شروعی دوباره

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت دوستان عزیز وبزرگوار وهمراهان همیشگی وبلاگ

سیریک گرچه باتاخیر ‌‌آومدیم ولی امیدواریم که وبلاگ ما بروال عادی

خویش باز گردد ودوباره شاهد قدوم مبارک شما دوستان عزیز و

سروران ارجمند باشیم .

باتشکر ویلاگ سیریک

آیات قرآن الگوی سعدی در بكارگیری تلمیح های ادبی است
بهره گیری از تلمیح های ادبی و اشاره مستقیم و غیر مستقیم به آیات و مفاهیم قرآنی از ویژگی های قلم سعدی است.
بهره گیری از تلمیح های ادبی و اشاره مستقیم و غیر مستقیم به آیات و مفاهیم قرآنی از ویژگی های قلم سعدی است.
توجه سعدی به آیات قرآن، بهره گیری از نوعی حکمت شرعی و نبوی است، در دیدگاه وی تاکید بر این است که انسان باید شكرگزار خالق باشد، از پلیدی‌ها دوری كند و باید برای آراستگی به مكارم اخلاق و فضایل اخلاقی تلاش کند. در واقع الگوی اصلی سعدی در آثارش قرآن است.
اول اردیبهشت، روز گرامیداشت سعدی، فرصتی است که نگاهی به کاربرد آیات قرآن در آثار سعدی داشته باشیم. به اذعان کارشناسان ادبی، اشعار سعدی به حكمت یونانی و یا حكمت ابن‌سینایی شبیه نیست و نباید انتظار داشت كه در آن از مباحث هستی‌شناختی و شناخت‌شناسی آن‌طور كه در حكمت و فلسفه متعارف یونانی بحث می‌شود، مباحثی یافت شود.
خداشناسی و انسان‌شناسی را دو مبحث اصلی مورد توجه در آثار سعدی است و در پی آن به انسان‌پروری و انسان‌دوستی توجه داشته است. در تحقیق آثار سعدی باید همه آثار او را مد‌نظر قرار داد و مطالعه كرد. نمی‌‌توان با مطالعه یكی از آثار به بررسی شخصیت وی و تفكر و اندیشه‌اش پرداخت و دیدگاه درستی اتخاذ كرد، ضمن اینكه باید آثارش را در متن حوادث زمانه او شعری در ایران مطالعه كرد.
سعدی در طرح فلسفه اخلاق خودش بیش از هرجا از قرآن الهام گرفته است. وی سال‌ها در مركز علم آن زمان جهان اسلام یعنی نظامیه بغداد كه ورود هر‌گونه اندیشه فلسفی یونانی به آن ممنوع بوده است، درس خوانده است.
اصول اخلاقی سعدی بر شش اصل استوار است، نخست "هدف از علم اخلاقی" است كه هدف از آن نوعی آرامش درونی و رضایت خاطر خود آدمی است، دوم "مصلحت اجتماعی"، سوم "عقل" است كه مبنای داوری در موارد اخلاقی عقل است، چهارم "عرف"، پنجم "سنت" كه ریشه در گذشته دارد و ششم "زمان".
سعدی معتقد است كه در تثبیت و بسط اخلاقی كه بر مبنای این اصول بنا شده است، نخست باید "امیر و حاكم" اصلاح شود، مرحله دوم، افزایش قدرت علمی و استفاده از ابزار فقها، علما و قضات است، مرحله سوم، "قدرت دیوانی"، مرحله چهارم "قدرت نظامی"، مرحله پنجم، قدرت تبلیغی شاعران، قصه‌گویان و واعظان است.
حكایت‌ها از گلستان سعدی به تلمیحات قرآنی آن اشاره و معانی برخی از واژگان را توضیح داده است. پرودگار، ترجمه "رب" از صفات الهی است و بیش از ۶۹۷ بار در قرآن مجید آمده است، "حی" نیز از صفات خداوند به معنی زنده كه ۱۹ مرتبه در قرآن مجید آمده و "توانا" ترجمه "قادر و قدیر" است كه هر دو از صفات الهی هستند، اولی ۱۰ مرتبه و دومی ۳۹ مرتبه بار در قرآن مجید یاد شده است. استفاده از نام های پروردگار و صفات حضرت حق در آثار سعدی در موارد متعدد دیده می شود.
تأثیرپذیری سعدی از قرآن در اولین سطرهای گلستان در حیث فرم و شکل اثر ادبی، محتوا و معنا آشکار است و دیدگاه قرآنی در آثار وی نفوذ دارد.
سعدی از آیات قرآن در زمینه مدح و ستایش خداوند، آموزش نکات اخلاقی و اسلام نتیجه های کاربردی در زندگی بهره گرفته است.
عوامل موثر بر آثار سعدی را علاوه بر فضای اسلامی قرن ششم و تحصیل سعدی در مدرسه علمیه بغداد، بهره مندی وی از محضر استادان قرآنی می توان دانست. بیشتر استادان سعدی در مدارس دینی از علمای بزرگ قرآنی بودند و نوع تفکر امام محمد غزالی (وفات ۵۵۰ هجری قمری) و شاگردان وی و تفاسیر و تعالی قرآنی آن ها مورد استفاده سعدی بوده است. همچنین ابن جوزی استاد قرآن دیگری بود که در مبنای تربیتی و ادبی آثار سعدی تأثیرگذار بود.
نحوه تکوین شخصیت، زمانه، استادان سه رکن اصلی است که نشان می دهد چرا سعدی در آثارش به قرآن توجه ویژه داشته است. مسیر سعدی در بلاد اسلامی نگاه خاصی را در وی به وجود آورد تا در نهایت حاصل آموخته ها و تجارب خود را در سال ۶۵۵ هجری قمری در بوستان و ۵۶ در گلستان عنوان كرد و حاصل تلاش های وی با جانمایه دینی شکل گرفت. در بسیاری از بخش های گلستان اشاره مستقیم به متن آیه نشده اما مفاهیم قرآنی است و در پایان حکایت یا متن آیه را ذکر می کند. مثلا در مقدمه گلستان مفاهیم حمد و ستایش، تقرب، پروردگار و عجر انسان ذکر می شود و در پایان آیه ۱۳ سوره مبارکه سبا می آید: "اعملوا آل داود شکرا و قلیلا من عبدی اشکور"
اساس تأثیرپذیری سعدی از قرآن استعمال مستقیم نیست بلکه بنیاد آموزه های قرآن را در آفرینش فضای اشعار و حکایت ها به کار می گیرد و بیان هنری سعدی بیش از هر چیز مدیون قرآن است. نوع جمله بندی ها، تمایل به سجع و فاصله و حتی آهنگ حملات وی مشابه قرآن است.
تسلط سعدی بر آیات و احادیث عامل دیگری رویکرد قرآنی آثار سعدی است. بیش از ۱۲۰۰ مورد در آثار سعدی به داستان های مختلف قرآنی اشاره شده است و بیشترین استفاده از داستان سلیمان و یوسف است. چون داستان امکان تعبیرپذیری، فضاسازی و جذابیت دارد و به همین دلیل مورد توجه سعدی قرار گرفته است.
در اندیشه سعدی فرهنگ مدارا با همنوعان و حتی مخالفان وجود دارد که این امر در آیات قرآنی ریشه دارد و مورد تأکید در سیره نبوی هم بوده است.
بررسی دقیق معانی کلمات دیباچه گلستان سعدی ما را به آیات مختلف قرآن رهنمون می کند. عبارت "منت خدای را عزوجل" اشاره به آیه "یمنون علیک ان اسلموا" سوره حجرات آیه ۱۷ دارد. سعدی می گوید: منت فقط مخصوص خداوند عزوجل است و خود صفت عزوجل هم از عزیز مهر جلیل گرفته شده است.
عبارت "به شکر اندرش مزید نعمت" اشاره به "لئن شکرتم لازیدنكم" سوره ابراهیم آیه ۷ دارد. هر کس شکر کند، خدا نعمت هایش را زیاد می کند و هر کس کفر ورزد، خدا نعمت های او را می گیرد.
همچنین سعدی تأکید می کند که هر آنچه دارید از ساده ترین کار نفس کشیدن همه متعلق به خداست و مهمترین نعمت حق به انسان، دم و بازدم است. حقیقت معنویت اسلامی در غزلیات سعدی یافت می شود که خدا را بنیان همه زیبایی های هستی می داند. معارف قرآنی به صورت هنری در غزلیات است.

خبرمهم

خبر مهم :

 

سایت سیریک به این آدرس تعغیرکرد .

 

سیریکی

گزارش تصويري از زائران خانه خدا در سال 1953

گزارش تصويري از زائران خانه خدا در سال 1953
تصاویر دیدنی قدیمی از مسجد الحرام ، رمی جمرات، عیدقربان، صحرای عرفات، بندرگاه و فرودگاه در نیم قرن پیش
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

تبریک عید قربان

img/daneshnameh_up/3/34/Make1q.jpg

عیدقربان را به همه مسلمانان جهان تبریک عرض میکنیم

شجره مباركه ( زيتون)

درخت زيتون  به عنوان شجره مبارکه در قران کريم هفت بار ذکر شده است, ونبی پاک صلی الله عله وسلم در باره زيتون فرمودند:" روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد ." و اين بحث را با آیات مبارکه و احاديثی از پيامبراكرم صلی الله عله وسلم , مزين می کنيم., ودر اخير اقوال دانشمندان را ذکر کرده از پيشرفت دانش معلومات زيادی برايتان بيان خواهيم کرد.واين درخت مصدر طرقی اقتصاد بسيار از کشورها شده است .

اولا : زيتون در قرآن کريم: خداى متعال مى فرمايد: (وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ)[1]. واو کسی است که آسمان آب فرو ميفرستد, وما به وسيلۀ آن آب, همۀ رستنيها را ميرويانيم واز رستنيها سبزينه بيرون ميآوريم, واز آن سبزينه, دانه های تنگاتنگ يکديگر, واز شگوفه های درخت خرما خوشه های آويزان نزديک بهم ودر دسترس, باغهای انگور وزيتون وانار پديد ميسازيم که همگون ويا غير همگونند. بنگريد به ميوۀ نارس ورسيدۀ يکايک آنها, آنگاه که ميوه دادند. بيگمان در اين نشانه ها ودلايل است برای کسانی که ايمان ميآورند." ( سوره انعام آيه 99)

خداى متعال مى فرمايد : (وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِين)[2].او كسیاست كه باغهاى معروش ( باغهايى كه درختانش روى داربست‏ها قرار دارد)، و باغهاى غيرمعروش ( باغهايى كه نياز به داربست ندارد) را آفريد; همچنين نخل و انواع زراعت را، كه از نظر ميوه و طعم با هم متفاوتند; و (نيز) درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند; (برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، در حالى كه طعم ميوه آنها متفاوت مى‏باشد.) از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداونداسراف کننده گان را دوست نمی دارد! (سوره انعام أيه 141 ) خداوند مي فرمايد : (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)[3] خدا روشنگر آسمانها وزمين است نور خدا, به چاچراغی ميماند که در آن چراغی باشد وآن چراغ در حبابی قرار گيرد, حباب در خشانی که انگار ستارۀ فروزان است, واين چراغ افروخته شود از درخت پر برکت زيتونی که نه شرقی ونه غربی است انگار روغن آن بدونتماس با آتش دارد شعله ور ميشود, نوری است بر فراز نوری! خدا هر که را بخواهد به نور خود رهنمود ميکند . خداوند برای مردمان مثلها ميزند, وخداوند آگاه از هر چيزی است.    (سوره نور آيه 35)

شرح كلمات:

ينعه : رسيده

كمشكاة : چراغ دان, قنديل, چلچراغ.

كوكب دري: فروزان چون درٌ.

لا شرقية ولا غربية : اين درخت نه در قسمت شرقی باغ است که خورشيد بروی او افتد ونه در قسمت غربی.در سلول گياهی کيسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـيل نامـيـده می شود. کلروفـيل به معنی «ماده سبز گياهی و سبزينه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (يعنی همان چيزيکه در آيه مطرح شده است). اين ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشيد را جذب می کند ( Long day plnts)و به انرژی شيمائی تـبـديـل می کند. ريشه های گياه آب و مواد معدنی را از خـاک می مکـنـد کـه بـطـرف بـرگـها رسـانـده می شـوند و بـرگـهـا نيز از هوا دی اکسيد می گيرند، بعد خَـضِر (يعـنی کـلـروفـيلها)،  مواد غـذائی مورد نياز درخت را توليد می کنند که به سراسر آن صادر می شـود و بدنه درخت و مــيــوه و ثــمــر آن را درست می کـند.درخت زيتون تک درختی است در سرزمين باز وبلندی که از هر سو آفتاب بدان ميتابد. خداوند پاک می فرمايد: (وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ {1} وَطُورِ سِينِينَ {2} وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ)[4].  قسم به تين و زيتون.و سوگند به طورسينين. و سوگند به اين شهر امن و امان. مراد به تین وزيتون اصلی نبات مقصود نمی باشد , بلکه منبت آنها مقصود است .ونيز خداوند پاک می فرمايد: (يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون)[5].خداوند بوسيله آن زراعت وزيتون وخرما وانگور وهمه ميوه ها را برای شما ميروياند, بيگمان در اين نشانه روشنی استبرای کسانی که بينديشند.  ونيز خدای متعال می فرمايد: (ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا {26} فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا {27} وَعِنَبًا وَقَضْبًا {28} وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا {29} وَحَدَائِقَ غُلْبًا {30} وَفَاكِهَةً وَأَبًّا {31} مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ)[6] سپس زمين را می شگافيم واز هم باز ميکنيم, در آن  دانه ها را می رويانيم ورَز ها وگياهان خوردنی را, ودرختان زيتون وخرما را , وباغهای پر درخت وانبوه را, وميوه وچراگاه را برای استفاده وبهره مندی شما وچهارپايان شما. (سوره عبس آيه 26 – 32)

خداوند پاک می فرمايد :(وشجرة تخرج من طور سيناء..): و درختي كه از طور سينا مي رويد و از آن روغن و غذايي براي خورندگان فراهم مي گردد.     ( سوره مومنون آيه 20) 

شرح الکلمات:

شجرة : درخت زيتون

تنبت بالدهن: توليد روغني ونان خورشي ميکند

صبغ للآكلين:نان خورشی

مراد همان روغن است .

 

 

 

معنای علمی:

بعد از اين که تمام آيه های قران کريم را ذکر نموديم , می به سراغ بحث علمی بيبينم که دانشمندان در اي باره چه می گويند. ااکثری دانشمندان می گويند که روغن زيتون سرشار از انواع ويتامين ها است و داراي فسفر و گوگرد و كلسيم و آهن و پتاسيم و منگنز است داروهايي كه از روغن زيتون و سير تهيه مي شوند براي انواع دردهاي رماتيسمي مفيد است. سنگهاي كيسه صفرا به وسيله خوردن روغن زيتون از بين مي روند. همه گياهان ماده سبز درست می کنند که آن بنوبه خود دانه و ثمر درست می کـند: نخل، انگور، زيتون و انار ترکيبات مشترک زيادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند: ثمر نخل و انگور و انار و زيتون ضمن اينکه هـمانـنـد نـمـائی نمی کـنـنـد تـرکـيـبـات مـشـتـرک زيادی دارند. از جـمـلـه: هـمـه آنها روغن، آب، پروتئين، مـواد معدنی و مواد قـندی دارند

ـ درخت زيتون:شجره مباركه است .

ـ  درخت زيتون:توليد روغني ونان خورشي ميکند.

 ثانْا: زيتون در سنت نبوی صلی الله عليه وسلم :

در حديثي ازابی اسيد مي خوانيم:" روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد كه از درخت مباركي است."ااين حديث را ترمذی واحمد وامام حاکم روايت کرده است) زيتون در اين حديث مراد از روغن آن است ,شجره مباركه ‘درخت زيتون را می گويند. حضرت عايشه می گويد  نبی صلی الله عليه وسلم وقتی که ميخواست احرام برای حج بيپوشد, غسل ميکرد , وسر مبارک را بخطمی وصابونک غسل می داد, وسرش را چرب می کرد".

ابن عباس رضي الله عنه می فرمايد: روغن زيتون مانند كره و روغن ذرت يك چربي است.اين روغن يكي از دو روغني است كه از ميوه‌ استخراج مي‌‌گردد و بدون عمليات اضاٿي قابل مصرٿ مي باشد وروغن زيتون را در چرب کردن ودباغت دادن وهم چون مواد سوخت نيز استفاده می شود , وهيچ چيز در آن بی فايد نمی باشد.

ابن سينا می گويد: زيتون درخت بزرگ می باشد, که در بعضی کشورهای حوض متوسط می رويد واز آن روغن استخراج می کنند... داکتر صبری در کتاب خويش( غذا ودواء) می گويد: زیتون در سابق کشت می شد ومردمان قديم از زيتون استفادۀ زيادی می کردند. داکتر حسان شمسی باشا از الدوس هکسلی نقل می کند ومی گويد اگر نقاش می بودم چند سال را در نقاشی درخت زيتون سپری می نمودم.

زيتون وعلوم جديد: درخت زيتون ( Olea Tree) از مجموعه ای درختان کهن واز خانواده (Family :Oleaceae) بوده و در جهان کهنتابع (Order:Cantortae) واز رتبه گياهان دانه داردر مملکت گياهان می باشد.

شکل ظاهری زيتون:

درخت زیتون از راههای مختلفی تکثیر می‌‌شود اما معمولاً روش قلمه زدن یا خوابانیدن شاخه ارجح می‌‌باشند ؛ این درخت در خاکهای مساعد به آسانی درخت بید ریشه می‌‌کند و زمانیکه قطع می‌‌شوند مکنده‌ها رااز ریشه جدا می‌‌کند.شاخه‌های مختلف این درخت را به اندازه‌های چند اینچی برش می‌‌دهند و بصورت نسبتاً عمیقی در زمینهای کود داده شده که می‌‌کارند ؛ قطعات کوچک‌تررا گاهی اوقات بطور افقی داخل شیارهای کم عمقی قرار می‌‌دهند که اگر با چند اینچ خاک پوشیده شوند به سرعت جوامهایی شبسه مکنده روی آنها ظاهر می‌‌شود. وارتفاع آن  بیش از 15 متر می‌‌رسد. درختان زیتون حتی زمانیکه بدون هرس رشد آزادانه دارند دارای رشد بسیار آهسته‌ای هستند اما هنگامیکه امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا می‌کنند گاهی اوقات قطر تنه آنها به میزان چشمگیری افزایش می‌‌یابد.

