شروعی دوباره
با سلام خدمت دوستان عزیز وبزرگوار وهمراهان همیشگی وبلاگ
سیریک گرچه باتاخیر آومدیم ولی امیدواریم که وبلاگ ما بروال عادی
خویش باز گردد ودوباره شاهد قدوم مبارک شما دوستان عزیز و
سروران ارجمند باشیم .
باتشکر ویلاگ سیریک
با سلام خدمت دوستان عزیز وبزرگوار وهمراهان همیشگی وبلاگ
سیریک گرچه باتاخیر آومدیم ولی امیدواریم که وبلاگ ما بروال عادی
خویش باز گردد ودوباره شاهد قدوم مبارک شما دوستان عزیز و
سروران ارجمند باشیم .
باتشکر ویلاگ سیریک
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||
| |||||||||||||||















عیدقربان را به همه مسلمانان جهان تبریک عرض میکنیم
| ||||||||||
نویسنده : عبد الله البلوي ای بنده خدا .. همانا سعادت واقعی لحظه ای است که در مقابل پروردگارت ایستاده .. کتاب او را بخوانی .. در آیات او تدبر نمایی ، از ترس او به گریه بیافتی .. بر اثر پشیمانی اشک از چشمانت سرازیر شوند و در این عملت فقط رضایت خداوند مد نظرت باشد .. با تفکر و تأمل در مقابل این فرموده ی خداوند عز و جل قرار بگیری که می فرماید : { تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا وطمعا ومما رزقناهم ينفقون } پهلوهایشان از بسترها بدور می شود (و خواب شیرین را ترک گفته و به عبادت پروردگارشان می پردازند و ) پروردگار خود را با بیم و امید به فریاد می خوانند ، و از چیزهایی که بدیشان داده ایم می بخشند . ودر لحظات تفکر در ملکوت خداوند زندگی کنی هنگامی که این فرموده ی خداوند را تکرار می نمایی :{ الذين يذكرون الله قياما وقعوداً وعلى جنوبهم ويتفكرون في خلق السموات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النار} کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلویشان افتاده یاد می کنند و در باره آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و می گویند : پروردگارا!! این ( دستگاه شگفت کائنات ) را بیهوده و عبث نیافریده ای ؛ تو منزه و پاکی پس ما را از عذاب آتش محفوظ بدار . سعادت و خوشبختی واقعی : هنگامی است که سرخود را در برابر خداوند خم نموده و برای او به رکوع وسجده می افتی .. و در نعمتهای او ما بین گفتن سبحان ربي العظيم وسبحان ربي الأعلى از حالتی به حالتی دیگر منقلب می شوی .. عجب چه سعادت و لحظاتی ایمانی و شکوهمند .. در آن حالت سجده درخواستت را از خدای پاک و بلند مرتبه می نمایی و به او تقرب می جویی و در مقابلش خود را ذلیل نشان می دهی و با دعا و نیایش در مقابل او تضرع و زاری می کنی .. ودر سجده ات فرموده ی نبی و حبیبت حضرت محمد صلى الله عليه وسلم را به یاد میاوری و می گویی : يا مقلب القلوب والأبصار ثبت قلبي على دينك " ای تغییر دهنده ی قلبها و چشمها قلبم را بر دینت ثابت بگردان . ودرطلبت از خداوند ، اصرار ورزیده و در همین جایگاهت بسیار از او طلب نمایی و از او بخواهی که تو را بر این نعمت بزرگ ثابت قدم بگرداند ؛ نعمتی که عبارت است از هدایت ، صحت و نعمت قرار گرفتن در مقابل او ، و در هنگام فارغ شدن از اداء این عبادت در تاریکی شب و وحشت مکان و انس با خداوند عز و جل سعادت حقیقی را می یابی ؛ و لذت ایمان را لمس می نمایی و سپس عظمت وبزرگی کسی که در مقابل او ایستاده ای را درک می کنی ، قسم به خدا این همان ثمره و نتیجه ای است که به خاطر آن آفریده شده ایم و در پناه روشنایی آن در آینده از ما سؤال می شود و مورد محاسبه قرار خواهیم گرفت ، اگر دوست داری این فرموده ی خداوند را بخوان که می فرماید : { وما خلقت الجن والأنس إلا ليعبدون * ما أريد منهم من رزق وما أريد أن يطعمون * إن الله هو الرزاق ذو القوة المتين } من پریها و انسانها را جز برای پرستش خود نیافریده ام ، من از آنان نه در خواست هیچگونه رزق و روزی می کنم ، و نه می خواهم که مرا خوراک دهند . تنها خدا روزی رسان و صاحب قدرت و نیرومند است و بس . و به فرمایش پیامبرت حضرت محمَّد صلى الله عليه وسلم گوش دهید : انس رضي الله عنه گفت : از رسول خدا ( صلى الله عليه وسلم ) شنیدم که می فرمود : ( قال الله تعالى : يا بن آدم إنك ما دعوتني ورجوتني غفرت لك على ما كان منك ولا أبالي ، يا بن لآدم لو بلغت ذنوبك عنان السماء ، ثم استغفرتني ، غفرت لك ، يا بن آدم إنك لو أتيتني بقراب الأرض خطايا ، ثم لقيتني لا تشرك بي شيئا ، لأتيتك بقرابها مغفرة)رواه الترمذي وقال حديث حسن. خداوند متعال فرموده است : ای بنی آدم به رغم گناهانی که مرتک شده ای مادامیکه مرا فراخوانی و به غفرانم امیدوار باشی ، گناهانت را می آمرزم و به آنها اهمیت نمی دهم . ای بنی آدم اگر حجم گناهانت به ابر آسمان هم برسد ، مادامیکه پشیمان شوی و از من طلب بخشش نمایی ، تو را می بخشم ؛ ای بنی آدم ! اگر پر از زمین هم گناه بکنی اما پس از آن مرا در حالتی ملاقات نمایی که هیچ شریکی برایم قرار نداده باشی ، من نیز با مغفرتی پر از زمین به سراغت خواهم آمد . کدام یک از ما چنین بنده ای است ؟ خداوندا من و برادرانم را از کسانی حساب کن که هرگاه نصیحت کرده می شوند ، نصیحت را می پذیرند و هرگاه یاد آوری می شوند به یاد می آورند و هرگاه سخنی گفتند به آن عمل می نمایند .. خداوندا من و برادرانم را مایه خیر مسلمانان قرار ده .. خداوندا از ما بپذیر . وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين برگرداننده: خالد ایوبی نیا منبع: مدرسه علوم ديني صلاح الدين ايوبي ارومية |
| |||
|
جايگاه و نقش استراتژيك خاورميانه را باتوجه به گفته هاي «بورديس فون لوهازن»، ژنرال بازنشسته ارتش اتريش، بهتر مي توان درك كرد. او اعتقاد دارد كه خاورميانه مركز دنياي قديم است. مركزي كه در دل آن، منطقه خليج فارس قرار دارد و به منزله «مركز مركز» شناخته مي شود. در اين منطقه فقط مسئله نفت نيست كه حائز اهميت است، بلكه اگر به اطلس جهاني نگاهي داشته باشيم، متوجه مي شويم كه در هيچ جاي ديگر، اقيانوس ها تا بدين حد در آفريقا و اوراسيا رخنه نكرده اند، اقيانوس هند با دو بازوي خود در دو منطقه «درياي سرخ و خليج فارس» و همچنين اقيانوس اطلس از راه «مديترانه و درياي سياه» در اين منطقه رسوخ كرده اند. ميان دو اقيانوس كه به يك اندازه از سواحل آفريقا و آسيا فاصله دارند، سرزمين باستاني اور (ur) در مصب رودخانه هاي دجله و فرات قرار گرفته است. اين منطقه كه همان «مركز مركز» را تشكيل مي دهد و بدان اشاره كرديم، از هرجهت حساس ترين نقطه دنياي قديم است. هرگونه آشفتگي كه براثر عوامل بيروني در اين منطقه پديد آيد، پيامدهائي براي دو قاره اروپا و آفريقا خواهد داشت. يعني تحولاتي كه در اين منطقه ايجاد مي شود مانند سنگي است كه در درياچه ايي مي افتد و ما امواج آن را در تمام سطح درياچه شاهد هستيم. از آن هنگام كه آمريكايي ها به زور ناوهاي جنگي خود در سال 1845 بنادر ژاپن را گشودند. سياست ايالات متحده بر اين پايه بوده كه سرپل هائي در سواحل دنياي قديم ايجاد كند. به همين دليل آنها در سال 1898 به فيليپين، در سال 1945 به ژاپن و آنگاه به كره جنوبي و ويتنام نفوذ كردند. البته اين سرپل ها معمولاً سرزمين هايي را دربر مي گرفت كه داراي سطح بالائي از توسعه بود، ليكن اين نواحي همواره در كناره هاي اوراسيا قرار داشت. كناره هاي اقيانوس هند و خليج فارس دقيقاً در اين منطقه حساس يعني در محل تلاقي محورهاي بزرگ ارتباطي زميني، كه خاور دور را به آفريقا و اروپا و هند متصل مي سازد، قرار دارد. در كرانه هاي خليج فارس، جهان اسلام به دو نيمه تقسيم مي شود، نيمه غربي كه به سمت باختر تا اقيانوس اطلس گسترش يافته و نيمه هند و ايراني كه از كوهستان هاي ايران شروع ميشود و با گذر از پاكستان و بنگلادش تا اندونزي و فيليپين پيش مي رود. بنابراين، هر قدرتي كه در اينجا استقرار يابد، به صرف همين واقعيت، مي تواند نه تنها پشتيبان يا تهديدي همه جانبه براي كشورهاي خاورميانه، بلكه در وراي آن خطري براي اروپا، شبه قاره هند و آفريقا به شمار آيد. وانگهي، چنين امري مي تواند پيش طرح تكوين جبهه سومي را در برابر قدرت نظامي روسيه تشكيل دهد و خطوط جبهه كشور ايالات متحده آمريكا را كه در تركيه مي باشد، در برابر روسيه تقويت كند و بر كشورهاي مصر، سوريه، ايران و نيز اروپا و ژاپن- عمدتاً ازطريق نفت- فشار وارد سازد. باتوجه به اينكه بين 7 ماده معدني 