا اثر اعجاب انگیزش را ببینی.

ولی در اینجا دوشرط وجود دارد:

1-   صبر در برابر مصیب وسختی.

2-   یقین به اجابت دعا.

 

شرط سوم: صبر جمیل ونیکو

 

آخرین شرط صبر در برابر سختی ها آن است که بدون گله وشکایت باشد. آیا از خدا به بشر شکایت می کنی؟ آیا به قضا وقدر الهی راضی نمی شوی؟

ولی اگر به نیت آگاه سازی به شخص دیگری بگویی، مثل مرضی که با دکتر درمیان می گذاری. یا کسی که به مصیبت بزرگی دچار شده وبا دوستش مشورت می کند، در چنین حالتی ورا به نیتش واگذار می کنیم.

مبادا که از خدا شکایت کنی. مبادا که از قضا وقدر الهی بنالی ولی صبر کن؛ صبر نیکووجمیل وراضی باش.

 

تطبیق های عملی

 

یک مشکل واین هم درمانش است.

قسمت عمده ی خوشبختی واقعی زندگی زناشویی در خانه های ما از میان رفته است.

نصیحت ویژه ای به زن وشوهر ها، پیامبر اکرم e می فرماید:

«لا یفرک مؤمن مؤمنة إن کره منها خلقاً رضی منها آخر»[21].

 «هیچ مرد مؤمن با زن مؤمنی ـ یعنی همسرش ـ متارکه نکند، اگر یکی از خصلت های اخلاقیش را نپسندید، خلق دیگری را در ومی پسندد.»

واقعاً این مفهوم زیبایی است، چون تمام صفات اخلاقی همسرش که بد نیست.

بعضی بد وبرخی دیگر خوب است، پس مبادا به خاطر پاره ای رفتارهایی که دوست نداری از وبدت بیاید.

در حال حاضر این مسأله در جامعه منتشر شده است. تعدادی از شوهرها می گویند: می خواهم همسرم را رها کرده ودوباره ازدواج کنم، یا نمی توانم با همسرم زندگی کنم. اگر بپرسی چرا مگر وچه اشتباهی را مرتکب شده است؟ می گوید: هیچیی! ولی من ورا نمی خواهم، می خواهم با زن دیگری ازدواج کنم، برخی از رفتارهای ومرا آزار می دهد. آن دسته از جوانانی که ازدواج نکرده اند، این مسأله را احساس نمی کنند ولی این مسأله واقعاً وجود دارد ومن به این شوهر وامثال ومی گویم:

(فعسی أن تکرهوا شیئاً ویجعل الله فیه خیراً کثیراً)، [النساء: 19].

«چه بسا از چیزی بدتان بیاید وخداوند در آن خیر وخوبی فراوانی قرار بدهد.»

نصیحتی به شوهرها: بر همسرانتان صبر کنید، در آنها به آنچه خوشتان می آید توجه کنید وآن را مد نظر قرار داده وآن را رشد دهید وهمسرانتان را در ترک آنچه به آن علاقه ندارید یاری دهید وبدانید که همه ی ما بشریم، نه فرشته وبدانید که از خوبی های انسان آن است که عیب ونقص هایش گفته شود.

 

آیا در هنگام بلا ومصیبت صبر می کنی ودر وقت نعمت صبر نمی نمایی؟!

 

یکی دیگر از تطبیق های عملی اینکه افراد زیادی را می بینی که در مقابل سختی ها ومصیبت ها صبور وشکیبا هستند ولی زمانی که خداوند درهای دنیا را به روی آنها می گشاید صبر نمی کنند. یکی از یاران گرامی پیامبر اکرم e می گوید:

«ما به همراه پیامبر اکرم به سختی ها ومشکلات مبتلا شدیم وصبر نمودیم سپس به آسایش ورفاهیت مبتلا گشتیم ولی صبر نکردیم.»

سبحان الله! جوانی را می بینی که در زندگیش انسانی صبور وبردباری است ولی وقتی خداوند درهای دنیا را به رویش می گشاید... صاحب تلفن همراه می شود نافرمانی خدا را می کند! صاحب ماشین می شود بیشتر نافرمانی می کند! ای جوانان! آیا دقیقا این اتفاق نمی افتد؟ وقتی شرایط سختی داشتی تا اندازه ای صبر می کردی وعصیان ونافرمانی نمی نمودی، آیا نمی توانی در هنگام نعمت صبر کنی واز اوامر الهی سرپیچی ننمایی؟! آزمایش حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ هنگامی که وزیر بود خیلی سخت تر از زمانی بود که در زندان به سر می برد.

حواست را جمع کن! فتنه وآزمایش آسایش ورفاهیت پوشیده ونامحسوس است. تواحساس نمی کنی که این آزمایش نیازمند صبر است؛ اما فتنه وآزمایش سختی ومصیبت کاملا روشن وآشکار است.

به پایان اولین نوع از انواع صبر رسیدیم.

 

نوع دوم: صبر بر عدم ارتکاب گناهان

 

تویوسف این رؤیاها هستی

 

در این نوع به ویژه برای جوانان صحبت می کنیم. پس خواهش می کنم این سخنان را از من بپذیرید.

من برای صبر در برابر  معصیت ها وگناهان مثالی می زنم. خطرناک ترین مشکلی که جوانان با آن مواجه هستند، ارتباط میان دوجنس است، بلکه چیزی فراتر از واژه ی ارتباط!

دقیقاً همین مسأله برای حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ با زن عزیز اتفاق افتاد.

یوسف جوان، سالم وزیبا روی بود، بلکه نیم زیبایی به وداده شده بود. وبرده بود وبرده جرأتش از یک انسان آزاد بیشتر است، چون مثل یک شخص آزاد محاسبه نمی شود، وغریب وناشناس بود وکسی ورا نمی شناخت واین کارها را برایش آسان می ساخت.