ارزش غذایی و درمانی روغنزيتون:

روغن زيتون دارای رشته خواصی است که ضد اکسيدان بودن از آنجمله است ولی اين که بگوييم روغن زيتون اثر دارويی دارد, وروغن آن متکون از( Fatty Acids) والجليسرول ( Glycerol).می باشد.

وجدول پاين را نظر کنيد:

لكل 100جرام از زيتون:

      1.     بروتينات 1.5گرام

2       روغن 13.5گرام

       3     مواد شيْرني دار 4گرام

      4.        بوتاسيوم 91 ملی گرام

      5.        كالسيوم 61ملی گرام

      6.        مگنسيوم 22ملی گرام

      7.        فوسفور 17ملی گرام

      8.        آهن 1ملی گرام

      9.        مس22ملی گرام

   10.      ألياف 4.4 گرام

   11.      كاروتين 180 ميكروگرام

   12.      ويتامين أ300واحد

روغن زيتون بعد از تحليل:

1. اسيد أولييك Oleic Acid 

2. اسيد بالمتيك Palmitic Acid 

3. اسيد ينولييكLinoleic Acid 

4. اسيد استياريك stearic Acid 

5. اسيد ميرستيكMyrisitic Acid 

تحليلى خيلى مهم كه صاحب كتاب انجام داده است:

1.روغن كتان ( linseed Oil)

2.روغن فول سودانى ( Peanut Oil)

3.  روغن سمسم ( Sesame Oil)

4. روغن ىانه پنبه ( Cotton Seed Oil)

5.روغن فول صويا( Soyabean Oil)

6.روغن زيتون ( Olive Oil)

فوائد روغن زيتون:

حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو می باشد.

حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطرا ابتلا به سرطان می شود.

حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است.

دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن های دیگر بیشتر است و حتی می توان آن را فریز کرد.

زیتون نقرس و رماتیسم را درمان می‌کند ، برگ زیتون با اثر مقوی درمان کننده فشار خون و زخم‌های عفونی است. شیرابه‌ای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح می‌شود که مصرف خوراکی دارد. همچنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید،‌مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی ازسوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می‌کند. کمپرس پوست در موارد آفتاب زدگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام می‌شود. همچنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده،‌مژه و ابرو را تقویت می‌کند. این درحالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف می‌سازد و موهای سپید شده را سیاه می‌نماید. چند قطره روغن زیتون سریعا خارش و سوزش چشم و پلک راتسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت می‌کند. ونبی صلی الله عليه وسلم چه خوب فرمودند: روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد"

اهمیت اقتصادی زيتون:

در عصر حاضر این میوه کستردگی فراوانی در جهان پیدا کرده است و اگرچه ناحیه مدیترانه که خواستگاه آن است همچنان تولید کننده عمده زیتون می‌‌باشد، این درخت اکنون در نواحی بسیار زیادی که برای توزیع کنندگان اولیه آن ناشناخته است با موفقیت کشت می‌‌گردد. پرورش زیتون خصوصیت اصلی کشاورزی آمیخته مدیترانه می‌‌باشد وبه علت مناسبت روغن زیتون به‌عنوان محصولی صادراتی، نقش زیادی در توسعه اقتصادی کشورهای خاور ميانهايفا کرده است

سعادت واقعی

سعادت واقعی

نویسنده : عبد الله البلوي

ای بنده خدا .. همانا سعادت واقعی لحظه ای است که در مقابل پروردگارت ایستاده .. کتاب او را بخوانی .. در آیات او تدبر نمایی ، از ترس او به گریه بیافتی  .. بر اثر پشیمانی اشک از چشمانت سرازیر شوند و در این عملت  فقط رضایت خداوند مد نظرت باشد .. با تفکر و تأمل در مقابل این فرموده ی خداوند عز و جل قرار بگیری که می فرماید : { تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا وطمعا ومما رزقناهم ينفقون }  پهلوهایشان از بسترها بدور می شود (و خواب شیرین را ترک گفته و به عبادت پروردگارشان می پردازند و ) پروردگار خود را با بیم و امید به فریاد می خوانند ، و از چیزهایی که بدیشان داده ایم می بخشند .

 ودر لحظات تفکر در ملکوت خداوند زندگی کنی هنگامی که این فرموده ی خداوند را تکرار می نمایی :{ الذين يذكرون الله قياما وقعوداً وعلى جنوبهم ويتفكرون في خلق السموات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النار}  کسانی که خدا را ایستاده و نشسته و بر پهلویشان افتاده یاد می کنند و در باره آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند و می گویند : پروردگارا!! این ( دستگاه شگفت کائنات ) را بیهوده و عبث نیافریده ای ؛ تو منزه و پاکی  پس ما را از عذاب آتش محفوظ بدار .

سعادت و خوشبختی واقعی : هنگامی است که سرخود را در برابر خداوند خم نموده و برای او به رکوع وسجده می افتی .. و در نعمتهای او ما بین گفتن سبحان ربي العظيم وسبحان ربي الأعلى از حالتی به حالتی دیگر منقلب می شوی .. عجب چه سعادت و لحظاتی ایمانی و شکوهمند .. در آن حالت سجده درخواستت را از خدای پاک و بلند مرتبه می نمایی  و به او تقرب می جویی و در مقابلش خود را ذلیل نشان می دهی و با دعا و نیایش  در مقابل او تضرع و زاری می کنی .. ودر سجده ات فرموده ی نبی و حبیبت حضرت  محمد صلى الله عليه وسلم را به یاد میاوری و می گویی : يا مقلب القلوب والأبصار ثبت قلبي على دينك " ای تغییر دهنده ی قلبها و چشمها قلبم را بر دینت ثابت بگردان .

ودرطلبت از خداوند ، اصرار ورزیده و در همین جایگاهت بسیار از او طلب نمایی و از او  بخواهی که تو را بر این نعمت بزرگ ثابت قدم بگرداند ؛ نعمتی که عبارت است از هدایت ، صحت و نعمت قرار گرفتن در مقابل او ، و در هنگام فارغ شدن از اداء این عبادت در تاریکی شب و وحشت مکان و انس با خداوند عز و جل سعادت حقیقی را می یابی ؛ و لذت ایمان را لمس می نمایی و سپس  عظمت وبزرگی کسی که در مقابل او ایستاده ای را درک می کنی ، قسم به خدا این همان ثمره و نتیجه ای است که به خاطر آن آفریده شده ایم و در پناه روشنایی آن در آینده از ما سؤال می شود و مورد محاسبه قرار خواهیم گرفت ، اگر دوست داری این فرموده ی خداوند را بخوان که می فرماید : { وما خلقت الجن والأنس إلا ليعبدون * ما أريد منهم من رزق وما أريد أن يطعمون * إن الله هو الرزاق ذو القوة المتين }  من پریها و انسانها را جز برای پرستش خود نیافریده ام ، من از آنان  نه در خواست هیچگونه رزق و روزی می کنم ، و نه می خواهم که مرا خوراک دهند .

 تنها خدا روزی رسان و صاحب قدرت و نیرومند است و بس .

 و به فرمایش پیامبرت حضرت محمَّد صلى الله عليه وسلم گوش دهید : انس رضي الله عنه گفت : از رسول خدا ( صلى الله عليه وسلم ) شنیدم که می فرمود : ( قال الله تعالى : يا بن آدم إنك ما دعوتني ورجوتني غفرت لك على ما كان منك ولا أبالي ، يا بن لآدم لو بلغت ذنوبك عنان السماء ، ثم استغفرتني ، غفرت لك ، يا بن آدم إنك لو أتيتني بقراب الأرض خطايا ، ثم لقيتني لا تشرك بي شيئا ، لأتيتك بقرابها مغفرة)رواه الترمذي وقال حديث حسن.

خداوند متعال فرموده است : ای بنی آدم به رغم گناهانی که مرتک شده ای مادامیکه مرا فراخوانی و به غفرانم امیدوار باشی ، گناهانت را می آمرزم و به آنها اهمیت نمی دهم  . ای بنی آدم اگر حجم گناهانت به ابر آسمان هم برسد ، مادامیکه پشیمان شوی و از من طلب بخشش نمایی ، تو را می بخشم ؛ ای بنی آدم ! اگر پر از زمین هم گناه بکنی اما پس از آن مرا در حالتی ملاقات نمایی که هیچ شریکی برایم قرار نداده باشی ، من نیز با مغفرتی پر از زمین به سراغت خواهم آمد .

کدام یک از ما چنین بنده ای است ؟ خداوندا من و برادرانم را از کسانی حساب کن که هرگاه نصیحت کرده می شوند ، نصیحت را می پذیرند و هرگاه یاد آوری می شوند به یاد می آورند و هرگاه سخنی گفتند به آن عمل می نمایند .. خداوندا من و برادرانم را مایه خیر مسلمانان  قرار  ده .. خداوندا از ما بپذیر .  

وصلى الله على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين

برگرداننده: خالد ایوبی نیا

منبع: مدرسه علوم ديني صلاح الدين ايوبي ارومية

جايگاه و نقش استراتژيك خاورميانه

نويسنده: مرضيه - كاظمي

● منبع: روزنامه - کیهان

 
 

جايگاه و نقش استراتژيك خاورميانه را باتوجه به گفته هاي «بورديس فون لوهازن»، ژنرال بازنشسته ارتش اتريش، بهتر مي توان درك كرد. او اعتقاد دارد كه خاورميانه مركز دنياي قديم است. مركزي كه در دل آن، منطقه خليج فارس قرار دارد و به منزله «مركز مركز» شناخته مي شود. در اين منطقه فقط مسئله نفت نيست كه حائز اهميت است، بلكه اگر به اطلس جهاني نگاهي داشته باشيم، متوجه مي شويم كه در هيچ جاي ديگر، اقيانوس ها تا بدين حد در آفريقا و اوراسيا رخنه نكرده اند، اقيانوس هند با دو بازوي خود در دو منطقه «درياي سرخ و خليج فارس» و همچنين اقيانوس اطلس از راه «مديترانه و درياي سياه» در اين منطقه رسوخ كرده اند. ميان دو اقيانوس كه به يك اندازه از سواحل آفريقا و آسيا فاصله دارند، سرزمين باستاني اور (ur) در مصب رودخانه هاي دجله و فرات قرار گرفته است. اين منطقه كه همان «مركز مركز» را تشكيل مي دهد و بدان اشاره كرديم، از هرجهت حساس ترين نقطه دنياي قديم است. هرگونه آشفتگي كه براثر عوامل بيروني در اين منطقه پديد آيد، پيامدهائي براي دو قاره اروپا و آفريقا خواهد داشت. يعني تحولاتي كه در اين منطقه ايجاد مي شود مانند سنگي است كه در درياچه ايي مي افتد و ما امواج آن را در تمام سطح درياچه شاهد هستيم. از آن هنگام كه آمريكايي ها به زور ناوهاي جنگي خود در سال 1845 بنادر ژاپن را گشودند. سياست ايالات متحده بر اين پايه بوده كه سرپل هائي در سواحل دنياي قديم ايجاد كند. به همين دليل آنها در سال 1898 به فيليپين، در سال 1945 به ژاپن و آنگاه به كره جنوبي و ويتنام نفوذ كردند. البته اين سرپل ها معمولاً سرزمين هايي را دربر مي گرفت كه داراي سطح بالائي از توسعه بود، ليكن اين نواحي همواره در كناره هاي اوراسيا قرار داشت. كناره هاي اقيانوس هند و خليج فارس دقيقاً در اين منطقه حساس يعني در محل تلاقي محورهاي بزرگ ارتباطي زميني، كه خاور دور را به آفريقا و اروپا و هند متصل مي سازد، قرار دارد. در كرانه هاي خليج فارس، جهان اسلام به دو نيمه تقسيم مي شود، نيمه غربي كه به سمت باختر تا اقيانوس اطلس گسترش يافته و نيمه هند و ايراني كه از كوهستان هاي ايران شروع ميشود و با گذر از پاكستان و بنگلادش تا اندونزي و فيليپين پيش مي رود. بنابراين، هر قدرتي كه در اينجا استقرار يابد، به صرف همين واقعيت، مي تواند نه تنها پشتيبان يا تهديدي همه جانبه براي كشورهاي خاورميانه، بلكه در وراي آن خطري براي اروپا، شبه قاره هند و آفريقا به شمار آيد. وانگهي، چنين امري مي تواند پيش طرح تكوين جبهه سومي را در برابر قدرت نظامي روسيه تشكيل دهد و خطوط جبهه كشور ايالات متحده آمريكا را كه در تركيه مي باشد، در برابر روسيه تقويت كند و بر كشورهاي مصر، سوريه، ايران و نيز اروپا و ژاپن- عمدتاً ازطريق نفت- فشار وارد سازد. باتوجه به اينكه بين 7 ماده معدني 70% انرژي در قرن 21 از نفت تأمين مي شود و همانطور كه هم اكنون و در آينده اي نزديك مي بينيم در اين دوره كشورهاي قدرتمند به جاي توجه محض به ژئوپولتيك عمدتاً به ژئواكونوميك روي آورده و سعي مي كنند به مناطق حساس جهان به جاي توجهات سياسي- نظامي، نگرشي سياسي- اقتصادي داشته باشند.

براي اينكه انرژي از محل توليد صحيح و سالم به محل مصرف برسد تأمين امنيت اين منطقه بسيار حائز اهميت است. اين امنيت معمولاً تحميلي مي باشد همانطور كه در سال هاي اخير شاهد برقراري آن در خاور نزديك به بهانه هاي مختلف توسط ابرقدرتها بوده ايم. آنها سعي بر اين دارند كه اين امنيت رابه نفع خودشان يعني صدور نفت با قيمت بسيار ارزان و بدون وجود مانع بر سر راه صدور آن بطور مداوم و پي در پي ايجاد كنند، كه اين براي كشورهاي دارنده نفت زياد خوشايند نبوده و همين امر است كه در قرن 21 ما شاهد نزاعهاي فراوان بين دارندگان انرژي و ابرقدرت ها هستيم.

با اينكه حوزه خليج فارس هنوز بزرگترين منبع انرژي را در خود جاي داده است، ليكن با گشايش حوزه بزرگ خزر بر روي جهان، از اتكاي انحصاري بسياري از كشورهاي مصرف كننده عمده انرژي به نفت خليج فارس كاسته شد، كه اين امر براي كشورهاي مصرف كننده بسيار جدي خواهد بود. ولي نكته مهم اين است كه ذخاير نفت و گاز خزر محصور در خشكي بوده و به عبارتي كشورهاي توليد كنندگان انرژي در اطراف درياي خزر از بازارهاي مصرفشان به لحاظ جغرافيايي جدا افتاده اند. در گذشته تنها راه انتقال نفت حوزه خزر، خطوط لوله اي بود كه از روسيه عبور مي كرد كه با فروپاشي شوروي سابق، انتقال انرژي در كشورهاي تازه استقلال يافته با توجه به عدم تمايل آنها به وابستگي به روسيه شكل حادي را به خود گرفته است و آنها سعي در ايجاد مسيري براي عبور و رسيدن به درياهاي آزاد را دارند. اينكه كدام مسير بهتر است و چه كشوري شرايط مساعدتري را براي عبور لوله هاي نفتي دارد، در اين دوره از زمان مسئله اي بسيار مهم و حياتي است، به طوري كه اصطلاح سياست خط لوله و ديپلماسي خطوط انتقال و ايجاد نقشه اي به نام نقشه لوله هاي نفتي، اصطلاحي رايج در ادبيات سياسي شده است. با به وجود آمدن جمهوري هاي تازه استقلال يافته آسياي مركزي و قفقاز، اين حدس در ميان عده اي بوجود آمد كه ايران اهميت گذشته خود را به دليل عقب كشيده شدن مرزهاي شوروي سابق از دست داده است، ولي برخي ديگر يك پيش بيني بسيار متفاوت رادارند و آن اين است كه با استقلال كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز، دامنه ژئوپولتيك ايران در شمال گسترش پيدا كرده و قرار گرفتن بين دو منطقه نفت خيز خزر- آسياي مركزي و خليج فارس و مسئله انتقال انرژي، اهميت ايران را دو چندان كرده است، به طوري كه ناديده گرفتن اين كشور در نظام آينده جهاني امري غيرممكن خواهد بود و اينجاست كه به ياد زماني مي افتيم كه ايران داراي موقعيت گذرگاهي (جاده ابريشم و ادويه) بود و اين موقعيت تأثيرات فراواني را در امنيت داخلي و خارجي ايران ايجاد مي كرده است. وجود اين موقعيت گذرگاهي، كه به گفته بسياري از كارشناسان، ارزانترين، كوتاه ترين و مناسبترين مسير براي انتقال منابع انرژي حوزه درياي خزر مي باشد و قرار گرفتن در نقطه اي نفت خيز و بسيار حساس از خليج فارس در خاورميانه با همان موضوع قابل توجه مركز مركز و همچنين داشتن 7/89 ميليارد بشكه ذخيره نفتي، كه جزء بزرگترين حوزه هاي ذخاير اثبات شده دنيا مي باشد و افزودن حداقل 12% سهم گاز جهان و توجه و تأكيد به اين نكته كه اكنون در عصر جهاني شدن كه پايه اقتصاد جهاني بر محور انرژي مي گردد، هر كشوري كه داراي نفت باشد يا در مسير عبور لوله هاي نفتي باشد داراي مقام ويژه اي در عرصه سياست و اقتصاد جهاني مي باشد، همه اين موضوعات عواملي هستند كه تأثير عمده اي بر امنيت جمهوري اسلامي ايران مي توانند داشته باشند.