70% انرژي در قرن 21 از نفت تأمين مي شود و همانطور كه هم اكنون و در آينده اي نزديك مي بينيم در اين دوره كشورهاي قدرتمند به جاي توجه محض به ژئوپولتيك عمدتاً به ژئواكونوميك روي آورده و سعي مي كنند به مناطق حساس جهان به جاي توجهات سياسي- نظامي، نگرشي سياسي- اقتصادي داشته باشند. براي اينكه انرژي از محل توليد صحيح و سالم به محل مصرف برسد تأمين امنيت اين منطقه بسيار حائز اهميت است. اين امنيت معمولاً تحميلي مي باشد همانطور كه در سال هاي اخير شاهد برقراري آن در خاور نزديك به بهانه هاي مختلف توسط ابرقدرتها بوده ايم. آنها سعي بر اين دارند كه اين امنيت رابه نفع خودشان يعني صدور نفت با قيمت بسيار ارزان و بدون وجود مانع بر سر راه صدور آن بطور مداوم و پي در پي ايجاد كنند، كه اين براي كشورهاي دارنده نفت زياد خوشايند نبوده و همين امر است كه در قرن 21 ما شاهد نزاعهاي فراوان بين دارندگان انرژي و ابرقدرت ها هستيم. با اينكه حوزه خليج فارس هنوز بزرگترين منبع انرژي را در خود جاي داده است، ليكن با گشايش حوزه بزرگ خزر بر روي جهان، از اتكاي انحصاري بسياري از كشورهاي مصرف كننده عمده انرژي به نفت خليج فارس كاسته شد، كه اين امر براي كشورهاي مصرف كننده بسيار جدي خواهد بود. ولي نكته مهم اين است كه ذخاير نفت و گاز خزر محصور در خشكي بوده و به عبارتي كشورهاي توليد كنندگان انرژي در اطراف درياي خزر از بازارهاي مصرفشان به لحاظ جغرافيايي جدا افتاده اند. در گذشته تنها راه انتقال نفت حوزه خزر، خطوط لوله اي بود كه از روسيه عبور مي كرد كه با فروپاشي شوروي سابق، انتقال انرژي در كشورهاي تازه استقلال يافته با توجه به عدم تمايل آنها به وابستگي به روسيه شكل حادي را به خود گرفته است و آنها سعي در ايجاد مسيري براي عبور و رسيدن به درياهاي آزاد را دارند. اينكه كدام مسير بهتر است و چه كشوري شرايط مساعدتري را براي عبور لوله هاي نفتي دارد، در اين دوره از زمان مسئله اي بسيار مهم و حياتي است، به طوري كه اصطلاح سياست خط لوله و ديپلماسي خطوط انتقال و ايجاد نقشه اي به نام نقشه لوله هاي نفتي، اصطلاحي رايج در ادبيات سياسي شده است. با به وجود آمدن جمهوري هاي تازه استقلال يافته آسياي مركزي و قفقاز، اين حدس در ميان عده اي بوجود آمد كه ايران اهميت گذشته خود را به دليل عقب كشيده شدن مرزهاي شوروي سابق از دست داده است، ولي برخي ديگر يك پيش بيني بسيار متفاوت رادارند و آن اين است كه با استقلال كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز، دامنه ژئوپولتيك ايران در شمال گسترش پيدا كرده و قرار گرفتن بين دو منطقه نفت خيز خزر- آسياي مركزي و خليج فارس و مسئله انتقال انرژي، اهميت ايران را دو چندان كرده است، به طوري كه ناديده گرفتن اين كشور در نظام آينده جهاني امري غيرممكن خواهد بود و اينجاست كه به ياد زماني مي افتيم كه ايران داراي موقعيت گذرگاهي (جاده ابريشم و ادويه) بود و اين موقعيت تأثيرات فراواني را در امنيت داخلي و خارجي ايران ايجاد مي كرده است. وجود اين موقعيت گذرگاهي، كه به گفته بسياري از كارشناسان، ارزانترين، كوتاه ترين و مناسبترين مسير براي انتقال منابع انرژي حوزه درياي خزر مي باشد و قرار گرفتن در نقطه اي نفت خيز و بسيار حساس از خليج فارس در خاورميانه با همان موضوع قابل توجه مركز مركز و همچنين داشتن 7/89 ميليارد بشكه ذخيره نفتي، كه جزء بزرگترين حوزه هاي ذخاير اثبات شده دنيا مي باشد و افزودن حداقل 12% سهم گاز جهان و توجه و تأكيد به اين نكته كه اكنون در عصر جهاني شدن كه پايه اقتصاد جهاني بر محور انرژي مي گردد، هر كشوري كه داراي نفت باشد يا در مسير عبور لوله هاي نفتي باشد داراي مقام ويژه اي در عرصه سياست و اقتصاد جهاني مي باشد، همه اين موضوعات عواملي هستند كه تأثير عمده اي بر امنيت جمهوري اسلامي ايران مي توانند داشته باشند. با تبديل شدن ايران به گذرگاه انرژي حوزه درياي خزر و پيامدهاي سياسي و اقتصادي كه از اين بابت نصيب ايران مي شود، ميتوان جايگاه ايران را به عنوان يك قدرت منطقه اي ثبت كرده و حتي آنرا به يك قدرت فرامنطقه اي تبديل كرد. در ايران با همه تلاش هايي كه بعد از انقلاب در جهت كم كردن وابستگي كشور به اقتصاد نفتي براي ايجاد امنيت سياسي و اقتصادي صورت گرفته، هنوز انرژي حرف اول را زده و تمام اركان اقتصادي- سياسي و حتي امنيتي كشور به نوعي وابسته به نفت هستند. متأسفانه با ذكر اين نكته كه حدود 80% درآمدهاي ارزي و 40% عايدات دولت ايران از محل درآمدهاي نفتي تأمين مي شود و اين وابستگي شديد باعث شده كه ثبات اقتصادي - سياسي كشور دچار چالش گردد و با مقوله انرژي پيوندي عميق بخورد. اگر به ريشه ها و دلايل كودتاي 28 مرداد 1332 بنگريم متوجه خواهيم شد كه حتي مشروعيت سياسي حاكمان و شكست حكومت ها با مقوله انرژي پيوند خورده و اين امر به ما گوشزد مي كند كه در جهت ثبات اقتصادي و سياسي و امنيتي بايد تلاش شود و از وابستگي نفت كاسته و به درآمدهاي باثبات تري روي آوريم. با توجه به مطالب ذكر شده، چنين برداشت مي شود نفت كه مي بايست صرفاً يك مقوله اقتصادي باشد، چگونه به عنوان ابزار و اهرم فشار درآمده و از سياسي ترين موضوعات شناخته شود. چنانچه كوچكترين تغيير و تحولات انرژي در دنيا به جاي درج در صفحات اقتصادي، در صفحات سياسي روزنامه ها با تيتر درشت عنوان مي گردد. به هر حال در اين دوره تحولات و دگرگوني ها، شرايط جديدي را در نظام هاي بين المللي ايجاد كرده كه از آن به عنوان «دوران گذار» ياد مي كنند، يعني دوراني كه هيچ ثبات و دوامي در روابط بين دولت ها و عرصه بين المللي وجود ندارد. |
طرح پرسش دربارة سياست به معناي قرار گرفتن در چارچوب فلسفه سياسي به منزلة رشتهاي فني و علمي نيست. فلسفه سياسي برخلاف فيزيک هستهاي يا زيستشناسي مولکولي رشتهاي تخصصي نيست، زيرا فضاي بستهاي نيست که در آن فيلسوفان فقط با يکديگر به گفتگو در مورد فلسفه بنشينند. بي شک چنين گفتگويي ميان شهروندان يک جامعه شکل ميگيرد و در قالب مفاهيمي فکري به صورت فلسفه سياسي درميآيد. ولي فلسفه سياسي داراي ويژگي است که از بدو پيدايش آن در يونان باستان تا کنون وجود داشته. اين ويژگي در پرسش در مورد چرا و چگونگي زندگي انسانها در جامعة سياسي است. اين پرسش مهم از همان زمان با پرسش محوري ديگري همراه بوده و آن طرح مسئله «بهترين نوع زندگي اجتماعي» يا به عبارت ديگر طرح پرسش «بهترين رژيم سياسي» است. شايد به همين دليل، پرسش دربارة قدرت و استمرار آن در تاريخ از پرسشهاي کليدي فلسفه سياسي محسوب ميشود. همچنين يکي از مسائل مهم فلسفه سياسي همواره اين است که اين قدرت چه نهادهايي را با خود به همراه دارد، يعني در چه قالب مدنياي شکل ميگيرد. يکي از نهادها «قانون» است که از ديدگاه فلسفه سياسي جداي از جوهر سياست نيست. همچنين براي فلسفه سياسي طرح پرسش بنيادي «سياست» با طرح رابطة ميان فضاي عمومي و فضاي خصوصي (عدم
در حالیکه دفترچه های خاطرات الکترونیکی و یا وبلاگ ها در کشور ما خود را با مسائل بی خطر روزانه مشغول می کنند و جوانان از این وبلاگ ها غالبا بعنوان مشغولیتی زیبا استفاده می کنند، در مناطق جنگی ای چون عراق از این وبلاگ ها بعنوان یک نوع جدید گزارش دهی و همچنین بعنوان یک نوع خبرنگاری شهروندی سانسور نشده دست اول استفاده می شود. تم های اصلی وبلاگ ها: ادامه زندگی در ایام جنگ، زندگی روزمره تحت اشغال، رویا ها و تصورات یاسی، ترس ها، امیدها، وقایع دوران فرار می باشند. در حال حاضر 265 وبلاگ در عراق وجود دارد که 147 آن فعالند. بسیاری از این وبلاگ ها از درون عراق می باشند و بخشی در تبعید اداره می شوند.
مشهورترین وبلاگ های جهان همزمان همچنین همانهائی هستند که از اولین ساعت آغاز جنگ به وجود آمدند:
متن سخنراني نلسون ماندلا در تظاهرات سوتو[1]
(13 فوريه 1990)

رفقا، دوستان، مردم سوتو، به نام مبارزهي قهرمانانه خلق آفريقاي جنوبي، كه هدف آن برقراري عدالت و آزادي براي تمام مردم كشور است، به شما درود ميفرستم.
با درود به اليور تامبو[2]، كه با رهبري كنگرهي آفريقا، اين سازمان و اميدهاي خلق ما را به مهمترين نيروي سياسي و پرشورترين آرمان ميهن تبديل كرده است.
با درود به اعضا و مبارزان كنگره ملي آفريقا كه تمام هستي خود را در راه عشق به ميهن و خلق ما فدا كردند.