پس حضرت یوسف جوان، قوی، بسیار زیبا، برده وغریبه بود.

حال طرف دیگر را ببین: زن عزیز، زنی زیبا، با نفوذ وارباب یوسف. ویوسف را می خواست ودنبالش بود. ودرها را بست (تا کسی آن دورا نبیند) ووبود که حضرت یوسف را به فحشا فرا خواند، بله؛ نه تنها این بلکه در صورت عدم اجرای فرمانش ورا تهدید به زندان نمود.

آیا تا به حال چنین وضعیتی برای یکی از شما جوانان رخ داده است، آیا آزمایشی بالاتر وشدیدتر از این وجود دارد؟!

داستان به اینجا ختم نمی شود، همه ی زنان شهر یوسف را می طلبند وورا به فحشا فرا می خوانند!

می ترسم که قلبت به طرف این سخنان متمایل شود، به یاد داشته باش که «اعمال به نیت ها بستگی دارد.»

این رؤیاهای حضرت یوسف نبود!

در مقابل جواب حضرت یوسف را ببین. وگفت:

(معاذ الله إنه ربی أحسن مثوای)، [یوسف: 23]

«پناه بر خدا! وکه پروردگار من است، مرا گرامی داشته است».

آیا توهم می توانی اینگونه باشی؟ یا الله! از همین الان شروع کن، نه مکالمات تلفنی، نه ملاقات، نه لبخند، ونه ... به خدا قسم که قصه ی حضرت یوسف هیچ عذر وبهانه ای برای هیچ جوانی نگذاشته است.

می شنوم که می گویی: تودانشگاه را ندیده ای، به همین خاطر این حرف ها را می زنی.

من می گویم: توقصر عزیز مصر را ندیده ای!

می گویی: توکانال های ماهواره ای را که برنامه های اباحی گری وبی دینی پخش می کنند، ندیده ای.

من می گویم: توزن زیبارووخوش اندامی که درها را بسته وهمه چیز را مهیا وآماده ساخته است وجوانی را به ارتکاب فحشا فرا می خواند ندیده ای که در صورت عدم انجام این کار ورا تهدید به زندان می نماید.

احساس می کنم که آلان فهمیدی که دلائلت در برابر شرایطی که برای حضرت یوسف چیده شده بود، بسیار ضعیف می باشد.

حال به این آیه توجه کن:

(ولقد راودته عن نفسه فاستعصم)، [یوسف: 32]

«من ورا به خویشتن خوانده ام ولی وخویشتن داری وپاکدامنی کرده است.»

کلمه ی «فاستعصم» (خوداری کرد) را همیشه جلوی چشمانت داشته باش وبه تأثیر آن بر قلبت توجه کن، آیا پیش آمده که روزی این کلمه را به خود بگویی؟! از الان آن را شعارت قرار بده وهنگامی که در خود احساس ضعف نمودی این شعار را در قلبت به اهتزاز در بیاور «پس خودداری کرد».

ای جوانان، از ارتکاب گناه ومعصیت خودداری کنید، صبر کنید تا ازدواج کنید، به خدا قسم که حضرت یوسف هیچ عذر وبهانه ای را برا ی شما نگذاشته است.

تصور کن، وقتی که به خودت می گویی: ای خدا، زمان ما خیلی مشکل شده است. حال به خودت بگو: آیا شرایط زمان حضرت یوسف ساده وآسان بود.

ای کسی که نمی توانی دست از دوستی با دختران برداری، ای کسی که نمی توانی تماس های تلفنی را کنار بگذاری، به حضرت یوسف نگاه کنید. به خدا قسم کسی که الان تصمیم بگیرد وبر اجتناب وپرهیز از گناهان صبر نماید واز خدا کمک بگیرد، حتماً خداوند ورا موفق می گرداند وبهشت در روز قیامت گواری وجودش باد.

(زین للناس حب الشهوات من النساء والبنین والقناطیر المقنطرة من الذهب والفضة والخیل المسومة والأنعام والحرث ذلک متاع الحیاة الدنیا والله عنده حسن المئاب * قل أؤنبئکم بخیر من ذلکم للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الأنهار)، [آل عمران: 15-14]

«برای انسان محبت شهوات جلوه داده شده است از قبیل: عشق به زنان وفرزندان وثروت هنگفت وآلاف والوف طلا ونقره واسب های نشاندار (ومرکب های ممتاز) وچهار پایان (همچون: شتر وگووبز وگوسفند) وکشت وزرع. اینها کالای دنیای پست است وسرانجام نیک (تلاشگران در راه حق) در پیشگاه خداست * بگو: آیا شما را از چیزهایی که از این بهتر است با خبر سازم؟ برای کسانی که پرهیزگاری پیشه سازند در نزد پروردگارشان باغ هایی است که نهرها از پای (درختان) آنها می گذرد.»

 

یا الله! چطور اتفاق افتاد؟!

 

همانطور که ملاحظه کردی قصه ی حضرت یوسف بزرگترین مثال برای صبر در برابر گناهان است.

قابل توجه برادر سیگاری، حالا این داستان واقعی را بشنو. داستان حقیقی مردی که 40 سال سیگار می کشید، وبعد از اینکه درس دعا را شنید تصمیم گرفت دخانیات را ترک کند وبه درگاه خدا دعا کرد تا ورا از دست سیگار خلاص کند وواقعاً این کار را کرد. سبحان الله!

توگویی که صبر بر اجتناب از گناهان باعث می شود معجزه کنی یا کارهایی که برایت مثل معجزه است (زیرا برخی گمان نمی کنند که بتوان سیگار را ترک کرد) ولی این کار عملی است. بعد از 40 سال مصرف سیگار می توان ترک کرد وصبر کرد.