با تبديل شدن ايران به گذرگاه انرژي حوزه درياي خزر و پيامدهاي سياسي و اقتصادي كه از اين بابت نصيب ايران مي شود، ميتوان جايگاه ايران را به عنوان يك قدرت منطقه اي ثبت كرده و حتي آنرا به يك قدرت فرامنطقه اي تبديل كرد. در ايران با همه تلاش هايي كه بعد از انقلاب در جهت كم كردن وابستگي كشور به اقتصاد نفتي براي ايجاد امنيت سياسي و اقتصادي صورت گرفته، هنوز انرژي حرف اول را زده و تمام اركان اقتصادي- سياسي و حتي امنيتي كشور به نوعي وابسته به نفت هستند. متأسفانه با ذكر اين نكته كه حدود 80% درآمدهاي ارزي و 40% عايدات دولت ايران از محل درآمدهاي نفتي تأمين مي شود و اين وابستگي شديد باعث شده كه ثبات اقتصادي - سياسي كشور دچار چالش گردد و با مقوله انرژي پيوندي عميق بخورد.

اگر به ريشه ها و دلايل كودتاي 28 مرداد 1332 بنگريم متوجه خواهيم شد كه حتي مشروعيت سياسي حاكمان و شكست حكومت ها با مقوله انرژي پيوند خورده و اين امر به ما گوشزد مي كند كه در جهت ثبات اقتصادي و سياسي و امنيتي بايد تلاش شود و از وابستگي نفت كاسته و به درآمدهاي باثبات تري روي آوريم. با توجه به مطالب ذكر شده، چنين برداشت مي شود نفت كه مي بايست صرفاً يك مقوله اقتصادي باشد، چگونه به عنوان ابزار و اهرم فشار درآمده و از سياسي ترين موضوعات شناخته شود. چنانچه كوچكترين تغيير و تحولات انرژي در دنيا به جاي درج در صفحات اقتصادي، در صفحات سياسي روزنامه ها با تيتر درشت عنوان مي گردد.

به هر حال در اين دوره تحولات و دگرگوني ها، شرايط جديدي را در نظام هاي بين المللي ايجاد كرده كه از آن به عنوان «دوران گذار» ياد مي كنند، يعني دوراني كه هيچ ثبات و دوامي در روابط بين دولت ها و عرصه بين المللي وجود ندارد.

بنابراين، براي دور ماندن از اين تهديدات و چالشهاي بين المللي و ايجاد آمادگي براي ورود به بازارهاي جهاني قرن بيست و يك، درك شرايط به وجود آمده در عرصه بين المللي و پيش بيني تحولات آن و همچنين استفاده مطلوب از انرژي چه در جهت استخراج و چه در جهت انتقال آن، امري انكارناپذير است، تا براساس آن، با در نظر گرفتن امكانات جغرافيايي و توانائي هاي بالقوه سياسي- نظامي، اقتصادي و انساني ايران كه داشتن منابع غني انرژي در رأس آنها قرار مي گيرد، برنامه ريزي دقيق و اصولي براي آمادگي پذيرفتن نقش و مسئوليت در نظام سياسي آينده صورت گيرد، به طوري كه كمترين تهديدات متوجه منافع ملي گشته و سود عادلانه اي از مشاركت در سيستم بين المللي نصيب ايران گردد و زمينه ثبات اقتصادي و بالطبع ثبات سياسي و امنيتي را براي كشور فراهم سازد.

فلسفه سياسي چيست؟

 

فلسفه سياسي چيست؟

طرح پرسش دربارة سياست به معناي قرار گرفتن در چارچوب فلسفه سياسي به منزلة رشته‌اي فني و علمي نيست. فلسفه سياسي برخلاف فيزيک هسته‌اي يا زيست‌شناسي مولکولي رشته‌اي تخصصي نيست، زيرا فضاي بسته‌اي نيست که در آن فيلسوفان فقط با يکديگر به گفتگو در مورد فلسفه بنشينند. بي شک چنين گفتگويي ميان شهروندان يک جامعه شکل مي‌گيرد و در قالب مفاهيمي فکري به صورت فلسفه سياسي درمي‌آيد. ولي فلسفه سياسي داراي ويژگي است که از بدو پيدايش آن در يونان باستان تا کنون وجود داشته. اين ويژگي در پرسش در مورد چرا و چگونگي زندگي انسان‌ها در جامعة سياسي است. اين پرسش مهم از همان زمان با پرسش محوري ديگري همراه بوده و آن طرح مسئله «بهترين نوع زندگي اجتماعي» يا به عبارت ديگر طرح پرسش «بهترين رژيم سياسي» است. شايد به همين دليل، پرسش دربارة قدرت و استمرار آن در تاريخ از پرسش‌هاي کليدي فلسفه سياسي محسوب مي‌شود. همچنين يکي از مسائل مهم فلسفه سياسي همواره اين است که اين قدرت چه نهادهايي را با خود به همراه دارد، يعني در چه قالب مدني‌اي شکل مي‌گيرد. يکي از نهادها «قانون» است که از ديدگاه فلسفه سياسي جداي از جوهر سياست نيست. همچنين براي فلسفه سياسي طرح پرسش بنيادي «سياست» با طرح رابطة ميان فضاي عمومي و فضاي خصوصي (عدم

ادامه نوشته

نجوا کنندگان جنگ در عراق چه می گذرد؟

می خواهم که تمامی جهان بدانند چه چیزی بطور واقعی در عراق می گذرد. بعنوان شهروند چگونه می توان در یک منطقه جنگی زندگی نمود. از ماه مه 2007 محمد دندان پزشک 25 ساله عراقی در وبلاگش در باره اوضاع خیابانها بغداد گزارش می دهد. او هم چون تمامی وبلاگ نویسان عراق تحت نامی مستعار برای امنیت خویش می نویسد.

در حالیکه  دفترچه های خاطرات الکترونیکی  و یا وبلاگ ها در کشور ما  خود را با مسائل بی خطر روزانه  مشغول می کنند و جوانان از این وبلاگ ها غالبا بعنوان مشغولیتی زیبا استفاده می کنند، در مناطق جنگی ای چون عراق از این وبلاگ ها بعنوان یک نوع جدید گزارش دهی و همچنین بعنوان یک نوع خبرنگاری شهروندی سانسور نشده دست اول استفاده می شود. تم های اصلی وبلاگ ها: ادامه زندگی در ایام جنگ، زندگی روزمره تحت اشغال، رویا ها و تصورات یاسی، ترس ها، امیدها، وقایع دوران فرار می باشند. در حال حاضر 265 وبلاگ در عراق وجود دارد که 147 آن فعالند. بسیاری از این وبلاگ ها از درون عراق می باشند و بخشی در تبعید اداره می شوند.

مشهورترین وبلاگ های جهان همزمان همچنین همانهائی هستند که از اولین ساعت آغاز جنگ به وجود آمدند:

ادامه نوشته

متن سخنراني نلسون ماندلا در تظاهرات سوتو[1]

(13 فوريه 1990)

 

 

رفقا، دوستان، مردم سوتو، به نام مبارزه‌ي قهرمانانه خلق آفريقاي جنوبي، كه هدف آن برقراري عدالت و آزادي براي تمام مردم كشور است، به شما درود مي‌فرستم.

با درود به اليور تامبو[2]، كه با رهبري كنگره‌ي آفريقا، اين سازمان و اميدهاي خلق ما را به مهم‌ترين نيروي سياسي و پرشورترين آرمان ميهن تبديل كرده است.

با درود به اعضا و مبارزان كنگره ملي آفريقا كه تمام هستي خود را در راه عشق به ميهن و خلق ما فدا كردند.

ادامه نوشته

عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری - فیلسوف - منجم - ریاضی دان - عالم فرهیخته - دانشمند ایرانی

دمي با حکیم فرزانه , عمر خیام نیشابوری , فيلسوف بزرگ مشرق زمین

      هر روز که آفتاب بر می آید                       یک روز ز عمر ما بسر می آید

هر صبح که نقد عمر ما میدزدد                   دزدیست که با مشعل در می آید

رباعيات جهانی عمر خیام

روزگار دهشتناک خیام فیلسوف

خیام بدون تردید یکی از دانشمندان ,  فیلسوفان و ستاره شناسان بزرگ ایران و جهان است که جهان امروز پس از حدود 900 سال هنوز از بزرگی او سخنهای بسیاری گفته است و نامش در تمامی کشورهای جهان شنیده می شود . خیام همدوره نظام الملک و حسن صباح بود . او در ریاضیات نجوم و فلسفه از همه روزگار خود بالاتر بود . همروزگاران وی , اور را امام , حجه الحق , فیلسوف عالم , سید الحکما المشرق و المغرب , دستور و . . . نامیده بودند . متاسفانه برخی افراد که با عقاید بزرگ وی مشکل دارند وی را با لقب شاعر خطاب میکنند . در حالیکه رباعیات وی آخرین برگ زرین ( ریاضیات - نجوم - فلسفه - عرفان و . . . ) زندگی اش است و اینکه وی برای بکار بردن اندیشه و فلسفه نیک زندگی کردن از رباعیات شیرین و زیبای خود بهره برده است . علم ریاضیات و نجوم وی زبان زد روزگار بوده است و نامیدن وی با لقب شاعر نشان از کوته نگری برخی از ما ایرانیان دارد . او زمانی لب بر سخن گشود که بزرگان اسلامی جرات سخن گفتن نداشتند و افراد برجسته اسلامی مانند : شهاب الدین سهروردی و عین القضاه همدانی برای ابراز عقیده خود که تنها کمی با عقاید مسلمانان مقدس نما متفاوت بوده است تکه تکه میشوند و یا به آتش کشیده میشدند . حتی امام محمد غزالی نیز همزمان با خیام بود که او نیز از بزرگان اسلام به حساب می آید و کتابهای مفیدی در تکمیل و گسترش قوانین اسلامی نگاشته است . با اینحال چندین بار کتابهای امام محمد غزالی در بلاد غرب بدلیل کفر به اسلام به آتش کشیده میشود و وی را کافر مینامند . امام غزالی بر این باور بود که اگر شخصی یهودی بوده است تنها به این دلیل است که در خانواده ای یهودی به دنیا آمده است و اگر کسی مسلمان است به همین دلیل است . پس دین او ارزشی ندارد . پس زمانی دین او ارزش پیدا میکند که او عقاید خانواده و آموزش های آنان را بکنار گذارد و خود شخصا برای انتخاب دین نیک تلاش و پژوهش کند و بهترین را از دید خود انتخاب نماید . برای بیان این سخنان او را کافر نامیدند . یک قرن پیش از خیام منصور حلاج که از اندیشمندان ایرانی بود به دار آویخته شد و بدنش تکه تکه گردید . قبل از وی بابک خرمدین سردار بزرگ ایرانی توسط خلیفه عباسی تکه تکه شد و بعد از وی مازیار که از خاندان اصیل ایرانی بود توسط تازیان تکه تکه گردید و دهها نمونه دیگر . با این تفاصیل از فضای وحشت و غارت گری و تقدس ویرانگر و عقب افتاده گی های فکری اعراب در ایران فیلسوف ایرانی که خود را عاری از هرگونه عرب گرایی و دین نمایی ظاهری میداند زبانزد روزگار خود میشود و این تنها به آن دلیل است که متانت - زندگی ساده - خداباوری - دوری از هرزگی و زندگی مملو از علم و دانش را برای خود بر می گزیند . او بگفته تاریخ نگاران کمی عصبی , گوشه گیر و آرام بوده است . میتوان دلیل این اخلاق او را در این سخن برنارد شاو دید :

از برناردشاو پرسیدند چرا از جمع دوری میکنی و خلوت و سکوت را برگزیده ای ؟ وی پاسخ داد از معاشرت با مردمان نافهم رنج میربم

خیام شاید چنین بوده است و از مردمانی که زندگی را تنها در تفکرات کودکانه و واپس گرا میدیده اند به تنگ آمده بود و دوری از اجتماع را گزیده بود . خیام در سال 517 هجری قمری بعد از گذشت حدود هفتاد و اندی سال از عمر پربرکتش بدرسود حیات گفت .

  آرامگاه حکیم عمر خیام نیشابوری - این بنا به فرمان رضا شاه بزرگ ساخته شد و فرهیختگان و بزرگان ایران در ساخت آن همکاری گسترده ای نمودند


شرح زير درباره خيامي بقلم ميرزا محمدخان قزويني آمده است:
خواجه امام عمرخيامي ابوالفتح بن ابراهيم الخيامي او الخيام النيسابوري از مشاهير حکماء و رياضيين اواخر قرن پنجم و اوائل قرن ششم هجري و يکي از مفاخر بزرگ ايران است ولي شهرت فوق العادهاي که در بلاد شرق و در اين اواخر در اروپا و آمريکا بهم رسانيده همانا بيشتر يا فقط بواسطه رباعيات حکمت آميزي است که دراوقات فراغت تفريح خاطر را اين دانشمند مي سرود و ساير فضائل ومناقب او در تحت الشعاع شعر مستور مانده است. با توجه به تحقيقات جامع پروفسور ادوارد براون معلوم ميگردد که اولا لقب او در غالب کتب عربي که متضمن ترجمه حال اوست و همچنين در صدر رساله جبرو مقابله او خيامي است با ياء نسبت و در غالب کتب فارسي و در رباعيات خود او هميشه خيام بدون ياء نسبت آمده پس هر دو شکل صحيح است و صحت هرکدام باعث بطلان ديگري نيست و اختلاف تعبير برحسب اختلاف زبان عربي و فارسي است. ثانيا کتبي که در آنها ذکري ازعمرخيامي شده است خواه متضمن ترجمه حال او بوده يا فقط اشاره اي بنام او شده باشد برحسب ترتيب زماني از قرار ذيل است: قديمی ترين کتابي که ذکري از عمرخيام نموده چهارمقاله عروضي سمرقندي معاصر خيام بوده و در سنه 506. ق در بلخ ( از شهرهای خراسان بزرگ که امروزه در افغانستان است ) در مجلس انس بخدمت او رسيده است و در سنه 530 ه . ق. در نيشابور قبر او را زيارت کرده و دو حکايت را که در باب عمرخيامي ذکر ميکند اصح و اقدم مآخذ ترجمه حال اوست. بعد از چهارمقاله اقدم مواضعي که نامي ازعمرخيامي در آن برده شده است در اشعار خاقاني شرواني است که به اصح اقوال در سنه 595 ه . ق. وفات يافته است در يکي از قصايد خود گويد:

زان عقل بدو گفت که اي عمرعثمان                   هم عمر خيامي و هم عمر خطاب

يعني در علم هم داراي اولين مرتبهاي مانند عمرخيامي و هم در عدل صاحب برترين درجه چون عمربن خطاب. بعد از اشعار خاقاني شيخ نجم الدين ابوبکر رازي معروف به دايه در کتاب مرصادالعباد که بسنه 620 ه . ق تاليف شده است بتقريبي ذکري از عمر خيامي نموده و عين عبارتش اين است: .. معلوم که روح پاک علوي و روحاني را درصورت خاک سفلي ظلماني کشيدن چه حکمت بود و باز مفارقت دادن وقطع تعلق روح از قالب کردن و خرابي صورت چراست و باز در حشرقالب را نشرکردن و کسوت روح ساختن سبب چيست آنکه از زمره اولئک کلا انعام بل هم اضل بيرون آيد و بمرتبه انساني رسد و از حجاب غفلت يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عنالآخرة غافلون خلاص يابد وقدم بذوق و شوق در راه سلوک نهد و آن بيچاره فلسفي و دهري وطبايعي که از اين هر دو مقام محرومند و سرگشته و گمگشته تا يکي رااز فضلاء که بنزد ايشان بفضل و حکمت و کياست و معرفت مشهور است و آن عمرخيامي است از غايت حيرت اين بيت مي بايد گفت:

در دايرهاي کآمدن و رفتن ماست                      آنرا نه بدايت نه نهايت پيداست
کس مينزند دمي درين عالم راست                      کاين آمدن از کجا و رفتن بکجاست.

دارنده چو ترکيب طبايع آراست                  باز از چه قبل فکند اندر کم و کاست
گر زشت آمد پس اين صور عيب کراست                  ور نيک آمد خرابي از بهر چراست.

خیام و تجزیه و تحلیل آیات قرآنی

حکیم فرزانه عمر خیام نیشابوری در تمامی نوشته هایش بر این نکته مهم اشاره کرده است که زندگی و دنیا بر هیچ کس باقی نیست و منش و کردار ایرانی بر این است که این روزگار سپنج ( زودگذر ) را به درستی و راستی و انسانیت سپری کنیم . خیام با اینکه از اندیشمندان بزرگ جهان محسوب می شود و بر یگانگی خداوند بزرگ تاکید دارد ولی هرگز در آثار خود از روش دینگرایان افراطی روزگار خود پیروی نمیکند و بسیار دگراندیش تر از روزگار خود سخن میگوید . با این حال او به گفته علی ابن زید بیهقی حتی در بررسی آیات قرانی چیره گی خواصی داشت به طوری که روزی در مجلس عبدالرزاق فردی سوالی درباره یکی از آیات قرآنی نمود و تنها خیام ساعتها آن را موشکافی و بررسی نمود که سپس همگان از بزرگی فکر او تحسینهای بسیاری داشتند به طوری که گفتند : خداوند امثال شما دانشمندان را زیاد کند و جهان را از وجود امامی مانند خیام خالی ندارد . با اینکه حوزه علمی خیام ریاضیات و فلسفه است ولی او در موضوعات مختلف حتی اسلامی اطلاعات وسیعی داشت است .

 

خیام از دید بزرگان ایرانی و جهان

ارنست رنان : خیام نمونه برجسته آزاد اندیشی آریاییها بوده است . او پیوسته میکوشید تا گردن خود را از دست قوانین خشک و انعطاف ناپذیر اعراب رها کند .