دمي با حکیم فرزانه , عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین
هر روز که آفتاب بر می آید یک روز ز عمر ما بسر می آید
هر صبح که نقد عمر ما میدزدد دزدیست که با مشعل در می آید
روزگار دهشتناک خیام فیلسوف
خیام بدون تردید یکی از دانشمندان , فیلسوفان و ستاره شناسان بزرگ ایران و جهان است که جهان امروز پس از حدود 900 سال هنوز از بزرگی او سخنهای بسیاری گفته است و نامش در تمامی کشورهای جهان شنیده می شود . خیام همدوره نظام الملک و حسن صباح بود . او در ریاضیات نجوم و فلسفه از همه روزگار خود بالاتر بود . همروزگاران وی , اور را امام , حجه الحق , فیلسوف عالم , سید الحکما المشرق و المغرب , دستور و . . . نامیده بودند . متاسفانه برخی افراد که با عقاید بزرگ وی مشکل دارند وی را با لقب شاعر خطاب میکنند . در حالیکه رباعیات وی آخرین برگ زرین ( ریاضیات - نجوم - فلسفه - عرفان و . . . ) زندگی اش است و اینکه وی برای بکار بردن اندیشه و فلسفه نیک زندگی کردن از رباعیات شیرین و زیبای خود بهره برده است . علم ریاضیات و نجوم وی زبان زد روزگار بوده است و نامیدن وی با لقب شاعر نشان از کوته نگری برخی از ما ایرانیان دارد . او زمانی لب بر سخن گشود که بزرگان اسلامی جرات سخن گفتن نداشتند و افراد برجسته اسلامی مانند : شهاب الدین سهروردی و عین القضاه همدانی برای ابراز عقیده خود که تنها کمی با عقاید مسلمانان مقدس نما متفاوت بوده است تکه تکه میشوند و یا به آتش کشیده میشدند . حتی امام محمد غزالی نیز همزمان با خیام بود که او نیز از بزرگان اسلام به حساب می آید و کتابهای مفیدی در تکمیل و گسترش قوانین اسلامی نگاشته است . با اینحال چندین بار کتابهای امام محمد غزالی در بلاد غرب بدلیل کفر به اسلام به آتش کشیده میشود و وی را کافر مینامند . امام غزالی بر این باور بود که اگر شخصی یهودی بوده است تنها به این دلیل است که در خانواده ای یهودی به دنیا آمده است و اگر کسی مسلمان است به همین دلیل است . پس دین او ارزشی ندارد . پس زمانی دین او ارزش پیدا میکند که او عقاید خانواده و آموزش های آنان را بکنار گذارد و خود شخصا برای انتخاب دین نیک تلاش و پژوهش کند و بهترین را از دید خود انتخاب نماید . برای بیان این سخنان او را کافر نامیدند . یک قرن پیش از خیام منصور حلاج که از اندیشمندان ایرانی بود به دار آویخته شد و بدنش تکه تکه گردید . قبل از وی بابک خرمدین سردار بزرگ ایرانی توسط خلیفه عباسی تکه تکه شد و بعد از وی مازیار که از خاندان اصیل ایرانی بود توسط تازیان تکه تکه گردید و دهها نمونه دیگر . با این تفاصیل از فضای وحشت و غارت گری و تقدس ویرانگر و عقب افتاده گی های فکری اعراب در ایران فیلسوف ایرانی که خود را عاری از هرگونه عرب گرایی و دین نمایی ظاهری میداند زبانزد روزگار خود میشود و این تنها به آن دلیل است که متانت - زندگی ساده - خداباوری - دوری از هرزگی و زندگی مملو از علم و دانش را برای خود بر می گزیند . او بگفته تاریخ نگاران کمی عصبی , گوشه گیر و آرام بوده است . میتوان دلیل این اخلاق او را در این سخن برنارد شاو دید :
از برناردشاو پرسیدند چرا از جمع دوری میکنی و خلوت و سکوت را برگزیده ای ؟ وی پاسخ داد از معاشرت با مردمان نافهم رنج میربم
خیام شاید چنین بوده است و از مردمانی که زندگی را تنها در تفکرات کودکانه و واپس گرا میدیده اند به تنگ آمده بود و دوری از اجتماع را گزیده بود . خیام در سال 517 هجری قمری بعد از گذشت حدود هفتاد و اندی سال از عمر پربرکتش بدرسود حیات گفت .

شرح زير درباره خيامي بقلم ميرزا محمدخان قزويني آمده است:
خواجه امام عمرخيامي ابوالفتح بن ابراهيم الخيامي او الخيام النيسابوري از مشاهير حکماء و رياضيين اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجري و يکي از مفاخر بزرگ ايران است ولي شهرت فوق العادهاي که در بلاد شرق و در اين اواخر در اروپا و آمريکا بهم رسانيده همانا بيشتر يا فقط بواسطه رباعيات حکمت آميزي است که دراوقات فراغت تفريح خاطر را اين دانشمند مي سرود و ساير فضائل ومناقب او در تحت الشعاع شعر مستور مانده است. با توجه به تحقيقات جامع پروفسور ادوارد براون معلوم ميگردد که اولا لقب او در غالب کتب عربي که متضمن ترجمه حال اوست و همچنين در صدر رساله جبرو مقابله او خيامي است با ياء نسبت و در غالب کتب فارسي و در رباعيات خود او هميشه خيام بدون ياء نسبت آمده پس هر دو شکل صحيح است و صحت هرکدام باعث بطلان ديگري نيست و اختلاف تعبير برحسب اختلاف زبان عربي و فارسي است. ثانيا کتبي که در آنها ذکري ازعمرخيامي شده است خواه متضمن ترجمه حال او بوده يا فقط اشاره اي بنام او شده باشد برحسب ترتيب زماني از قرار ذيل است: قديمی ترين کتابي که ذکري از عمرخيام نموده چهارمقاله عروضي سمرقندي معاصر خيام بوده و در سنه 506. ق در بلخ ( از شهرهای خراسان بزرگ که امروزه در افغانستان است ) در مجلس انس بخدمت او رسيده است و در سنه 530 ه . ق. در نيشابور قبر او را زيارت کرده و دو حکايت را که در باب عمرخيامي ذکر ميکند اصح و اقدم مآخذ ترجمه حال اوست. بعد از چهارمقاله اقدم مواضعي که نامي ازعمرخيامي در آن برده شده است در اشعار خاقاني شرواني است که به اصح اقوال در سنه 595 ه . ق. وفات يافته است در يکي از قصايد خود گويد:
زان عقل بدو گفت که اي عمرعثمان هم عمر خيامي و هم عمر خطاب
يعني در علم هم داراي اولين مرتبهاي مانند عمرخيامي و هم در عدل صاحب برترين درجه چون عمربن خطاب. بعد از اشعار خاقاني شيخ نجم الدين ابوبکر رازي معروف به دايه در کتاب مرصادالعباد که بسنه 620 ه . ق تاليف شده است بتقريبي ذکري از عمر خيامي نموده و عين عبارتش اين است: .. معلوم که روح پاک علوي و روحاني را درصورت خاک سفلي ظلماني کشيدن چه حکمت بود و باز مفارقت دادن وقطع تعلق روح از قالب کردن و خرابي صورت چراست و باز در حشرقالب را نشرکردن و کسوت روح ساختن سبب چيست آنکه از زمره اولئک کلا انعام بل هم اضل بيرون آيد و بمرتبه انساني رسد و از حجاب غفلت يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عنالآخرة غافلون خلاص يابد وقدم بذوق و شوق در راه سلوک نهد و آن بيچاره فلسفي و دهري وطبايعي که از اين هر دو مقام محرومند و سرگشته و گمگشته تا يکي رااز فضلاء که بنزد ايشان بفضل و حکمت و کياست و معرفت مشهور است و آن عمرخيامي است از غايت حيرت اين بيت مي بايد گفت:
در دايرهاي کآمدن و رفتن ماست آنرا نه بدايت نه نهايت پيداست
کس مينزند دمي درين عالم راست کاين آمدن از کجا و رفتن بکجاست.
دارنده چو ترکيب طبايع آراست باز از چه قبل فکند اندر کم و کاست
گر زشت آمد پس اين صور عيب کراست ور نيک آمد خرابي از بهر چراست.
خیام و تجزیه و تحلیل آیات قرآنی
حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری در تمامی نوشته هایش بر این نکته مهم اشاره کرده است که زندگی و دنیا بر هیچ کس باقی نیست و منش و کردار ایرانی بر این است که این روزگار سپنج ( زودگذر ) را به درستی و راستی و انسانیت سپری کنیم . خیام با اینکه از اندیشمندان بزرگ جهان محسوب می شود و بر یگانگی خداوند بزرگ تاکید دارد ولی هرگز در آثار خود از روش دینگرایان افراطی روزگار خود پیروی نمیکند و بسیار دگراندیش تر از روزگار خود سخن میگوید . با این حال او به گفته علی ابن زید بیهقی حتی در بررسی آیات قرانی چیره گی خواصی داشت به طوری که روزی در مجلس عبدالرزاق فردی سوالی درباره یکی از آیات قرآنی نمود و تنها خیام ساعتها آن را موشکافی و بررسی نمود که سپس همگان از بزرگی فکر او تحسینهای بسیاری داشتند به طوری که گفتند : خداوند امثال شما دانشمندان را زیاد کند و جهان را از وجود امامی مانند خیام خالی ندارد . با اینکه حوزه علمی خیام ریاضیات و فلسفه است ولی او در موضوعات مختلف حتی اسلامی اطلاعات وسیعی داشت است .
خیام از دید بزرگان ایرانی و جهان
ارنست رنان : خیام نمونه برجسته آزاد اندیشی آریاییها بوده است . او پیوسته میکوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر اعراب رها کند .
عمادالدین کاتب قزوینی در کتاب خریده القصر که مربوط به شعارای اسلامی است و 55 سال بعد از مرگ خیام نوشته شده است ( 570 هجری ) می گوید : عمر خیام در عصر خود بی مانند بود و در علم نجوم و حکمت ضرب المثل زمان .
ابوالحسن بیهقی : خیام مسلط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات بود .
زمخشری دانشمند معروف : خیام را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نامیده است .
قفطی در تاریخ الحکما در قرن ششم میگوید : امام خراسان ( خیام ) و علامه دوران بر دانش یونان مسلط بود و باید در سیاست مدنی از او پیروی کرد . او خداشناسی را در اجتناب از شهوات جسمی میدانست . که این امر مستلزم تزکیه نفس است .
عروضی سمرقندی در زمستان 508 سلطان کس بفرستاد تا خیام را بیاورند تا درباره رفتن شکار سلطان نظر بدهد و هوا را بررسی نماید . در جای دیگر خلیفه بغداد برای جنگ با دشمنان از حاکم سلجوقی کمک میخواهد و او منجمان را احضار میکند که نظر دهند ولی نظر آنان منفی بود و حاکم خشمگین شد . منجمان گفتند اگر باور ندارید از امام خیام نظر بخواهید نظر ما نظر اوست .
اتمام التتمه : فیلسوف حجه الحق عمر بن ابراهیمی خیام از تمام حکمای خراسان بالاتر و پرمایه تر و در ریاضیات بر همگان فزونی داشت . روزی درباره معذوتین ( آیات قرانی ) از خیام سوال شد و او ساعتها درباره اش بحث نمود به طوری که همگان شگفت زده شدند .
محقق روسی یوگنی برتلس در مقدمه کتابش درباره خیام میگوید : برهمگان واضح است که خیام ریاضی دان و فیلسوف ایرانی در روزگار خود با چه دشواریهایی روبرو بوده است . حتی مورخین شریعت اسلامی تفکرات او را مارهای زهر آگین و گزنده شریعت اسلام میدانستند . به نظر میرسد خیام در جلسات علمی اش سروده هایی جنجالی میگفته است که آنها از ترس حاکم شرع دهان به دهان آنرا چرخانده اند و امروز به ما رسیده است .
معتبرترین اسنادی که درباره خیام نوشته اند عبارت است از : مرصاد العباد - تاریخ جهانگشایی جوینی - تاریخ گزیده - نزه المجالس - مونس الاحرار و . . .