از جمله مواردی که تورا در صبر بر عدم ارتکاب گناهان یاری می رساند، دوری از دوستان ناباب است.

اعتمادت را به خدا واینکه تورا در صبرت یاری خواهد نمود، بی نهایت افزایش بده.

 

بیشتر گناهان زن ها از اینجا شروع می شود!

 

اغلب گناهان ومعصیت های زن ها از نگاه کردن به زندگی دیگران آغاز می شود.

ودوست دارد مثل فلان خانم باشد وصبر نمی کند ودست از چشم وهم چشمی با زندگی ودنیای دیگران بر نمی دارد.

تا آنجا که راضی است شوهرش هر طور شده برایش پول بیاورد!

(ولا تمدن عینیک إلی ما متعنا به أزواجاً منهم زهرة الحیاة الدنیا لنفتنهم فیه)، [طه: 131].

«چشم خود را مدوز به نعمت های مادیی که به گروه هایی از کافران دادیم. این نعمت های مادّی که زینت زندگی دنیا است، به آنان داده ایم تا آنها را بدان بیازماییم.»

ولی زنان مؤمنی هم هستند که به آنچه خداوند به آنان عطا نموده قناعت می کنند ، من تورا از آن دسته به حساب می آورم.

 

قصه ی حضرت یوسف برایت کافی نیست؟! 

 

برای صبر وخودداری از انجام گناه، به داستان حضرت یوسف اکتفا کرده ام وگمان کنم به قلب همه ی پسران ودختران جوان رسیده باشد.

تورا به خدا داستان حضرت یوسف را همیشه مد نظرت قرار بده وسوره ی یوسف وآیات آن را تلاوت کن تا آنجا که می گوید:

(رب السجن أحب إلی مما یدعوننی إلیه)، [یوسف: 33].

« پروردگارا! زندان برای من خوشایند تر از آن چیزی است که مرا بدان فرا می خوانند».

به من بگو: وقتی این آیه را می خوانی، چه احساسی داری؟ آیا احساس می کنی که می خواهی معصیت وگناه کنی یا اینکه حتی دلت نمی خواهد کلمه ی گناه را بشنوی؟

قصه ی حضرت یوسف احساس نیروبه تومی دهد، احساس اینکه نفس از زندان شیطان آزاد شده است به همین سبب هر انسان غمزده، اندوهگین یا شهوت رانی با خواندن این سوره به آرامش واطمینان دست می یابد وآن شهوت از ودور می شود.

زود با ش! با این نیت سوره ی یوسف را بخوان وبا چنین مفاهیمی زندگی کن واز صابران باش.

 

نوع سوم: صبر بر انجام طاعات

 

قصه ای که فقط یک بار اتفاق افتاد وهرگز دوباره اتفاق نخواهد افتاد

 

این قصه ی حضرت ابراهیم وپسرش اسماعیل است. زمانی که در خواب دید فرزندش را ذبح می کند که البته نمونه ی بی نظیر صبر بر طاعت وعبادت می باشد.

تصور کن، آنقدر طاعت وفرمانبری در یک پدر به اوج خود می رسد که با خنجری فرزندش را قربانی می کند.

یعنی چه؟! «توحتی نمی توانی نمازت را سر وقت ادا کنی» و«نمی توانی نماز شب بخوانی» من به تومی گویم: ابراهیم از فرمان پروردگارش اطاعت کرده وفرزندش را ذبح می کند، آیا تواز خودت شرم نمی کنی؟!

عجیب تر اینکه فرزند نیز از پدر فرمانبرداری می نماید:

(قال یا أبت افعل ما تؤمر ستجدنی إن شاء الله من الصابرین)، [الصافات: 102].

«گفت: ای پدر! کاری را که به تودستور داده می شود بکن. به خواست خدا مرا صابر وشکیبا خواهی یافت.»

حضرت ابراهیم نیز واقعاً این کار را کرد:

(فلما أسلما وتله للجبین)، [الصافات: 103].

«هنگامی هر دوتسلیم (فرمان خدا) شدند ورخساره ی ورا بر خاک نهاد.»

هدف اصلی قربانی نبود، مهم اثبات اطاعت از خدا وصبر بر اطاعت وفرمانبری ازاوست.

برادر گرامیم، تودر ادای نماز سنت اختیاری تنبلی می کنی، در حالی که حضرت ابراهیم کاردی را برداشت تا جگر گوشه اش را قربانی کند، حال آیا باز هم از فرامین الهی سرباز زده وبر اطاعت از وصبر نمی ورزی؟

از این به بعد آیا بر اطاعت از خدا مداومت می ورزی ونماز وتر را ادا می نمایی؟

 

صبر چه نقشی در اینجا دارد؟!

 

حال این حدیث مشهور را بخوان:

«سبعة یظلهم الله فی ظله یوم لا ظل إلا ظله».

«هفت گروهند که خداوند آنها را در روزی که سایه ای به جز سایه ی ونیست، در زیر سایه اش قرار می دهد.»

آن هفت گروه صابرانند:

«حاکم عادل» ومی توانست سرکشی کند وظلم وستم را پیشه سازد ولی صبر کرد ونفسش را از طغیان بازداشت وبر عدالت ودرستی صبر نمود.

«جوانی که در اطاعت وفرمانبری از خدا بزرگ شده است» از همان کوچکی در راه راست بوده است. بر انجام طاعات وعبادات (ذکر، استغفار وتلاوت قرآن) صبر ومداومت ورزیده است.