عمادالدین کاتب قزوینی در کتاب خریده القصر که مربوط به شعارای اسلامی است و 55 سال بعد از مرگ خیام نوشته شده است ( 570 هجری ) می گوید : عمر خیام در عصر خود بی مانند بود و در علم نجوم و حکمت ضرب المثل زمان .

ابوالحسن بیهقی : خیام مسلط بر تمام اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات بود .

زمخشری دانشمند معروف : خیام را حکیم جهان و فیلسوف گیتی نامیده است .

قفطی در تاریخ الحکما در قرن ششم میگوید : امام خراسان ( خیام ) و علامه دوران بر دانش یونان مسلط بود و باید در سیاست مدنی از او پیروی کرد . او خداشناسی را در اجتناب از شهوات جسمی میدانست . که این امر مستلزم تزکیه نفس است .

عروضی سمرقندی در زمستان 508 سلطان کس بفرستاد تا خیام را بیاورند تا درباره رفتن شکار سلطان نظر بدهد و هوا را بررسی نماید . در جای دیگر خلیفه بغداد برای جنگ با دشمنان از حاکم سلجوقی کمک میخواهد و او منجمان را احضار میکند که نظر دهند ولی نظر آنان منفی بود و حاکم خشمگین شد . منجمان گفتند اگر باور ندارید از امام خیام نظر بخواهید نظر ما نظر اوست .

اتمام التتمه : فیلسوف حجه الحق عمر بن ابراهیمی خیام از تمام حکمای خراسان بالاتر و پرمایه تر و در ریاضیات بر همگان فزونی داشت . روزی درباره معذوتین ( آیات قرانی ) از خیام سوال شد و او ساعتها درباره اش بحث نمود به طوری که همگان شگفت زده شدند .

محقق روسی یوگنی برتلس در مقدمه کتابش درباره خیام میگوید : برهمگان واضح است که خیام ریاضی دان و فیلسوف ایرانی در روزگار خود با چه دشواریهایی روبرو بوده است . حتی مورخین شریعت اسلامی تفکرات او را مارهای زهر آگین و گزنده شریعت اسلام میدانستند . به نظر میرسد خیام در جلسات علمی اش سروده هایی جنجالی میگفته است که آنها از ترس حاکم شرع دهان به دهان آنرا چرخانده اند و امروز به ما رسیده است .

معتبرترین اسنادی که درباره خیام نوشته اند عبارت است از : مرصاد العباد - تاریخ جهانگشایی جوینی - تاریخ گزیده - نزه المجالس - مونس الاحرار و . . .

 

خیام و دین

فیلسوف ایرانی را میتوان بسیار فراتر از دین و قواعد اسلامی روزگار خود دانست . او به درجه ای از انسانیت ,  کمال , علم , عرفان و خداباوری رسیده بود که  بسیاری از ندیده های هستی را در این دنیا به چشم حقیقت دید . هدف از دین کمال انسانیت و خرد و دانش است و خیام به آن درجه از عرفان و بزرگی رسیده بود که فراتر از آن می اندیشید . از دیگر آثار به جای مانده از خیام کتاب نوروزنامه است که به دین نیاکانش در دوره ایران باستان اشاره های بسیاری شده است و احترام خاصی برای پیامبر ایران باستان قائل می شود و همچنین جشنهای ایرانی ( فروردینگان - خردادگان - مهرگان - سده - نوروز و . . . ) را با چیرگی تمام زنده میکند و برای نسلهای آینده ایران تشریح میکند . عقیده خرد گرایی و بهره بری از عقل عمر خیام بدون شک از اساتید خود یعنی محمد ابن زکریای رازی و ابن سینا گرفته شده بود . خیام نیز بارها از عقاید دین گرایانی که مذهب را وسیله ای برای سرکوب انسانهای دیگر میکردند انتقاد میکند :

 

می میخورم و مخالفان از چپ و راست                    گویند مخور باده که دین را اعداست

چون دانستم می عدو دین است                   والله بخورم خون عدو را که رواست

 

 ای صاحب فتوی ز تو پر کارتریم                    با اینهمه مستی ز تو هشیارتریم

تو خون کسان خوری و ما خون رزان                     انصاف بده کدام خونخوار تریم

 

خیام که کوزه در سبو کرد آخر                 کار همه عاشقان نکو کرد آخر

افسار نماز و پوزه بند روزه                   از گردن این خران فرو کرد آخر

 

گویند مخور "می" که به شعبان نه رواست                        نه نیز رجب که آن مه خاص خداست

شعبان و رجب مه خدایست و رسول                             "می" در رمضان خوریم که آن خواصه ماست

 

تو غره بدانی که می نخوری                       صد کار کنی که می غلام است آنرا

 

تا توانی خدمت رندان کن              بنیاد نماز و روزه ویران کن

بشنو سخن راست ز خیام عمر                   می خور و ره زن و احسان کن

 

تا چند زنم بروی دریاها خشت                  بیزا شدم ز بت پرستان کنشت

خیام که گفت دوزخی خواهد بود ؟                  که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت ؟

 

ما با می و معشوق و شما دیر و کنشت                 ما اهل جحیمیم ( جهنم ) و شما اهل بهشت

تقصیر من از روز ازل چیست ؟ بگو                    نقاش چنین بلوح تقدیر نوشت

 

رباعیات خیام در جهان

گفتار فلسفی این بزرگ مرد ایرانی در جهان امروز به تمام زبانهای دنیا ترجمه شده است و  در بسیاری از دانشگاه معتبر جهان کتب وی تدریس می شود . به راستی جهان به این پیر خرد ایرانی میبالد .

پرفسور آرتور کریستن سن از میان 1213 رباعی موجود در کتابخانه های جهانی بریتانیا - ملی پاریس - برلن - لنین گراد اکسفرد و کلکته و نسخه های خطی مونس الاحرار که ننسوب به خیام فیلسوف است تنها 121 رباعی را متعلق به خیام میداند .

مرحوم صادق هدایت نیز در سال 1313 دست به تحقیقات وسیعی درباره خیام زد . وی رباعیات اصلی را با مدارک جمع آوری نمود و چاپ کرد .

مرحوم فروغی نیز در سال 1320 کارهای بسیار مفید برای انتخاب رباعیات حقیقی خیام انجام داد و به چاپ رساند .

تا سال 1960 نیز بیش از 3000 کتاب و رساله درباره خیام نوشته شده است .

آقای مینویی مقالات به چاپ رسیده شده درباره خیام را تا سال 1929 بیش از 1500 مقاله میداند که فقط در آمریکا شمالی و اروپا چاپ شده است . که امروزه هزاران برابر این آمار است .

منظومه فیتز جرالد ( 1875 ) که توسط این فرد انگلیسی جمع آوری شد را میتوان نخستین اثر جهانی از خیام دانست که تبلیغ وسیعی در جهان توسط منظومه او انجام شد .

استاد سعید نفیسی پس از تحقیقات وسیعی درباره خیام گفت رباعیات خیام تا سال 1925 :

سي و دو بار انگليسي  - شانزده بار فرانسوي  - يازده بار اردو  - دوازده بار آلماني  - چهار بار روسي  - چهار بار ترکي  - پنج بار ايتاليايي - هشت بار عربي  و چند بار به ارمني و سوئدي و دانمارکي ترجمه شد و تا امرزو ثابت شده است که رباعياتش به تمام زبانهاي زنده دنيا ترجمه شده است . رباعیات جهانی خیام نام و فرهنگ ایران را برای ابدیت زنده نگه داشته است . تندیس این بزرگ مرد ایرانی , اسطوره مشرق زمین در دانشگاه فلورنس ایتالیا نصب گردیده  است و حسین فخیمی مسئول ساخت این تندیس شده بود . هر ساله در 28 اردیبهشت ماه یاد و گرامیداشت او در نیشابور برقرار میگردد و مردم بسیاری از شهرهای گوناگون بر مزار پاک این فیلسوف , عارف و ستاره شناس بزرگ ایرانی گردهم می آیند . یادش گرامی . روحش شاد .

سنگ آرامگاه حیکم فرزانه عمر خیام نیشابوری

سنگ آرامگه عمر خیام در نیشابور خراسان - کل مقبره باشکوه این بزرگ مرد تاریخ به فرمان رضا شاه ساخته شد . آرامگاه بزرگان دیگری همچون عطار عارف نامدار و کمال الملک نیز در کنار آرامگاه خیام می باشد .

پروژه ساخت بزرگ ترین مرکز ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف

در عکس شبیه سازی شده بالا پروژه افلاک نما خیام دیده می شود . به همت مردم و دولت , بزرگ ترین پایگاه ستاره شناسی خاورمیانه در کنار آرامگاه خیام فیلسوف در حال ساخت است . بیشتر هزینه این طرح بزرگ را یک ایرانی نیکوکار بر عهده گرفته است . این حرکت بزرگ به پاس گرامی داشت حکیم فرزانه در حال انجام است تا یادش برای ابد گرامی داشته شود .  که تا کنون حدود نیمی از این پروژه اجرا شده است . در عکس زیر مرحله ساخت آن در سال 86 دیده می شود .

پروژه ساخت ستاره شناسی خاورمیانه در نیشابور . افلاک نما

 

 پژوهش شادروان صادق هدایت پیرامون عمر خیام

پژوهش دکتر امیر حسین خنجی پیرامون رباعیات عمر خیام

فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری

آفرین جان‌آفرین پاک را             آن که جان بخشید و ایمان خاک را

 

تندیس سنگی عطار نیشابوری عارف بزرگ ایرانی

 

فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری

گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم                 شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم

سایه یی بودم ز اول بر زمین افتاده خوار               راست کان خورشید پیدا گشت نایپدا شدم

ز آمدن بس بی نشان و از شدن بس بی خبر                   گویا یک دم برآمدم که آمدم من یا شدم

نه مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای                   در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم

در ره عشقش قدم درنه اگر با دانشی                      لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم

چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت                این عجایب بین که چون بینای نابینا شدم

خاک فرقم اگر یک ذره دارم آگهی                        تا کجاست آنجا که من سرگشته دل آنجا شدم

چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان                     من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم

 

فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری در ردیف بزرگترین عرفای جهان محسوب می شود . وی الگوی مولانا جلال الدین محمد بلخی می باشد . عطار در قرن ششم و هفتم هجری زندگی بزرگ منشانه خویش را در ایران زمین سپری نمود . در ابتدای زندگی شغل عطاری را که از پدر به ارث برده بود پیشه کرد . بزرگان نوشته اند که وی روزی در مسیر کار خویش با پیرمردی سالخورده برخورد کرد . پیرمرد که درویش مسلک بود , از عطار مقداری غذا درخواست کرد . عطار مقداری غذا به وی داد . درویش طعام را خورد و باردیگر از عطار مقداری دیگر خواست . باردیگر عطار طعامی به وی داد . درویش طعام را خورد و از عطار مقداری دیگر خواست . عطار خشمگین شد و به پیرمرد گفت : تو با این شکم پرستی ات چگونه می خواهی جان بدهی ؟ درویش لبخندی به عطار زد و گفت راحت تر از آنچه که بیاندیشی . عطار لحظه اندیشه کرد و پیر مرد را تنها گذاشت . پس از کمتر از چند دقیقه , صدای هیاهویی به گوش عطار رسید . عطار وقتی به محل صدا رسید با چشمانی حیرت زده پیرمرد را دید , در حالی که عبایش را به رویش انداخته است , از دنیا رفته است . این واقعه شگفت انگیز را نقطه عطف زندگی عارفانه محمد بن ابراهیم نیشابوری یکی از بزرگ ترین عرفای جهان دانسته اند . پیرامون بزرگ منشی و سلوک او این نکته کافی است که مولانا و دیگر عرفای بزرگ جهان خود را در برابر عطار کوچک می دانسته اند .

چندی بعد وی در خدمت مجد الدین بغدادی شاگرد نجم الدین کبری به کسب مقامات و دانش پرداخت و بعد از سفرهایی که کرد در همان زادگاه خویش در سال 627 هجری برابر با 1229 میلادی درگذشت . در ایران همه ساله 25 اردیبهشت ماه مراسم گرامیداشت این بزرگ مرد ایرانی است . عطار با کلامی گرم - دلنشین - همراه با عشقی سوزان سخنان خود را بیان کرده است . عطار به داشتن آثار متعدد در میان عرفا مشهور است . وی درون خانقاها و زندگی دراویش را به سبکی زیبا برای مردم بیان کرده است . دیوان قصائد و غزلها و ترانه های او پر است از معانی دقیق عرفان و خصوصا با غزلهای او تکاملی خاص و قابل توجه در غزلهای عرفانی ملاحظه میگردد . غیر از دیوان مفصل عطار مثنویهای متعدد او مانند اسرار نامه - الهی نامه - مصیبت نامه - وصیت نامه - منطق الطیر - بلبل نامه - شتر نامه - مختار نامه - خسرو نامه - مظهر العجایب - لسان الغیب - مفتاح الفتوح و . . . باقی است . همه این نوشتارهای به نحوی بسیار زیبا عرفان را بیان کرده اند . ولی شاهکار همه این ها منطق الطیر است . منطق الطیر منظومه ای است بالغ بر 4600 بیت . در این کتاب بحث بر سر پرنده ای داستانی به نام سیمرغ است . داستانی تخیلی ولی بر پایه اساس زندگی انسان نوشته شده است . سیمرغ همان حضرت حق است . از میان پرندگان هدهد نقش راهنمای آنان را برعهده میگرد . هدهد نقش پیر مرشد را دارا می باشد . هریک به دلیل وابستگی های مادی زندگی روزمره خویش از سفر به جایگاه حضرت حق در میمانند . در میان راه به دلیل دشواری های بسیار ( موانع بزرگی که در زندگی انسان وجود دارد ) و تمثیل به داستان شیخ صنعان در طلب - سیمرغ پای در راه رسیدن به بارگاه حضرت حق می شود . سیمرغ راهی گذر از هفت وادی عرفان و سلوک یعنی طلب - عشق - معرفت - استغنا - توحید - حیرت - فقر و فنا می شود و بسیاری دیگر از پرندگان تا چند مرحله نخست بیشتر نمی توانند وارد شوند و از ادامه راه باز می مانند . در همه مرغان با بال و پری شکسته و درمانده باقی میماند که نتوانستند هفت مرحله را بگذرانند . در آنجا به عجز و ناتوانی و حقارت خویش در برابر سیمرغ اعتراف میکنند . این منظومه شاهکاری عرفانی محسوب می شود که زندگی انسانها را با زندگی پرندگان نمایش می دهد . مقام و منزلت عطار در حدی است که صائب تبریزی و مولانا که خود یکی از سه عارفان بزرگ ایران زمین به حساب می آید درباره عطار چنین گفته اند :

صائب تبریزی :

میتوانم خاک پای عارف رومی شدن                                  در سخن هرچند عطار و سنایی نیستم

خواهد رسید رتبه صائب به مولوی                               گر مولوی به رتبه عطار می رسد

مولانا :

هفت شهر عشق راعطار گشت

 

ماهنوز اندر خم یک کوچه‌ایم

 

آرامگاه عطار نیشابوری عارف بزرگ ایران در نیشابور خراسان

من کی ام اندر جهان سر گشته ای                      در میان خاک و خون آغشته ای

در ریای خود منافق پیشه ای                          در نفاق خود ز حد بگذشته ای

شهر گردی خودنمایی رهزنی                          مفلسی بی پا و سر سرگشته ای

در ازل گویی قلم رندم نبشت                         کاشکی هرگز قلم ننوشته ای

یک سر سوزن ندیدم روی دوست                       پس چرا گم کرده ام سر رشته ای

برهمی جوید دلم ناکشته تخم                      کاشکی یک تخم هرگز کشته ای

کیست عطار این سخن را هیچکش                  با دلی خاکی به خون بسرشته ای

.................................

تا ما سر ننگ و نام داریم                      بر دل غم تو حرام داریم

تو فارغ و ما در اشتیاقت                        بیچارگی تمام داریم

ز اندیشه آنکه فارغی تو                      اندیشه بر دوام داریم

گه دست ز جان خود بشوییم                    گه دست به سوی جام داریم

گه زهد و نماز پیش گیریم                       گه میکده را مقام داریم

گه بر سر درد درد ریزیم                      گه بر سر کام کام داریم

ما با تو کدام نوع ورزیم                      وز هر توعی کدام داریم

از تو به گزاف وصل جوییم                    یارب طعمی چه خام داریم

عطار چو فارغ است از نام                    ما گفته او به نام داریم

.................................