خیام و دین
فیلسوف ایرانی را میتوان بسیار فراتر از دین و قواعد اسلامی روزگار خود دانست . او به درجه ای از انسانیت , کمال , علم , عرفان و خداباوری رسیده بود که بسیاری از ندیده های هستی را در این دنیا به چشم حقیقت دید . هدف از دین کمال انسانیت و خرد و دانش است و خیام به آن درجه از عرفان و بزرگی رسیده بود که فراتر از آن می اندیشید . از دیگر آثار به جای مانده از خیام کتاب نوروزنامه است که به دین نیاکانش در دوره ایران باستان اشاره های بسیاری شده است و احترام خاصی برای پیامبر ایران باستان قائل می شود و همچنین جشنهای ایرانی ( فروردینگان - خردادگان - مهرگان - سده - نوروز و . . . ) را با چیرگی تمام زنده میکند و برای نسلهای آینده ایران تشریح میکند . عقیده خرد گرایی و بهره بری از عقل عمر خیام بدون شک از اساتید خود یعنی محمد ابن زکریای رازی و ابن سینا گرفته شده بود . خیام نیز بارها از عقاید دین گرایانی که مذهب را وسیله ای برای سرکوب انسانهای دیگر میکردند انتقاد میکند :
می میخورم و مخالفان از چپ و راست گویند مخور باده که دین را اعداست
چون دانستم می عدو دین است والله بخورم خون عدو را که رواست
ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بده کدام خونخوار تریم
خیام که کوزه در سبو کرد آخر کار همه عاشقان نکو کرد آخر
افسار نماز و پوزه بند روزه از گردن این خران فرو کرد آخر
گویند مخور "می" که به شعبان نه رواست نه نیز رجب که آن مه خاص خداست
شعبان و رجب مه خدایست و رسول "می" در رمضان خوریم که آن خواصه ماست
تو غره بدانی که می نخوری صد کار کنی که می غلام است آنرا
تا توانی خدمت رندان کن بنیاد نماز و روزه ویران کن
بشنو سخن راست ز خیام عمر می خور و ره زن و احسان کن
تا چند زنم بروی دریاها خشت بیزا شدم ز بت پرستان کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود ؟ که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت ؟
ما با می و معشوق و شما دیر و کنشت ما اهل جحیمیم ( جهنم ) و شما اهل بهشت
تقصیر من از روز ازل چیست ؟ بگو نقاش چنین بلوح تقدیر نوشت
رباعیات خیام در جهان
گفتار فلسفی این بزرگ مرد ایرانی در جهان امروز به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است و در بسیاری از دانشگاه معتبر جهان کتب وی تدریس می شود . به راستی جهان به این پیر خرد ایرانی میبالد .
پرفسور آرتور کریستن سن از میان 1213 رباعی موجود در کتابخانه های جهانی بریتانیا - ملی پاریس - برلن - لنین گراد اکسفرد و کلکته و نسخه های خطی مونس الاحرار که ننسوب به خیام فیلسوف است تنها 121 رباعی را متعلق به خیام میداند .
مرحوم صادق هدایت نیز در سال 1313 دست به تحقیقات وسیعی درباره خیام زد . وی رباعیات اصلی را با مدارک جمع آوری نمود و چاپ کرد .
مرحوم فروغی نیز در سال 1320 کارهای بسیار مفید برای انتخاب رباعیات حقیقی خیام انجام داد و به چاپ رساند .
تا سال 1960 نیز بیش از 3000 کتاب و رساله درباره خیام نوشته شده است .
آقای مینویی مقالات به چاپ رسیده شده درباره خیام را تا سال 1929 بیش از 1500 مقاله میداند که فقط در آمریکا شمالی و اروپا چاپ شده است . که امروزه هزاران برابر این آمار است .
منظومه فیتز جرالد ( 1875 ) که توسط این فرد انگلیسی جمع آوری شد را میتوان نخستین اثر جهانی از خیام دانست که تبلیغ وسیعی در جهان توسط منظومه او انجام شد .
استاد سعید نفیسی پس از تحقیقات وسیعی درباره خیام گفت رباعیات خیام تا سال 1925 :
سي و دو بار انگليسي - شانزده بار فرانسوي - يازده بار اردو - دوازده بار آلماني - چهار بار روسي - چهار بار ترکي - پنج بار ايتاليايي - هشت بار عربي و چند بار به ارمني و سوئدي و دانمارکي ترجمه شد و تا امرزو ثابت شده است که رباعياتش به تمام زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است . رباعیات جهانی خیام نام و فرهنگ ایران را برای ابدیت زنده نگه داشته است . تندیس این بزرگ مرد ایرانی , اسطوره مشرق زمین در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب گردیده است و حسین فخیمی مسئول ساخت این تندیس شده بود . هر ساله در 28 اردیبهشت ماه یاد و گرامیداشت او در نیشابور برقرار میگردد و مردم بسیاری از شهرهای گوناگون بر مزار پاک این فیلسوف , عارف و ستاره شناس بزرگ ایرانی گردهم می آیند . یادش گرامی . روحش شاد .
سنگ آرامگه عمر خیام در نیشابور خراسان - کل مقبره باشکوه این بزرگ مرد تاریخ به فرمان رضا شاه ساخته شد . آرامگاه بزرگان دیگری همچون عطار عارف نامدار و کمال الملک نیز در کنار آرامگاه خیام می باشد .

در عکس شبیه سازی شده بالا پروژه افلاک نما خیام دیده می شود . به همت مردم و دولت , بزرگ ترین پایگاه ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف در حال ساخت است . بیشتر هزینه این طرح بزرگ را یک ایرانی نیکوکار بر عهده گرفته است . این حرکت بزرگ به پاس گرامی داشت حکیم فرزانه در حال انجام است تا یادش برای ابد گرامی داشته شود . که تا کنون حدود نیمی از این پروژه اجرا شده است . در عکس زیر مرحله ساخت آن در سال 86 دیده می شود .
| آفرین جانآفرین پاک را | آن که جان بخشید و ایمان خاک را |

فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری
گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایه یی بودم ز اول بر زمین افتاده خوار راست کان خورشید پیدا گشت نایپدا شدم
ز آمدن بس بی نشان و از شدن بس بی خبر گویا یک دم برآمدم که آمدم من یا شدم
نه مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم
در ره عشقش قدم درنه اگر با دانشی لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم
چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت این عجایب بین که چون بینای نابینا شدم
خاک فرقم اگر یک ذره دارم آگهی تا کجاست آنجا که من سرگشته دل آنجا شدم
چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم
فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری در ردیف بزرگترین عرفای جهان محسوب می شود . وی الگوی مولانا جلال الدین محمد بلخی می باشد . عطار در قرن ششم و هفتم هجری زندگی بزرگ منشانه خویش را در ایران زمین سپری نمود . در ابتدای زندگی شغل عطاری را که از پدر به ارث برده بود پیشه کرد . بزرگان نوشته اند که وی روزی در مسیر کار خویش با پیرمردی سالخورده برخورد کرد . پیرمرد که درویش مسلک بود , از عطار مقداری غذا درخواست کرد . عطار مقداری غذا به وی داد . درویش طعام را خورد و باردیگر از عطار مقداری دیگر خواست . باردیگر عطار طعامی به وی داد . درویش طعام را خورد و از عطار مقداری دیگر خواست . عطار خشمگین شد و به پیرمرد گفت : تو با این شکم پرستی ات چگونه می خواهی جان بدهی ؟ درویش لبخندی به عطار زد و گفت راحت تر از آنچه که بیاندیشی . عطار لحظه اندیشه کرد و پیر مرد را تنها گذاشت . پس از کمتر از چند دقیقه , صدای هیاهویی به گوش عطار رسید . عطار وقتی به محل صدا رسید با چشمانی حیرت زده پیرمرد را دید , در حالی که عبایش را به رویش انداخته است , از دنیا رفته است . این واقعه شگفت انگیز را نقطه عطف زندگی عارفانه محمد بن ابراهیم نیشابوری یکی از بزرگ ترین عرفای جهان دانسته اند . پیرامون بزرگ منشی و سلوک او این نکته کافی است که مولانا و دیگر عرفای بزرگ جهان خود را در برابر عطار کوچک می دانسته اند .
چندی بعد وی در خدمت مجد الدین بغدادی شاگرد نجم الدین کبری به کسب مقامات و دانش پرداخت و بعد از سفرهایی که کرد در همان زادگاه خویش در سال 627 هجری برابر با 1229 میلادی درگذشت . در ایران همه ساله 25 اردیبهشت ماه مراسم گرامیداشت این بزرگ مرد ایرانی است . عطار با کلامی گرم - دلنشین - همراه با عشقی سوزان سخنان خود را بیان کرده است . عطار به داشتن آثار متعدد در میان عرفا مشهور است . وی درون خانقاها و زندگی دراویش را به سبکی زیبا برای مردم بیان کرده است . دیوان قصائد و غزلها و ترانه های او پر است از معانی دقیق عرفان و خصوصا با غزلهای او تکاملی خاص و قابل توجه در غزلهای عرفانی ملاحظه میگردد . غیر از دیوان مفصل عطار مثنویهای متعدد او مانند اسرار نامه - الهی نامه - مصیبت نامه - وصیت نامه - منطق الطیر - بلبل نامه - شتر نامه - مختار نامه - خسرو نامه - مظهر العجایب - لسان الغیب - مفتاح الفتوح و . . . باقی است . همه این نوشتارهای به نحوی بسیار زیبا عرفان را بیان کرده اند . ولی شاهکار همه این ها منطق الطیر است . منطق الطیر منظومه ای است بالغ بر 4600 بیت . در این کتاب بحث بر سر پرنده ای داستانی به نام سیمرغ است . داستانی تخیلی ولی بر پایه اساس زندگی انسان نوشته شده است . سیمرغ همان حضرت حق است . از میان پرندگان هدهد نقش راهنمای آنان را برعهده میگرد . هدهد نقش پیر مرشد را دارا می باشد . هریک به دلیل وابستگی های مادی زندگی روزمره خویش از سفر به جایگاه حضرت حق در میمانند . در میان راه به دلیل دشواری های بسیار ( موانع بزرگی که در زندگی انسان وجود دارد ) و تمثیل به داستان شیخ صنعان در طلب - سیمرغ پای در راه رسیدن به بارگاه حضرت حق می شود . سیمرغ راهی گذر از هفت وادی عرفان و سلوک یعنی طلب - عشق - معرفت - استغنا - توحید - حیرت - فقر و فنا می شود و بسیاری دیگر از پرندگان تا چند مرحله نخست بیشتر نمی توانند وارد شوند و از ادامه راه باز می مانند . در همه مرغان با بال و پری شکسته و درمانده باقی میماند که نتوانستند هفت مرحله را بگذرانند . در آنجا به عجز و ناتوانی و حقارت خویش در برابر سیمرغ اعتراف میکنند . این منظومه شاهکاری عرفانی محسوب می شود که زندگی انسانها را با زندگی پرندگان نمایش می دهد . مقام و منزلت عطار در حدی است که صائب تبریزی و مولانا که خود یکی از سه عارفان بزرگ ایران زمین به حساب می آید درباره عطار چنین گفته اند :
صائب تبریزی :
میتوانم خاک پای عارف رومی شدن در سخن هرچند عطار و سنایی نیستم
خواهد رسید رتبه صائب به مولوی گر مولوی به رتبه عطار می رسد
مولانا :
|
هفت شهر عشق راعطار گشت |
|
ماهنوز اندر خم یک کوچهایم |
من کی ام اندر جهان سر گشته ای در میان خاک و خون آغشته ای
در ریای خود منافق پیشه ای در نفاق خود ز حد بگذشته ای
شهر گردی خودنمایی رهزنی مفلسی بی پا و سر سرگشته ای
در ازل گویی قلم رندم نبشت کاشکی هرگز قلم ننوشته ای
یک سر سوزن ندیدم روی دوست پس چرا گم کرده ام سر رشته ای
برهمی جوید دلم ناکشته تخم کاشکی یک تخم هرگز کشته ای
کیست عطار این سخن را هیچکش با دلی خاکی به خون بسرشته ای
.................................