«مردی که مخفیانه صدقه می دهد به طوری که دست چپش نمی داند که دست راستش چه چیز انفاق کرده است» ببین صبر بر انجام طاعات چگونه است. اختفاء را ترجیح می دهد تا طاعتش مقبول واقع شود.

«دونفر که به خاطر خدا  یکدیگر را دوست می دارند» آنها همدیگر را تحمل کردند ودر دوستی شکیبایند.

«مردی که در خلوت خدا را یاد نمود وچشمانش اشک بار گشت»  صبر در اینجا چه نقشی دارد؟ وروز بعد در همه جا جار نزد ونگفت: لحظه ی جالبی بود! ای کاش شما هم مثل من اشک می ریختید! بلکه وصبر کرد واین کارش را مخفی نگاه داشت تا ثواب آن در روز قیامت برایش نوشته شود.

«مردی که قلبش به مساجد بسته است» بر انجام فرائض صبر کرده وآنها را ادا می نماید0

«مردی که زن بانفوذ وزیبایی ورا به ارتکاب فحشا فرا خواند ووبگوید: من از خدا می ترسم.» وبر طاعت از خداوند صبر می کند واز فرمانش سرپیچی نمی نماید.

می بینم که می گویی: همه ی طاعات وعبادات به صبر وبردباری نیازمند است.

 

همواره با مؤمنان خواهم بود

 

از نمونه های صبر برطاعات آن است که همیشه همراه مؤمنان باشی واز دوستان ناباب دوری گزینی.

خداوند متعال می فرماید:

(واصبر نفسک مع االذین یدعون ربهم بالغداوة والعشی یریدون وجهه ولا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا)، [الکهف: 28].

«با کسانی باش که صبحگاهان وشامگاهان خدای خود را می پرستند وبه فریاد می خوانند، (وتنها رضای) ذات ورا می طلبند، وچشمانت از ایشان برای جستن زینت حیات دنیوی برنگردد.»

همنشینی با مؤمنین را اختیار کنید، آیا متوجه موضوع نشدی؟

(واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم)

 

«وپایداری کن بر آن»

 

از نمونه های دیگر صبر بر طاعات ـ برای متأهلان ـ فراخواندن همسر وفرزندان یا دعوت پدر ومادر، خواهر وبرادر و... به صبر بر ادای نماز وخصوصاً نماز شب می باشد.

خداوند متعال می فرماید:

(وامر أهلک بالصلوة واصطبر علیها)، [طه: 132].

«خانواده ات را به نماز گذاردن فرمان بده وخود نیز بر اقامه ی آن صابر وماندگار باش.»

می بینم که به فکر فرورفتی. با خود می گویی از کجا وچطور شروع کنم؟ آرام باش، موضوع را آسان بگیر وآن را سخت ودشوار مپندار. مبادا بر آنها سخت بگیری، نرم ترین ولطیف ترین وزیبا ترین روش ها را با آنها امتحان کن.

«اللهم لا سهل إلا ما جعلته سهلاً»[22]

«خدایا هیچ آسانی نیست مگر آنچه توآن را آسان گردانیده ای.»

 

دستور عملی تجربه شده با ضمانت 100% !

 

حضرت عمر t هر شب، پس از نیمه شب، بیدار می شد ونماز می خواند واندکی قبل از فجر همسر وفرزندانش را بیدار می کرد به آنها می گفت:

(وامر أهلک بالصلوة واصطبر علیها)، [طه: 132].

«خانواده ات را به نماز گذاردن فرمان بده وخود نیز بر اقامه ی آن صابر وماندگار باش.»

هر روز آنها را بیدار می کرد واین آیه را برایشان می خواند.

خداوندا! یاد بگیرید:

(واصطبر علیها)

زود باش، سعی کن عملاً این کار را بکنی! با پدر ومادر یا همسر وفرزندانت قرار بگذار تا اندکی قبل از فجر بیدار شوید ودورکعت نماز بخوانید، سپس نماز صبح را ادا کنید وسپس خوشبختی وسعادتی را که روز بعد خانه را در بر گرفته است ملاحظه کن، در نهایت راحتی، آرامش خاطر، وقار، اطمینان وعشق.

یا الهی! چه خانه های زیادی که فقط دوروز در سال عید دارند وچه خانه هایی که بیشتر روزهای سال برای آنها بسان عید است!

 

حتی اگر کسی تورا یاری ندهد!

 

صبر بر طاعات معنی دیگر هم دارد. آن نصیحت وپندی از جانب من به توست. در انجام طاعات صبر ومداومت بورز حتی اگر کسی تورا یاری نداد، حتی اگر کسی دستت را نگرفت، حتی اگر جلسه ی درسی برای حضور وجود نداشت.

بگذار عشق به خدا قلبت را فتح کند، بگذار عشق به اسلام بر قلبت چیره گردد، بگذار حب مقدسات مسلمانان قلبت را در بر گیرد.

آن وقت به خواست خدا صبر خواهی کرد، حتی اگر هیچ یاری دهنده ای نیافتی.

مبادا مثل جوانی باشی که صبر را شروع کرده ووقتی که دید کسی ورا یاری نمی دهد مرتکب گناه شده وصبر نکرد! با تمام نیرواین نصیحت را از من بپذیر وصراحتاً آن را اعلام کن.

اگر در دنیا کسی نباشد که از خدا فرمانبرداری کند، تواز واطاعت وفرمانبرداری کن، چون توورا دوست داری. واگر همه ی مردم دنیا را اختیار کردند توخدا را اختیار کن.

این آیه را بخوان:

(رب السماوات والأرض وما بینهما فاعبده واصطبر لعبادته)، [مریم: 65].

«پروردگار آسمان ها وزمین وآنچه در میان این دواست. پس تنها ورا پرستش کن، وبر عبادت وصابر وشکیبا باش.»