هفت شهر عشق عطار نیشابوری

مراحل 7 گانه عرفان ایرانی که ریشه در آئین کهن میترائیزم باستانی دارد

 

گفت ما را هفت وادی در ره است                   چون گذشتی هفت وادی،درگه است

وا نیامد در جهان زین راه کس                  نیست از فرسنگ آن آگاه کس

چون نیامد باز کس زین راه دور               چون دهندت آگهی ای ناصبور؟

چون شدند آن جایگه گم سر به سر             کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟

هست وادی طلب آغاز کار               وادی عشق است از آن پس ، بی کنار

پس سیم وادی است آن معرفت              پس چهارم وادی استغنا صفت

هست پنجم وادی توحید پاک              پس ششم وادی حیرت صعبناک

هفتمین وادی فقر است و فنا            بعد از این روی روش نبود تو را

در کشش افتی روش گم گرددت                  گر بود یک قطره قلزم گرددت

 

وادی اول: طلب

 ملک اینجا بایدت انداختن              ملک اینجا بایدت درباختن

در میان خونت باید آمدن                   وز همه بیرونت باید آمدن

چون نماند هیچ معلومت به دست              دل بباید پاک کردن از هرچه هست

چون دل تو پاک گردد از صفات                     تافتن گیرد ز حضرت نور ذات

 

وادی دوم: عشق

 کس درین وادی بجز آتش مباد                    وان که آتش نیست عیشش خوش مباد 

عاشق آن باشد که چون آتش بود              گرم رو و سوزنده و سرکش بود

عاقبت اندیش نبود یک زمان                       درکشد خوش خوش بر آتش صد جهان

 

وادی سوم: معرفت

 چون بتابد آفتاب معرفت                    از سپهر این ره عالی صفت

هر یکی بینا شود بر قدر خویش                   بازیابد در حقیقت صدر خویش

سر ذراتش همه روشن شود                    گلخن دنیا بر او گلشن شود

مغز بیند از درون نه پوست او                   خود نبیند ذره ای جز دوست او

 

 

وادی چهارم: استغنا

 هفت دریا یک شَمَر اینجا بود                         هفت اخگر یک شرر اینجا بود

هشت جنت نیز اینجا مرده ای است                    هفت دوزخ همچون یخ افسرده ای است

 

وادی پنجم: توحید

 رویها چون زین بیابان درکنند                      جمله سر از یک گریبان برکنند

گر بسی بینی عدد، گر اندکی                  آن یکی باشد درین ره در یکی

چون بسی باشد یک اندر یک مدام                    آن یک اندر یک ، یکی باشد تمام

 

وادی ششم: حیرت

مرد حیران چون رسد این جایگاه                     در تحیر ماند و گم کرده راه

گر بدو گویند"مستی یا نه ای؟                  نیستی گویی که هستی یا نه ای؟

در میانی یا برونی از میان؟                  برکناری یا نهانی یا عیان؟

فانیی یا باقیی یا هردویی؟                    یا نه ای هردو ، تویی یا نه تویی؟"

گوید:"اصلا می ندانم چیز من                وان "ندانم" هم ندانم نیز من

عاشقم اما ندانم بر کیم                 نه مسلمانم نه کافر پس چیم

لیکن از عشقم ندارم آگهی              هم دلی پر عشق دارم هم تهی"

 

وادی هفتم: فقر و فنا

 بعد از این وادی فقر است و فنا                   کی بود اینجا سخن گفتن روا

عین وادی فراموشی بود                  گنگی و کری و بیهوشی بود

...................................................................................................................

 

بزرگان ایران پیرامون عطار چنین سروده اند :

مولانا جلال الدین محمد بلخی

من آن مولاي رومي ام که از نطقم شکر ريزد                      وليکن در سخن گفتن غلام شيخ عطارم.

آنچه گفتم از حقيقت اي عزيز                               آن شنيدستم هم از عطار نيز

عطار شيخ ما و سنائيست پيشرو                         ما از پس سنائي و عطار آمديم.


شيخ شبستري

مرا از شاعري خود عار نايد                   که در صد قرن يک عطار نايد
 

سلمان ساوجي

روز خاور گو سيه شو کآفتاب خاوري                 رفت تا صبح قيامت خاوران عطار شد؟
 

کمال خجندي

يار چون بشنيد گفتارت کمال                  گفت حق گوئي تو چون عطار ما
 

عبدالرحمان جامي

بوي مشک گفته عطار عالم را گرفت                   خواجه مزکوم است از آن منکر شود عطار را
 

نعمةالله ولي

گمان کج مبر بشنو ز عطار                        هر آن کو در خدا گم شد خدا نيست
 

خواجه ابوالوفاي خوارزمي

از صورت و نقش بگذر اسرار بجو                          ميراث رسول و نقد اخيار بجو
در قصه و معرکه چه معجون گيري                       رو داروي درد را ز عطار بجو
 

کاتبي نشابوري

گر چو عطار از گلستان نشابورم وليک                        خار صحراي نشابورم من و عطارگل
 

کمالالدين حسين خوارزمي

خاموشي به ز درس و تکرار مرا                    تجريد به از خلوت و ادوار مرا
کشاف و هدايه هر که خواهد او را                     يک بيت ز گفتههاي عطار مرا
 

اميرحسيني

از دم عطار گشتم زنده دل                           پاک کردم همچو گل قالب ز گل
 

سيد محمد نوربخش

آن را که به درگاه خدا يار بود                           ايمن ز عذاب دوزخ و نار بود
تاج سر سروران عالم گردد                        گر خاک ره حضرت عطار بود
 

قاسم انوار

از اين شربت که قاسم کرد ترکيب                            مگر در کلبه عطار باشد

 

نسيمي

آن کتابي که پر ز اسرار است                    منطق الطير شيخ عطار است

 

تاثير پوشش اسلامی بر نوع پوشش زنان اروپائی

تاثير پوشش اسلامی بر نوع پوشش زنان اروپائی

{ تاثير پوشش اسلامی بر نوع پوشش زنان اروپائی{ 

 


محبوبيت پوشش اسلامی و لباس‌های زنان مسلمان در اروپا در حال گسترش است

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از Islam Online ، زنان مسلمان در اروپا نوع پوشش خود را بر اساس موازين دين اسلام برمی‌گزينند، اما نكته جالب توجه اين است كه اين نوع پوشش بر روی سبك پوشش ديگر زنان اروپايی نيز تاثير گذاشته است.

حتی در كشوری مانند فرانسه كه حجاب را در مدارس و دانشگاه ها ممنوع كرده است، زنان محدوديتی برای استفاده از مد اسلامی در پوشش خود ندارند.
بسياری از توليد‌كنندگان و فروشگاه‌های لباس در پاريس و شهرهای ديگر اروپا از جمله شركت مشهور هنس و موريتز در سوئد، در توليد و عرضه لباس‌های خود از طرح های اسلامی استفاده می‌كنند

ماهيكا كه يك مسلمان 24 ساله و مقيم شهر پاريس است، در اين باره می‌گويد: در حال حاضر بسياری از توليد‌كنندگان و فروشگاه‌های لباس در پاريس و شهرهای ديگر اروپا از جمله شركت مشهور هنس و موريتز در سوئد، در توليد و عرضه لباس‌های خود از طرح های اسلامی استفاده می‌كنند.

اسلگازی گروم يكی از فروشندگان لباس در اروپا كه در فروشگاهش لباس و روسری‌های با رنگ روشن به چشم می‌خورد، می‌گويد: در سال جاری لباس‌های منجوق‌دوزی شده طرح اسلامی در بين لباس‌های ديگر از محبوبيت بيشتری برخوردار بو‌ده‌اند.

در حال حاضر نسل زنان جوان مسلمان در اروپا با نوع پوشش خود كه تركيبی از يك پيراهن بلند و شلوار و بلوز زنانه است، بر روی صنعت توليد لباس در اروپا تاثير عميقی گذاشته‌اند.

سوزانا كاوالی مسئول توسعه محصولات شركت ايتاليايی القدس می‌گويد: فقط مسلمانان نيستند كه از لباس‌های توليدی اين شركت استفاده می‌كنند، بلكه لباس‌های توليدی ما در بين غير مسلمانان نبز محبوبيت دارد.

شركت القدس لباس‌هايی را برای راحتی مسلمانان در هنگام نماز خواندن توليد می‌كند كه اين لباس‌ها به دليل راحت بودن مورد توجه غيرمسلمانان نيز قرار گرفته‌ است.
بسياری از زنان مسلمان كه به اروپا مهاجرت كرده‌اند، با ورود به اروپا فرهنگ اين قاره را تحت تاثير قرار داده‌اند

بشره سيد، مسلمان بيست ساله كه در روتردام هلند زندگی می‌كند،از زندگی در هلند به دليل اين كه در اين كشور محدوديتی برای نوع پوشش وجود ندارد، راضی است. وی می‌گويد: شما می‌توانيد در اين شهر هر نوع پوششی را مشاهده كنيد.

وی با تاكيد بر اين عقيده خود كه مد و مذهب بايد در كنار يكديگر رشد كنند، می‌گويد: در واقع در اين جا به دليل تاثيری كه پوشش اسلامی بر روی نوع پوشش اروپاييان گذاشته است، هيچ محدوديتی برای لباس پوشيدن زنان مسلمان وجود ندارد.

بشره به همراه پنج نفر از دوستان خود ازماه آوريل مجله‌ای را با موضوع مد و لباس در هلند به زبان‌های هلندی، فرانسوی و انگليسی منتشر می كنند. موضوع اين مجله انواع مدهای مورد علاقه زنان مسلمان است.

اين افراد همچنين نمايشگاه مد و پوشش اسلامی را در شهر روتردام برگزار كردند، كه در آن لباس‌هايی با سبك پوشش اسلامی به نمايش گذاشته شد.

منبع : نوگرا

لطف حق

پروین اعتصامی

مادر موسی چو موسی را به نیل

در فکند از گفته ی رب جلیل

خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه

گفت کای فرزند خرد بیگناه

ادامه نوشته

برنامه‌های آموزشی-تـفـریـحـی ایام فراغت فراگیران(کودکان و نوجوانان)

 

دین و دعوت
نویسنده:‌ عبدالباسط دانش‌آموز _ بوکان

انتظارمی‌رود پس از اجرای برنامه‌های ذیل، فراگیران به توانایی‌های عملی قابل توجّه، دست پیدا کرده باشند:
قرائت و حفظ قــرآن کریم:
1) کودکان ابتدایی زیر 9 سال حداقل روانخوانی یک جزء از قرآن را نزد یکی از والدین خود فراگرفته باشند.
2) کودکان ابتدایی بالای 9 سال حداقل روانخوانی دو جزء از قرآن را نزد یکی از والدین خود فراگرفته باشند.


3) نوجوانان دوره‌ی راهنمایی حداقل به توانایی روانخوانی و حفظ نصف یک جزء از قرآن با سرپرستی و مربیگری والدین خویش رسیده باشند.
4) نوجوانان مقطع دبیرستان حداقل به توانایی قرائت صحیح (تجوید) و حفظ یک جزء از قرآن با سرپرستی
و مربیگری والدین خویش رسیده باشند.

ورزش و فعالیتهای جسمی:
- کودکان و نوجوانان به همراه والدین خویش هرهفته حداقل 4 بـار(درشبانه‌روز حداکثر یکبار )به مدت 15دقیقه دویده ( در جا یا در طی یک مسیر) و 20 حرکت ورزشی تکراری (نرمش) را انجام دهند.

تمرین مهارت ارتباطی سالم درخانواده:
- تمام اعضای خانواده که سنّ و فهم آنان اقتضا می‌کند حداقل یکبار درهفته برای مدت 12 ساعت در اوقات بیداری و به شکـل ممتد مثلاً درطول یک روز و ترجیحاً روزی را که در کنار هم هستند، از هـر نـوع کنش و واکنش غیرمنطقی و خشمناک (اگرچه به هزینه‌ی شکستن غرورشان باشد) در مـقـابل هـمدیگر اجتناب نمایند و رفتار غیرمنطقی سایرین را به احسن وجه (ادفع باللّتی هی أحسن)پاسخ دهند.

تمرین نمازجماعت:

1) والدین به همراه فرزندانشان ( 10 سال به بالا ) حداقل هر هفته دو نمازصبح را در اوّل وقت آن به جماعت درمنزل اداء نموده و پس از آن به مدت یک ربع به دعا و تلاوت قرآن بپردازند.
2) پدرخانواده حداقل هرماه یک هفته‌ی کامل به جز در موارد عـذر جماعت، در تـمامـی نمازهای جماعت مسجد محل و یا سایر مساجد حاضرشده و حداقل در سـه نماز جماعت فرزند بالای 10 سال خـود را برای نمازجماعت همراه ببرد.

تمرین استفاده‌ی صحیح از وقت:

1) افـراد خـانـواده، خـود را ملزم نمایند در طول هفته حداقل یک شب قبل ازساعت 23 و دو شب قبـل از ساعت24 بخوابند.
2) تمامی اعضای خانواده، بالاتر از10 سال درطول هفته حداقل یک شب قبل از خواب فهرست برنامه‌هایی را که قرار است در طول روز آینده انجام دهـند،روی یک بـرگ کاغذ بطـور واضح بنویسند و فـردای آن روز بر اساس اولویت نوشته شده، نسبت به اجرای آن اقدام نمایند.

مطالعه درجهت تقویت توان علمی خود در موضوع تربیت فرزندان:

- هرکدام از والدین با همکاری هم حداقل دو فصل ازیک کتاب را درموضوع تربیت فرزندان به خوبی مطالعه نموده و خلاصه‌ی آن را در5 صفحه تایپ شده و بر روی دیسکت تهیه نمایند.

تمرین ایجاد پیوند اجتماعی با اقوام (صله‌ی ارحام )

1) تمامی اعضای خانواده هر هفته حداقل دو بار به شکل حضوری و درصورت عدم امکان به صورت تلفنی، به والدین ادای احترام نموده و با ایشان گفتگو نمایند.
2 ) هرکدام از کودکان و نوجوانان بالای 10 سال با کمک والدین فهرستی ازحداقل 15 خانواده از اقوام را بـا ذکر نام سرپرست، تعـداد افـراد خانـواده و ذکر نـام افراد همجنس و همسال خود درآن خانـواده‌هـا(درصورت وجود) را تهیه و با اولویت‌بندی آن از پدر و مادرشان بخواهند؛ صرف نظر از سوابق آمد و رفت بـا آن خانواده‌ها، هر هفتـه یکی از آنها را به منزل دعوت و یا از منزل یکی از آنها دیدن نمایند.

تمرین همکاری درتربیت فرزندان وتبادل محبت میان والدین:

- والدین هر هفته حداقل یک بار و هر بار حداقل به مدت نیم ساعت درطـول شبانه‌روز و در شرایـط مناسب مناسب روحی و جسمی بـدون حضور فرزندان ضمن ابـراز محبت و صمیمیت نسبت به هم، برای شنیدن سخنان طرف مقابل اعلام آمادگی نموده،در خـصـوص وضعیت فـرزند یا فرزندان و مشکلات آنها درطـی هفته‌ی گذشته تبادل نظرنموده؛ سپس نسبت به هماهنگی و برنـامه‌ریزی برای حداقل هـفته‌ی آینده‌ی آنها، اقدام نمایند.

تمرین احساس مسئولیت اجتماعی و همنوع دوستی:

- هرکدام از والدین به همراه فرزندان 10 سال و بالاتر خود، حداقل یکبار از مراکز خیریه‌ی ارائه‌ی خدمات، نظیرخانه‌ی سالمندان، مراکز و جمعیت‌های مشابه دیدار نـمـوده و از آنها بخواهند تـا گزارش آن را در حداقل یک صفحه A4 بنویسند.

تمرین تفریح همراه خانواده:

1) والدین به همراه فرزندان و یا سایراعضای خانواده درطول هفته، حداقل یکبار به تماشای برنامه‌ای جذّاب و مفید تلویزیونی ( ماهواره، سی‌دی و تلویزیون ) جز اخبار و سخنرانی که طول آن از 30دقیقه کمتر نباشد اقدام نموده، با اجتناب از هرگونه پیشداوری در خاتمه هرکدام که توانایی نظـر دادن را دارند، حداقل 3 دقیقه درخصوص برنامه‌ی مذکور بحث نموده و یکی از والدین نسبت بـه جمع‌بندی مطالب در 5 دقیقه اقدام نماید.
2) والدین به همراه فرزندان درطول هفته حداقل بـه مدت 30دقیقه یک برنامه‌ی تفریحی خارج از منزل را ترتیب دهند. این برنامه می‌تواند حداقل شامل قدم زدن در خیابان، پارک، کـوه، کنار رودخانه و یا سایر برنامه‌های تفریحی باشد.

تمرین مهارت مدیریت خانواده و قبول مسئولیت:

- والدین به همراه تمامی فرزندان نوجوان خود( افراد 10سال به بالای خانواده ) در ابتدای هرماه مالـی جلسه‌ای یک ساعته برگزار و نسبت به برنامه‌ریزی بازپرداخت دیون، خرید منزل و سایرهزینه‌های ضروری و لازم طی آن ماه اقدام نمایند.

تمرین شناخت نوجوانان از والدین و سایر افراد خانواده:
- هرکدام از نوجوانان (بالای 10 سال ) گزارشی از وضعیت شغلی پدر و مادر و شیوه‌ی اداره‌ی خانواده را در 5 صفحه A4 بنویسند.

برنامه های عملی و قابل اجرا:
1)انجام نمازجماعت با زن و فرزندان در خانه در بعضی مواقع و در صورت امکان انتقال این مهم به مسجد محل.
2) تمرین روخوانی و حفظ قرآن با خانواده با حداقل 2 جزء تشکیل حلقه‌ی قرآنی خانوادگی و قرائت و ترجمه‌ی مختصر آن.
3) انجام فعالیتهای ورزشی خانوادگی بطور مرتّب.
4) انجام اردوهای جمعی خانوادگی.
5) ایجاد خانواده‌ی مربّی شامل پدر و مادر مربی و حمایت جمعی از آنها.
6) برگزاری اردوهای تفریحی کودکان و نوجوانان بویژه طی تابستان آینده.
7) بیشتر برنامه جهت اجرا به والدین وخود خانواده ها واگذار شوند و تنها درصورت عدم توانایی آنها از سایر مربیان بهره گرفته شود.
8) واردکردن فرزندانمان به عرصه‌ی فعالیتهای اجتماعی در حدّ توان و سپردن مسئولیت به آنها بویژه فعالیتهای مختلف دینی، علمی، هنری و فرهنگی در سطح مساجد محل با داشتن نظارت غیرمستقیم و حفظ استقلال آنها.
9) برگزاری دوره‌های آموزش خانواده با تأکید بر:
الف)لحاظ کردن فرزندان و نگرش آنها در برنامه‌ریزی تربیتی (آنها را از نگاه آنها ببینیم ).
ب)در مسائل تربیتی تنها مسائل صرفاً دینی را بعنوان موضوع تربیت در برنامه قرار نداده و سایر مسائل اجتماعی، ورزشی، مهارتی و... نیز لحاظ گردند.
ج) آموزش و انتقال مهارتهای صحیح ارتباط میان والدین با هم و میان والدین و فرزندانشان.
10) از توانایی‌های کودکان و نوجوانان بزرگترجهت کار با کودکان کوچکتر یا سایر نوجوانان استفاده شود مثلاً: نقّاشی، ورزش، زبان و...
11) برگزاری دوره‌های آموزش قبل از ازدواج برای نوجوانان جهت انتقال دانش و مهارتهای لازم زندگی زناشویی.
12) استفاده ازآموزشگاهها و باشگاههای مختلف سطح شهر جهت پرکردن سالم اوقات فراغت فرزندانمان با داشتن سه شرط: اخلاق، دانش و مهارت.
13) ترتیب دادن برنامه‌های تفریحی برای افراد خانواده توسط پدر خانواده مانند: رفتن به کنار رود، کوه، اماکن دیدنی، پارک و...
14) ترتیب دادن برنامه های منظم و گردشی آمد و رفت خانواده‌ها با هم برای استفاده از الگوهای رفتاری مثبت همدیگر و ایجاد دوستی میان فرزندانمان.
15) اصلاح و تغییر رفتار والدین در تعامل با همدیگر، بستگان، همسایه‌ها، دوستان و محیط کار، و اجتناب از غیبت و بدگویی و منفی‌نگری درتحلیل وضعیت هرکدام از موارد ذکرشده و دیدن نقاط مثبت و قوت، برای الگوبرداری فرزندانمان

پوشش برقع

کسی زمان شروع پوشش برقع را در جنوب نمی داند. آیا ایرانی است، یا وارداتی است، پیش از اسلام بوده یا بعد از اسلام از چه زمانی به صورت فعلی درآمده است، همه مواردی است که نیاز به تحقیق دارد. ولی در زمان هجوم پرتقالی ها و سپس انگلیسی به جنوب زنان خطه جنوب، بویژه خطر هرمزگان و جزایر آن، از این پوشش، علاوه بر حجاب خود به عنوان حصن و حصار خویش در مقابل مهاجمان و استعمارگران چشم آبی استفاده کردند و در حین مبارزه با استعمارگران که خانه به خانه، همدوش مردان خود بودند، حسرت یک نگاه را درون چشم ها و نفس های متجاوز گذاشته و برقع را به عنوان یک پوشش و یک ارزش در لباس خود و در فرهنگ خود حفظ کردند.