تا ما سر ننگ و نام داریم بر دل غم تو حرام داریم
تو فارغ و ما در اشتیاقت بیچارگی تمام داریم
ز اندیشه آنکه فارغی تو اندیشه بر دوام داریم
گه دست ز جان خود بشوییم گه دست به سوی جام داریم
گه زهد و نماز پیش گیریم گه میکده را مقام داریم
گه بر سر درد درد ریزیم گه بر سر کام کام داریم
ما با تو کدام نوع ورزیم وز هر توعی کدام داریم
از تو به گزاف وصل جوییم یارب طعمی چه خام داریم
عطار چو فارغ است از نام ما گفته او به نام داریم
.................................
هفت شهر عشق عطار نیشابوری
مراحل 7 گانه عرفان ایرانی که ریشه در آئین کهن میترائیزم باستانی دارد
گفت ما را هفت وادی در ره است چون گذشتی هفت وادی،درگه است
وا نیامد در جهان زین راه کس نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار وادی عشق است از آن پس ، بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت گر بود یک قطره قلزم گرددت
وادی اول: طلب
ملک اینجا بایدت انداختن ملک اینجا بایدت درباختن
در میان خونت باید آمدن وز همه بیرونت باید آمدن
چون نماند هیچ معلومت به دست دل بباید پاک کردن از هرچه هست
چون دل تو پاک گردد از صفات تافتن گیرد ز حضرت نور ذات
وادی دوم: عشق
کس درین وادی بجز آتش مباد وان که آتش نیست عیشش خوش مباد
عاشق آن باشد که چون آتش بود گرم رو و سوزنده و سرکش بود
عاقبت اندیش نبود یک زمان درکشد خوش خوش بر آتش صد جهان
وادی سوم: معرفت
چون بتابد آفتاب معرفت از سپهر این ره عالی صفت
هر یکی بینا شود بر قدر خویش بازیابد در حقیقت صدر خویش
سر ذراتش همه روشن شود گلخن دنیا بر او گلشن شود
مغز بیند از درون نه پوست او خود نبیند ذره ای جز دوست او
وادی چهارم: استغنا
هفت دریا یک شَمَر اینجا بود هفت اخگر یک شرر اینجا بود
هشت جنت نیز اینجا مرده ای است هفت دوزخ همچون یخ افسرده ای است
وادی پنجم: توحید
رویها چون زین بیابان درکنند جمله سر از یک گریبان برکنند
گر بسی بینی عدد، گر اندکی آن یکی باشد درین ره در یکی
چون بسی باشد یک اندر یک مدام آن یک اندر یک ، یکی باشد تمام
وادی ششم: حیرت
مرد حیران چون رسد این جایگاه در تحیر ماند و گم کرده راه
گر بدو گویند"مستی یا نه ای؟ نیستی گویی که هستی یا نه ای؟
در میانی یا برونی از میان؟ برکناری یا نهانی یا عیان؟
فانیی یا باقیی یا هردویی؟ یا نه ای هردو ، تویی یا نه تویی؟"
گوید:"اصلا می ندانم چیز من وان "ندانم" هم ندانم نیز من
عاشقم اما ندانم بر کیم نه مسلمانم نه کافر پس چیم
لیکن از عشقم ندارم آگهی هم دلی پر عشق دارم هم تهی"
وادی هفتم: فقر و فنا
بعد از این وادی فقر است و فنا کی بود اینجا سخن گفتن روا
عین وادی فراموشی بود گنگی و کری و بیهوشی بود
...................................................................................................................
بزرگان ایران پیرامون عطار چنین سروده اند :
مولانا جلال الدین محمد بلخی
من آن مولاي رومي ام که از نطقم شکر ريزد وليکن در سخن گفتن غلام شيخ عطارم.
آنچه گفتم از حقيقت اي عزيز آن شنيدستم هم از عطار نيز
عطار شيخ ما و سنائيست پيشرو ما از پس سنائي و عطار آمديم.
شيخ شبستري
مرا از شاعري خود عار نايد که در صد قرن يک عطار نايد
سلمان ساوجي
روز خاور گو سيه شو کآفتاب خاوري رفت تا صبح قيامت خاوران عطار شد؟
کمال خجندي
يار چون بشنيد گفتارت کمال گفت حق گوئي تو چون عطار ما
عبدالرحمان جامي
بوي مشک گفته عطار عالم را گرفت خواجه مزکوم است از آن منکر شود عطار را
نعمةالله ولي
گمان کج مبر بشنو ز عطار هر آن کو در خدا گم شد خدا نيست
خواجه ابوالوفاي خوارزمي
از صورت و نقش بگذر اسرار بجو ميراث رسول و نقد اخيار بجو
در قصه و معرکه چه معجون گيري رو داروي درد را ز عطار بجو
کاتبي نشابوري
گر چو عطار از گلستان نشابورم وليک خار صحراي نشابورم من و عطارگل
کمالالدين حسين خوارزمي
خاموشي به ز درس و تکرار مرا تجريد به از خلوت و ادوار مرا
کشاف و هدايه هر که خواهد او را يک بيت ز گفتههاي عطار مرا
اميرحسيني
از دم عطار گشتم زنده دل پاک کردم همچو گل قالب ز گل
سيد محمد نوربخش
آن را که به درگاه خدا يار بود ايمن ز عذاب دوزخ و نار بود
تاج سر سروران عالم گردد گر خاک ره حضرت عطار بود
قاسم انوار
از اين شربت که قاسم کرد ترکيب مگر در کلبه عطار باشد
نسيمي
آن کتابي که پر ز اسرار است منطق الطير شيخ عطار است
{ تاثير پوشش اسلامی بر نوع پوشش زنان اروپائی{


به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از Islam Online ، زنان مسلمان در اروپا نوع پوشش خود را بر اساس موازين دين اسلام برمیگزينند، اما نكته جالب توجه اين است كه اين نوع پوشش بر روی سبك پوشش ديگر زنان اروپايی نيز تاثير گذاشته است.
حتی در كشوری مانند فرانسه كه حجاب را در مدارس و دانشگاه ها ممنوع كرده است، زنان محدوديتی برای استفاده از مد اسلامی در پوشش خود ندارند.
بسياری از توليدكنندگان و فروشگاههای لباس در پاريس و شهرهای ديگر اروپا از جمله شركت مشهور هنس و موريتز در سوئد، در توليد و عرضه لباسهای خود از طرح های اسلامی استفاده میكنند
ماهيكا كه يك مسلمان 24 ساله و مقيم شهر پاريس است، در اين باره میگويد: در حال حاضر بسياری از توليدكنندگان و فروشگاههای لباس در پاريس و شهرهای ديگر اروپا از جمله شركت مشهور هنس و موريتز در سوئد، در توليد و عرضه لباسهای خود از طرح های اسلامی استفاده میكنند.
اسلگازی گروم يكی از فروشندگان لباس در اروپا كه در فروشگاهش لباس و روسریهای با رنگ روشن به چشم میخورد، میگويد: در سال جاری لباسهای منجوقدوزی شده طرح اسلامی در بين لباسهای ديگر از محبوبيت بيشتری برخوردار بودهاند.
در حال حاضر نسل زنان جوان مسلمان در اروپا با نوع پوشش خود كه تركيبی از يك پيراهن بلند و شلوار و بلوز زنانه است، بر روی صنعت توليد لباس در اروپا تاثير عميقی گذاشتهاند.
سوزانا كاوالی مسئول توسعه محصولات شركت ايتاليايی القدس میگويد: فقط مسلمانان نيستند كه از لباسهای توليدی اين شركت استفاده میكنند، بلكه لباسهای توليدی ما در بين غير مسلمانان نبز محبوبيت دارد.
شركت القدس لباسهايی را برای راحتی مسلمانان در هنگام نماز خواندن توليد میكند كه اين لباسها به دليل راحت بودن مورد توجه غيرمسلمانان نيز قرار گرفته است.
بسياری از زنان مسلمان كه به اروپا مهاجرت كردهاند، با ورود به اروپا فرهنگ اين قاره را تحت تاثير قرار دادهاند
بشره سيد، مسلمان بيست ساله كه در روتردام هلند زندگی میكند،از زندگی در هلند به دليل اين كه در اين كشور محدوديتی برای نوع پوشش وجود ندارد، راضی است. وی میگويد: شما میتوانيد در اين شهر هر نوع پوششی را مشاهده كنيد.
وی با تاكيد بر اين عقيده خود كه مد و مذهب بايد در كنار يكديگر رشد كنند، میگويد: در واقع در اين جا به دليل تاثيری كه پوشش اسلامی بر روی نوع پوشش اروپاييان گذاشته است، هيچ محدوديتی برای لباس پوشيدن زنان مسلمان وجود ندارد.
بشره به همراه پنج نفر از دوستان خود ازماه آوريل مجلهای را با موضوع مد و لباس در هلند به زبانهای هلندی، فرانسوی و انگليسی منتشر می كنند. موضوع اين مجله انواع مدهای مورد علاقه زنان مسلمان است.
اين افراد همچنين نمايشگاه مد و پوشش اسلامی را در شهر روتردام برگزار كردند، كه در آن لباسهايی با سبك پوشش اسلامی به نمايش گذاشته شد.
منبع : نوگرا
پروین اعتصامی
مادر موسی چو موسی را به نیل
در فکند از گفته ی رب جلیل
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت کای فرزند خرد بیگناه
|
|
|
کسی زمان شروع پوشش برقع را در جنوب نمی داند. آیا ایرانی است، یا وارداتی است، پیش از اسلام بوده یا بعد از اسلام از چه زمانی به صورت فعلی درآمده است، همه مواردی است که نیاز به تحقیق دارد. ولی در زمان هجوم پرتقالی ها و سپس انگلیسی به جنوب زنان خطه جنوب، بویژه خطر هرمزگان و جزایر آن، از این پوشش، علاوه بر حجاب خود به عنوان حصن و حصار خویش در مقابل مهاجمان و استعمارگران چشم آبی استفاده کردند و در حین مبارزه با استعمارگران که خانه به خانه، همدوش مردان خود بودند، حسرت یک نگاه را درون چشم ها و نفس های متجاوز گذاشته و برقع را به عنوان یک پوشش و یک ارزش در لباس خود و در فرهنگ خود حفظ کردند. |
برقع پوششی است که سالهای پیش حتی زمان پرتغالیها زنان منطقه، هم به جهت حجاب و هم به خاطر محفوظ ماندن از نور خورشید روی صورت خود می کشاندند. نقابهای یکسره که فقط جای چشمها روی این نقابها خالی بود. در حقیقت هدف اولیه استفاده از این پوشش حجاب بود.