آیا خدا مستحق نیست که ورا بپرستی وبر عبادتش پایداری ورزی حتی اگر یار ویاوری نداشتی؟!

 

بزرگترین درجات صبر بر طاعات

 

والاترین وبزرگترین درجه های صبر بر طاعات آن است که بر آنچه در را ه خدا به تورسیده است صبر نمایی. البته این جایگاه ومقام پیامبران است، پیامبر اکرم e هنگامی که از کنار خانواده ی یاسر که در حال شکنجه بودند می گذشت، فرمود:

«صبراً یا آل یاسر إن موعدکم الجنة»[23].

«صبر کنید ای آل یاسر، چرا که جایگاه شما بهشت است».

آنها با وجود آزار واذیت وشکنجه، صبر واستقامت کردند وحضرت سمیه اولین زن شهید اسلام است که ورا به شدت شکنجه کردند، سپس ابوجهل با نیزه به شرمگاهش زد.

به راستی که صبر وبردباری در راه خدا پاداشی جز بهشت ندارد. واقعاً که صبر بزرگی است.

(یابنی أقم الصلاة وامر بالمعروف وانه عن المنکر واصبر علی ما أصابک) ،[لقمان: 17].

«ای پسر عزیزم! نماز را برپای دار وبه کار نیک دستور بده واز کار بد نهی کن، ودر برابر مصائبی که به تومی رسد صبور وشکیبا باش.»

(والعصر * إن الإنسان لفی خسر * إلا الذین آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر *)، [العصر: 1-3].

«سوگند به زمان * به راستی که انسان ها همه در زیانند * مگر کسانی که ایمان می آورند، وکارهای شایسته وبایسته می کنند، وهمدیگر را به تمسک به حق سفارش می کنند، ویکدیگر را به صبر وشکیبایی توصیه می نمایند.»

 

قصه ای که قلب را به گریه انداخت!

 

یکی از بزرگترین الگوهای صبر واستقامت بر اطاعت وفرمانبرداری از خدا ودر راه خدا، آرایشگر دختر فرعون است. روزی موهای دختر فرعون را شانه می زد ومشغول آرایشش بود که شانه از دستش افتاد. وگفت: بسم الله (فراموش کرد، چون ایمانش را مخفی نگه داشته بود، ولی مؤمن اینگونه است؛ اخلاقمان ما را لومی دهد) در این هنگام دختر فرعون گفت: پدرم خدا است؟ آرایشگر گفت: پروردگار من وتووپدرت الله است. دختر گفت: آیا توخدای دیگر ی غیر از پدرم داری؟ وگفت: پروردگار من وتووپدرت الله است. دختر گفت: به پدرم می گویم واین کار را هم کرد. فرعون به وگفت: آیا توخدای دیگری غیر از من داری؟ زن آرایشگر گفت: پروردگار من وتوخداست. فرعون گفت: آیا این زن فرزندی دارد؟ گفتند:چهار فرزند که یکی از آنها شیر خوار است. فرعون گفت: آنها را بیاورید وگومسینی نیز بیاورید وآتش را در آن روشن کنید تا ذوب شود.

سعی کن تصور کنی که چه اتفاقی خواهد افتاد، خودت را به جای آرایشگر قرار بده.

فرعون پسر بزرگش را گرفت واز زن پرسید: آیا خدایی جز من داری؟ وگفت: پروردگار من وتوالله است. آنها پسر را جلوچشمان مادرش در آتش انداختند. پسر شروع به جیغ وداد کرد تا اینکه زغال شد واز بین رفت. پسر دوم وسومش را نیز گرفتند وزن پاسخی جز اینکه پروردگار من وتوالله است، نداشت. آن دورا نیز به کام آتش انداختند. این صحنه جلوچشمان مادر اتفاق می افتد. نوبت فرزند شیر خوار رسید، اینجا قلب مادر برای فرزند شیر خوارش سوخت. ورا محکم گرفت. در این هنگام کودک شیر خوار به صدا در آمد وگفت: صبور وبردبار باش مادر، چون توبر حق هستی. پس بچه ومادرش را در آتش انداختند.

می بینم که از این قصه متأثر شدید وقلبتان به شدت به درد آمد. اشک هایتان را خشک کنید. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ می فرماید:

«بینما أنا أعرج فی السماء شممت رائحة طیبة ما سمعت مثلها من قبل، فقلت: یا جبرئیل! ما هذه الرائحة؟ قال: هذه رائحة ماشطة بنت فرعون وأولادها الأربعة » [24].

«وقتی به آسمان بالا می رفتنم بوی خوشی به مشامم رسید که تا به حال چنین بویی به مشامم نخورده بود. گفتم: ای جبرئیل! این بوچیست؟ گفت: این بوی آرایشگر دختر فرعون وچهار فرزندش است.»

خدایا! در غم وشادی اشک از چشمان سرازیر می شود!

(إنما یوفی الصابرون أجرهم بغیر حساب)، [الزمر: 10].

«قطعاً به صابران اجر وپاداششان به تمام وکمال وبدون حساب داده می شود».

آری، یکی از بزرگترین انواع صبر، صبر واستقامت در راه خدا وبرای دین خداست. در اینجا بخش دوم نیز به پایان رسید وگمان می کنم که صخره اندکی کنار رفت. فقط مقدار اندکی باقی است که قسمت آخر است.

بعد از آن ان شاء الله ...

اینک کاملاً مفهوم صبر را دریافته ای، تنها چیزی که مانده است تطبیق عملی آن است.

 

چه کسی همه ی انواع صبر را داراست؟!

 

می خواهیم بدانیم چه کسی توانسته است همه ی انواع صبر را یکجا در خود جمع کند.