برقع پوششی است که سالهای پیش حتی زمان پرتغالیها زنان منطقه، هم به جهت حجاب و هم به خاطر محفوظ ماندن از نور خورشید روی صورت خود می کشاندند. نقابهای یکسره که فقط جای چشمها روی این نقابها خالی بود. در حقیقت هدف اولیه استفاده از این پوشش حجاب بود.

بعد از این دوره، برقع طی دوره تکاملی خود بصورت برقع امروزی درآمد که رنگ و طرح برقع نشان می دهد، شخص استفاده کننده متعلق به چه شهذ و چه طایفه ای و یا چه منطقه ای از سرزمین هرمزگان است. برقع بطور کلی در روستاهای بندرعباس رواج دارد. ساکنان منطقه از روی رنگ و طرح برقع می توانند تشخیص دهند، کسی که برقع بر چهره دارد خانمی است که ازدواج کرده است یا مجرد است و یا حتی شوهر خود را از دست داده است. به همین اعتبار رنگ برقع در خانمها متفاوت است.

در مناطق بشاگرد، میناب و سیریک، زیارت، سندرک و جاسک از برقع های رنگی استفاده می کنند(رنگی سوزندوزی شده) خانمهای جوان متاهل و تازه عروسان از رنگهای قرمز و نارنجی و خانمهای متاهل و مسن تر و بچه دار از رنگهای دور قاب مشکی و بقیه قرمز استفاده می کنند. بطور کلی خانمهای پیر و مسن و زنهای بیوه(پیران) از برقه های مشکی استفاده می کنند.

برقع بالا شهری یا روستاهای نزدیکتر به بندرعباس تمام صورت را می پوشانند و فقط چشمها دیده می شود وب رقع تا لب چانه را می پوشاند.

  • برقع پوششی است که سالهای پیش حتی زمان پرتغالیها زنان منطقه، هم به جهت حجاب و هم بخاطر محفوظ ماندن از نور خورشید روی صورت خود می کشاندند.

برقع جزایر با بقیه برقه ها فرق می کند. برقع جزایر کوتاه است و شامل نواری مشکی روی ابرو روی بینی و یک نوار نسبتاً پهن تر از بقیه روی لبها را می پوشاند و ظاهر این برقع براق و رنگ آن مشکی است.

پارچه برقع را با رنگهای براق به نام "شیل برقع" رنگ می کنند و همین ماده استحکام و آهار به پارچه برقع می دهد.

"شیل برقع" یک نوع رنگ شیمیایی است که به برقع رنگ مشکی متمایل به بنفش می دهد. بند برقع که دو طرف برقع را شامل می شود به حلقه برقع معروف است و نزد خانمهای متمول از جنس طلاست. حلقه برقع به عرض 2 یا 3 سانتی متر است و به طول 5 سانتی متر است و بدنباله پشت سر با ندهای رنگی تکمیل می شود.

جنس برقع پارچه ای کتانی است و در قسمت روی بینی زیر پارچه برای ایستادن روی بینی مقوا یا چوب باریکی می گذارند تا برقع روی صورت خوب بایستد و دو قطعه چوب هم به دو طرف برقع وصل می کنند که این چوبها در محل اتصال برقع بند برقع 3 قسمت اصلی برقع قرار می گیرد که طول آن از یک چوب کبریت بلندتر است

 

معرفی منطقه میشی ازتوابع بخش سیریک

بنام خداوندجان وخرد

  يكي از روستاهاي قديمي وتاريخي كه قدمت آن به چندصد سال مي رسد  إين روستای آباد ترين روستای بيابان در سابق ولاحق می باشد وإين روستای تابع استان ساحلی بندر عباس _ استان هرمزگان  حالی . شهر بندر سيريک .

إين  روستا داراي آبادی بسياری مانند نخلستان  وزمينهای حاصل خيز دارای گله وگوسفند وشترهای زيادی بودند وبخصوص ميشهای فراوان داشتند بهمين جهت نام إين روستا را ميشي گذاشتند .

وآن دوره وزمان که أکثر مردم بی سواد بودند بيشتر مردم إين روستای ملاء قرآن خوان وبا تقوی  بودند  چون در آن أيام أدای فريضة حج راکه رکنی از ارکان اسلام است وبا مشقت تمام بجای آورده اند بطور مثال " حاجی دادشاه " حاجی ابراهيم "حاجی محمد جمعة.....الخ.....

وسمت شرقی إين روستا نزديک به تپه کوه آثار خانهای قديمي ديده ميشود که دليل بر إين است که درإين منطقة اشخاصهای درچند صد سال پيش زندگی کرده اند حتی گورهای به چشم ميخورد وبجوار إين آثار باستانی حرم امازاده ای بنام شهباز وجود دارد که أهالی منطقة بيابان احترام خاصی بروی قائلند .   

 واز جمله يکی از آثار باستانی منطقة ميشي که قدمت آن به چند صد سال پيش بر ميگرد  قبرستاني قديمي وكهن مي باشد ومعروف به قبرستان اسحاق است که  ،اسحاق جد تمامي اسحاقياني  كه از ميناب تا جاسك هستند مي باشد او إين زمين را خريده ووقف نموده است  .

روستاي ميشي از چند دهکده تشكيل شده است .۱ميشي قديم (كه خودداري كه چند محله است )۲سربندور۳نوشهر ميشي ۴تومانراهي ۵. شهر بلوچان  6-جتی 7- مغ ناطم 8-سورغ  9- لردي 10 – کرسرگ 11- آلوردان 12- شمجو 13- مغميران 14- چاکری .

 دراين روستامردم به لهجة محلی  صحبت مي كنند ۱- زبان بلوچي 2- زبان شهري كه نزديک به زبان مينابي وبندري وفارسي است3- زبان أردوئي يا مارزي.

 شغل اكثر مردم كشاورزي  (که با محصولات ديمی انجام ميگيرد ) " دامداري "تجارت  "ملوانی " صيادِي " نجاري"  عده ای از مردم ميشيدر سالهای متمادی به کشورهای  خليج مانند " کويت "قطر " بحرين " عمان _ مسقط"  امارات متحده عربی " مهاجرت کرده اند ودر آن کشورها مقيم شده اند وإين عدهٌ هيچوقت رابطة خودرا با مولد خويش قطع نکرده اند وبرای ديدار خويشاوندان وهمشهريان خود به محل مي آيند ودراحداث مساجد ومؤسسات فرهنگی وبهداشتی  از بعضی خيرين وثروتمندان وبا کمک مادی  خويش شرکت می نمايند  وبه فکر منطقة خويَش هستند    .

 درإينجا از خانواده های که ممکن است ازسران وبزرگان منطقة بشمار مي آيند وبه علت عدم اطلاع کافی ازآنان نام برده نشده معذرت ميخواهم أما در صورت لزوم کتبا يا شفاهاًبه بنده تذکر دهند که البته موجب تشکر خواهد بود ازخوانندگان گرامی و ارجمند تمنا دارم اجا.ه بفرمايند مقدمه ای که سعی می کنم کوتاه باشد خدمتشان بعرض برسانم " ازإين نظرکه خرده نتوان گرفت برضعفا"اميد است مرابه بزرگواری خويش ببخشند وعفوم

 

کشف یک مسجد قدیمی در حفاری های مکه

کشف یک مسجد قدیمی در حفاری های مکه

 در پی حفاریهایی  که برای توسعه منطقه جمرات توسط دولت عربستان در حال انجام است یک مسجد بسیار قدیمی که به دوران ابی جعفر منصور خلیفه عباسی برمی گردد سر از خاک برآورد.

عکسهایی از مسجد مذکور:

 

بر روی این سنگ نوشته که داخل مسجد موجود است نام ابوجعفر منصور (متوفای ۱۵۸ هجری) آمده است. در صورت اثبات این موضوع می شود گفت این مسجد عمری بیش از ۱۲۰۰ سال دارد.

فرا رسیدن عید سعید فطر عید رهائی از  بندنفس .تزکیه واحسان

عید پاکی  و بخشندگی را خدمت همه مسلمانان جهان بلاخص

دوستان وهمشهریان محترم تبریک وتهنئت عرض می کنم

htr

 

رمضان

 

بسم الله الرحمن الرحیم .

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الله به عموم مسلمین مبارک باد.

التماس دعا داریم دراین ماه

از شمابزرگواران داریم .

رمضان ماه خدا ماه خوب باصفا

مبارک مبارک رمضان ماه باصفا

 

معرفي منطقه منحصربه فردخورآذيني دربخش سيريك

"  دلتاي رود گز و حرا ( هيوي )  The Delta of Rud-e

 Gaz an

تالاب  آذيني ( خور آذيني )  جزو مجموعه  پهنه هاي تالابي

است که به عنوان   d Rud-e Hara international Wetland   "  در فهرست سايت هاي  رامسر ثبت شده است .

 

تالاب آذيني ( آذين )  در جنوب دهستان " بيابان " از شهرستان

ميناب و تقريباً در 35 کيلومتري جنوب غربي شهر و بندر " سيريک "

 قرار دارد . با توجه به پهنه تالابي وسيع منطقه در اين دهستان

مراکز جمعيتي روستايي عموماً در شعاع 5 تا 7 کيلومتري  اين تالاب

 قرار دارند که برخي از آنها عبارتند از :

روستاي گناري Gonari  روستاي " بازگرد"  - روستاي " داپتي Dapti

"  روستاي " گاراندهو "  - روستاي گز پير Gazpir - روستاي مهرگي Mahregi  .

تالاب بين المللي دلتاي رود گز و رود حرا ( هيوي )  که از تاريخ 23

ژوئن 1975 به طول 40 كيلومتر و مساحت 15 هزار هکتار در فهرست

رامسر قرار گرفت ،  اما متاسفانه در توجيه  جغرافيايي

آن دقت کافي مبذول نشده است چرا که طبق

تحقيقات اينجانب دو اشکال اساسي در اين توجيه جغرافيايي وجود دارد .

 

اول – مجموعة تالابي مزبور يک پهنة  ماتدابي گلي

، ماسه اي بين جزر و مدي   با خور هاي بزرگ و

کوچک و جزاير کوچک متفرقه  است  با جنگل هاي

حرا و چندل در حد فاصل دو رودخانه گز و  هيوه  

 ( نگاه شود به تصوير ماهواره اي ضميمه )  و نه دهانه دو رودخانه  گز

و حرا  ، که به غلط در اسناد سازمان حفاظت محيط زيست  اينگونه تعريف شده :

 "  دهانه دو رود خانه حرا و گز  تواماً يک تالاب ساحلي به طول 40

کيلومتر در امتداد شمال به جنوب در سواحل شرقي تنگه هرمز

تشکيل داده اند . اين تالاب شامل مجموعه اي از آبراه هاي جزر و

مدي ، کفه هاي گلي ، جنگل حرا به مساحت حدود 900 هکتار ،

سواحل شني و چندين جزيره گلي پست مي باشد و.... "

دوم – در تعريف سازمان حفاظت محيط زيست از

رودخانة " حرا " نام برده شده است که چنين

رودخانه اي با اين نام در هيچ يک از اسناد

جغرافيايي ( کتاب و نقشه ) يافت نشد و احتمالاً اين همان

رودخانه " هيوي Hivey "  است که شايد  نام

محلي  داشته است .

شايان ذکر است در شهرستان ميناب  حدود 70  رود و  آبراه  فصلي

و اتفاقي  با نام مشخص   در اسناد جغرافيايي ذکر شده است  که

رود خانه اي به نام حرا در ميان آنها يافت نشد .

 

تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور

تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور  است

 مجموعه اي از  جنگل هاي مانگرو  با دو گونه بر تر حرا Avicennia

marina  و چندل . Rhizophora mucronata که رويشگاه چندل تنها در اين

 تالاب  در کل منطقه ساحلي جنوب ايران  وجود دارد . در تصاوير

ضميمه در بخش انتهايي همين گزارش  چشم انداز هاي انبوه دو

گونه  فوق  ارائه شده است .

اين رويشگاه جنگلي منحصر به فرد  با وسعتي بيش از 500 هکتار 

به علت موقعيت جغرافيايي خاص  زيستگاه  ارزشمندي است براي

 نگهداري و حفاظت ويژه به لحاظ تنوع اکولوژيکي و ژنتيکي بسيار 

 بالا .  اين تالاب همچنين يکي از نواحي مهم زمستانگذراني  پرندگان

 در معرض خطر انقراض همچون پليکان پا خاکستري  ( Pelecanus

 crispus   )   حواصيل خاکستري (  ( Ardea cinera  ، اکرت بزرگ(

Egretta alba  ) و اکرت ساحلي(Egretta gularis    ،گيلانشاه  ( Numinous auguata   ) و گيلانشاه ابرو سفيد و گيلانشاه حنايي  و...

  است که برخي تصاوير   اين پرندگان در بخش پاياني همين گزارش

  ارائه شده است . علاوه بر اين از  پرندگان خشکزي نظير تيهو ،

دليجه ، بلبل خرما و ليکو ، در حاشيه تالاب  مي توان نام برد .

به علت جزر و مدي بودن تالاب بسياري از ماهيان  درياي عمان وارد

تالاب مي شوند که در تصوير ضميمه نمونه هاي صيد شده اين نوع

ماهيان  ارائه شده است .

. شايان ذکر است رويشگاه هاي طبيعي مانگرو ها عموماٌ  مناطق

گرمسيري هستند و  نواحي تحت تاثير جزر و مد دريا و... که  به لحاظ

 غناي زيستي فراوان غير قابل جانشين مي باشند و به همين دليل

 از يک حمايت جهاني بر خوردار مي باشند   و از اين رو سازمان

حفاظت محيط زيست کشور ما نيز تمامي خور هاي خليج فارس  تا

 درياي عمان را به لحاظ وجود همين رويشگاه ها حفاظت شده اعلام

 کرده است و اين غير از تالاب هاي فهرست رامسر در اين منطقه

 است . اين نوع تالاب ها کار کرد هاي بسيار زيادي  دارند از جمله : 

*-داراي ارزش هاي اکولوژيکي  به لحاظ کنترل فرسايش کناره هاي

 ساحلي که در برابر طغيان دريا حافظان طبيعي بسيار خوبي

هستند

*-مقاوم در برابر آفات و حشرات

*-زيستگاه  بسياري از پرندگان تالابي ، آبزيان ، دو زيستان

*-مقاوم به شوري  آبهاي دريا

*-داراي خواص دارويي  بسيار نظير  : درمان زخم و مار گزيدگي ،

 درمان نارحتي هاي پوستي – و بويژه چندل براي درمان ديابت ، گلو

 درد ، اسهال خوني ( منبع : Jams,A.D.1983. Handbook of Energy Crops )

*- و ...

کليد تخريب تالاب آذيني توسط سازمان شيلات زده مي شود

اسکله صيادي سازمان شيلات درست در کنار رو

يشگاه هاي  حرا و چندل ، تخريب  اکوسيستم

تالابي بکر منطقه با ارزش بين المللي غير قابل

جايگزين را آغاز کرده است ! که زخم کاري ديگري

بر پيکر طبيعت شگفت انگيز ايران خواهد بود . اگر

چه اين تالاب نيز واژه حفاظتي و رامسر سايت هارا

با خود يدک مي کشد ولي براي تخريب کنندگان ،

 اين واژه ها هيچگاه معني خود را نداشته است .

بگونه اي که تحت عنوان  طرح هاي عمراني و با

بخشي نگري و بدون بر نامة آمايش سرزمين

توسعه اي صورت مي گيرد که قطعاٌ  به ضد خود

تبديل مي شود ! زيرا با بر هم زدن تعادل

 اکوسيستم تالابي که هزاران سال در مقابل

طوفان ها و فرسايش هاي ساحلي و جزر و مد

 هاي شديد مقاومت کرده و ساختار طبيعي فعلي

را بوجود آورده است قطعاً تاسيسات شيلاتي با

انهدام اين تالاب دوامي نخواهد داشت و همواره

 در خطر نابودي قرار دارد و اين يعني بازي با بيت

المال و اين يعني عناد با منابع ملي و اين يعني

 پايمال کردن حق اين نسل و نسل هاي آينده و اين

يعني ناديده گرفتن حق زيست ساير موجودات و .اين يعني بي حرمتي به يک گنجينه الهي آنهم

 در سرزميني خشک !