بعد از این دوره، برقع طی دوره تکاملی خود بصورت برقع امروزی درآمد که رنگ و طرح برقع نشان می دهد، شخص استفاده کننده متعلق به چه شهذ و چه طایفه ای و یا چه منطقه ای از سرزمین هرمزگان است. برقع بطور کلی در روستاهای بندرعباس رواج دارد. ساکنان منطقه از روی رنگ و طرح برقع می توانند تشخیص دهند، کسی که برقع بر چهره دارد خانمی است که ازدواج کرده است یا مجرد است و یا حتی شوهر خود را از دست داده است. به همین اعتبار رنگ برقع در خانمها متفاوت است.
در مناطق بشاگرد، میناب و سیریک، زیارت، سندرک و جاسک از برقع های رنگی استفاده می کنند(رنگی سوزندوزی شده) خانمهای جوان متاهل و تازه عروسان از رنگهای قرمز و نارنجی و خانمهای متاهل و مسن تر و بچه دار از رنگهای دور قاب مشکی و بقیه قرمز استفاده می کنند. بطور کلی خانمهای پیر و مسن و زنهای بیوه(پیران) از برقه های مشکی استفاده می کنند.
برقع بالا شهری یا روستاهای نزدیکتر به بندرعباس تمام صورت را می پوشانند و فقط چشمها دیده می شود وب رقع تا لب چانه را می پوشاند.
برقع پوششی است که سالهای پیش حتی زمان پرتغالیها زنان منطقه، هم به جهت حجاب و هم بخاطر محفوظ ماندن از نور خورشید روی صورت خود می کشاندند.
برقع جزایر با بقیه برقه ها فرق می کند. برقع جزایر کوتاه است و شامل نواری مشکی روی ابرو روی بینی و یک نوار نسبتاً پهن تر از بقیه روی لبها را می پوشاند و ظاهر این برقع براق و رنگ آن مشکی است.
پارچه برقع را با رنگهای براق به نام "شیل برقع" رنگ می کنند و همین ماده استحکام و آهار به پارچه برقع می دهد.
"شیل برقع" یک نوع رنگ شیمیایی است که به برقع رنگ مشکی متمایل به بنفش می دهد. بند برقع که دو طرف برقع را شامل می شود به حلقه برقع معروف است و نزد خانمهای متمول از جنس طلاست. حلقه برقع به عرض 2 یا 3 سانتی متر است و به طول 5 سانتی متر است و بدنباله پشت سر با ندهای رنگی تکمیل می شود.
جنس برقع پارچه ای کتانی است و در قسمت روی بینی زیر پارچه برای ایستادن روی بینی مقوا یا چوب باریکی می گذارند تا برقع روی صورت خوب بایستد و دو قطعه چوب هم به دو طرف برقع وصل می کنند که این چوبها در محل اتصال برقع بند برقع 3 قسمت اصلی برقع قرار می گیرد که طول آن از یک چوب کبریت بلندتر است

يكي از روستاهاي قديمي وتاريخي كه قدمت آن به چندصد سال مي رسد إين روستای آباد ترين روستای بيابان در سابق ولاحق می باشد وإين روستای تابع استان ساحلی بندر عباس _ استان هرمزگان حالی . شهر بندر سيريک .
إين روستا داراي آبادی بسياری مانند نخلستان وزمينهای حاصل خيز دارای گله وگوسفند وشترهای زيادی بودند وبخصوص ميشهای فراوان داشتند بهمين جهت نام إين روستا را ميشي گذاشتند .
وآن دوره وزمان که أکثر مردم بی سواد بودند بيشتر مردم إين روستای ملاء قرآن خوان وبا تقوی بودند چون در آن أيام أدای فريضة حج راکه رکنی از ارکان اسلام است وبا مشقت تمام بجای آورده اند بطور مثال " حاجی دادشاه " حاجی ابراهيم "حاجی محمد جمعة.....الخ.....
وسمت شرقی إين روستا نزديک به تپه کوه آثار خانهای قديمي ديده ميشود که دليل بر إين است که درإين منطقة اشخاصهای درچند صد سال پيش زندگی کرده اند حتی گورهای به چشم ميخورد وبجوار إين آثار باستانی حرم امازاده ای بنام شهباز وجود دارد که أهالی منطقة بيابان احترام خاصی بروی قائلند .
واز جمله يکی از آثار باستانی منطقة ميشي که قدمت آن به چند صد سال پيش بر ميگرد قبرستاني قديمي وكهن مي باشد ومعروف به قبرستان اسحاق است که ،اسحاق جد تمامي اسحاقياني كه از ميناب تا جاسك هستند مي باشد او إين زمين را خريده ووقف نموده است .
روستاي ميشي از چند دهکده تشكيل شده است .۱ميشي قديم (كه خودداري كه چند محله است )۲سربندور۳نوشهر ميشي ۴تومانراهي ۵. شهر بلوچان 6-جتی 7- مغ ناطم 8-سورغ 9- لردي 10 – کرسرگ 11- آلوردان 12- شمجو 13- مغميران 14- چاکری .
دراين روستامردم به لهجة محلی صحبت مي كنند ۱- زبان بلوچي 2- زبان شهري كه نزديک به زبان مينابي وبندري وفارسي است3- زبان أردوئي يا مارزي.
شغل اكثر مردم كشاورزي (که با محصولات ديمی انجام ميگيرد ) " دامداري "تجارت "ملوانی " صيادِي " نجاري" عده ای از مردم ميشيدر سالهای متمادی به کشورهای خليج مانند " کويت "قطر " بحرين " عمان _ مسقط" امارات متحده عربی " مهاجرت کرده اند ودر آن کشورها مقيم شده اند وإين عدهٌ هيچوقت رابطة خودرا با مولد خويش قطع نکرده اند وبرای ديدار خويشاوندان وهمشهريان خود به محل مي آيند ودراحداث مساجد ومؤسسات فرهنگی وبهداشتی از بعضی خيرين وثروتمندان وبا کمک مادی خويش شرکت می نمايند وبه فکر منطقة خويَش هستند .
درإينجا از خانواده های که ممکن است ازسران وبزرگان منطقة بشمار مي آيند وبه علت عدم اطلاع کافی ازآنان نام برده نشده معذرت ميخواهم أما در صورت لزوم کتبا يا شفاهاًبه بنده تذکر دهند که البته موجب تشکر خواهد بود ازخوانندگان گرامی و ارجمند تمنا دارم اجا.ه بفرمايند مقدمه ای که سعی می کنم کوتاه باشد خدمتشان بعرض برسانم " ازإين نظرکه خرده نتوان گرفت برضعفا"اميد است مرابه بزرگواری خويش ببخشند وعفوم
| کشف یک مسجد قدیمی در حفاری های مکه | |
|
در پی حفاریهایی که برای توسعه منطقه جمرات توسط دولت عربستان در حال انجام است یک مسجد بسیار قدیمی که به دوران ابی جعفر منصور خلیفه عباسی برمی گردد سر از خاک برآورد. عکسهایی از مسجد مذکور:
بر روی این سنگ نوشته که داخل مسجد موجود است نام ابوجعفر منصور (متوفای ۱۵۸ هجری) آمده است. در صورت اثبات این موضوع می شود گفت این مسجد عمری بیش از ۱۲۰۰ سال دارد. |
عید پاکی و بخشندگی را خدمت همه مسلمانان جهان بلاخص
دوستان وهمشهریان محترم تبریک وتهنئت عرض می کنم

بسم الله الرحمن الرحیم .
ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الله به عموم مسلمین مبارک باد.
التماس دعا داریم دراین ماه
از شمابزرگواران داریم .
رمضان ماه خدا ماه خوب باصفا
مبارک مبارک رمضان ماه باصفا
" دلتاي رود گز و حرا ( هيوي ) The Delta of Rud-e
Gaz an
تالاب آذيني ( خور آذيني ) جزو مجموعه پهنه هاي تالابي
است که به عنوان d Rud-e Hara international Wetland " در فهرست سايت هاي رامسر ثبت شده است .
تالاب آذيني ( آذين ) در جنوب دهستان " بيابان " از شهرستان
ميناب و تقريباً در 35 کيلومتري جنوب غربي شهر و بندر " سيريک "
قرار دارد . با توجه به پهنه تالابي وسيع منطقه در اين دهستان
مراکز جمعيتي روستايي عموماً در شعاع 5 تا 7 کيلومتري اين تالاب
قرار دارند که برخي از آنها عبارتند از :
روستاي گناري Gonari روستاي " بازگرد" - روستاي " داپتي Dapti
" روستاي " گاراندهو " - روستاي گز پير Gazpir - روستاي مهرگي Mahregi .
تالاب بين المللي دلتاي رود گز و رود حرا ( هيوي ) که از تاريخ 23
ژوئن 1975 به طول 40 كيلومتر و مساحت 15 هزار هکتار در فهرست
رامسر قرار گرفت ، اما متاسفانه در توجيه جغرافيايي
آن دقت کافي مبذول نشده است چرا که طبق
تحقيقات اينجانب دو اشکال اساسي در اين توجيه جغرافيايي وجود دارد .
اول – مجموعة تالابي مزبور يک پهنة ماتدابي گلي
، ماسه اي بين جزر و مدي با خور هاي بزرگ و
کوچک و جزاير کوچک متفرقه است با جنگل هاي
حرا و چندل در حد فاصل دو رودخانه گز و هيوه
( نگاه شود به تصوير ماهواره اي ضميمه ) و نه دهانه دو رودخانه گز
و حرا ، که به غلط در اسناد سازمان حفاظت محيط زيست اينگونه تعريف شده :
" دهانه دو رود خانه حرا و گز تواماً يک تالاب ساحلي به طول 40
کيلومتر در امتداد شمال به جنوب در سواحل شرقي تنگه هرمز
تشکيل داده اند . اين تالاب شامل مجموعه اي از آبراه هاي جزر و
مدي ، کفه هاي گلي ، جنگل حرا به مساحت حدود 900 هکتار ،
سواحل شني و چندين جزيره گلي پست مي باشد و.... "
دوم – در تعريف سازمان حفاظت محيط زيست از
رودخانة " حرا " نام برده شده است که چنين
رودخانه اي با اين نام در هيچ يک از اسناد
جغرافيايي ( کتاب و نقشه ) يافت نشد و احتمالاً اين همان
رودخانه " هيوي Hivey " است که شايد نام
محلي داشته است .
شايان ذکر است در شهرستان ميناب حدود 70 رود و آبراه فصلي
و اتفاقي با نام مشخص در اسناد جغرافيايي ذکر شده است که
رود خانه اي به نام حرا در ميان آنها يافت نشد .
تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور
تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور است
مجموعه اي از جنگل هاي مانگرو با دو گونه بر تر حرا Avicennia
marina و چندل . Rhizophora mucronata که رويشگاه چندل تنها در اين
تالاب در کل منطقه ساحلي جنوب ايران وجود دارد . در تصاوير
ضميمه در بخش انتهايي همين گزارش چشم انداز هاي انبوه دو
گونه فوق ارائه شده است .