کیست که در برابر ابتلاءات وآزمایش ها، بر اجتناب از گناهان وبر ادای طاعات وعبادات صبر نموده است؟ وپیامبر محبوب ما حضرت محمد e است. وتمام ابتلاءات ومصیبت هایی را که تصورش را بکنی تحمل نموده است، ویتیم بوده، چوپانی کرده وتنها کسی است که بیشتر از همه در دنیا در راه خدا به انواع واقسام ابتلاءات وآزمایش ها مبتلا شده است. سپس شب وروز به سوی حق ویکتا پرستی دعوت می داد تا آنجا که حضرت خدیجه به وگفت: آیا اندکی نمی خوابی؟ ودر جوابش فرمود:

«مضی عهد النوم یا خدیجة».

«وقت خواب دیگر سپری شده است ای خدیجه.»

هفت فرزندش  وفات کردند که آخرین آنها ابراهیم بود وورا بسیار دوست می داشت، حتی از فرط خوشحالی به خانه های یارانش می رفت ومی گفت: «پسرم ابراهیم را دیده اید.»

تصور کن، امروزه اگر مرد یا زنی یک فرزندش را از دست بدهند تمام عمرشان را در فراقش به سر می برند.

دودخترش رقیه وام گلثوم طلاق داده می شوند. آنها در عقد عتبه وعتیبه دوپسر ابولهب بودند، فقط نامزد بودند وابولهب بعد از آنکه پیامبر مبعوث شد به پسرانش فرمان داد تا آنها را طلاق بدهند وسپس همسر محبوبش یعنی خدیجه وفات می کند، خدایا این همه بلایا! دیگر چه؟

پیامبر اکرم e در مورد ناموس وشرفش مورد آزمایش قرار می گیرد. ببین این آزمایش چقدر سنگین است، گفته می شود همسرش زنا کرده است، ما دائماً این جمله را می شنویم که «هیچ دودی بدون آتش نیست» اما حادثه ی افک «دودی بدون آتش بود» .

از طرف دیگر پیامبر مورد آزار واذیت وضرب وشتم قرار می گیرد ووقتی آن حضرت سجده می کند شکمبه ی شتر مرده ای روی سرش می اندازند، به طوری که نمی تواند سرش را بلند کند ودر روز طائف با سنگ ورا می زنند وبه وناسزا می گویند. پیامبر اکرم e می فرماید:

«لقد أخفت فی الله وما یخاف أحد ولقد أوذیت فی الله وما یؤذی أحد ولقد أتت علی ثلاثون من بین یوم ولیلة وما لی ولبلال طعام یأکله ذوکبد إلا شیئ یواریه إبط بلال»[25].

«در راه خدا ترسانیده شدم در حالی که هیچ کسی ترسانیده نمی شد ودر راه خدا مورد آزار واذیت قرار گرفتم در حالی که هیچ کس مورد اذیت قرار نمی گرفت وسی شب وروز بر من وبلال بدون غذایی که یک جاندار زنده می خورد، سپری شد مگر آنچه بلال در زیر بغل خود پنهان می کرد.»

واز شدت گرسنگی دوسنگ به شکم می بست، ماه ها سپری می شد بدون اینکه آتشی در خانه اش روشن شود، از شدت مریضی  در اواخر عمرش نشسته نماز می خواند وبه اندازه ی دونفر بیمار می شد وتب می کرد. حضرت عائشه می گوید: هیچ کس را ندیده ام که به اندازه ی رسول خدا e در بیماری درد بکشد.

با این وجود چنین می فرمود:

«لا أحصی ثناء علیک أنت کما أثنیت علی نفسک»[26].

«من ستایش بی شمار بر تومی فرستم، چنان که توخودت را ستایش کرده ای.»

وآن به خاطر انس بیش از اندازه با خدای عز وجل بود که ورا از تمام دنیا بی نیاز می ساخت.

به راستی که:

(لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة)، [الأحزاب: 21].

«سر مشق والگوی زیبایی در پیغمبر خدا برای شما است.»

 

مؤمن آیینه ی برادرش است

 

مادامی که مؤمن آیینه ی برادرش است پس چاره ای نیست جز صراحت گویی. مبادا خشمگین شوی.

ای سست اراده! ای کسی که نمی توانی سیگار کشیدن را ترک کنی! ای کسی که نمی توانی دست از گناه بکشی وصبر کنی! ای کسی که بر انجام طاعات صبر نمی ورزی!

از پیامبران خدا درس بگیر، به راه اسلام توجه کن.

نوح در این راه نوحه کرد، ابراهیم در آتش انداخته شد، یحیی سر بریده شد، ذکریا با ارّه به دونیم گشت وحضرت محمد ـ علیه وعلی جمیع الأنبیاء افضل الصلاة وأتم التسلیم ـ مورد آزار واذیت قرار گرفت.

با وجود این توبه دنبال لهوولعب هستی ومی گویی نمی توانم حجاب وروسری بپوشم چون کم صبرم!

آیا از آنچه گفته شد بهره واستفاده ای نبردی؟

 

چه زیباست این دعا!      

 

خداوند متعال می فرماید:

(ربنا أفرغ علینا صبراً)،[البقرة:250].

«پروردگارا! صبر وشکیبایی بر ما فروریز.»

چقدر زیباست این دعای قرآنی، یک بار دیگر آن را بخوان ومعنای کلمه ی «أفرغ» را احساس کن. خدایا ما را آکنده از صبر بگردان، کاری کن که صبر تمام وجودمان را در بر گیرد وبپوشاند. حالا معتاد به مواد مخدر می تواند توبه کند وتا ابد از مواد مخدر دوری گزیند چرا که صبر، وی  را یاری خواهد داد، دقیقاً مثل مردی که 40 سال سیگار می کشید. ودست از سیگار برداشت وصبر کرد وخدا یاورش بود. توحتی بدون یاری کسی باید توانایی ذاتی برای صبر داشته باشی.