 ايجاد اسکله جديد در حالي است که هم اکنون در شهرستان ميناب

 تاسيسات شيلاتي زيادي موجود است  : در حال حاضر سه بندر و

مرکز صيادي وجود دارد که شامل بندر " کلاهي " بندر" کوهستک" 

 و بندر " سيريک " است . در منطقه کلاهي ( خور کلاهي )  يک

 اسکله صيادي قرار گرفته که داراي امکانات مختلف است . از جمله

بازارچه ماهي است.  در اين اسکله صيادي  48 دستگاه لنج و حدود

 

 200 دستگاه قايق موتوري فعاليت دارند  همچنين يک واحد استخر

 پرورش ميگو به وسعت 20 هکتار وجود دارد بعلاوه در  منطقه  "

تياب جنوبي " حدود 400 هکتار و در " تياب شمالي " حدود 1000

هکتار استخر پرورش ميگو و يک واحد کارخانه کنسرو ماهي و يک

 واحد سردخانه 500 تني انجماد و يخسازي در منطقه کلاهي وجود

 دارد .  در منطقه کوهستک  نيز يک  موج شکن ، سکوي خشک

کردن ماهي وجود دارد و همچنين 2 دستگاه لنج و 160 دستگاه

قايق موتوري فعاليت  دارند . در بندر " سيريک " ( صيد گاه سيريک )

نيز  کليه امکانات صيادي  و حدود 100  دستگاه  قايق موتوري

فعاليت دارندو...

در پايان جلوه هاي شگفت انگيز و کم نظير تالاب

آذيني در قالب 24تصوير به نمايش گذاشته مي

 شود باشد که توجه دوستداران محيط زيست و

 مسئولين ايران را به لزوم جلوگيري از احداث

 اسکله صيادي شيلات جلب نمايد .

ادامه نوشته

رهنمود هايى به زنان مسلمانان

 

بانضمام

رهنمود هايى به زنان مسلمانان

در مورد تبرج و بى حجابى

از شيخ محمد صالح العثيمين رحمه الله

 بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام علی أشرف المرسلين نبينا محمد وعلى آله وصحبه وسلم.

خواهر مسلمان! چه کسی تو را به حجاب امر نموده است؟

تا اين مقاله را نخوانده ای هرگز تعجب مکن:

دانشجوی دختری از يکی از دوستانش خواست تا برای مناقشه رساله فوق ليسانس که در حضور استادان مرد انجام ميشد با او وارد جلسه امتحان شود اما دوست او جواب داد: «فلانی آيا نميدانی که در قرن بيستم زندگی ميکنيم»؟!!

ادامه نوشته

چرا شد آن محبتها فراموش؟!

چرا شد آن محبتها فراموش؟!

 

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

بیا تا مهربانی پیشه سازیم به مشتی زرق و زر خود را نبازیم

 

چه آمد بر سر اقوام و خویشان که شد آن جمعشان اینسان پریشان؟!

چرا خواهر ز خواهر می گریزد برادر با برادر می ستیزد

 

چرا دختر ز مادر ننگ دارد پدر با بچه هایش جنگ دارد

چرا مهر ومحبت کیمیا  شد تمام آن رفاقت ها ریا شد

 

نبینی خنده ای بر روی لب ها نه روز آرامشی داری نه شب ها

نه کس را لحظه ای آسوده بینی به زشتی جمله را آلوده بینی

 

نه آسایش نه آرامش نه راحت همه مشتاق یک آن استراحت

همه درگیر نوعی اضطرابند چه نفرینی است دایم در عذابند

 

چو مردم را عوض شد زندگانی شده این زندگانی، زنده مانی

چرا یک روز روز خوش نبینیم همه سر در گریبان می نشینیم

 

به ظاهر خانه هامان کاخ شاه است درونش یک جهان اندوه و آه است

دگر از بذل و بخشش ها اثر نیست ز انصاف و مروت ها خبری نیست

 

شده نایاب و لطف و مهربانی تعارف ها همه سرد و زبانی!

عمو جان، خاله جان دیگر نگوییم برای مرگ هم در آرزوییم

 

یکی حج می رود سالی دو سه بار کنارش خواهرش نادار و ناچار!

یکی با سودی از پول نزولی رود مکه به امید قبولی!

 

یکی نازد به ماشین و به باغش یکی باد تکبر در دماغش

تمام کارها گشته ریایی نجابت شد عوض با بی حیایی

 

فقط دنبال نفع و کار خویشند به فکر گرمی بازار خویشند

زبس حرص و طمع در سینه دارند به هم مانند دشمن کینه دارند

 

خدایا راه من را راست گردان مرا قانع به نان و ماست گردان

مرا یاری نما تا یار باشم برای دوستان غمخوار باشم

دو صد گفته چون نيم کردار نيست!

دو صد گفته چون نيم کردار نيست!

سيداحمد هاشمي

در حدود پنجاه سال پيش در جايي در فرانسه، پيرمرد پنجاه ساله اي از اهالي ترکيه، زندگي مي کرد که ابراهيم نام داشت، و يک خواربار فروشي را اداره مي کرد.

ادامه نوشته

آينده اسلام … بسمت پيشرفت يا بسمت پسرفت؟

سید احمد هاشمی

http://khour.ir/kankash/archives/48

بسياري از ما وقتي به اوضاع واحوال کنوني مسلمانان نگاه مي کنيم، بخاطر اوضاع اسفباري که مسلمانان در گوشه وکنار جهان از آن رنج مي برند، دچار يأس و نا اميدي مي شويم، ودر نهايت نتيجه گيري مي کنيم که مسلمانان در سراشيبي سقوط قرار گرفته، وسير قهقرايي را طي مي کنند، وتا روز قيامت به همين منوال خواهند ماند.

ادامه نوشته

عكسهاي ازسيربك

شيوع ايدز درسراسر جهان

شيوع ايدز درسراسر جهان

شيوع ايدز درسراسر جهان

بقلم : عبد الدائم الكحيل
خطر ايدز در سراسر جهان نگرانيهاى زيادي را ايجاد كرده است، سازمان بهداشت جهانى تخمين زده است كه حدود 15 مليون انسان در سراسر جهان ممكن است به فيروس ايدز مبتلا باشند، بنا براين ممكن است كه تعداد مبتلايان به ايدز بيشتر از اين مقدار باشد:
فقدان مكانيسم آزمايشى در كشورهاى در حال توسعه.
ـ عدم توانيى در شناسايى فيروس در اوايل مبتلا به عفونت در دوره تشكيل انتى بادى آن.
ـ هزينه انجام آزمايش
ـ ترس از اعلام نتايج آزمايش
ـ گزارشهاى آمارى ناقص( بخصوص در كشورها در حال توسعه)
تعداد مبتلايان به مرض ايدز وتعداد بيماران مبتلا به اين مرض در اروپا، نمونه مشابه آمريكا را دارد ودرهردوى اين مناطق انتظار مى رود كه از تعداد اين افراد كاسته شود.
ايدز به احتمال زياد از آفريقا منشأ گرفته است واين قاره شاهد شديد ترين اين مرض مى باشد. در بعض از مناطق آفريقا، حدود نيمى از افراد به مرض ايدز دچار هستند.همانند آفريقا، در آسيا وامريكاى جنوبى نيز شاهد افزايش پايدارى در تعداد مبتلايان به ايدز هستيم.
آمار ايدز در جهان
ـ مبتلايان به ايدز در سال 2006م 50 ميليون.
ـ تعدادي افرادى كه به تازه گى درسال 2006 م به فيروس مبتلا شده اند
5 ميليون
ـ ميزان مرگ ومير به علت ايدز در سال 2006 م 4 ميليون
ـ ويروس ايدز مبتلا شده اند 5 ميليون 
ـ تعداد كلى مرگ ومير به علت ايدز از ابتداى پيدايش اين بيمارى تا سال 2006 ميليون .
تعداد افراد جديد كه آلوده شده به ايدز در طي سال 2006م
آفريقا ........................................ سى ميليون
آسيا وپاسيفيك ................................ يك ميليون وهشصد هزىر
اروپا شرقي وآسيا مركزى .................. سه ميليون
امريكا لاتين ................................. دو مليون
خاور ميانه وشمال آفريقا .................... يك ميليون
كشورهاى پيشرفته وبا اقتصاد عالى .......... تقريبايك ميليون
نحوه انتقال مرض ايدز
دانشمندان توانسته اند ايدز را در خون، ترشحات مهبل، شير پستان مادر مايعات ريه ورشته هاى مغزى شناسايى نمايند تمام اين مايعات مى توانند حاوى ويروس باشند، اما هيچ مدركى وجود ندارد كه ثابت نمايد تمام اين موارد نى توانند باعث انتقال بيمارى شوند. در حال حاضر دانشمندان عقيده دارند كه ايدز از سه راه انتقال مى يابد:
1ـ تماس باخون آلوده
2ـ انجان فعاليت جنسى با يك فرد آلاوده به ويروس
3ـ تماس بين مادر وجنين يا نوزادش
انتقال از طريق خون:
اتقال ويروس او طريق خون به روشهاى زير انجام مى شود.
ـ استفاده مشترك از سوزنها آلوده در معتاد ان تزريفى
ـ ايجاد آلودگى از طريق زخم ها
ـ انتقال خون يا محصولات خون در شفاخانه ( بيمار ستان)
انتقال ويروس از طريق فعاليت جنسي، آسانترين راه انتقال ايدز مى باشد؟
اين انتقال به روشهاى زير انجام گردد.
ـ حدود نيمي از موارد جديد بيمارى ايدز در آمريكا در مردان همجنس بازيده مى شود.
ـ در بيشتر موارد، انتقال عفونت از مردان آلوده به زنان غير آلوده صورت مى گيرد، گرجه ممكن است عكس اين قضيه نيز اتفاق بيفتد.
انتقال از مادر به كودك:
يك مادر آلوده مى تواند عفونت ايدز را در حين حاملگى به جنين منتقل كند يا در هنگام ولادت از طريق تماس خونى، نوزادش را آلوده نمايد بعد از ولادت نيز ممكن است ايدز را از طريق شير آلوده به نوزادش منتقل سازد.
جلوگيرى در مرحله اول:
از آنجايى كه هنوز هيچ واكسنى براى جلوگيرى از مبتلا به عفونت ايدز كشف نشده وهيچ معالجه اى براى ايدز ايجاد نشده است، جلوگيرى در مرحله اول شامل تمام مواردى مى باشد كه براى ارتقاء بهداشتى وجلوگيرى او مبتلا به عفونت ايدز صورت مى گيرد.
روشهاى رايج جلو گيرى در مرحله اول عبارتند از:
ـ آموزش بهداشتى عمومى
ـ ارتقاء فعالتهاى بهداشتى
ـ اطلاع رسانى در باره روشهاى جلو گيرى از بار دارى
ـ در دسترس بودن وسايل حفاظتى مثل كاندوم اقدامات خاصى كه براى جلوگيرى او عفونت ايدز بايد انجام شود عبارتند از: خود دارى از فعاليت جنسى يا افراد آلوده به ايدز. ـ خود دارى از فعاليتهاى جنسى مضر مثل ارتباط جنسى از طريق مقعد (زيرا ممكن است، باعث آسيب به رشته هاى بدن شود)،
عدم استفاده از مواد مخدر تزريقى عدم استفاده از وسايل شخصى ديگران مثل مسواك، تيغ يا ساير وسايلى كه ممكن است حاوى خون يل ترشحات بدن باشند.
انجام آزمايش آنتى بادى ايدز در هنگامى كه قصد حامله شدن وجود دارد. اكثر موارد انتقال ايدز در هنگام كار در موسسات طبى، بهداشتى رخ مى دهد، بطوريكه در پرستاران، تكنسين ها وداكتران اين احتمال بيشتر وجود دارد. در اينجاچند روش جلوگيرى از ايدز براى پرستاران وساير افرادى كه به مسلك طبى مشغول هستند آورده شده است
ـ هميشه احتياط هاى استاندارد را بكار بريد
ـ دستها را بطور مرتب بشوئيد .
تمام وسايل تيز وبرنده را با احتياط برداريد.
ـ از محفظه هاى مقاومى كه براى وسايل تيزيكبار براى استفاده ساخته شده اند استفاده نمائيد.
هيچگاه چو باره ا. اقچام به گذاشتن در پوش سوزن نكنيد.
ـ براى جلو گيرى از انجام تنفس دهان به دهان در مواقع ضرورى، هميشه وسايل تنفس مصنوعى رؤا در دسترس داشته باشيد، يك بار مواجه شدن باخون آلوده به ايدز تقريباً يك در 300 احتمال منجر شدن به عفونت ايدز را دارد.
جلوگيرى در مرحله دؤم:
براى جلو گيرى در مرحله دؤم او ايدز هدف ما شنا سايى بيماران در مراحل اوليه مبتلا به عفونت ممكن است به كاهش شدت بيمار كمك نمايد. ، اقدامات راجى كه در مرحله دوم براى جلوگيرى انجام مى گردد شامل فعاليتهاى بيمار يابى وآموزش در باره شناسايى علايم بيمار مى بشد.
ارزيابى بيماران مبتلابه ايدز:
ارزيابى بيماران مبتلا به ايدز نى تواند بسيار مشكل ، اولاً بخاطر اينكه تشخيص عفونت ايدز در افراد ممكن است دشوار باشد، زيرا ويروس داراى يك دوره طولانى پنهان مى باشد. آزمايشها ممكن است به مدت چندين ماه وجود ويروس را در بدن نشان ندهند. بعلاوه علايم ونشانه هاى اوليه عفونت ايدز غلب با يك آنفلو آنزاى ساده اشتباه گرفته مى شوند.
دوره پنجره :
در صورتى كه آنتى بادى در مقابل عفونت ايدز هنوز در بدن تشكيل نشده باشد ، آزمايش ايدزيى نتيجه خواهد بود به مدت زمانى كه عفونت ايدز در بدن وجود دارد اماهنوز آنتى بادى هاى آن ايجاد نشده اند، اصطلاحاً دوره پنجره (window period ) گته مى شود وممكن است چندين روز يا چندين ماه طول بكشد اين مدت در بيشتر موارد، كمتر از سه ماه طول مى كشد اما در بعضى مواقع نيز مى تواند مدت بيشترى باشد ولى معمولا ازشش ماه كمتر باشد.

خلقت شتر

خلقت شتر

بقلم فراس نور الحق
قال تعالى : (أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ {17} وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَتْ {18} وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ {19} وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ {20} فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ{21} لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ {22}[ الغاشية ].

آيا آنان به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده است؟!  وبه آسمان نگاه نميى كنند كه چگونه بر افراشته شده است؟! وبه كوهها نمى نگرند كه چگونه نصب وپا برجاى شده اند؟! وبه زمين نگرند كه چگونه پهن وگسترانيده شده است؟! تو پند بده ويا آورى كن چرا كه تو تنها پند دهنده وياد آورى كننده اى وبس ، تو بر آنان چيره ومسلّط نيستى.

خانواده شتر يكي از كوچكترين خانواده‌ها در ميان جانوران مي‌باشد. بجزشتر دوكوهانه وچهر كوهانه چهار نوع ديگر از اين خانواده وجود دارد .خلقت شتر يك شكل عجيب كه داراى سر واسرار مى باشد .

گـوشـهـای : گـوشـهـای آن کـوچکـ و پـوشـيـده از مـوهـای پـرپـشـت و بهم چسبيده است، که باعث می شود شن و ماسه داخل گوش آن نروند.
سوراخ بينی: پـوسـته مـخاطی سوراخ بينی آن سطح خيلی پهنی دارند که راه نفوذ برای شن و ماسه به داخل بينی باقی نمی گذارند، ولی نم و رطوبت لازمه هـوای تـنـفـس را از هـوا می
 مکند و جذب می کنند.
پلك چشم:

مژه های آن خيلی پرپشت و کيپ همديگر هستند که باعث می شود شن و ماسه و سـنگـريـزه هـای اطـراف به درون چشم وی نـفـوذ نکنند.
پاهاى شتر:
پاهاى شتر طبعيتا دراز بوده واز تناسق خوبى برخوردا مى باشد كه باعث بلند نگاه داشتن جسمش مى باشد تا كه  از غبار وآلودگى زمين در امان بماند .
كف پاى شتر:
کف پهن پای آن با يک قشر شاخه ای مجهز شده که باعث می شـود پای آن در شن و مـاسـه فـرو نرود. وپارا در مـقـابل ماسـه هـای تيز و گرم نيز محافـظـت می کند.
معده:
روده آن سلولهای جذب آب دارد. اين سـلـولـهـا قـسـمـت زيـادی از آب مـصـرف شـده مـوجود در غذای روده را جذب می کنند و برای بدن نگه می دارند. (به اين خاطر سرگين آن خيلی خشک است).