اين رويشگاه جنگلي منحصر به فرد با وسعتي بيش از 500 هکتار
به علت موقعيت جغرافيايي خاص زيستگاه ارزشمندي است براي
نگهداري و حفاظت ويژه به لحاظ تنوع اکولوژيکي و ژنتيکي بسيار
بالا . اين تالاب همچنين يکي از نواحي مهم زمستانگذراني پرندگان
در معرض خطر انقراض همچون پليکان پا خاکستري ( Pelecanus
crispus ) حواصيل خاکستري ( ( Ardea cinera ، اکرت بزرگ(
Egretta alba ) و اکرت ساحلي(Egretta gularis ،گيلانشاه ( Numinous auguata ) و گيلانشاه ابرو سفيد و گيلانشاه حنايي و...
است که برخي تصاوير اين پرندگان در بخش پاياني همين گزارش
ارائه شده است . علاوه بر اين از پرندگان خشکزي نظير تيهو ،
دليجه ، بلبل خرما و ليکو ، در حاشيه تالاب مي توان نام برد .
به علت جزر و مدي بودن تالاب بسياري از ماهيان درياي عمان وارد
تالاب مي شوند که در تصوير ضميمه نمونه هاي صيد شده اين نوع
ماهيان ارائه شده است .
. شايان ذکر است رويشگاه هاي طبيعي مانگرو ها عموماٌ مناطق
گرمسيري هستند و نواحي تحت تاثير جزر و مد دريا و... که به لحاظ
غناي زيستي فراوان غير قابل جانشين مي باشند و به همين دليل
از يک حمايت جهاني بر خوردار مي باشند و از اين رو سازمان
حفاظت محيط زيست کشور ما نيز تمامي خور هاي خليج فارس تا
درياي عمان را به لحاظ وجود همين رويشگاه ها حفاظت شده اعلام
کرده است و اين غير از تالاب هاي فهرست رامسر در اين منطقه
است . اين نوع تالاب ها کار کرد هاي بسيار زيادي دارند از جمله :
*-داراي ارزش هاي اکولوژيکي به لحاظ کنترل فرسايش کناره هاي
ساحلي که در برابر طغيان دريا حافظان طبيعي بسيار خوبي
هستند
*-مقاوم در برابر آفات و حشرات
*-زيستگاه بسياري از پرندگان تالابي ، آبزيان ، دو زيستان
*-مقاوم به شوري آبهاي دريا
*-داراي خواص دارويي بسيار نظير : درمان زخم و مار گزيدگي ،
درمان نارحتي هاي پوستي – و بويژه چندل براي درمان ديابت ، گلو
درد ، اسهال خوني ( منبع : Jams,A.D.1983. Handbook of Energy Crops )
*- و ...
کليد تخريب تالاب آذيني توسط سازمان شيلات زده مي شود
اسکله صيادي سازمان شيلات درست در کنار رو
يشگاه هاي حرا و چندل ، تخريب اکوسيستم
تالابي بکر منطقه با ارزش بين المللي غير قابل
جايگزين را آغاز کرده است ! که زخم کاري ديگري
بر پيکر طبيعت شگفت انگيز ايران خواهد بود . اگر
چه اين تالاب نيز واژه حفاظتي و رامسر سايت هارا
با خود يدک مي کشد ولي براي تخريب کنندگان ،
اين واژه ها هيچگاه معني خود را نداشته است .
بگونه اي که تحت عنوان طرح هاي عمراني و با
بخشي نگري و بدون بر نامة آمايش سرزمين
توسعه اي صورت مي گيرد که قطعاٌ به ضد خود
تبديل مي شود ! زيرا با بر هم زدن تعادل
اکوسيستم تالابي که هزاران سال در مقابل
طوفان ها و فرسايش هاي ساحلي و جزر و مد
هاي شديد مقاومت کرده و ساختار طبيعي فعلي
را بوجود آورده است قطعاً تاسيسات شيلاتي با
انهدام اين تالاب دوامي نخواهد داشت و همواره
در خطر نابودي قرار دارد و اين يعني بازي با بيت
المال و اين يعني عناد با منابع ملي و اين يعني
پايمال کردن حق اين نسل و نسل هاي آينده و اين
يعني ناديده گرفتن حق زيست ساير موجودات و .اين يعني بي حرمتي به يک گنجينه الهي آنهم
در سرزميني خشک !
ايجاد اسکله جديد در حالي است که هم اکنون در شهرستان ميناب
تاسيسات شيلاتي زيادي موجود است : در حال حاضر سه بندر و
مرکز صيادي وجود دارد که شامل بندر " کلاهي " بندر" کوهستک"
و بندر " سيريک " است . در منطقه کلاهي ( خور کلاهي ) يک
اسکله صيادي قرار گرفته که داراي امکانات مختلف است . از جمله
بازارچه ماهي است. در اين اسکله صيادي 48 دستگاه لنج و حدود
200 دستگاه قايق موتوري فعاليت دارند همچنين يک واحد استخر
پرورش ميگو به وسعت 20 هکتار وجود دارد بعلاوه در منطقه "
تياب جنوبي " حدود 400 هکتار و در " تياب شمالي " حدود 1000
هکتار استخر پرورش ميگو و يک واحد کارخانه کنسرو ماهي و يک
واحد سردخانه 500 تني انجماد و يخسازي در منطقه کلاهي وجود
دارد . در منطقه کوهستک نيز يک موج شکن ، سکوي خشک
کردن ماهي وجود دارد و همچنين 2 دستگاه لنج و 160 دستگاه
قايق موتوري فعاليت دارند . در بندر " سيريک " ( صيد گاه سيريک )
نيز کليه امکانات صيادي و حدود 100 دستگاه قايق موتوري
فعاليت دارندو...
در پايان جلوه هاي شگفت انگيز و کم نظير تالاب
آذيني در قالب 24تصوير به نمايش گذاشته مي
شود باشد که توجه دوستداران محيط زيست و
مسئولين ايران را به لزوم جلوگيري از احداث
اسکله صيادي شيلات جلب نمايد .
بانضمام
رهنمود هايى به زنان مسلمانان
در مورد تبرج و بى حجابى
از شيخ محمد صالح العثيمين رحمه الله
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام علی أشرف المرسلين نبينا محمد وعلى آله وصحبه وسلم.
خواهر مسلمان! چه کسی تو را به حجاب امر نموده است؟
تا اين مقاله را نخوانده ای هرگز تعجب مکن:
دانشجوی دختری از يکی از دوستانش خواست تا برای مناقشه رساله فوق ليسانس که در حضور استادان مرد انجام ميشد با او وارد جلسه امتحان شود اما دوست او جواب داد: «فلانی آيا نميدانی که در قرن بيستم زندگی ميکنيم»؟!!
چرا شد آن محبتها فراموش؟!
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
بیا تا مهربانی پیشه سازیم به مشتی زرق و زر خود را نبازیم
چه آمد بر سر اقوام و خویشان که شد آن جمعشان اینسان پریشان؟!
چرا خواهر ز خواهر می گریزد برادر با برادر می ستیزد
چرا دختر ز مادر ننگ دارد پدر با بچه هایش جنگ دارد
چرا مهر ومحبت کیمیا شد تمام آن رفاقت ها ریا شد
نبینی خنده ای بر روی لب ها نه روز آرامشی داری نه شب ها
نه کس را لحظه ای آسوده بینی به زشتی جمله را آلوده بینی
نه آسایش نه آرامش نه راحت همه مشتاق یک آن استراحت
همه درگیر نوعی اضطرابند چه نفرینی است دایم در عذابند
چو مردم را عوض شد زندگانی شده این زندگانی، زنده مانی
چرا یک روز روز خوش نبینیم همه سر در گریبان می نشینیم
به ظاهر خانه هامان کاخ شاه است درونش یک جهان اندوه و آه است
دگر از بذل و بخشش ها اثر نیست ز انصاف و مروت ها خبری نیست
شده نایاب و لطف و مهربانی تعارف ها همه سرد و زبانی!
عمو جان، خاله جان دیگر نگوییم برای مرگ هم در آرزوییم
یکی حج می رود سالی دو سه بار کنارش خواهرش نادار و ناچار!
یکی با سودی از پول نزولی رود مکه به امید قبولی!
یکی نازد به ماشین و به باغش یکی باد تکبر در دماغش
تمام کارها گشته ریایی نجابت شد عوض با بی حیایی
فقط دنبال نفع و کار خویشند به فکر گرمی بازار خویشند
زبس حرص و طمع در سینه دارند به هم مانند دشمن کینه دارند
خدایا راه من را راست گردان مرا قانع به نان و ماست گردان
مرا یاری نما تا یار باشم برای دوستان غمخوار باشم
سيداحمد هاشمي
در حدود پنجاه سال پيش در جايي در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت، و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد.
http://khour.ir/kankash/archives/48
بسياري از ما وقتي به اوضاع واحوال کنوني مسلمانان نگاه مي کنيم، بخاطر اوضاع اسفباري که مسلمانان در گوشه وکنار جهان از آن رنج مي برند، دچار يأس و نا اميدي مي شويم، ودر نهايت نتيجه گيري مي کنيم که مسلمانان در سراشيبي سقوط قرار گرفته، وسير قهقرايي را طي مي کنند، وتا روز قيامت به همين منوال خواهند ماند.
| ||
شيوع ايدز درسراسر جهان بقلم : عبد الدائم الكحيل |
| ||||||||
بقلم فراس نور الحق آيا آنان به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده است؟! وبه آسمان نگاه نميى كنند كه چگونه بر افراشته شده است؟! وبه كوهها نمى نگرند كه چگونه نصب وپا برجاى شده اند؟! وبه زمين نگرند كه چگونه پهن وگسترانيده شده است؟! تو پند بده ويا آورى كن چرا كه تو تنها پند دهنده وياد آورى كننده اى وبس ، تو بر آنان چيره ومسلّط نيستى. خانواده شتر يكي از كوچكترين خانوادهها در ميان جانوران ميباشد. بجزشتر دوكوهانه وچهر كوهانه چهار نوع ديگر از اين خانواده وجود دارد .خلقت شتر يك شكل عجيب كه داراى سر واسرار مى باشد . گـوشـهـای : گـوشـهـای آن کـوچکـ و پـوشـيـده از مـوهـای پـرپـشـت و بهم چسبيده است، که باعث می شود شن و ماسه داخل گوش آن نروند. مژه های آن خيلی پرپشت و کيپ همديگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـريـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.
رسيدند. ولكن شترها باقى ماندند، ونيز مردمان كه مصدر رزق شان شتر بود از اين قحط وخشك سالى جان به سلامت بردند. بر اساس تحقيقات منتشر شده از سوی متخصصان سازمان جهانی بهداشت، با توجه به خواص مفيد فرآورده های شتر، چندين ميليون مشتری بالقوه در جهان عرب و ده ها ميليون نفر ديگر در اروپا، آمريکا و آفريقا، باعث می شود که توليد و صدور اين فرآورده ها بازاری پر رونق را ايجاد کند.در بعضى مناطق جهان شتر مقابل چنين حوادث مقاومت كنند.