توانایی ذاتی ای که به خاطر والاترین هدفت، یعنی بهشت تورا به انجام هر کاری وا دارد. همین برای یاری تودر صبر کافی است واگر بر صبر کردن یاری می خواهی بدان که دنیا کوتاه است. اولش با گریه شروع می شود، وسطش رنج وآخرش فنا ونیستی است.

همان طور که می دانیم غایت وهدف والا جز با ابزار ووسایل والا به دست نمی آید، پس اگر عالی ترین هدف ما بهشت است، پس والاترین ابزار ما صبر است.

 

ای دنیا! کسی دیگر را گول بزن

 

حضرت علی t می گفت:

«ای دنیا کسی دیگر را فریب بده، چون من تورا سه طلاقه کرده ام، آه وآه از قلت وکمبودی توشه ودوری راه.»

آیا دوست نداری که فقط یک بار در عمرت این جمله را تکرار کنی وبه دوری راه وقلت توشه بیاندیشی.

پیامبر اکرم e می فرماید:

«ما لی وللدنیا وما أنا فی الدنیا ألا راکب استظل تحت شجرة ثم راح وترکها»[27].

«مرا چه به دنیا، چون من در دنیا بسان یک سواره ای هستم که در زیر سایه ی درختی به استراحت پرداخت، سپس رفت وآن را رها کرد.»

 

چه چیزی تورا در صبر یاری می دهد؟!

 

این ها مواردی هستند که تورا در صبر یاری می دهند:

1-   کوتاهی دنیا

2-   شناخت این که تواز خدایی وبه سوی وبر می گردی، واین مفهوم را همیشه در ذهنت قرار بده.

3-   بدان که ثواب وپاداش صبر جز بهشت نیست.

4-   به گشایش وفرج، بسیار یقین داشته باش.

این موارد را فقط روخوانی نکن، ولی هر یک را پس از دیگری بخوان وبا آنچه از موضوع صبر فهمیده ای مقایسه کن. آن وقت به چیزهای عجیبی پی خواهی برد.

حفظ می کنیم واز یاد می بریم!

خداوند عز وجل می فرماید:

(فإن مع العسر یسرا)، [الشرح: 5].

«چرا که همراه با هر سختی ودشواری، آسایش وآسودگی است.»

تا به حال فکر کرده ای که چرا خداوند نگفت: پس به راستی که بعد از سختی آسانی است؟!

سبحان الله! اگر سختی ومشقت پرنده ای باشد که به سوی لانه اش پر بکشد، آسانی وراحتی نیز در پی آن خواهد بود.

سختی ومشقت هرگز به تنهایی نمی آید، وچسبیده ووابسته به آسانی وسهولت است.

می گویی: من از مدت ها قبل به سختی ومصیبت دچار شده ام ولی هیچ آسانی نمی بینم. سهولت وآسانی وجود دارد اما توآن را ندیده ای.

برادر عزیزم، به خدا قسم آن دوبه هم چسبیده وملازم هستند. می بینم که شگفت زده شده ای ودر عین حیرت می گویی: توبه سؤالم جواب ندادی! دیر به خودت آمدی، جواب در میان سطرهاست. این قسمت را یک بار دیگر بخوان.

یقین در حاصل شدن فرج، سختی را بر توآسان می کند. به حضرت یعقوب نگاه کن، هنگامی که دوپسرش را از دست داد گفت:

(فصبر جمیل عسی الله أن یأتینی بهم جمیعاً)، [یوسف: 83].

«پس کار من صبر جمیل وزیبا(بدون جزع وفزع ویأس ونومیدی وناشکری وناسپاسی)  است، امید است که خداوند همه ی آنان را به من بازگرداند.»

به راستی که یقین درحصول فرج سختی را بر وآسان وساده کرد، حال آیا به فرج الهی یقین داری؟ پس چرا صبر نمی کنی؟!

 

یا الله! خدا را آن طور که باید شناخت، نشناخته است!

 

ابن عطاء اسکندری می گوید: «کسی که لطف خدا را از تقدیر وسرنوشتش دور بپندارد، پس خدا را به درستی وآن طور که باید نشناخته است.

آیا معنی این سخنان را فهمیدی؟ می گویی: بله، واضح است، اما آیا واقعاً آن را احساس می کنی؟

یعنی کسی که گمان می کند لطف ورحمت الهی کمی از مصیبت فاصله دارد، خدا را نشناخته است.

(إن ربی لطیف لما یشاء)، [یوسف: 100].

«حقیقتاَ پروردگارم هر چه بخواهد سنجیده ودقیق انجام می دهد.»

سختی ومصیبت یا آزمایش وابتلاء لطف ورحمتی است که تورا بر صبر یاری می دهد.

پس آیا گمان می کنی لطف خدا از تقدیرش به دور است؟!

 

چه مختصر ومفید ای پسر خطاب!

 

این سخنان امیر المؤمنین عمر بن خطاب t نیز تورا در صبر وبردباری یاری می دهد، آنجا که می گوید:

«با چهار چیز هر سختی ومصیبتی که بدان دچار می شوم بر من آسان می گردد:

اول: اینکه بزرگتر از آنچه به آن گرفتار شدم نبود (سبحان الله! واقعاً هم همینطور است، ممکن بود بدتر از آن اتفاق بیافتد).

دوم: اینکه در دینم نبود (بله، چرا که هر مصیبتی که در دین وایمان نباشد آسان می گردد).