درازى گردن آن :
خداوند در قران كريم به شتر اهميت زياد داده است بخاطر اينكه، در نزد عربها اين يك حيوان خيلى محبوب بود ، شتر كه گردن دراز دارد تاكه بتواند گياهان دشت وصحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد، ونيز از درختهاى بلند استفاده نمايد ودرازى گردن شتر وى در وقت از زمين خيستن برايش كمك ميكند . واين خود در حقيقتيك نوع سرى مى باشد كه خداوند در آن خلق نموده است .تکـيه گاهـهای وی در حالت نشستن (يعنی زانوها، آرنجها، وسينه) از قـشـر کلفـتِ پوستِ مرده تشکـيل شده است. اين قـشـر گرما را خنثی می کند و باعث می شود بدن آن زخم نشود مقاومت آن در مقابل حرارت درجه حرارت بدن وی می تواند خـيـلـی تغـيـيـر کـند ضمن اينکه
 از پستانداران است.حرارت بدن وی بين 34 تا 41 درجه در تغيير است. وقتی دما بالا برود دمای بدن وی نيز بالا می رود، اين امر باعـث می شـودکـه تـا دمـای مـشـخصی نيازی به عرق کردن برای خنک کردن خود نداشته باشد. و در مصرف آب خود صرفه جوئی کند. داخـل دهـان آن از پوست سفـت و سخـت پـوشـيـده شـده کـه باعـث می شود بتواند گياهان دشت و صحرا که خشک و خاردار هستند را بخورد و زخمی نشود کوهان آن محل ذخيره انرژی است. ضمن اينکه چربی آن قشری برای مقابله با گرما نيز هست.
سطح کمر آن باريک است. که باعث می شود تابش گرم و سوزان نيم روزی
خورشيد، فقط به قسمت کمی از بدن وی بطور مـؤثر بـتابـد. و در شرايط تابش قبل از نيم روز يا بعد از آن که خورشيد مايل می تابد، اگـر مـجـبـور باشد در آفـتـاب باشـد، رو به خـورشيد و يا پـشـت به خـورشيد زمين گير می
شود. که اين نيز بنوبه خود باعث می شود تابش مؤثر خـورشيد فقط سوزان را خـنـثی می کند. به اين ترتيب شتر می تواند گرمائی که خيلی از حيوانات ديگر را می کشد تحمل کند.کليه های وی قسمت زيادی از آبهای مصرف شده را دوباره پس می گيرند، (به اين خاطر ادرار آن غليظ  ومحكم است). پوست پـشـمی آن باريک و نرم است. هم گرما را خنثی می کند و هم بدن را خنک می کند. از لحاظ در بسيارى از كشورها پشم شتر با قيمت عالى
به فروش مى رسد، كه از آن خيمه ويا فرشهاى مظبوط مى سازند تاكه درجه حرارت را كم كند .
وقـتی ادرار می کند، دم خود را می جنباند تا ادرار به پـاهـا پاشيده شود. به اين شکل با خيس و مرطوب کردن خود به خنک شدن خود کمک میکند. شکم وی خيلی بزرگ است. می تواند تا 200 ليتر آب بنوشد. علاوه

پاهاى شتر طبعيتا دراز بوده واز تناسق  خيلى محكم برخوردا مى باشد


بر آن مجراها و منابع ذخيره آب نيز دارد. که هنگام آب خوردن آنها را نيز پر می کند. مجرای خون وی در اعماق  بدن قـرار نگرفـته بـلکه زير پوست گردن وپاها و پهـلـوهـا قرار گرفته است. اين باعث می شود که گرمای بدن را بيشتر به سطح بدن منتقل کند. و سـرخ رگـهـا حتی در شـرايـطـی که تقـريـباً بی آب باشند و در وضعيت تقريبی معادل يک دويست هزارم حجم واقعی خود، باز هم می توانند اکسيژن را به نقـاط مختـلف بدن منتقل کنند. شتر در واقع به حساب دشت و صحرا پرداخته شده است. يعنی برای گرما، کـمـبـود آب، شـن و مـاسـه. کـسـانی می گـويـند دليلی برای وجود خدا نمیبينند. قرآن آنها را به مطالعه پديده های طبيعی مراجعه می دهـد. انـتـخـاب شتر از ميان ساير حيوانات برای مطالعه، به اين معنی است که وی چيزهای خاصی دارد. بر اساس شـناختی کـه ما امروزه از بافت بـيـولـوژيکی شـتـر داريـم نـيز در


واقع همينطور هم هست، و می بينيم که در ساختار آفرينش شتر مغز و انـديـشـه و حساب و کتاب خوابيده است، كه اسرار آن را خالق آن ميداند.
در حالـيکـه در گذشته مردم فکر می کردند که تحمل شتر زياد است نه اينکه چيز خاصی در آن می ديدند.
اهميت شتر در مورد امن غذائى در سالهاى 1984و 1985، قاره افريقا مواجه خشك سالى شد، ودر نتيجه بسيارى از مواشى آن مناطق به هلاكت

مژه های خيلی پرپشم دارد

رسيدند. ولكن شترها باقى ماندند، ونيز مردمان كه مصدر رزق شان شتر بود از اين قحط وخشك سالى جان به سلامت بردند. بر اساس تحقيقات

منتشر شده از سوی متخصصان سازمان جهانی بهداشت، با توجه به خواص مفيد فرآورده های شتر، چندين ميليون مشتری بالقوه در جهان عرب و ده ها ميليون نفر ديگر در اروپا، آمريکا و آفريقا، باعث می شود که توليد و صدور اين فرآورده ها بازاری پر رونق را ايجاد کند.در بعضى مناطق جهان شتر
به عنوان وسيله ای حمل و نقل بوده وبراى وارد وتصدير مواد غذائى بوده در بدله اى ماشين استخدام مى شود اين  سبب شد كه مردمان افريقا شروع به تبيت شتر پرداختند ؛ تاكه بتوانند در

مقابل چنين حوادث مقاومت كنند.
سفينه صحراء
شترداری به درازای تاريخ زندگی عربها در شنزارهای گرم و خشک جزيره عربستان و صحراهای شمال و شرق آفريقاست . آنها در مسير تاريخ از گوشت شترها خورده اند، از پشم و پوست آنها استفاده کرده اند و در جنگ ها و در مسير راهها به راندن شترها پرداخته اند. سؤال اينجاست كه شتراها چرا در مقايسه با ساير حيوانات اهلی و با توجه به

شتر كه گردن دراز دارد تاكه بتواند گياهان را از شاخهاى درختها بخورد

خاصيتهای مفيد شتر، اين حيوان در تمام نقاط جهان، از جمله در اورپا، کمتر  مورد توجه بوده است؟! علاوه بر اين، مردمان آن مناطق می گويند که کشف نفت در کشورهای عرب حاشيه خليج که ثروتمند شدن مردم اين مناطق را به دنبال داشته، انگيزه پرورش شتر در اين مناطق (به عنوان يکی از مناطق اصلی پرورش شتر) را تضعيف کرده است.

آنها می گويند با سرازير شدن خودروهای قدرتمند بيابانگرد به اين مناطق، شتر حتی به عنوان وسيله ای برای حمل و نقل نيز، جايگاه خود را از دست داده است. با تمام اين اوصاف، عده زيادی در خاورميانه به شترداری به عنوان يک سنت نگاه می کنند و سعی می کنند به آن ادامه دهند. مسابقه شتر رانى که از سرگرمی های جذاب ثروتمندان و اميرزادگان عرب است همه ساله پر رونق تر از پيش در چند کشور عربی برگزار می شود. پس از اينکه اين

مسابقات به دليل استفاده از خردسالان برای شتر، دوانی مورد انتقاد جامعه جهانی قرار گرفت، دست اندرکاران مسابقات شتر دوانی، از روبات بجای سوارکار استفاده کردند.
شير شتر
ممکن است بعنوان تازه ترين اغذيه مقوی وارد بازار شود و قفسه مغازه های فروشنده مواد غذايی سالم را پر کند.
سازمان ملل خواستار فروش شير شتر به غرب شده است. اين شير سرشار از ويتامين ب وسي است و
۱۰برابر شير گاو آهن دارد. شير شتر که کمی شورتر از شير معمولی است بطور گسترده ای در جهان عرب مصرف می شود و برای توليد پنير بسيار مناسب است. برخی از مهمترين پخش کنندگان مواد غذايی برای فروش اين محصول

در بريتانيا ابراز علاقه کرده اند. علاوه بر مواد معدنی و ويتامين، تحقيقات نشان داده که پادتن های موجود در شير شتر ممکن است برای غلبه بر بيماری هايی نظير سرطان، ايدز، آلزايمر و هپاتيت ث مفيد واقع شوند. در همين حال تحقيقات برای يافتن نقش آن در کاهش تاثير ديابت و بيماری های قلبی نيز ادامه دارد. سازمان خوار و بار جهانی، بازوی اغذيه سازمان ملل متحد، از

فرهنگنوشيدن  شير شتر در کشورهای  عربی به چشم ديده مى شود

توليدکنندگان خواسته تا فروش اين محصول به غرب را آغاز کنند. اين سازمان اميد دارد گروه های کمک کننده و سرمايه گذاران به توسعه اين بازار کمک کنند. يکی از مسئولان اين سازمان می گويد: "استعداد اين محصول عظيم است. شير، پول است".
يکی از مشکلات در ارتباط با اين محصول که هنوز حل نشده باقی مانده ناسازگاری آن با دمای بسيار بالاست و بايد برای افزايش زمان مصرف آن فعاليت های بيشتری صورت گيرد. بعضى علماى بهداشتى گفتند "شير شتر می تواند افزوده مفيدی

برای رژيم های غذايی باشد چرا که دارای کلسيم و ويتامن ب است و از چربی کمتری نسبت به شير معمولی گاو برخوردار است". "با اين حال اين شير گران تر از شير گاو است و مزه ای دارد که ممکن است برخی از مردم از آن خوششان نيايد.(أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ) آيا آنان به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده است؟! خلقت شتر يك نوع معجزه اى بوده كه خداوند
متعال بنا بر عظمت خويش آفريده است تاكه منكرين حق رجوع از ضلالت شان برگردند.از نگاه شكل همچون يك شىء غريب مى باشد كه بيننده آن در تعجب مى أفتد.
المراجع :
كتاب رحيق العلم والإيمان  الدكتور أحمد فؤاد باشا .
مقالة للكاتب التركي بروفيسور هارون يحيى .

ازدواج های اجباری ومخاطر آن

ازدواج های اجباری ومخاطر آن

ازدواج های اجباری يکی از پر مخاطر ترين پرابلم های اجتماعی است که مردمان بعضی کشورهای اسلامی در اين گرداب مرگبار دست وپا ميزنند. بی ترديد چنين ازدواج ها از مهمترين عوامل انحطاط خانوادگی بوده که در دراز ندت يا کوتاه مدت شيرازه زندگی خانوادگی را از هم پاشيده, سر انجام زندگی جوانان وخانواده ها را دچار بد بختی می سازد, که در اين نويشته برادران مسلمان را آگاه ميسازم به اشکال ازدواج های اجباری:

1 ـ ازدواج هايی نا متجانس: منظورم ازدواج هايی است که در آن تفاوت عمر ميان دختر وداماد در نظر گرفته نمی شود. من از اين قبيل ازدواج ها را  در اطراف واکناف بعضی کشورهای اسلامی بسيار سراغ دارم: برخی دختران ويا خواهران خود را به جبرو واکراه به عقد کسانی در آورده اند که عمر آنها ( داماد) از هفتاد تجاوز کرده در حاليکه دختر 16 يا 18 سال از بهار عمر خود را پشت سر گذاشته وبس که ولی امر دختر صرف بخاطر ثروتمند بودن, او را به دامادی قبول نموده, احساس ومشاعر دختر را ناديده گرفته او را درچاه آتش می اندازد. متأسفانه شيخ ها هم در بدل چنين پولی به اين نوع عقد ها علامت صحيح می گذارند!.استاد مصطفی سباعی در کتاب خود : ( زن ميان فقه وقانون) وشيخ علی طنطاوی در بعضی مقالات خويش در مورد چنين ازدواج ها می گويند( يجوز قضاءً ويحرم ديانةً)يعنی از نظر قضائی وقانونی اشکالی ندارد ولی از نظر ديانت اهداف ومقاصد يکه در وراء ازدواج نهفته است حرام است.بارز ترين اهداف شرعی ازدواج که سکون نفس, مودت, عشق ومحبت است در اين نوع ازدواجها تحقق نمی پذيرد. گذشته از آن مصالح عليای مجتمع را به مخاطره می افگند. خدواند متعال می فرمايد: ( ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها وجعل بْنكم مودة ورحمة) دوشيزگان مظلوم در حاليکه 16 سال بهار عمر خود را گذرانده اند ودارد تازه گلهای شان شگوفه می کند به عقد پدر بزرگانشان در می آیند. آيا اين جفا در حق دختران واهانت به ارزشهای انسانی نيست؟ همه ميدانيم که مقصد ازدواج تنها لقمه طعام وياپارچۀ لباس نيست بل اسراريست که در گهر عشق ومحبت جوتنه ميزند.

نمايندگان زن در مجلس بلوچستان پاکستان
 

ـ ازدواج خونبها ( در بدل ديت یا جزيه آن ) در ميان بعضی از کشورهای شرقی دختر دادن در بدل خونبها( يعنی ديت) ورثۀ مقتول رواج دارد تا بدينصورت ورثۀ مقتول از اجرای قصاص صرف نظر کنند. خونبها قرار دادن دختران پديده ای است شوم که هيچ اصل شرعی ندارد وبرانگيزندۀ نگرانی است .زيرا خانواده شوهر بسوی دختر به ديده قاتل نگريسته, مورد اهانتش قرار می دهند. سر انجام گل های آرزويش در غم وشکنجه پر پر می شود.واز طرف ديگر ازدواجی که منتج به ظلم وبربريت شود از نگاه شريعت اسلام حرام قرار داده شده است.

ج ـ از دواج بخاطر آخذ موقعيت سياسی واجتماعی ...دوست داران جاه ومال با در نظر داشت شرايط کنونی عالم ثالث در آن ستم بی عدالتی وجود داردهيچ نهاد قانونی بخاطر دفاع وتأمين حقوق دختران وجود ندارد . هستند, پدران وبرادرانی که دختران ويا خواهران خود را قربانی هوا وهوس خود می کنند, چون از طريق ديگری نتوانستند به اهداف خود نايل آیند به دختر يا خواهر دادن( جبراً) به پول داران يا ارباب های قدرت , خويشاوندان رهبر حتد نوکران شان می خواهند أخذ موقعيت کنند. بناءً با زور دختران خود را در قيد نکاح لفراد مذکور در می آورند که در نتيجه به خود کشی , فرار, قتل شوهر وغيره تن می دهند ويا در خانۀ جهنمی شوهر می سوزند, خود سوزي زنان دربعضی کشورهای ازدست ستم واسارتهاي تحميلي چنان ابعاد گسترده اي به خود گرفته است که بعضی ازموسسه هایحقوقی اين را بزرگ ترين خطر دانستند.اين را بايد بدانيم, وقتيکه زنان ومردان ناخوان باشند، آنها وسيعاً فکرکرده نمي توانند، ازاينروآنها نمي توانند مشکلات شان را حل بکنند. آنها تصميم مي گيرند که خود را بسوزانند ويا اينکه شوهران شان تصميم مي گيرند تا زنان خود رابسوزانند. ازدواجهاي اجباري که زنان جوان را به مردان سالمندي مي دهند که اکثراً دوسه زن ديگرنيزداشته اند ، ويا ازدواجهايي که به خاطرحل مناقشات ميان خانواده ها صورت مي گيرند ويا بعضاً هنگامي خسرها تقاضاي نامشروعي ازعروسان شان مي داشته باشندف کاررا به چنين اقدام هولناک وکشنده مي کشاند.اين نوع اعمال نه تنها جايگاه در شرع اسلام ندارد بل مخالف تمام سنن وارزشهای انسانی به شمار می رود.

.

ازدواج نذرانه:يا سبحانه الله چقدر جهالت است که بعضی ها به اساس خلوص وارداتی که به قطب, پير, يا شیخ طريقه, ابدال دارند دختران را نذرانه قرار داده به عقد  آنهائی در می آورند که خورشيد عمر شان در حال غروب است.چون پدر نذر کرده است دختر نبايد سر کشی کند بحکم اينکه از فرمان پدر سر پيچی کردن جرم وبی باکی تلقی می شود! آری, وفا به عهد ونذر, کاری است پسنده؛ اما نه سلب حريت ها وپايمال کردن ارزشهای انسانی. اين نوع ازدواج شکلا ومضموناً مخالف شرع است. قربانی اين پديده های شوم ازدواج اجباری تنها دختران نيستند بلکه پسران هم هستند, زيرا برخی از پدران ومادران پسر خود را تهديد می کنند که اگر فرزندشان با فلان دختر ازدواج نکند از طرف پدر عاق ومادر شير سفيدش را برای وی نخواهد بخشي؛ در حالی که اسلام نمی خواهد بنای ازدواج را به الزام واجبار بناکند. زن بايد محبوب باشد, اساس کانون خانواده را محبت رقم بزند. تقاضای محبت وعلاقه اجبار والزام نيست. روحيه حاکم بر جامۀ  ما مسلمانان بايد به اتخاب پدر ومادر جامعۀ عمل پيپوشند يک روحيه کلاسيک و سنتد. آنها يی که انتخاب پدر ومادر را برای او لادشان مصلحت تلقی ميکنند اين يک امر مسلم نيست؛ چون پدران ومادران زيادی وجود دارند که جگر گوشه ها شانرا قربانی مقاصد خود کرده اند. می پذيريم که پدر ومادر بحکم عاطفه دوست دارند اولادشان را حتباشند؛ اما مهمتر از آن بايد در نظر داشت که پدر ومادر به چه ارزشهايی ارج می نهند وانديشه وافکار شان از کجا تراوش مي کند. آنها يی که به ولايت مطلق  اوليا به اساس " لا نکاح الا بولي" باور دارند به حطا رفته اند علماء ودر رأس شان حضرت أبو حنيفه رحمت الله عليه وعلماء معاصر ولايت ولی , ولايت اختيار ميدانند نه ولايت اجبار؛ زيرا ولايت بالغ وعاقل در روشنائی مصلحت شان ورضايت شان ثابت ميشود.بناء ولايت اوليای: معتوه, ابله, احمق, سفيه وماديت پرست مورد سوال قرار ميگرد. بنا بر آن پسران ودختران, در چارچوب ارزش های اسلامی, ميتوانند شريک زندگی خود را خود انتخاب کنند. وبه اساس ارزش های انسانی پابه عرصۀ مسؤليت گذاشته خانواده تشکيل دهند. برخی هم " لانکاح الا بولي" را هم مختص ميدانند که در صورت بلوغ برايشان نکاح نيز ثابت ميشود.آرزومندم که اوليای امورتصاميم شانرا در رابطه به ايجاد خانواده, به اساس تعاليم  والای اسلام ودر روشنايی اهداف ومقاصد شرع, طرح ريزی کنند تا جگرگوشه ها يشان در فضای آگنده از سعادت ونيک بختی, در تکامل جامعه اسلامی کوشا, فعال وبارسالت نقش ارزنده ايفا کنند.