خاصيتهای مفيد شتر، اين حيوان در تمام نقاط جهان، از جمله در اورپا، کمتر مورد توجه بوده است؟! علاوه بر اين، مردمان آن مناطق می گويند که کشف نفت در کشورهای عرب حاشيه خليج که ثروتمند شدن مردم اين مناطق را به دنبال داشته، انگيزه پرورش شتر در اين مناطق (به عنوان يکی از مناطق اصلی پرورش شتر) را تضعيف کرده است. آنها می گويند با سرازير شدن خودروهای قدرتمند بيابانگرد به اين مناطق، شتر حتی به عنوان وسيله ای برای حمل و نقل نيز، جايگاه خود را از دست داده است. با تمام اين اوصاف، عده زيادی در خاورميانه به شترداری به عنوان يک سنت نگاه می کنند و سعی می کنند به آن ادامه دهند. مسابقه شتر رانى که از سرگرمی های جذاب ثروتمندان و اميرزادگان عرب است همه ساله پر رونق تر از پيش در چند کشور عربی برگزار می شود. پس از اينکه اين مسابقات به دليل استفاده از خردسالان برای شتر، دوانی مورد انتقاد جامعه جهانی قرار گرفت، دست اندرکاران مسابقات شتر دوانی، از روبات بجای سوارکار استفاده کردند. در بريتانيا ابراز علاقه کرده اند. علاوه بر مواد معدنی و ويتامين، تحقيقات نشان داده که پادتن های موجود در شير شتر ممکن است برای غلبه بر بيماری هايی نظير سرطان، ايدز، آلزايمر و هپاتيت ث مفيد واقع شوند. در همين حال تحقيقات برای يافتن نقش آن در کاهش تاثير ديابت و بيماری های قلبی نيز ادامه دارد. سازمان خوار و بار جهانی، بازوی اغذيه سازمان ملل متحد، از
توليدکنندگان خواسته تا فروش اين محصول به غرب را آغاز کنند. اين سازمان اميد دارد گروه های کمک کننده و سرمايه گذاران به توسعه اين بازار کمک کنند. يکی از مسئولان اين سازمان می گويد: "استعداد اين محصول عظيم است. شير، پول است". برای رژيم های غذايی باشد چرا که دارای کلسيم و ويتامن ب است و از چربی کمتری نسبت به شير معمولی گاو برخوردار است". "با اين حال اين شير گران تر از شير گاو است و مزه ای دارد که ممکن است برخی از مردم از آن خوششان نيايد.(أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ) آيا آنان به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده است؟! خلقت شتر يك نوع معجزه اى بوده كه خداوند |
| ||||
ازدواج های اجباری يکی از پر مخاطر ترين پرابلم های اجتماعی است که مردمان بعضی کشورهای اسلامی در اين گرداب مرگبار دست وپا ميزنند. بی ترديد چنين ازدواج ها از مهمترين عوامل انحطاط خانوادگی بوده که در دراز ندت يا کوتاه مدت شيرازه زندگی خانوادگی را از هم پاشيده, سر انجام زندگی جوانان وخانواده ها را دچار بد بختی می سازد, که در اين نويشته برادران مسلمان را آگاه ميسازم به اشکال ازدواج های اجباری: 1 ـ ازدواج هايی نا متجانس: منظورم ازدواج هايی است که در آن تفاوت عمر ميان دختر وداماد در نظر گرفته نمی شود. من از اين قبيل ازدواج ها را در اطراف واکناف بعضی کشورهای اسلامی بسيار سراغ دارم: برخی دختران ويا خواهران خود را به جبرو واکراه به عقد کسانی در آورده اند که عمر آنها ( داماد) از هفتاد تجاوز کرده در حاليکه دختر 16 يا 18 سال از بهار عمر خود را پشت سر گذاشته وبس که ولی امر دختر صرف بخاطر ثروتمند بودن, او را به دامادی قبول نموده, احساس ومشاعر دختر را ناديده گرفته او را درچاه آتش می اندازد. متأسفانه شيخ ها هم در بدل چنين پولی به اين نوع عقد ها علامت صحيح می گذارند!.استاد مصطفی سباعی در کتاب خود : ( زن ميان فقه وقانون) وشيخ علی طنطاوی در بعضی مقالات خويش در مورد چنين ازدواج ها می گويند( يجوز قضاءً ويحرم ديانةً)يعنی از نظر قضائی وقانونی اشکالی ندارد ولی از نظر ديانت اهداف ومقاصد يکه در وراء ازدواج نهفته است حرام است.بارز ترين اهداف شرعی ازدواج که سکون نفس, مودت, عشق ومحبت است در اين نوع ازدواجها تحقق نمی پذيرد. گذشته از آن مصالح عليای مجتمع را به مخاطره می افگند. خدواند متعال می فرمايد: ( ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها وجعل بْنكم مودة ورحمة) دوشيزگان مظلوم در حاليکه 16 سال بهار عمر خود را گذرانده اند ودارد تازه گلهای شان شگوفه می کند به عقد پدر بزرگانشان در می آیند. آيا اين جفا در حق دختران واهانت به ارزشهای انسانی نيست؟ همه ميدانيم که مقصد ازدواج تنها لقمه طعام وياپارچۀ لباس نيست بل اسراريست که در گهر عشق ومحبت جوتنه ميزند.
ـ ازدواج خونبها ( در بدل ديت یا جزيه آن ) در ميان بعضی از کشورهای شرقی دختر دادن در بدل خونبها( يعنی ديت) ورثۀ مقتول رواج دارد تا بدينصورت ورثۀ مقتول از اجرای قصاص صرف نظر کنند. خونبها قرار دادن دختران پديده ای است شوم که هيچ اصل شرعی ندارد وبرانگيزندۀ نگرانی است .زيرا خانواده شوهر بسوی دختر به ديده قاتل نگريسته, مورد اهانتش قرار می دهند. سر انجام گل های آرزويش در غم وشکنجه پر پر می شود.واز طرف ديگر ازدواجی که منتج به ظلم وبربريت شود از نگاه شريعت اسلام حرام قرار داده شده است. ج ـ از دواج بخاطر آخذ موقعيت سياسی واجتماعی ...دوست داران جاه ومال با در نظر داشت شرايط کنونی عالم ثالث در آن ستم بی عدالتی وجود داردهيچ نهاد قانونی بخاطر دفاع وتأمين حقوق دختران وجود ندارد . هستند, پدران وبرادرانی که دختران ويا خواهران خود را قربانی هوا وهوس خود می کنند, چون از طريق ديگری نتوانستند به اهداف خود نايل آیند به دختر يا خواهر دادن( جبراً) به پول داران يا ارباب های قدرت , خويشاوندان رهبر حتد نوکران شان می خواهند أخذ موقعيت کنند. بناءً با زور دختران خود را در قيد نکاح لفراد مذکور در می آورند که در نتيجه به خود کشی , فرار, قتل شوهر وغيره تن می دهند ويا در خانۀ جهنمی شوهر می سوزند, خود سوزي زنان دربعضی کشورهای ازدست ستم واسارتهاي تحميلي چنان ابعاد گسترده اي به خود گرفته است که بعضی ازموسسه هایحقوقی اين را بزرگ ترين خطر دانستند.اين را بايد بدانيم, وقتيکه زنان ومردان ناخوان باشند، آنها وسيعاً فکرکرده نمي توانند، ازاينروآنها نمي توانند مشکلات شان را حل بکنند. آنها تصميم مي گيرند که خود را بسوزانند ويا اينکه شوهران شان تصميم مي گيرند تا زنان خود رابسوزانند. ازدواجهاي اجباري که زنان جوان را به مردان سالمندي مي دهند که اکثراً دوسه زن ديگرنيزداشته اند ، ويا ازدواجهايي که به خاطرحل مناقشات ميان خانواده ها صورت مي گيرند ويا بعضاً هنگامي خسرها تقاضاي نامشروعي ازعروسان شان مي داشته باشندف کاررا به چنين اقدام هولناک وکشنده مي کشاند.اين نوع اعمال نه تنها جايگاه در شرع اسلام ندارد بل مخالف تمام سنن وارزشهای انسانی به شمار می رود.
ازدواج نذرانه:يا سبحانه الله چقدر جهالت است که بعضی ها به اساس خلوص وارداتی که به قطب, پير, يا شیخ طريقه, ابدال دارند دختران را نذرانه قرار داده به عقد آنهائی در می آورند که خورشيد عمر شان در حال غروب است.چون پدر نذر کرده است دختر نبايد سر کشی کند بحکم اينکه از فرمان پدر سر پيچی کردن جرم وبی باکی تلقی می شود! آری, وفا به عهد ونذر, کاری است پسنده؛ اما نه سلب حريت ها وپايمال کردن ارزشهای انسانی. اين نوع ازدواج شکلا ومضموناً مخالف شرع است. قربانی اين پديده های شوم ازدواج اجباری تنها دختران نيستند بلکه پسران هم هستند, زيرا برخی از پدران ومادران پسر خود را تهديد می کنند که اگر فرزندشان با فلان دختر ازدواج نکند از طرف پدر عاق ومادر شير سفيدش را برای وی نخواهد بخشي؛ در حالی که اسلام نمی خواهد بنای ازدواج را به الزام واجبار بناکند. زن بايد محبوب باشد, اساس کانون خانواده را محبت رقم بزند. تقاضای محبت وعلاقه اجبار والزام نيست. روحيه حاکم بر جامۀ ما مسلمانان بايد به اتخاب پدر ومادر جامعۀ عمل پيپوشند يک روحيه کلاسيک و سنتد. آنها يی که انتخاب پدر ومادر را برای او لادشان مصلحت تلقی ميکنند اين يک امر مسلم نيست؛ چون پدران ومادران زيادی وجود دارند که جگر گوشه ها شانرا قربانی مقاصد خود کرده اند. می پذيريم که پدر ومادر بحکم عاطفه دوست دارند اولادشان را حتباشند؛ اما مهمتر از آن بايد در نظر داشت که پدر ومادر به چه ارزشهايی ارج می نهند وانديشه وافکار شان از کجا تراوش مي کند. آنها يی که به ولايت مطلق اوليا به اساس " لا نکاح الا بولي" باور دارند به حطا رفته اند علماء ودر رأس شان حضرت أبو حنيفه رحمت الله عليه وعلماء معاصر ولايت ولی , ولايت اختيار ميدانند نه ولايت اجبار؛ زيرا ولايت بالغ وعاقل در روشنائی مصلحت شان ورضايت شان ثابت ميشود.بناء ولايت اوليای: معتوه, ابله, احمق, سفيه وماديت پرست مورد سوال قرار ميگرد. بنا بر آن پسران ودختران, در چارچوب ارزش های اسلامی, ميتوانند شريک زندگی خود را خود انتخاب کنند. وبه اساس ارزش های انسانی پابه عرصۀ مسؤليت گذاشته خانواده تشکيل دهند. برخی هم " لانکاح الا بولي" را هم مختص ميدانند که در صورت بلوغ برايشان نکاح نيز ثابت ميشود.آرزومندم که اوليای امورتصاميم شانرا در رابطه به ايجاد خانواده, به اساس تعاليم والای اسلام ودر روشنايی اهداف ومقاصد شرع, طرح ريزی کنند تا جگرگوشه ها يشان در فضای آگنده از سعادت ونيک بختی, در تکامل جامعه اسلامی کوشا, فعال وبارسالت نقش ارزنده ايفا کنند. |