سوم: اینکه خداوند در عوض آن بهشت را نصیبم می گرداند (عجب پاداشی در ازای صبر دارم).

چهارم: اینکه من به یاد مصیبت از دست دادن پیامبر اکرم e می افتم.

حالا باید این ها را حفظ کنی ودائماً به خودت تذکر ویاد آوری نمایی. آن وقت هیچ مصیبتی نیست که آسان نگردد وخوشا به حالت:

(وبشر الصابرین)، [البقرة: 155].

 

سخت ترین صبر!

 

«دشوارترین صبر در دنیا چیست؟ شدیدترین صبر بر نفس ها کدام است؟»

شبلی پرسید: شدیدترین انواع صبر چیست؟ گفتند: صبر در راه خدا؟ گفت: نه. گفتند: صبر با خدا؟ گفت: نه، گفتند: پس کدام نوع صبر از همه سخت تر است؟ گفت: صبر از خدا.

معنایش آن است که خدا را فراموش کنی، اوامر ونواهیش را از یاد ببری.

یا الله! آن وقت است که از شیطان اطاعت می کنی، آیا بر طاعت خداوند رحمان صبر نمی ورزی! بر سختی ها ی زندگی به دور از خشنودی خدا صبر می کنی، اما بر کسب رضایت الهی وفراوانی رحمت هایش شکیبا نیستی!

ولی من گمان نمی کنم شما از این دسته باشید این طور نیست؟!

 

در پایان، سیم رابط

 

خواننده ی گرامی، این بود حقیقت خصلت صبر. به پایان بخش سوم وآخر نیز رسیدیم ومی بینم که صخره کاملاً کنار رفته است ودر غار باز شده است.

اما آیا به مفهوم ومقصود صبر دست یافتی؟

آیا حالا صبر می کنیم ودرست می شویم؟ آیا توانایی ذاتی برای صبر در ما ایجاد شده یا نیاز به کمک داریم؟

به خدا قسم کسی که قصد صبر کردن داشته باشد صبر خواهد کرد.

پیامبر گرامی e می فرماید:

«إن الصبر بالتصبر»[28].

«همانا صبر با صبر کردن حاصل می آید».

خودت را تمرین بده واز خدا یاری بجوی، به اراده ی الهی به خیر ونیکی دست خواهی یافت.


 

[1]-  به روايت مسلم، حديث: 533، ترمزي، حديث: 3517، ابن ماجه، حديث:280 وامام احمد، حديث: 5/342. 

[2]- به ورايت بخاري، حديث: 1469 و6470، مسلم، حديث: 2421، ابوداود، حديث: 1644، ترمزي، حديث: 2024، نسائي، حديث: 2587 وامام احمد، حديث: 3/12. 

[3] - به روايت مسلم، حديث: 7425.

[4]- به روايت بخاري، حديث: 6099 و 7378 ومسلم، حديث: 7011 و7013 .

[5] - به روایت بخاری، حدیث: 3194، مسلم، حدیث: 6903 وامام احمد، حدیث: 2/397.

[6] - به  روايت بخاري، حديث:101و102و1246و7310،  مسلم، حديث:6642 وامام احمد، حديث: 1/422 و3/34، وبيهقي، در «السنن الكبري» حديث:4/67.

[7] - به روايت ترمزي، حديث: 1021.

[8] - به روايت الدارمی، حديث: 2/27.

[9] - به روايت بخاری، حديث: 5652 و5652 پی نویس، مسلم، حديث: 6516، امام احمد، حديث: 1/347.

[10] - به روايت بخاری، حديث: 5653، ترمذی، حديث: 2401 وامام احمد، حديث: 3/12.

[11] - به روايت مسلم، حديث: 6515.

[12] - به روايت بخاری، حديث: 2802 و6146، مسلم، حديث:4630، ترمذی، حديث:3345 وامام احمد، حديث:4/313.

[13] - به روايت بخاری، حديث:5656.

[14] - به روايت بخاری، حديث: 4337، مسلم، حديث: 2444.

[15] - به روايت  بخاری، حديث: 5641 و5642، مسلم، حديث: 6512، ترمذی، حديث: 966، امام احمد، حديث: 3/140.

[16] - به روايت حاكم در "المستدرک"، حديث:1 /346 وبيهقی در "السنن الکبری"، حديث: 3/374.

[17] - به روايت ترمذی، حديث: 2398 وابن ماجه، حديث: 4023.

[18] - به روايت بخاری وبه اختصار، حديث: 1252 و1283 و1302، مسلم، حديث: 2136، ابوداوود، حديث: 3124، ترمذی به اختصار،حديث: 988، النسائی، حديث: 1868وامام احمد: حديث: 3/130.

[19] - به روايت مسلم، حديث: 2124، ترمذی، حديث: 3511، ابن ماجه، حديث: 7598 وامام احمد، حديث: 4/27.

[20] - به روايت ابوداوود، حديث: 4654 وبيهقی در "السنن الکبری"، حديث: 9/146.

[21] - به روايت مسلم، حديث: 3633 وامام احمد، حديث: 2/329.

[22] - به روايت ابن حبان در کتاب «صحيح بن حبان»، حديث: 974.

[23] - به روايت حاکم در «المستدرک»، حديث: 3/383.

 -[24] به روايت ابن ماجه، حدیث: 4030مطولاً، وامام احمد، حدیث: 1/309.

[25] - به روايت ترمذی، حديث: 2472، ابن ماجه، حديث: 151 وامام احمد، حديث: 3/286.

[26] - به روايت امام احمد، حديث: 6/58.

[27] - به روايت ترمذی، حديث: 2377 وابن ماجه، حديث: 4109.

[28] - به روايت ابن حجر در

نوشته شده توسط سالم در 11:7 |  لینک ثابت   •